استاد طباطبایی مطرح کرد؛

مباحث بنیادین معرفت‌شناسی

استاد سید محمد طباطبایی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع‌رسانی نشست دوره‌ای اساتید، به تبیین مباحث بنیادین معرفت‌شناسی، اهمیت آن در عصر حاضر و نقد جریان‌های فکری معطوف به شک‌گرایی و هرمنوتیک پرداخت و بر ضرورت شناخت عمیق شبهات و پاسخ منطقی به آنها تأکید کرد.

/270/260/21/

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو  با تبریک فرارسیدن ماه مبارک رمضان و بهره‌گیری از ادعیه وارده برای این ماه شریف، بر اهمیت موضوع «معرفت شناسی» تأکید کرد و به معرفی کتاب «معرفت‌شناسی» اثر گرانقدر آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی (ره) پرداخت.

 

مفهوم‌شناسی و ضرورت علم معرفت‌شناسی

استاد طباطبایی در ادامه به تبیین ضرورت و جایگاه علم معرفت‌شناسی پرداخت و آن را علمی دانست که در عصر حاضر، به دلیل هجمه‌های فکری و شبهات متعدد، به ابزاری حیاتی برای هر اندیشمند دینی تبدیل شده است.

 

وی با اشاره به سابقه این بحث در آثار حکیم بزرگ، علامه طباطبایی (ره) اظهار داشت: مرحوم علامه حدود ۷۰ تا ۸۰ سال پیش در کتاب گرانسنگ «نهایة الحکمة»، به ویژه در مراحل یازدهم و دوازدهم، کلیات معرفت‌شناسی و شبهات مربوط به الهیات بالمعنی الاخص را مطرح و پاسخ داده‌اند. امروزه نیز نیاز جامعه بشری و به ویژه جامعه دینی به این مباحث، بیش از پیش احساس می‌شود.

 

استاد حوزه علمیه قم در ادامه به روش‌شناسی صحیح در ورود به هر علم اشاره کرد و افزود: در کارهای پژوهشی و آموزشی، نخستین گام برای ورود به یک علم، شناخت مبادی تصوری آن است. همان‌گونه که برای شناخت علم کامپیوتر، ابتدا باید با اجزا، کاربرد و چیستی آن آشنا شویم، در معرفت‌شناسی نیز ابتدا باید بدانیم «معرفت» چیست و «معرفت‌شناسی» چه تعریفی دارد.

 

 وی افزود: اگر از ما بپرسند موضوع علم نحو چیست؟ می‌گوییم «کلمه و کلام». موضوع علم منطق، «معرف و حجت» است، یعنی ابزارهایی که انسان را از تفکر صحیح به نتیجه می‌رساند. موضوع فلسفه نیز «وجود بما هو موجود» یا «هستی» است. فلسفه برای مقابله با سوفیست‌ها پدید آمد؛ کسانی که منکر واقعیت و حقیقت بودند. فلسفه آمد تا اثبات کند هر چیزی که واقعیت دارد، قابل بحث و بررسی است.

 

علم حضوری و حصولی؛ دو بال معرفت

استاد طباطبایی با اشاره به دو گونه اصلی علم، یعنی «علم حضوری» و «علم حصولی» اظهار داشت: علم حضوری، علمی بی‌واسطه است. مانند حضور این ماژیک‌ها در مقابل چشم ما. علم حصولی، علمی با واسطه است؛ مانند دانستن تعداد ماژیک‌های موجود در تمام اتاق‌های یک ساختمان که نیازمند جستجو و شمارش است.

 

وی با استناد به آیه شریفه «أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى» (سوره علق)، علم به نظارت الهی را مصداقی از علم حضوری برشمرد و افزود: در نماز، از ما «حضور قلب» خواسته شده است؛ یعنی توجه بی‌واسطه به خداوند متعال. اگر این حضور حاصل شود، بسیاری از شک‌ها و سهوها در نماز از بین می‌رود. پیامبر و ائمه معصومین (علیهم‌السلام) به دلیل همین حضور قلب تام، هرگز در نماز دچار شک نمی‌شدند، هرچند احکام شک را برای تعلیم امت بیان فرمودند.

 

استاد حوزه علمیه قم در ادامه به رابطه طولی علم حصولی و حضوری اشاره کرد و با نقل قولی از علامه طباطبایی گفت: تمام علوم حصولی ما به علوم حضوری بازمی‌گردد. همان‌گونه که مباحث فلسفی به عرفان، عرفان به روایات و روایات به قرآن کریم منتهی می‌شود. کسی که فلسفه خوانده باشد، عرفان را بهتر می‌فهمد و کسی که با عرفان و روایات آشنا باشد، در فهم قرآن توفیق بیشتری دارد.

 

راه‌های معرفت و مواجهه با شبهات

استاد طباطبایی در ادامه به راه‌های کسب معرفت اشاره کرد و آنها را به سه دسته کلی «حس»، «عقل» و «کشف» تقسیم نمود. وی درباره راه حس گفت: حواس پنج‌گانه (باصره، سامعه، لامسه، شامّه و ذائقه) نخستین ابزارهای ارتباط ما با جهان خارج هستند. سلامت این ابزار، در صحت شناخت ما نقش اساسی دارد.

 

وی با تأکید بر این نکته که آنچه باعث کمال یک علم می‌شود، شبهات است، به تشریح این مفهوم پرداخت: یک علم زنده و پویا، علمی است که بتواند در برابر شبهات و اشکالات نوپدید، پاسخ‌های قانع‌کننده ارائه دهد. همان‌گونه که علم پزشکی با ظهور ویروس کرونا در سال ۱۳۹۸ به شدت به چالش کشیده شد، اما با تحقیق و تلاش برای شناخت ویروس و تولید واکسن، حیات و پویایی خود را اثبات کرد. علوم الهی نیز چنین است.

 

استاد درس خارج حوزه با نقل خاطره‌ای حکیمانه از مرحوم آیت‌الله حسن‌زاده آملی (ره) فرمودند: مرحوم حسن‌زاده آملی (ره) می‌فرمودند که ابتدا باید شبهه را خوب بفهمیم، تحلیل کنیم و سپس نقد نماییم. نباید پیش از فهم کامل، اقدام به رد کردن کنیم. وی با ذکر مثالی از بازار و ارزش‌گذاری اشیاء، بر ضرورت سنجش اعتبار معرفت تأکید کرد و افزود: همان‌طور که عیار طلا با یک معیار سنجیده می‌شود، معرفت نیز نیازمند معیاری برای سنجش اعتبار است.

 

روش اهل‌بیت (ع) در تربیت شاگردان برای مقابله با شبهات

استاد طباطبایی با اشاره به سیره ائمه اطهار (علیهم‌السلام) در تربیت شاگردان، به این نکته ظریف اشاره کرد که هر کسی شایستگی ورود به میدان مناظرات کلامی و پاسخ به شبهات را ندارد. وی در این زمینه به روایتی از دوران امام صادق (ع) اشاره کرد: در زمان امام صادق (ع)، فردی بازاری از بغداد به محضر ایشان می‌رسید و از خرمن علم آن حضرت بهره می‌گرفت. این فرد که استعداد بالایی در مناظره داشت، با مخالفان بحث می‌کرد و حتی ابوحنیفه را مجاب می‌نمود. در مقابل، ابا خالد کابلی که از یاران خاص امام بود، به دلیل زودرنجی و کم‌حوصلگی، از مناظره منع می‌شد. امام تعبیر زیبایی دارند که این فرد بازاری، مانند یک جنگجو شمشیر می‌زند و با متانت و بردباری، شبهات را دفع می‌کند.

 

وی از این روایت چنین نتیجه گرفت: در مواجهه با شبهات، نباید عصبانی شد و گارد گرفت. باید با سعه‌صدر، حرف طرف مقابل را شنید، تحلیل کرد و پاسخی منطقی و آرام داد. اگر شاگردان امام در مناظره تند می‌شدند، امام آنان را نکوهش می‌کردند و می‌فرمودند مگر از امامتان یاد نگرفته‌اید که چگونه آرام و استدلالی بحث کنید؟

 

شک‌گرایی و نسبی‌گرایی؛ آفت معرفت دینی

استاد طباطبایی در بخش دیگری از این گفتگو به مباحث درس هشتم یعنی «شک‌گرایی و نسبی‌گرایی» پرداخت و پرسید: آیا ما می‌توانیم به هر چیزی شک کنیم؟ آیا حقیقت مطلق وجود دارد یا همه چیز نسبی است؟ وی این دسته از شبهات را از جمله مهمترین چالش‌های فراروی اندیشه دینی در عصر حاضر دانست که باید با دقت بررسی و نقد شوند.

 

هرمنوتیک فلسفی؛ از کتاب مقدس تا قرآن

استاد طباطبایی با بیان تعریفی ساده از هرمنوتیک به عنوان «برداشت‌های مختلف از یک متن»، به ریشه‌یابی این بحث در تاریخ مسیحیت پرداخت و گفت: این مسئله از آنجا شروع شد که مسیحیان درباره کتاب مقدس خود (انجیل) که حدود ۱۰۰ سال پس از حضرت عیسی (ع) گردآوری شده است، برداشت‌های متفاوت و گاه متضادی داشتند. وجود فرقه‌های متعدد مسیحی، نتیجه همین اختلاف در فهم متن مقدس است.

 

وی با هشدار درباره تسری این تفکر به جهان اسلام افزود: برخی از روشنفکران با مشاهده این اختلاف‌ها در میان مسیحیان، سعی کردند این رویکرد را به قرآن کریم نیز تعمیم دهند. آنان می‌گویند با توجه به وجود تفاسیر متعدد از قرآن، شاید این کتاب نیز کلام خدا نباشد، بلکه کلام پیامبر (ص) است! این یک قیاس مع‌الفارق و نتیجه‌گیری باطل است.

 

وی برای تبیین این تفاوت بنیادین، به توضیح دو گونه وحی پرداخت:

1. وحی متلو (قرآن کریم): در قرآن، هم لفظ و هم معنا از جانب خداست. پیامبر اکرم (ص) تنها واسطه ابلاغ بودند و هیچ تصرفی در الفاظ نداشتند. آیه شریفه «لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ» (قیامت: ۱۶) گواه این مطلب است که پیامبر مأمور به تأنی در دریافت و ابلاغ وحی بودند.

2. وحی غیر متلو (حدیث قدسی): در حدیث قدسی، معنا از جانب خدا بر قلب پیامبر (ص) القا می‌شود، اما الفاظ از سوی ایشان انتخاب و بیان می‌گردد. به همین دلیل، حدیث قدسی معجزه نیست و دیگران می‌توانند مانند آن را بیاورند.

 

استاد طباطبایی با استناد به سوره انعام، که به سوره احتجاج معروف است، تأکید کرد: در روایت است که با نزول هر آیه از سوره انعام، هفتاد هزار فرشته آن را بدرقه می‌کردند و برای آن اهمیت ویژه‌ای قائل بودند، زیرا این سوره سرشار از آیات مناظره با مشرکان است و بیش از چهل بار با خطاب «قُلْ» (ای پیامبر بگو) آغاز می‌شود تا عظمت و سنگینی پیام الهی را برساند.

 

ج, 12/01/1404 - 16:48