استاد اربابی مطرح کرد:

پاسخ به برخی سؤالات روز جوانان

استاد محمدعلی اربابی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به پاسخ چند سؤال جوانان امروزی پرداخت.

/270/260/20/

آیا حیوانات عقل و شریعت دارند؟

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو با اشاره به لزوم پاسخگویی نسبت به سؤالات و شبهات، در پاسخ به این سؤال که «آیا حیوانات عقل و شریعت دارند» خاطرنشان کرد: اگر عقل را به معنای قوه و ابزار درک اشیا و امور بدانیم، حیوانات نیز عقل دارند.

 

وی در ادامه بیان کرد: انسانها عموماً دارای دو ابزار شناختی هستند؛ حس و عقل. با حواس پنجگانه، اشیاء را می بینند، می بویند، می چشند و ... . آنگاه با عقل به تجزیه و تحلیل آنها می پردازند. هرچند تنها کارکرد عقل، تجزیه و تحلیل داده های حواس پنجگانه نیست.

 

استاد اربابی در ادامه یادآور گردید: حیوانات نیز افزون بر شناختهای حسی، شناختهای عقلی هم دارند؛ آنها میان شناختهای حسی، تجزیه و تحلیل کرده و در مقام تعارض، یکی از آنها را انتخاب و عمل می کنند. برای نمونه، چنین نیست که گوسفند هر چه را ببیند، بخورد. یا حتی هر علفی را که ببیند، بخورد. او نیز در اینجا میان آنچه قابلیت خوردن دارد، عقل ورزی کرده و آنکه را بهتر می داند، می خورد.

 

وی ابراز داشت: البته همانگونه که توان عقل ورزی انسانها یا یکدیگر متفاوت است، توان عقل ورزی میان انسان و حیوان نیز یکی نیست؛ به همین دلیل تکالیف انسان با تکالیف حیوان متفاوت است؛ ازاین جهت شریعت انسانی با شریعت حیوانی متفاوت است و حیوان به حسب توان عقل ورزی که دارد، قاعدتاً باید تکالیفی هم داشته باشد. به همین دلیل، حیوانات نیز در قیامت، محشور می شوند، «و اذا الوحوش حشرت» (تکویر، 5)

 

استاد حوزه علمیه قم در کلام پایانی گفتگو با خبرنگارپایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: برخی انسانها از نظر توان عقل ورزی ممکن است نزدیک به حیوان باشند. مانند نوزادی که تازه به دنیا آمده، یا انسانی که ما او را دیوانه می خوانیم، توان عقل ورزی او ممکن است، نزدیک به توان عقل ورزی حیوان باشد.

 

چرا در دنیای معاصر، خداوند متعال برای هدایت بشر معجزه‌ای انجام نمی‌دهد؟

استاد محمدعلی اربابی در پاسخ به دومین سؤال اظهار داشت: سؤال برخی از جوانان آن است که « چرا در دنیای معاصر، خداوند متعال برای هدایت بشر معجزه‌ای انجام نمی‌دهد؟»

 

وی افزود: معجزه کاری غیربشری برای شناخت پیامبر راستین از پیامبر دروغین است. انسانها با ارائۀ معجزه، پیامبر را شناخته و می توانند هدایت شوند؛ و از آنجا که پیامبر اسلام (ص) آخرین پیامبر الهی است، پس از ایشان پیامبری نخواهد بود تا معجزه بیاورد.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در این دوران، کارهای غیربشری و خارق العاده ای به اذن خدا انجام می شود که انسانهای حق جو با ملاحظۀ آنها می‌توانند راه را بشناسند؛ و اگر کسی قصد هدایت نداشته باشد، با روشنترین معجزات نیز هدایت نمی شود، چنانکه مخالفان پیامبران از معجزات آنها هدایت نشدند. برای نمونه، در پیروزی مردم ایران بر نظام شاهنشاهی امداد الهی هویداست. چراکه انقلابیون، بدون آنکه دستور به شلیک یک گلوله داشته باشند، بدون سلاح، نظام طاغوتی مسلح را به زانو درآوردند. آری اینجا امداد الهی پشت سر مردمی که برای حاکمیت دین خدا قیام کردند، قابل مشاهده بود.

 

وی خاطرنشان کرد: بعد از آغاز جنگ هشت سالۀ ایران و عراق و همراهی بیش از سی کشور در یاری کشور عراق، نظام اسلامی در این جنگ نابرابر با کمترین امکانات، حتی یک وجب از خاک کشور را از دست نداد و به پیروزی رسید، این پیروزی با هیچ قانون بشری نمی سازد، اینجاست که باید دست خدا را دید و هدایت شد.

 

استاد حوزه علمیه قم تصریح نمود: وقتی سپاهی کوچک مانند حزب الله لبنان در برابر سپاهی بزرگ و تا بن دندان مسلح در جنگ 33 روزه پیروز می شود، انسان باید به وجود نیروی کمکی الهی ایمان بیاورد. چراکه این پیروزی با هیچ قانون طبیعی سازگار نیست. افزون بر آن، هنوز باب کرامت ارواح امامان علیهم السلام و اولیای الهی باز است که در صورت نیاز و صلاحدید، کراماتی را انجام میدهند که ارزش معرفتی و هدایتی فراوانی دارد.

 

کدام نوع جهاد، بر دیگر انواع جهاد مقدم است؟

استاد محمدعلی اربابی در پاسخ به این پرسش که «کدام نوع جهاد، بر دیگر انواع جهاد مقدم است؟» اظهار داشت: حفظ دین در هر زمانی نیازمند جهاد دینداران است و گرنه پرچم دین سرافراز نخواهد ماند. اگر حفظ دین تکلیف دینداران است جهاد برای حفظ آن هم واجب است.

 

وی افزود: جهاد در راه خدا به معنای عام خود، شامل جهاد جانی، مالی، اقتصادی، فرهنگی و علمی و ... می‌شود و اگر دینداران در هر کدام از این عرصه‌ها جهاد نکنند و قوی نشوند، پرچم دین سرافراز نخواهد بود.

 

استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: به نظر می‌رسد مهمترین نوع جهاد، جهاد علمی و تبیینی است. اگر جامعه مجهز به علم نباشد در اغلب عرصه‌ها ضعیف خواهد شد. اگر جامعه فقر علمی داشته باشد، نمی‌تواند اقتصاد قوی، داروهای مورد نیاز، تجهیزات نظامی لازم و ... داشته باشد. همچنین اگر جامعه ضعف علمی و شناختی داشته باشد، دینداران متوجه تکالیف دینی خود از جمله لزوم جهاد جانی برای حفظ دین نخواهند شد و انگیزه‌ای برای حضور در جبهه‌های نبرد نخواهند داشت. همین جهاد علمی و تبیینی است که موجب آوردن مردم در کف خیابان خواهد شد.

 

وی ابراز داشت: جامعه‌ای که عمارهای تبیین گر آن کم باشند، مالک اشترهایش کاری از پیش نخواهند برد و در آستانه پیروزی ناگزیر به کنار گذاشتن سلاح خواهند شد. فصل مهر است و معلمان عزیز، اگر اهمیت کار خود را بدانند، به گونه‌ای خود را وقف دانش‌آموزان می کنند که اگر از آنها سؤال شود، «از این بیشتر نمی‌توانستید خدمت کنید»، با افتخار بگویند که این نهایت ظرفیت من بود.

 

آیا فرشتگان از عقل و اختیار برخوردارند؟

استاد محمدعلی اربابی در پاسخ به این سؤال که « آیا فرشتگان از عقل و اختیار برخوردارند؟» خاطرنشان کرد: فرشتگان موجوداتی مجرد و دارای انواع گوناگونی می‌باشند که در دستگاه الهی به تسبیح خدا مشغولند و هر کدام مأموریت ویژه‌ای دارند.

 

وی در ادامه بیان کرد: فرشتگان الهی دارای بالاترین مراتب عقل هستند، هر چند میان خودشان نیز همگی در یک رتبه از کمال وجودی و عقل نیستند. بر پایه برخورداری از همین ابزار شناختی است که وقتی خداوند متعال حضرت آدم علیه‌السلام را آفرید آنها از دلیل آفرینش او پرسیدند. (بقره، ۳۰) پس قدرت فهم و تجزیه و تحلیل دارند.

 

استاد حوزه علمیه قم افزود: افعال فرشتگان در قرآن مورد تحسین قرار گرفته. پس آنها افعالشان را از روی علم و اختیار انجام می‌دهند. البته فرشتگان بر خلاف انسان، دارای قوای شهوت و غضب نیستند و فقط افعال نیک انجام می‌دهند، ولی این به معنای فقدان اختیار در آنها نیست، بلکه آنها همیشه با اختیارشان، افعال نیک انجام می‌دهند.

 

قانون جذب » با «دعا» چه تفاوت هایی دارد؟

استاد محمدعلی اربابی در ادامه پاسخ به پرسش های روز جوانان، به این پرسش پرداخت که «قانون جذب» با «دعا» چه تفاوت هایی دارد؟». وی افزود:  تفاوت‌های قانون جذب با دعا به نحوی است که نوع ورود و خروج به دعا زمین تا آسمان با قانون جذب فرق می‌کند. در قانون جذب این نیروی انسان زمینی و تخیل اوست که نتیجه را تعیین می‌‌کند؛ در حالی‌که در دعا نیروی الهی تعیین‌کننده است.

 

وی افزود: راز دعا احساس نیاز و وابستگی و شکستگی است، اما راز قانون جذب تخیل بی‌نیازی، دارایی، خودمحوری و خود کامی است. دعا در یک لحظه ناب نورانی از سوز و عشق و نیاز به نتیجه می‌رسد، ولی ادعا این است که قانون جذب با استمرار تصور برخورداری و بی‌نیازی و انتقال انرژی خوشی و شادی به تخیلات نتیجه بخش خواهد بود.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم یادآور گردید: بنابر قانون جذب یک شخص باید آرزویی را که با توان تخیل و تجارب خود در دلش پدید آمده به روشنی تصور کند و آن را تجسم بخشد و در نهایت به همان برسد. اما در دعا به تصور و تجسم شفاف و بسته‌ای از دعا نیاز نداریم. بلکه دعا می‌تواند بسیار مبهم و کلی باشد.

 

وی تصریح نمود: در قانون جذب، انسان کانون عالم است و فرمان می‌دهد و محقق می‌شود، کائنات غلام حلقه به گوش و غول چراغ جادو هستند و انسان باید مثل فرمانروای نیرومندی آرزوهای خود را بدست آورد. نیروی برآوردن آرزوها، قدرت تصور و تجسم اوست و آن‌چه انسان بخواهد، همان خواهد شد. اما در دعا خداوند کانون هستی است. فرمان، فرمان اوست و اراده، اراده او. کائنات به اذن او عمل می‌کند و انسان فروتنانه و نیازمندانه از او درخواست می‌کند. هرچه خداوند بخواهد همان خواهد شد و بعد از دعا انسان با همه امیدواری و اعتمادی که به قدرت و مهربانی و بخشندگی خداوند تعالی دارد، تسلیم خواست خدا می‌شود، تا در صورت صلاح بودن دعایش مستجاب و آرزویش برآورده شود.

 

استاد اربابی خاطرنشان کرد: دعا از انسان عبد می‌سازد و از ره‌گذر رابطه بندگی با آفریننده و فرمان‌روای عالم، انسان را بر پدیده‌های هستی و کائنات مسلط می‌کند، ولی قانون جذب انسان را به فرمان روای تخیلی کائنات تبدیل می‌کند. دعا انسان را به فضایل تقوا، تواضع، بخشایش، بندگی، مهربانی و ... می‌آراید، اما قانون جذب انسان را در تخیل رویاهای رنگارنگ و آرزوهای دراز غرق می‌کند و خودمحوری و منفعت‌طلبی و لذت‌جویی را نیرومندتر می‌سازد.

 

وی در ادامه بیان کرد: این تفاوت‌ها و نتایج و آثار دورکننده از ارزش‌های اخلاقی فارغ از درستی یا نادرستی قانون جذب به دنبال عمل کردن بر آساس آن به وجود خواهد آمد. اگر نادرستی قانون جذب مورد توجه قرار گیرد این ناکامی‌ها انسان را هرچه بیشتر در آرزوها و رویاهای خود فرو می‌برد و بیشتر و بیشتر پیامدهای اخلاقی آن را پرورش می‌دهد. گذشته از همه این موارد، قانون جذب در مقایسه با دعا بسیار محدود‌کننده است و با فرض درستی و کارآیی از ظرفیت کمتری برای کام‌بخشی برخوردار است.

 

این استاد حوزه علمیه قم تصریح نمود: بنابر قانون جذب یک شخص باید آرزویی را که با توان تخیل و تجارب خود در دلش پدید آمده به روشنی تصور کند و آن را تجسم بخشد و در نهایت به هم برسد. اما در دعا به تصور و تجسم شفاف و بسته‌ای از دعا نیاز نداریم. بلکه دعا می‌تواند بسیار مبهم و کلی باشد. ما در دعا به جای تصورات محدود خود لطف و رحمت بی‌کران خداوند را معیار قرار می‌دهیم و او بیش از خواسته و تصورما می‌بخشد و عطا می‌فرماید.

 

وی یادآور گردید: قانون جذب سرچشمه کامیابی را در تخیلات محدود جستجو می‌کند، در حالی که دعا کامیابی را به بخشندگی نامحدود خداوند می‌پیوندد. با قانون جذب چنان که ادعا می‌شود، شما به چیزی که می‌دانید چیست و می‌خواستید می‌رسید و این موضوع بسیار تجربه شده است که انسان وقتی به خواسته‌اش می‌رسد، احساس ناکامی می‌کند و در طول این رسیدن ایده‌های فراتری در تخیلش نقش می‌بندد، که موجب می‌شود، لحظه دست‌یابی به رویای گذشته، شادمانی و لذتی کمتر از آن‌چه در آغاز احساس می‌کرد، پیدا کند.

 

استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم یادآور گردید: در دعا اما با توجه به عدم تصور و تجسم خواسته با عطای خداوند به اوج شامانی می‌رسد، بخشش الاهی هر چه باشد، پیش‌بینی نشده و غیر منتظره است و این شرایط از کوچک‌ترین رویدادها و پدیده‌ها بزرگ‌ترین شادمانی‌ها را می‌آفریند. با این توضیحات معلوم می‌شود که همانند انگاری قانون جذب با دعا اشتباهی است که ما را از درک ارزش گنجی نامحدود غافل کرده و با تخیلات محدود سرگرم می‌کند.

 

مرز ارتباط با دشمن و مخالفان دین و مذهب تا کجا است؟

استاد محمدعلی اربابی خاطرنشان کرد: جوانان می پرسند که مرز ارتباط با دشمن و مخالفان دین و مذهب تا کجا است؟ و در این فضای رهای مجازی و تاثیر مخرب بر فرهنگ و تمدن ایرانی، وظیفه نهادهای دینی و نظراتی چیست؟

 

وی در مقام پاسخ یادآور گردید: ائمه اطهار (ع) شیعیان را از مراوده با گروه های معاند و انحرافی از جمله ناصبیها، برخی خوارج، غالیان و مرجئه و حتی ازدواج با برخی از آنان، پرهیز می دادند. امام صادق (ع) درباره تأثیر همنشینی یا مراوده با گروههای انحرافی، فرمود: «با بدعتگذاران معاشرت و همنشینی نکنید؛ زیرا از نظر مردم یکی از آنان به شمار می آیید.» پیامبر اکرم(ص) فرمود: انسان تابع دینِ دوست و همنشین خویش است. بنابراین، سزاوار نیست مسلمان با فاجر، احمق و دروغگو دوستی کند.» 

 

پ, 07/16/1405 - 11:22