استاد اسدالله شکریان آملی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «ابعاد پیچیده ترور امام شهید و لایههای نفوذ درونی» پرداخت.
/270/260/22/
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: نهم اسفند ۱۴۰۴، رؤیای ۳۷ ساله آمریکاییها در تهران به واقعیت مبدل شد، زیرا توانستند بزرگترین دشمن خود را هدف قرار داده و به شهادت برسانند. نباید از این ترور بزرگ در روز روشن و در میان دیدگان جهانیان به سادگی گذشت و ابعاد پیچیده آن را نادیده گرفت.
استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: واقعیت این است که نه ترامپ و نه نتانیاهو هیچکدام جرأت چنین خطای بزرگی را نداشتند؛ نشان به آن نشان که در جنگ ۱۲ روزه، رژیم صهیونیستی حتی به اطراف بیت رهبری شهید نیز نزدیک نشد. اما چه تحولات و بسترسازیهایی برای متوهم کاخ سفید ایجاد شد که این رؤیای مجهول را به داستانی قابل تعبیر تبدیل نمود؟ به نظر میرسد بخشی از جریان سیاسی و صاحب قدرت در ایران، بیمیل در حذف امام شهید نبود تا بتواند روند تسلیمپذیری ایران در مقابل زیادهخواهیهای ترامپ را بدون هیچ مانعی به پیش ببرد.
وی تصریح کرد: از منظر جریان لیبرال در ایران، خامنهای شهید (قدّس سرّه) یک مزاحم بزرگ تلقی میشد و باید او را حذف میکردند؛ زیرا فتنههای متعدد نیز نتوانست آن مرد با صلابت را بشکند؛ از این رو تصمیم بر حذف او گرفته شد و کودتای دیماه ۱۴۰۴ را باید طلیعه این جنایت دانست. آن کودتا دستپخت سیاستهای حسابشده و هدفمند دولتی بوده که محمدجواد ظریف مبتکر و طرّاح آن بوده است.
استاد شکریان آملی در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشت: چه کسانی این تصور را در بخشی از مردم ایجاد کردند که تمام گرفتاریها و افزایش سرسامآور قیمتها زیر سر امام شهید (رضوان الله تعالی علیه) است؟ غیر از این است که فتنه دیماه و تخریب چهره نورانی و مظلوم امام شهید (رحمت الله علیه)، کار یک تیم بزرگ و لایهدار رسانهای بوده است که آدرس دقیق آن را باید از شخص محمدجواد ظریف و یاران همفکر او جویا شد.
وی افزود: جواد ظریف یک مدل موفّق تمدن غرب به رهبری شیطان بزرگ برای سرکوبی نرم و تغییر جمهوری اسلامی در ایران است که سالها در غفلت و شاید در آگاهی برخی از سران و سیاستمداران ایرانی، در قلب آمریکا رشد کرد و شایسته رهبری دگرگونی آرام و بدون سر و صدا در ایران شد. جریان اصلاحات در ایران را باید پدیدهای نوظهور در معادلات بینالمللی ارزیابی کرد که قدرت سرسختترین دشمن آمریکا را در درون آن کشور و با پول و سرمایه جمهوری اسلامی تحلیل میبرد و مرگ خاموش را به دست بخشی از بدنه نظام سیاسی به ارمغان میآورد.
این استاد درس خارج حوزه خاطرنشان کرد: اینک که جواد ظریف و دنبالههای سیاسی او علیه نظام اسلامی و نیروی قدس سپاه پاسداران رجز میخوانند و سمت و سوی افکار عمومی را از دشمنی با آمریکا و رژیم صهیونیستی به سمت دشمنی با سپاه پاسداران و ارکان قدرت ایران عزیز سوق میدهند، آسانتر میتوان به این نتیجه رسید که چه کسانی از داخل، گرای ترور را به ترامپ دادند و نگرانی او را از هر انتقامی برطرف نمودند.
وی ابراز داشت: شاید برای خیلیها زندانی شدن یک نماینده مطالبهگر مجلس در این شرایط حساس عجیب بوده باشد، اما وقتی جبههگیری جدید جریان تسلیم در کشور به رهبری جواد ظریف را مشاهده میکنیم، این نظریه تقویت میشود که باید زباندارها و شاید زباندرازها در حبس باشند تا جریان خیانت، ونزوئلای دیگری شکل دهد.
استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: این لایه نفوذکرده در ساحتهای مختلف قدرت، امروز به تصور این که میتواند اندیشه ذلیلانه خود را بر ملت تحمیل نماید، از چند جبهه به نظام و افکار و ذهنیت مردم هجوم آورد؛ هم جبهه اقتصاد و ارز در دست این جبهه است، هم جبهه فحشا و بیحیایی و دریدگی فرهنگی را حمایت میکند و هم با دشمن بیرونی همآوا شده، نظام سیاسی و نظامیان میدان نبرد ما را آماج تخریب قرار میدهد و فاز دیگری از ناسپاسی و لگد زدن به نظام و ملت خود را تجربه مینماید.
وی در پایان تصریح کرد: ای کاش پرونده مذاکرات عمان قبل از ۹ اسفند ۱۴۰۴ برای مردم منتشر میشد تا روشن میگشت که در پشت خندههای دیپلماتیک و اطمیناندادنهای دروغین بر موفقیت مذاکرات، چه خوابی برای خیابان کشور دوست تهران دیده بودند. جنگ برای یک لحظه هم متوقف نشده؛ فقط مهرههای نبرد تغییر کردند و بمباران ذهن مردم توسط شاهمهرههای داخلی، دردآورتر از بمبهای اف۳۵ آمریکایی است. روزهای پیش رو، روزهای نبرد واقعی حق و باطل است و البته نباید نقش اشعثها را دستکم گرفت.