استاد ابوالفضل ابوالقاسمی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «واکاوی دلایل قرآنی عبودیت، هدف نهایی تربیت» پرداخت.
/270/260/20/
عبودیت هدف نهایی نظام تربیتی اسلام
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: هدف نهایی دارای سه ویژگی وحدت، کلیت و ارزش بخشی است؛ از این رو باید بر اساس این ویژگیها و با توجه به کاربست واژه عبودیت و خانواده آیات در قرآن کریم مصداق این هدف کلی و مقصد نهایی را معرفی کنیم. نگاهی به قرآن کریم و توجه به خانواده آیات بهروشنی (عبودیت) را مصداق هدف نهایی برنامه انبیاء معرفی میکند.
عبودیت تنها فرمان الهی
وی افزود: قرآن کریم در آیه 36 سوره مبارکه انبیاء عبودیت را فرمان الهی معرفی کرده است؛ «وَ ما أُمِرُوا إِلاَّ لِيَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحانَهُ عَمَّا يُشْرِكُون» (التوبه: 31) حصر فرمان الهی در عبودیت نشاندهنده کلیت مفهوم عبودیت است؛ چراکه دین اسلام دارای فرمانها متعددی است. بنابراین حصر امر الهی در واژه عبودیت یعنی این واژه حاوی تمامی فرمانها الهی است.
استاد ابوالقاسمی در ادامه بیان کرد: ادامه آیه حاوی مهمترین اصل حوزه جهانبینی (توحید) است و مفاد تعلیل برای حصر عبودیت در خداوند تبارکوتعالی است. قرآن کریم همین معنا را با ترتیبی متفاوت در آیه 25 سوره مبارکه انبیاء بیان فرموده «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ نُوحي إِلَيْهِ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدُونِ». در این آیه شریفه نیز وحی الهی منحصر در دو گزاره کلی دانسته شده. گزاره نخست "لا إِلهَ إِلَّا أَنَا" از سنخ هست ها و نیست ها (جهانبینی) و گزاره دوم از سنخ بایدها و نبایدها (رفتار) است، مفاد گزاره اول توحید و مفاد گزاره دوم عبودیت است.
استاد حوزه علمیه قم ابراز داشت: توجه به شباهتها و تفاوتهای دو آیه بیانشده تأییدی بر نتایج برداشتشده از آیه نخست است. در آیه نخست بحث فرمان مطرح بود چراکه متعلق آن (عبودیت) از سنخ بایدها و نبایدهاست؛ درحالیکه در آیه دوم بحث وحی مطرح است؛ چراکه ابتدا اصل توحید مطرحشده و نتیجه توحید را عبودیت معرفی کرده است. بنابراین مفاد هر آیه دو حصر وحی الهی در کلمه توحید و فرمان الهی در عبودیت است.
همنشینی عبودیت با توحید
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم یادآور گردید: از دیگر دلایل ادعای هدف نهایی بودن عبودیت، سیاق آیات و همنشینی واژه عبودیت با کلمه توحید است توحید خود اساسیترین اصل دینی است و از سنخ هست ها و نیستها (جهانبینی) است؛ بنابراین از همنشینی عبودیت با مهمترین اصل در حوزه هست ها و نیستها برداشت میشود که عبودیت مهمترین فرمان در حوزه بایدها و نبایدهاست و این نتیجه طبیعی تناسب سنجی میان مفاهیم همنشین است. بنابراین همانگونه که کلمه توحید اصلی اساسی در نظام نظری اسلام است و باورهای دیگر بر پایه آن استوار میشوند عبودیت نیز اصلی اساسی است که بایستههای اسلام بر اساس آن شکل میگیرند.
وی اظهار داشت: این هموزنی و همتایی کلمه توحید و عبودیت زمانی بیشازپیش آشکار میشود که درآیات متعددی شاهد تکرار آن باشیم. چراکه درآیات بسیاری علاوه بر آیات پیشین این دو مفهوم را در کنار هم دیده میشوند. برای نمونه برخی از این آیات عبارتاند از :
«ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكيل» (الأنعام : 102)
«إِنَّني أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْني وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري» (طه : 14)
«وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ نُوحي إِلَيْهِ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدُون» (الأنبياء : 25)
«يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذي خَلَقَكُمْ وَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» (البقرة : 21)
بررسی رابطه توحید و عبودیت
استاد ابوالفضل ابوالقاسمی خاطرنشان کرد: پرسش از رابطه کلمه توحید (لا اله الا الله) با عبودیت، در فهم عمیق مفهوم عبودیت نقش اساسی دارد. مهمترین اصل اسلامی اصل توحید یعنی یگانه شمردن خداوند است. این اصل دارای مراتبی است که برخی از آنها عبارتاند از:
توحید در وجوب وجود: واجبالوجود بودن منحصر در الله است
توحید در خالقیت: تنها خداوند آفریننده هستی است.
توحید در ربوبیت تکوینی: مدیریت و کارگردانی هستی منحصر در خداوند است
توحید در ربوبیت تشریعی: حق قانونگذاری وامرو نهی تنها متعلق به خداست.
توحید در الوهیت: تنها خداوند شایسته پرستش است.
توحید در عبادت: تنها خداوند را عبادت میکنیم.
توحید در عبودیت: تنها خداوند را اطاعت میکنیم.
توحید در استعانت: تنها از او کمک بخواهیم
توحید در توکل: تنها به او توکل کنیم
توحید در : محبت: تنها او را مستقلاً دوست بداریم. و ...
وی افزود: از میان این مراتب نصاب توحید یعنی مرتبهای که بدون آن انسان موحد شمرده نمیشود توحید در عبودیت است . با کسب این مرتبه، انسان موحد است. این مرحله تحقق عینی توحید است و به همین دلیل دعوت به عبودیت شاهبیت پیام تمامی انبیاء بوده است.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: اظهار کلمه طیبه (لا اله الا الله) و باور به آن بهتنهایی کافی نیست؛ بلکه عمل به آن (توحید در عبودیت) نشانه ایمان به آنچه اظهار میشود است. پس بدون اطاعت عملی با صرف اظهار زبانی یا ادعای باور قلبی، انسان مومن و مسلمان نخواهد بود.
وی یادآور گردید: به نظر می رسد شیطان هم به دلیل نداشتن همین مرتبه از توحید (توحید در عبودیت) از درگاه الهی رانده شد؛ چراکه در جریان عدم سجده به انسان وقتی خداوند به شیطان فرمود چرا به آدم سجده نکردی؟ میگوید: «خلقتنی من نار و خلقته من طین؛ مرا از آتش و او را از گل آفریدی.» بنابراین شیطان از توحید در خالقیت برخوردار بوده. او همچنین ربوبیت الهی را نیز پذیرفته است چراکه میگوید: «ربّ بما اغویتنی لازینن لهم» (حجر/39) بنابراین معتقد به ربوبیت الهی نیز بوده است. شیطان قطعاً توحید در عبادت نیز داشته است و مطابق روایات سالیان زیادی را عبادت کرده با این حال داشتن این مراتب از توحید برای او سودی نداشت و سرانجام مغضوب الهی شد چراکه توحید در عبودیت و اطاعت نداشت و فرمان الهی درباره سجده بر انسان را اجابت نکرد.
استاد ابوالقاسمی خاطرنشان کرد: توحید در عبودیت اولین مرتبه اسلام است و بدون آن اسلام محقق نمیشود . و سرانجام مراتب دیگر توحید، مانند توحید در محبت و توکل و ... از مراتب کمال توحید است این مراتب میتواند تا عالیترین درجه ادامه داشته باشد اما به هر میزان محقق شود به عیار و خلوص عبودیت افزوده میشود. بنابراین توحید در عبودیت نهتنها نصاب توحید است، مراتب دیگر توحید هممرتبهای از توحید در عبودیت است. برخی آیاتی که نشاندهنده رابطه عبودیت با مراتب گوناگون توحید است عبارتاند از:
رابطه عبودیت و توحید در خالقیت
«ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكيلٌ» (الأنعام : 102)
«إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ في سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ ما مِنْ شَفيعٍ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ» (يونس: 3)
رابطه عبودیت و توحید در ربوبیت
«إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ» (الأنبياء : 92)
«يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذي خَلَقَكُمْ وَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» (البقرة : 21)
«ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكيلٌ» (الأنعام : 102)
«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَ اسْجُدُوا وَ اعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَ افْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (الحج : 77)
رابطه عبودیت و توحید در الوهیت
«لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدُونِ» (الأنبياء : 25)
«اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ» (الأعراف : 59)
«اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ» (الأعراف : 65)
«اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ» (الأعراف : 73)
«اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ» (الأعراف : 85)
«اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ» (هود : 50)
«اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ» (هود : 61)
«اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ» (هود : 84)
نتیجه بررسی همنشینی واژه عبودیت با تمامی مراتب توحید نشاندهنده ارتباط وثیق و وابستگی اکید این دو مفهوم است.
اشتراک تمامی پیامبران در دعوت به عبودیت
استاد ابوالفضل ابوالقاسمی اظهار داشت: دلیل دیگر عبودیت را کلیترین هدف نظام تربیتی دین و هدف نهایی آن قرار میدهد، اشتراک تمامی پیامبران الهی در دعوت به عبودیت است. البته در این آیات نیز عبودیت همنشین کلمه توحید است و تکرار این همنشینی کاشف از ارتباط ناگسستنی این دو مفهوم است. قرآن کریم درآیات متعددی پیام تمامی پیامبران را عبودیت معرفی میکند. بدیهی است که ادیان الهی در گزارههای متعددی اشتراک دارند بنابراین باید پرسید چرا عبودیت پیام مشترک تمامی ادیان دانسته شده. پیداست که این مفهوم از ارزش انحصاری خاصی برخوردار است که ارزش تمامی مفاهیم دینی به آن وابسته است. برای نمونه قرآن کریم در موارد زیر میفرماید:
«وَ لَقَدْ بَعَثْنا في كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ» (النحل : 36)
«لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ فَقالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ» (الأعراف : 59)
«وَ إِلى عادٍ أَخاهُمْ هُوداً قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ» (الأعراف : 65)
«وَ إِلى ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ» (الأعراف : 73)
«وَ إِلى مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْباً قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ » (الأعراف : 85)
«وَ إِلى عادٍ أَخاهُمْ هُوداً قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ» (هود : 50)
«وَ إِلى ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ » (هود : 61)
«وَ إِلى مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْباً قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ» (هود : 84)
«وَ إِبْراهيمَ إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اتَّقُوهُ» (العنكبوت : 16)
عبودیت ملاک شایستگی دریافت وحی
این استاد حوزه علمیه قم اظهار داشت: قرآن کریم هنگامیکه سخن از وحی و فرستان پیام خود دارد، آن را به کسانی نسبت میدهد که عبد او هستند انتخاب و تکرار و همنشینی این واژگان اتفاقی نیست. چراکه (تعلیق الحکم علی الوصف مشعر بالعلیة) معلق کردن حکم (نزول وحی) بر وصف عبودیت دلالت بر نقش عبودیت در صلاحیت دریافت وحی دارد؛ بنابراین همنشینی فعل (نزول وحی) با عبودیت نیز شاهد دیگری بر ارزش این مفهوم و جایگاه آن در میان مفاهیم دیگر است. برخی از این آیات عبارتاند از:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي أَنْزَلَ عَلى عَبْدِهِ الْكِتابَ وَ لَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً» (الكهف : 1)
«تَبارَكَ الَّذي نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعالَمينَ نَذيراً» (الفرقان : 1)
«هُوَ الَّذي يُنَزِّلُ عَلى عَبْدِهِ آياتٍ بَيِّناتٍ» (الحديد: 9)
«فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى» (النجم : 10)
عبودیت تنها مسیر سعادت انسان است (اهدنا الصراط المستقیم)
وی افزود: از دیگر مجموعه آیاتی که گویای اهمیت و یگانه بودن واژه عبودیت است، آیاتی است که منحصراً صراط مستقیم را با عبودیت منطبق دانسته. ازآنجا که صراط مستقیم منحصراً یک مسیر است بنابراین عبودیت نیز تنها مسیر رسیدن به سعادت است. پس باید کلیترین هدف نظام تربیتی اسلام نیز باشد. برخی از این آیات عبارتاند از:
«إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هذا صِراطٌ مُسْتَقيم» ( آلعمران : 51)
«وَ إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هذا صِراطٌ مُسْتَقيم» (مريم : 36)
«وَ أَنِ اعْبُدُوني هذا صِراطٌ مُسْتَقيم» (يس : 61)
«إِنَّ اللَّهَ هُوَ رَبِّي وَ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هذا صِراطٌ مُسْتَقيم» (الزخرف : 64)
بنابراین اگر عبودیت صراط است و صراط در مقابل سببیل شاهراه است، عبودیت نیز شاهراه است.
غرض از خلقت انسان عبادت یا عبودیت؟
استاد ابوالقاسمی خاطرنشان کرد: از سؤالات کلیدی مبحث انسان شناسی، چرایی خلقت انسان است. به گزارش قرآن اولین منتقدان خلقت انسان ملائکه «وَ اِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ اِنِّي جاعِلٌ فِي الْاَرْضِ خَليفَةً قالُوا اَ تَجْعَلُ فيها مَنْ يُفْسِدُ فيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قالَ اِنِّي اَعْلَمُ ما لاتَعْلَمُونَ» ؛ زمانی که پروردگار به فرشتگان فرمود: من در زمین خلیفه¬ای میآفرینم، فرشتگان گفتند: آیا کسی را خلیفه خود در زمین می¬گماری که آنجا فساد کند و خونها بریزد، حالآنکه ما به ستایش تو را تسبیح میگوییم و تو را تقدیس میکنیم. در این کلمات ملائکه خود را شایستهتر از انسان معرفی کرده و علت این برتری را تسبیح و تقدیس (عبادت) خود میدانند ،اما خداوند در پاسخ به این انتقادها میفرماید: «إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ» (بقرة 30)من چیزی میدانم که شما نمیدانید. یعنی در وجود انسان گوهر یا گوهرهایی نهفته که شما از آن ناآگاهید. بر این اساس چرایی خلقت انسان را در هدفی غیر از عبادت مرسوم باید جستجو کرد.
وی افزود: قرآن کریم در آیه 56 سوره مبارکه ذاریات میفرماید: «وَ ما خَلَقتُ الجِنَّ و الآنسَ الّا لِیَعبُدونِ» جن و انس را جز براى پرستش خود نيافريدهام. مفاد آیه حصر غایت و غرض خلقت انس و جن در عبودیت است؛ از سوی دیگر همانگونه که بیان شد واژه (عبودیت) به معنای پرستشگر دارای دو مصداق است نخست عبادت مرسوم و دوم اطاعت بدون قید و شرط. بنابراین اگر غرض از خلقت انسان مطابق آیه 30 سوره بقره عبادت به معنای مرسوم نیست، میتوان نتیجه گرفت که مراد از «لیعبدون» یا معنای دوم (اطاعت بیقید و شرط) است و یا جامع بین هر دو معناست.
تناسب فلسفه خلقت با دعوت انبیاء
استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم یادآور گردید: غرض از خلقت انسان عبودیت است؛ از سوی دیگر بسیاری از آیات، غرض از ارسال رسولان الهی را منحصر در عبودیت به معنای دوم معرفی میکند. ضمیمه کردن این دودسته از آیات و توجه به خانواده آنها، شاهد دیگری بر این است که مراد از آیه 56 سوره ذاریات همان عبودیت به معنای اطاعت است؛ چراکه بهطور طبیعی، فلسفه خلقت انسان باید با دعوت رسولان الهی تناسب داشته باشد. بهتناسب دو آیه زیر با آیه سوم توجه کنید:
«اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ الْمَسيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ ما أُمِرُوا إِلاَّ لِيَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ» (التوبة : 31)
وَ ما أُمِرُوا إِلاَّ لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفاءَ وَ يُقيمُوا الصَّلاةَ وَ يُؤْتُوا الزَّكاةَ وَ ذلِكَ دينُ الْقَيِّمَة« (البينة : 5)
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ» (الذاريات: 56)
این تناسب، شاهد دیگری است بر اینکه مراد از آیه ذاریات، همان عبودیت به معنای اطاعت بیقیدوشرط است.
نتیجهگیری
استاد ابوالفضل ابوالقاسمی خاطرنشان کرد: با توجه به نقش هدف نهایی در جهتگیری نظامهای اخلاقی کشف هدف نهایی اسلام اهمیت ویژهای دارد. وحدت، کلیت و ارزشدهی سه ویژگی مهم هدف نهایی است. در قرآن کریم این سه ویژگی در مفهوم عبودیت دیده میشود. برای اثبات هدف نهایی بودن عبودیت باید به خانواده آیات توجه کرد. بر این اساس ادلهای زیر هدف نهایی بودن عبودیت از دیدگاه قرآن را اثبات میکنند. حصر فرمان الهی در عبودیت، همنشینی عبودیت با مهمترین اصل دینی (توحید)، عبودیت ملاک شایستگی دریافت وحی فرستادگان الهی، عبودیت تنها مسیر سعادت، عبودیت فلسفه خلقت انسان و تناسب فلسفه خلقت انسان با دعوت انبیاء.