استاد علی فاضلی، از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «پوچگرایی و حیات طیّبه؛ بررسی انواع زندگی از نگاه قرآن» پرداخت.
/270/260/22/
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو با اشاره به دیدگاه پوچگرایان خاطرنشان کرد: با وجود نشانههای قدرتمند حیات، گروهی خود به بنبست رسیده و یأس و پوچی را نشر میدهند. شوپنهاور میگوید ما محصول اراده کوریم و هستی گرفتار معصیت است؛ انسانی که بستن نطفهاش معصیت، تولّدش مجازات، زندگیاش پوچ و مرگش ضرورت است، چه کرامتی دارد؟ او معتقد است این جهان دوزخ است و نه بهشت و ما چون گوسفندانی زیر چاقوی قصاب هستیم.
وی افزود: نیچه معتقد است زندگی یک تصادف است و مردن درخور شادمانی؛ او اراده آزاد را انکار میکند و اخلاق را الهه فریب و عامل انحطاط میداند، تسلط بر خویشتن را مریضی میشمارد و مرگ طبیعی را مرگ ترسوها مینامد. کامو نیز جهان را معقول نمیداند و میگوید تناقض و دلهره بر آن حاکم است؛ به باور او امیدواری به زندگی گناه است و انکار خدا وفادارترین سخن. فیلسوفان تحلیلی نیز میگویند مقدار خوشنودی و رضایت در دسترس ما ناچیز است و ملالتهای زندگی نشانه پوچی و بیمعنایی است.
نقد علامه جعفری بر پوچگرایی
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم با اشاره به نقد علامه جعفری تصریح کرد: عظمت جهان، فیلسوفان یونان، روم و مسلمان را وادار میکرد در باب فلسفه زندگی با احتیاط سخن بگویند؛ اما بشر امروز که اسرار طبیعت را گشوده، به غلط تصور میکند جهان چندان عظمتی ندارد و پاسخش به سؤال فلسفه زندگی بسیار عامیانه است. مشکل اینجاست که نمیخواهیم حیات را آنچنان که هست تفسیر کنیم؛ بشر امروزی خودش زندگی را رنگآمیزی میکند و سپس آن را بیمعنا میداند. واقعیت تنها ظواهر مادی این جهان نیست و تا کسی از قلمرو طبیعی بیرون نرود، شایسته سؤال از هدف حیات واقعی نیست.
وی در جمعبندی این بخش اظهار کرد: زندگی بدون در نظر گرفتن هدف والا و زندگی دگرگونه پس از مرگ، معنادار و رضایتمندانه نخواهد شد. این سه عنصر در سه زندگی نباتی، حیوانی و دنیوی یافت نمیشوند و تنها در حیات برین و حیات طیبه وجود دارند.
حیات طیّبه؛ قویترین نوع زندگی
استاد فاضلی با تعریف زندگی به حرکت، رشد و سازندگی آگاهانه افزود: نوع حرکت و عوامل بازدارنده آن به شدت و ضعف روح زندگی بستگی دارد. زندگی ابوذر غفاری با زندگی عمرو عاص دو گونه متفاوت بود؛ ابوذر عمری در زحمت بود و در غربت از دنیا رفت، ولی از زندگی راضی بود؛ اما عمرو عاص شاهانه زیست و در پایان عمر از زندگی دست شست و گفت رسوا شده از دنیا میروم. قویترین زندگی آن است که از هر آلودگی رکودآور پاک باشد و قرآن کریم آن را حیات طیبه نامیده که تنها با ایمان به خدا و عمل صالح پدید میآید.
چهار نوع زندگی در قرآن و روایات
وی با اشاره به تقسیمبندی قرآن تصریح کرد: قرآن و اهل بیت (ع) جدای از حیات الهی و زندگی پیامبران، از چهار نوع زندگانی نام میبرند: نباتی، حیوانی، دنیوی و اخروی. هر انسانی از این چهار زندگی برخوردار است و باید ببیند کدام را برمیگزیند. بیشتر انسانها بر سر زندگی سوم و چهارم در دو راهیاند و لذا قرآن به آن دو توجه ویژه کرده است؛ چنانکه میفرماید: «مَنْ کانَ یُریدُ الْعاجِلَةَ عَجَّلْنا لَهُ فیها ما نَشاءُ لِمَنْ نُریدُ ثُمَّ جَعَلْنا لَهُ جَهَنَّمَ یَصْلاها مَذْمُوماً مَدْحُوراً وَ مَنْ أَرادَ الْآخِرَةَ وَ سَعی لَها سَعْیَها وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِکَ کانَ سَعْیُهُمْ مَشْکُوراً». قرآن در جای دیگر انسانها را به سه گروه «اصحاب المیمنة»، «اصحاب المشئمة» و «سابقون» تقسیم میکند و امام صادق (ع) این سه گروه را دارای سه روح میداند؛ یعنی زندگی دنیوی، زندگی ایمانی و زندگی پیامبران.
حیات گیاهی و حیات حیوانی
استاد فاضلی در تشریح حیات گیاهی گفت: گیاه زندگی دارد، جذب، دفع، تغذیه و رشد دارد و این حالات اثر یک روح است. انسان نیز از این زندگی برخوردار است، اما انسانهایی که تنها از این زندگی بهره دارند، در رنجها تسکین نمییابند و رؤیاهایشان محقق نمیشود؛ چنین انسانی استقلال ندارد و تابع بیچون و چرای عوامل جبری طبیعت است. وی در مورد حیات حیوانی افزود: زندگی حیوان قویتر از زندگی گیاهی است؛ حیوان احساس و حرکت دارد، از لانه خود آگاه است و به فرزندانش محبت میورزد، اما آگاهی و عواطف او محدود است و در طول هزاران سال بر آگاهی او چیزی افزوده نمیشود. اراده حیوان را قوه وهم اداره میکند که معانی جزئی را میفهمد، اما معانی کلی را درک نمیکند و از تعاون و ایثار خبری ندارد.
وی در پایان خاطرنشان کرد: انسان نیز ممکن است در این مرتبه متوقف شود و چیزی بیش از احساس حیوانی نداشته باشد؛ چنانکه قرآن میفرماید «وَ الَّذینَ کَفَرُوا یَتَمَتَّعُونَ وَ یَأْکُلُونَ کَما تَأْکُلُ الْأَنْعام». این زندگی ذوق، هنر، تفکر، آگاهی و اراده انسان را اشباع نمیکند؛ این زندگی برای حیوان ایدهآل است و برای انسان ملالآور.