استاد سید علی طباطبایی، از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «اصول اندیشه و حکمت؛ از تجلی وجود تا مسیر عرفان اسلامی» پرداخت.
/270/260/23/
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو با اشاره به دیدگاه صدرالمتألهین شیرازی درباره اصل کثرت خاطرنشان کرد: صدرالمتألهین، اصل کثرت را به تجلّی وجود حق بر ماهیات نسبت میدهد؛ ماهیاتی که مفاهیم و شیئیت ماهوی و لوازم متباین و مخالف دارند. به این بیان که نور وجود و ظهور آن بر ماهیات که معدوم و باطلالذات هستند، به مصداق آیه «بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَیَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ» فرود میآید. نور هستی، باطل را سرکوب مینماید و ماهیت را از شر عدم رهایی میبخشد و به وسیله آن، ماهیت بالعرض و بالمجاور موجود میشود و از وجوب هستی بهره میبرد و وجود بدینسان در هر یک از ماهیات متکثر ظاهر میشود.
اشتراک عرفان نظری و فلسفه کلی
این شاگرد علامه حسنزاده آملی با بیان اینکه عرفان نظری با فلسفه کلی در این جهت مشترکاند، اظهار کرد: عناصر محوری مطالب هر دو را مفهوم تأمین میکند؛ زیرا علم حصولی با ابزار مفهوم سامان میپذیرد و هیچیک با عین واقعیت ارتباط مستقیم ندارند؛ چرا که پیوند با حقیقت عینی، با علم شهودی است که از سنخ حصول، استدلال، موضوع و محمول و نسبت نیست.
مهمترین تفاوت عرفان و فلسفه
وی با اشاره به مهمترین تفاوت عرفان و فلسفه تصریح کرد: پشتوانه مسائل عرفان نظری، همان عرفان عملی و شهود است که از حوزه عین به ذهن میآید؛ ولی منابع معرفتی مسائل فلسفه کلی، همان مبادی اولیه و بدیهی است که عهدهدار اثبات مطالب نظری است.
استاد طباطبایی با اشاره به تعریف عرفان اسلامی گفت: عرفان اسلامی همان رشد و تکامل و سبقتجویی و نیل به اطمینان روحی انسان است که از مبدأیی شروع و با پیمودن مسیری خاص وارد هدف اعلای حیات میگردد. مبدأ این حرکت، آگاهی و بیداری از خوابی است که در گهواره طبیعت تمام وجود انسان را فرا گرفته و هوشیاری با این نکته که روحی که در انسان وجود دارد کمالجو است و میتواند در مسیر این اعتلا و کمال گام بردارد. مسیر این حرکت، تکاپویی است آگاهانه از انسان «آنچنان که هست» و صیرورت و گردیدن خویشتن به انسان «آنچنان که باید باشد» در جهانی که رو به یک هدف اعلا در جریان است.
این استاد درس خارج حوزه در پایان خاطرنشان کرد: در عرفان اسلامی که مسیر حیات انسان کامل است، رنگ تکلیف و وظیفه، درخشندگی حیاتی دارد؛ زیرا احساس تکلیف با انجام دادن آزادانه آن و بدون توقع پاداش و ترس از کیفر، اساسیترین عامل آزادی روح از چنگال تمایلات حیوانی و معاملهگریهای پست است.