استاد عباسی خراسانی مطرح کرد؛

شرح روایات باب نهی از قول به غیر علم؛ تکلیف عالم و مردم در پاسخ به سائل

استاد هادی عباسی خراسانی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «شرح روایات باب نهی از قول به غیر علم؛ تکلیف عالم و مردم در پاسخ به سائل» پرداخت.

/270/260/22/

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو با اشاره به روایت امام صادق (ع) درباره تکلیف عالم خاطرنشان کرد: در روایت محمد بن مسلم از امام صادق (ع) آمده است: «لِلْعَالِمِ إِذَا سُئِلَ عَنْ شَیْءٍ وَ هُوَ لَا یَعْلَمُهُ أَنْ یَقُولَ اللَّهُ أَعْلَمُ وَ لَیْسَ لِغَیْرِ الْعَالِمِ أَنْ یَقُولَ ذَلِکَ»؛ شایسته دانشمند است که چون از او چیزی پرسند که نداند، بگوید «خدا داناتر است» و سزاوار هیچ غیر دانشمندی نیست که چنین گوید. وی با اشاره به بررسی سند این حدیث افزود: حدیث خوبی است و مبنای رجالی ما این است که اگر روایتی به یک شخص ثقه و مورد توجه برسد، آن روایت قابل توجه و قابل اعتناست.

 

سیره رفتاری عالم در پاسخ به سائل

این شاگرد علامه حسن‌زاده آملی با بیان اینکه حضرت در این روایت یک سیره رفتاری برای شخص عالم بیان کرده‌اند، اظهار کرد: به عالم مراجعه و از ایشان سؤال می‌شود و قرآن می‌فرماید «وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ»؛ سؤال‌کننده را از خود مران. سائل فکری و اعتقادی، مهم‌تر و قوی‌تر از سائل مالی و دنیوی است. سؤال از شیء، همه معقولات و محسوسات و متخیلات را در بر می‌گیرد.

 

استاد عباسی خراسانی با اشاره به تفاوت میان «عالم» و «أعلم» تصریح کرد: در مناجات حضرت امیرالمؤمنین (ع) عبارتی هست که فرمودند «مولای یا مولای انت العالم و انا الجاهل»؛ لذا نباید بگوییم ما عالمیم و خدا اعلم است. به لحاظ سیر و سلوک نفسانی، همه جاهل و خدا عالم است، ولی به لحاظ مراجعات، خدا اعلم است. جاهل به لحاظ رجوع به عالم می‌داند که شخص عالم می‌تواند سؤالش را جواب دهد، چنان‌که قرآن می‌فرماید «فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ»؛ ولی اگر الآن نمی‌تواند جواب دهد، در اینجا شخص عالم «الله اعلم» بگوید. اعتقاد مردم را نباید به هم بزنید و اگر سیره‌های متداول بین مردم سیّئه نیست، کاری نداشته باشید.

 

داستان مسافرت تجاری یک جوان و راهزنان

وی در ادامه داستانی را نقل کرد: جوانی می‌خواست به سفر تجاری برود و پول زیادی از مادرش درخواست نمود. مادرش گفت این سفر با این همه پول خطرناک است؛ اما جوان اصرار کرد و مادر به ناچار پول زیاد و نوشته‌ای نیز برای حفظ و نگهداری به پسرش داد. در بین راه، دزدها آن را گرفتند. پسر گفت پول‌ها را بردارید ولی این نوشته را نبرید؛ برای مادر من است. قصه به رئیس دزدها رسید و او وقتی نگاهش به آن نوشته افتاد، پس از تأمل گفت همه وسایل از جمله نوشته را به آن جوان برگردانید و افزود: «ما دزد مال هستیم، ولی دزد عقیده نیستیم.» نباید غیر عالم بگوید خدا اعلم است، باید بگوید خدا عالم است.

 

این استاد درس خارج حوزه با اشاره به روایت دیگری از امام صادق (ع) اظهار کرد: حضرت فرمودند «إِذَا سُئِلَ الرَّجُلُ مِنْکُمْ عَمَّا لَا یَعْلَمُ فَلْیَقُلْ لَا أَدْرِی وَ لَا یَقُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ فَیُوقِعَ فِی قَلْبِ صَاحِبِهِ شَکّاً»؛ وقتی مردی از شما از آنچه نمی‌داند سؤال شد، بگوید نمی‌دانم و نگوید خدا داناتر است، زیرا با این جمله در دل دوست خود شک و تردید می‌افکند؛ اما هرگاه کسی که از او سؤال شده بگوید نمی‌دانم، پرسنده به او بدگمان نمی‌شود.

 

حق خداوند بر بندگانش

این شاگرد علامه حسن‌زاده آملی با اشاره به روایت زراره از امام باقر (ع) خاطرنشان کرد: زراره پرسید حق خداوند بر بندگانش چیست؟ حضرت فرمودند: «أَنْ یَقُولُوا مَا یَعْلَمُونَ وَ یَقِفُوا عِنْدَ مَا لَا یَعْلَمُونَ»؛ این است که آنچه می‌دانند حرف بزنند و آنچه نمی‌دانند ساکت باشند و توقف کنند. وی افزود: عبارت «غیر واحد» در اسناد حدیث، یعنی سلسله سندهای مختلفی وجود دارد و باعث متشتت شدن حدیث می‌شود.

 

صاحب کتاب «الهی نامه» با اشاره به روایت یونس بن عبدالرحمن از امام صادق (ع) گفت: حضرت فرمودند خدا بندگان خود را به دو آیه از کتابش تخصیص داده است درباره اینکه تا ندانند نگویند و تا آنجا که می‌دانند پرسنده را رد نکنند. خداوند می‌فرماید «أَ لَمْ یُؤْخَذْ عَلَیْهِمْ مِیثاقُ الْکِتابِ أَنْ لا یَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ» و در آیه دیگر «بَلْ کَذَّبُوا بِما لَمْ یُحِیطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا یَأْتِهِمْ تَأْوِیلُهُ»؛ هیچ سؤالی بی‌جواب نیست؛ اگر می‌داند بگوید وگرنه بگوید نمی‌دانم.

 

مفسر قرآن کریم با اشاره به روایت ابن شبرمه از رسول خدا (ص) تصریح کرد: پیامبر اکرم (ص) فرمودند «مَنْ عَمِلَ بِالْمَقَایِیسِ فَقَدْ هَلَکَ وَ أَهْلَکَ وَ مَنْ أَفْتَى النَّاسَ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ هُوَ لَا یَعْلَمُ النَّاسِخَ مِنَ الْمَنْسُوخِ وَ الْمُحْکَمَ مِنَ الْمُتَشَابِهِ فَقَدْ هَلَکَ وَ أَهْلَکَ»؛ هر که به قیاس‌ها عمل کند، خودش هلاک شده و مردم را هم هلاک کرده و کسی که ندانسته فتوا دهد و ناسخ را از منسوخ و محکم را از متشابه تشخیص ندهد، هلاک شده و هلاک کرده است. باید مجموع آیات و روایات را ببینیم و بعد فتوا دهیم؛ آیات قرآن مقدم است. ما به سه دلیل استنباطی قائل هستیم: کتاب، سنت و عقل؛ اجماع، دلیل مستقل نیست.

 

ش, 07/04/1405 - 10:14