استاد فربهی مطرح کرد؛

معارف اخلاقی قرآن؛ مفهوم خُلق و خَلق و راهکارهای اصلاح صفات

استاد احمد فربهی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «معارف اخلاقی قرآن؛ مفهوم خُلق و خَلق و راهکارهای اصلاح صفات» پرداخت.

/270/260/22/

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو با اشاره به فرارسیدن ایام میلاد پیامبر اکرم (ص) و امام صادق (ع) خاطرنشان کرد: ما محبت نبی مکرم اسلام و اهلبیتش را داریم و خدا از قلب ما خبر دارد؛ اما آنچه اهلبیت (ع) از ما انتظار دارند این است که مطیع دستوراتشان باشیم و آنچنان که فرمودند منظّم باشیم. هر آنچه امر کردند اطاعت کنیم و هر آنچه نهی کردند ترک کنیم؛ اگر چنین شدیم، در بالاترین مقام بهشت قرار می‌گیریم و موالیان اهلبیت نیز به شفاعت آنان وارد بهشت می‌شوند.

 

محور بحث معارف اخلاقی قرآن

وی با اشاره به محور بحث اظهار کرد: بحث ما درباره معارف اخلاق است و محور جلسه، معارف قرآنی مرحوم آیت‌الله مصباح یزدی است. ایشان مطالبی را فرمودند و از آن موقع تا زمان رحلتشان مطالب فراوانی به آن افزوده شد. ما هم بنا داریم به خواست خدای متعال این مطالب را به هر اندازه که امکان‌پذیر است از آیات شریفه تکمیل کنیم، همان‌گونه که خود ایشان بحث‌ها را تکمیل کردند. از این جهت محور بحث ما کتاب «معارف القرآن» و بخش «اخلاق در قرآن» است.

 

این استاد درس خارج حوزه با اشاره به معنای لغوی اخلاق تصریح کرد: اخلاق جمع «خُلق» یا «خَلق» است و هر دو به معنای هیئت حاصله برای انسان هستند. پس هر انسانی یک هیئت و یک قیافه دارد که به آن «خَلق» یا «خُلق» می‌گویند و یک هیئت رفتاری و رویه دارد که به آن نیز «خُلق» گفته می‌شود. راغب می‌گوید خَلق و خُلق هر دو به معنای هیئت‌اند، ولی خَلق به هیئت ظاهری تعیّن پیدا کرده و خُلق به هیئت نفسانی و باطنی. معمولاً وقتی می‌گویند صفات خلقی، یعنی چهره‌اش چگونه است، قدش چگونه است؛ و خُلق، صفات نفسانی و هیئت باطنی است.

 

صفات خلقی و صفات خُلقی پیامبر (ص(

وی با اشاره به نمونه‌ای از صفات خلقی پیامبر اکرم (ص) ابراز داشت: چهره‌اش گندمگون بود و گندم‌هایش با بینی مقداری فاصله داشت. از حضرت سؤال کردند شما زیباتری یا یوسف؟ فرمودند یوسف زیباتر است ولی من با نمک‌تر هستم. برخی افراد از نظر ظاهری تفاوت می‌کنند اما از نظر خُلق بسیار دوست‌داشتنی‌ترند؛ این‌ها هیئت‌های حاصله با هم دیگر فرق می‌کنند.

 

استاد فربهی با اشاره به خُلق نفسانی پیامبر اکرم (ص) اظهار کرد: رویه، عادت و برخورد حضرت این‌گونه بود که تحملش خیلی بالا بود و صبر زیادی داشت و اهل رفق و مدارا بود. هر کسی پیش حضرت می‌نشست احساس آرامش می‌کرد؛ اگر کسی اضطراب داشت، حضرت می‌فرمود من کسی نیستم، من فرزند همان کسانی هستم که ماهی می‌گرفتند و در خاک می‌خشکاندند و می‌خوردند؛ ما همان هستیم و چیز دیگری نیستیم که تو احساس اضطراب کنی. لذا پیش حضرت احساس راحتی می‌کردند. ما طلبه‌ها نیز وقتی کسی مهمان ما است نباید او احساس سختی کند؛ باید با او احساس راحتی داشته باشد.

 

این استاد درس خارج حوزه با اشاره به تقسیم‌بندی خُلق در روایات تصریح کرد: در روایات، خُلق به دو قسم تقسیم شده است؛ گاهی از مواقع «به تصور» است. «تصور» باب تفعّل و به معنای خود را به زحمت انداختن در اتصاف به یک مبدأ است؛ مثل «تفهم» یا «تفقه» که یعنی سعی کن بفهمی. «من تفهم فهم»؛ هر کس سعی کند بفهمد، می‌فهمد. «من تزهد زهد»؛ هر کسی سعی کند بی‌رغبت شود نسبت به دنیا، بی‌رغبت می‌شود. تصور یعنی این هیئت حاصله را با رنج و وادار کردن خودت انجام می‌دهی؛ مثل کسی که خود را وادار می‌کند سر وقت بیاید، جلسه اول سر وقت می‌آید، جلسه دوم هم سر وقت و جلسه سوم هم سر وقت. این را می‌گویند یک هیئت حاصله به تصور.

 

ارزش خُلق به تصور نسبت به صفات وراثتی

وی افزود: در روایات ما فرموده اگر کسی این خُلق را داشته باشد و خُلقش به تصور باشد، این فضیلت و ارزشش خیلی بیشتر است از اینکه جزئی از آن صفات وراثتی‌اش باشد. بعضی‌ها از جهت وراثتی یک نوع حساسیت‌هایی دارند و اصلاً وراثتی این‌گونه‌اند. ما سر کلاس می‌رفتیم، طلبه‌ای داشتیم که سر وقت حاضر بود؛ بعد یک‌بار ۳۰ ثانیه دیر رسید و گفت استاد ببخشید، استاد قبلی جلسه را طول داد و باعث شد من دیر برسم؛ ولی ما همیشه ۱۰ دقیقه دیر می‌رسیدیم و مستحق هفته دیگر را می‌بردیم. بعد به او می‌گفتیم متخصص سلب حیثیت، چون همیشه سر وقت کارهایش را انجام می‌داد و حیثیت ما را می‌برد.

 

استاد فربهی با اشاره به تأثیر وادار کردن نفس در تغییر رویه یادآور گردید: وقتی انسان خودش را به یک کاری وادار می‌کند، کم‌کم این وادار کردن موجب می‌شود که آن رویه انسان تغییر پیدا کند و تبدیل به رویه شود و صدور آن فعل به سهولت انجام شود. لذا ما همیشه می‌گوییم «تخیر لنفسک من کل خلق احسنه؛ فان الخیر عادة»؛ انتخاب کن برای خودت از هر خُلقی بهترینش را، چون خوبی عادت‌کردنی است. صفات ناپسند هم همین‌طور است؛ «تجنب من کل خلق اسوأ»؛ از هر خُلقی، بدی‌هایش را تجنب کن و اجتناب نما و جاهد نفسک علی تجنب هر آنچه ناپسند است تا به تدریج صفات ناپسند از انسان دور شود.

 

ش, 07/04/1405 - 11:21