استاد سید علی طباطبایی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «اوصاف راهیان وادی ذکر» پرداخت.
/270/260/21/
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: علت این که نفوس در دنیا از درک احوال آخرت ناتوانند، آن است که روح انسانی و نفس ناطقه در دنیا به بدن تعلق تدبیری دارد و اداره بدن بر عهده اوست و فرورفتن در زرق و برق دنیا جلوی درک کامل را میگیرد؛ ولی اهل ذکر الهی با تداوم ذکر و دفع و رفع شیطان از حریم وجودی خویش و ریاضتها و عبادتهای خالصانه، خود را از تعلقات دنیا بدور داشته و روح و جان خویش را از آلودگیهای مادی و ظلمانی صفا دادهاند؛ از این رو صفحه دل آنها مانند آیینهای صیقل یافته، خالی از هرگونه تیرگی شده است، چنان که نور الهی بر آن تابیده و صورت حقایق در آن نقش بسته است. به همین جهت راه نجات را از مسیر هلاکت تشخیص داده و با دیده یقین آن را می بینند و راه خود را با بصیرت میپیمایند و مردم را از روی آگاهی به سوی حقیقت هدایت میکنند و از چیزهایی که با دیده حقبین مشاهده کرده و با گوش عقلی شنیدهاند، خبر میدهند؛ و چون امر برای آنان خیلی روشن و عادی است، این مشاهدات در نظر آنها شبیه چیزهایی است که مردم با حواس ظاهر خود مشاهده میکنند. وجود مبارک حضرت وصیّ أميرالمؤمنين علیهالسلام فرمود: آنها چیزهایی را میبینند و میشنوند که دیگران درک نمیکنند.
استاد سید علی طباطبایی اظهار داشت: با توجه به این توضیح کوتاه، در شرح و تفصیل این مطلب مهم عرشی به چند امر اشاره میشود؛ نخست آنکه در خطبه نورانی همام در اوصاف متقیان فرمود: «فَهُم وَالجَنَّةُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُم فِيهَا مُنَعَّمُونَ وَهُمْ وَ النَّارُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُم فِيهَا مُعَذَّبُونَ» (خطبه۱۹۳)؛ بهشت برای آنان چنان است که گویی آن را دیده و در نعمتهای آن بسر میبرند و جهنم را چنان باور دارند که گویی آن را دیده و در عذابش گرفتارند.
وی در ادامه بیان کرد: اگر برای اکثر مردم بعد از موت طبیعی این پدیده ظهور میکند که «لَقد كُنتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءَکَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ» (سوره مبارکه ق، آیه ۲۲)، برای اوحدی از اولیای الهی که قیامت آنها اینجا قیام کرده است، در همین نشئه این حقیقت به طوری واضح میشود که نه تنها هر جهلی به علم مبدل میگردد، بلکه تمام غفلتها نیز برطرف شده و انسان هر واقعیتی را بدون پرده میبیند. از این رو معلوم میشود که آنچه روز قیامت مشهود میگردد، قبلاً وجود داشت و انسان از آن غافل بود و چون پرده غفلت از دیده انسان برداشته شد، چشم او در آن هنگام تیزبین و دروننگر میشود، لذا هم به اسرار نهفته دیگران پی میبرد، هم مانند دیگران از باطن پوشیده خویش نیز آگاه میگردد.
این استاد حوزه علمیه قم ابراز داشت: آنچه هنگام ظهور معاد پدید میآید، هم اکنون مشهود عارف واصل است و اگر کسی به عرفان ناب قرآنی بار یابد و غایت آمال عارفان را بنگرد، امام العارفین حضرت وصی علی بن ابیطالب سلاماللهعلیه میگوید: «لو كُشِفَ الغطاء ما ازددتُ يقيناً» (بحارالانوار، ج ۴۰، ص ۱۵۳) اگر کشف غطا شود و پردهها کنار رود، برای من اثری ندارد و چیزی بر یقین من افزوده نمیگردد، و اگر موحدی به آن مقام منيع بار نیافت، ولی در ولاء، تابع آن حضرت بود می گوید: اگر کشف غطا گردد گویا برای من تفاوتی پدید نمیآید؛ یعنی این سالک به مقام احسان (کأنّ) راه یافت نه به مقام یقین صرف (انّ).
وی یادآور گردید: باید توجه داشت که عصاره این بیان «لو كُشف الغطاء ما ازددتُ يقيناً»، ارشاد به نفی موضوع؛ یعنی حجاب است، و مقصود آن است که بین من و شهود معاد، غطایی نیست و روزی که غطا از جلوی دید دیگران برداشته میشود برای من بیاثر است، نه اینکه هم اکنون من محجوب و محکوم غطا هستم ولی با برطرف شدن آن غطا چیزی بر یقین من افزوده نمیشود.
استاد سید علی طباطبایی اظهار داشت: -صدرالمتألهین شیرازی قدّس الله نفسه الزکیه در تفسیر سوره واقعه صفحه ۲۱۳ این نکته پرفایده را افاده نموده است: روح انسانی همانند آیینه صاف و شفافی است که چون به صیقل عقل نظری صیقل خورد و جلا یابد و پردههای ظلمانی و حجابهای دنیایی و زنگار معاصی از آن برطرف شود، در آن هنگام نور معرفت و ایمان در آن میتابد و نمایان میگردد و در پرتو این نور، حقایق ملکوت کشف و اسرار جبروت آشکار میشود. همچنان که آیینه ضمیر انسان اگر آن جلا و براقی را به واسطه گرایشهای طبیعی و زنگار معاصی تباه نکرده باشد، صورتهای مثالی و برزخی در آن نمایان میگردد.
وی افزود: اگر نفس ناطقه انسانی از خواستههای بدنی و سرگرمیهای دنیایی که در قالب شهوت و غضب و وَهم و خیال بروز میکند، رویگردان باشد و آیینه قلب را به سوی صفحه عالم ملکوت اعلی توجه دهد، به سعادت ابدی نایل میگردد و شگفتیهای جهان ملکوت و آیات با عظمت الهی را مشاهده خواهد کرد.
استاد درس خارج حوزه خاطرنشان کرد: پس اگر روح انسانی قدسی و نفس ناطقه دارای نیرویی قوی باشد و عوالم مادون را به نور خود روشن کند، هیچ نشئهای او را از نشئه دیگر غافل نمیکند، هم مادون را با تصرف تدبیری دارد و هم ما فوق را برای دریافت فیض ربانی حفظ میکند، هم از سویی میگیرد و هم از سوی دیگر افاضه میکند، و از شدت نورانیت و نهایت قوت ملکوتی چنان استوار و ثابت قدم میشود که توجه به باطن او را از توجه به ظاهر باز نمیدارد.
استاد سید علی طباطبایی اظهار داشت: امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرماید: «فَلَوْ مَثَّلْتَهُم لِعَقْلِكَ فِي مَقَاوِمِهِمُ المَحمُودَةِ وَمَجَالِسِهِمُ المَشْهُودَةِ، وَقَدْ نَشَرُوا دَوَاوِينَ أعمالهم، وَفَرَغُوا لِمُحَاسَبَةِ أنفُسِهِم عَلَى كُلِّ صَغَيْرَةٍ وَكَبِيرَةٍ أُمِروا بِهَا فَقَصَّرُوا عَنها، أونُهُوا عَنْهَا ففَرَّطوا فِيهَا وَحَمَّلُوا ثِقْلَ أَوزَارِهِمْ ظُهُورَهُمْ فَضَعُفُوا عَنِ الاستقلال بِهَا، فَتَشَجُوا نَشِيجَاً، وَتَجَاوَبُوا نَحِيباً، يَعِجّون الى رَبِّهِم مِن مَقَامِ نَدَم وَ اعترافٍ؛ اگر اهل ذکر را در اندیشه خودآوری و در پیشگاه عقل خود مجسم سازی و مقامات ستوده آنان و مجالس آشکارشان را بنگری، میبینی که آنان نامههای اعمال خود را گشوده و برای حسابرسی آمادهاند، که همه را جبران کنند و همواره در اندیشهاند که در کدام یک از اعمال کوچک و بزرگی که به آنان فرمان داده شده کوتاهی کردهاند، یا چه اعمالی که از آن نهی شده بودند، مرتکب گردیدهاند. بار سنگین گناهان خویش را بر دوش نهاده و در برداشتن آن ناتوان شدند، گریه در گلویشان شکسته و با ناله و فریاد میگریند و با یکدیگر گفتوگو دارند، و با صدای بلند در پیشگاه پروردگار خویش در مقام پشیمانی و اعتراف به تقصیرند.