استاد محمدی قائینی مطرح کرد؛

نسبت گناه با ظلم انسان به خویش

استاد محمد محمدی قائینی، از اساتید حوزه علمیه قم، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع‌رسانی نشست دوره‌ای اساتید به موضوع «شرح دعای سی و یکم صحیفه سجادیه و نسبت گناه با ظلم انسان به خویش» پرداخت.

/270/260/22/

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: بحث ما پیرامون دعای سی و یکم صحیفه سجادیه و در موضوع طلب ربط به خداوند بود. در این دعا می‌خوانیم: «کَالْجَاهِلِ بِقُدْرَتِکَ عَلَیْهِ، أَوْ کَالْمُنْکِرِ فَضْلِ إِحْسَانِکَ إِلَیْهِ حَتَّی إِذَا انْفَتَحَ لَهُ بَصَرُ الْهُدَی، وَ تَقَشَّعَتْ عَنْهُ سَحَائِبُ الْعَمَی، أَحْصَی مَا ظَلَمَ بِهِ نَفْسَهُ، وَ فَکَّرَ فِیمَا خَالَفَ بِهِ رَبَّهُ، فَرَأَی کَبِیرَ عِصْیَانِهِ کَبِیراً وَ جَلِیلَ مُخَالَفَتِهِ جَلِیلًا»؛ یعنی همچون کسی که از قدرت خداوند بر خویش غافل و فراوانی احسان او را نسبت به خود منکر است، تا آنگاه که دیده هدایت برایش گشوده شود و ابرهای کوردلی از صفحه باطنش کنار رود، ستم‌هایی را که بر خویش روا داشته به شمار آورد و در آنچه با پروردگارش مخالفت کرده بیندیشد؛ آنگاه گناه بزرگ خود را بزرگ و عظمت مخالفت خویش را سترگ بیابد.

 

کوتاهی در برابر دستورات الهی

وی در تشریح این فراز افزود: پروردگارا، من که در مسیر تو گام نهادم، در برابر دستورات تو کوتاهی کردم؛ آنچه فرمان دادی به جای نیاوردم و آنچه از آن نهی کردی، فراوان مرتکب شدم و محرمات تو را انجام دادم؛ گویا بدان می‌مانم که تو را بر خود قدرتی نیست و من از آن ناآگاهم، یا تو نسبت به بندگانت فضل و احسان نداری. این‌گونه با تو رفتار کردم، در حالی که می‌دانستم فضل و احسان تو نسبت به بندگان فراوان است و توانایی آن را داری که مرا حفظ کنی یا مجازات نمایی.

 

معنای «احصا»؛ شمارش دقیق اعمال

این استاد درس خارج حوزه گفت: اما زمان گذشت؛ پس از آنکه دیده هدایت گشوده شد و ابرهای گمراهی کنار رفت و عقل به جایگاه خویش بازگشت، نفس من به شمارش ستم‌هایی پرداخت که بر خود روا داشته بود. «احصا» به معنای شمارش امور فراوان است؛ زیرا امر اندک با یک نگاه قابل شمارش است، ولی آنچه فراوان باشد باید شمرده شود تا تعدادش معلوم گردد. پیش‌تر اداره‌های ثبت احوال را «اداره احصائیه» می‌نامیدند، یعنی آمار اهالی را ثبت می‌کردند که در این شهر چند تن زاده شده و چند تن رخت از دنیا بسته‌اند. احصا یعنی شمارش دقیق و تک‌تکِ چیزی.

 

ظلم گناهکار بر خویشتن، نه بر خداوند

وی اضافه کرد: به خدای متعال عرضه می داریم پروردگارا، آنگاه که پرده کنار رفت، دریافتم که چه خطاهایی مرتکب شده‌ام و به شمارش ستم‌هایی پرداختم که بر خود روا داشته بودم. کسی که مرتکب گناه می‌شود، به خداوند زیانی نمی‌رساند؛ چرا که خداوند به هیچ‌کس و هیچ‌چیز نیازمند نیست. هر چه کنی بر خود کرده‌ای، چه نیک و چه بد. آن‌کس که آشکارا در انظار روزه‌خواری می‌کند و دامن بر گناه می‌آلاید، گمان می‌کند با نافرمانی خداوند گردن‌کلفتی کرده است؛ حال آنکه بر خویش ستم کرده و خویشتن را از سعادت دور ساخته است. آن‌که از روزه گرفتن ناتوان است، مجاز نیست آشکارا روزه‌خواری کند؛ چنین کسی بر خود ستم کرده است. دروغ، غیبت، نظر به نامحرم، رشوه‌خواری، ربا و ریا نیز همه ستم بر خویشتن است.

 

تمثیل دارو و درمان؛ زیان ترک دستورات

این استاد درس خارج حوزه تصریح کرد: مقرر است در این دنیا ساخته شویم و به تعالی رسیم؛ و این تعالی با عمل به دین و دستوراتی که سعادت ما در آنها نهفته است، محقق می‌شود. حال اگر خلاف آن را پیشه کردی، همچون بیمارِ درمان‌پذیری هستی که دارو دریافت کرده اما از خوردن آن سر باز می‌زند و در نتیجه خود بیمار می‌ماند. تو به پزشک زیانی نمی‌رسانی؛ پزشک مهربانانه تو را معاینه کرده، تشخیص داده، دارو تجویز کرده و سفارش کرده است که داروها را مصرف کنی؛ اکنون بخوری یا نخوری، زیانش به خود تو بازمی‌گردد. دارو را فرو گذار، بیماری‌ات پایدار می‌ماند و فزونی می‌گیرد و بسا که به مرگ بیانجامد.

 

نقل خاطره‌ای از بی‌اعتنایی به درمان

وی در پایان با نقل خاطره‌ای گفت: فردی به بیماری دچار شده بود؛ پزشک او را درمان کرد و سرانجام برای جراحی از او خواست شش ماه دیگر برای معاینه مراجعه کند. آن فرد به وعده عمل نکرد؛ پس از شش ماه به او گفتند پزشک خواسته است برای معاینه مراجعه کنی. گفت: نه، این پزشکان حیله‌گرند و می‌خواهند مال مردم را بگیرند، من نمی‌روم. نرفت و درمان خویش را پی نگرفت و از دنیا رفت. گفته‌اند آنگاه که نومید شد به پزشک مراجعه کرد و پزشک گفت چرا اکنون آمده‌ای؛ کار از کار گذشته است. جان و سلامت انسان را این‌چنین نباید به بازی گرفت؛ فرض کن پزشک به انگیزه مادی تو را فرا خوانده باشد، به‌هرروی چون احتمال دهی که سلامت و جانت در خطر است، باید بروی تا از نبود بیماری مطمئن شوی. پس هر کار که کرده‌ای، اگر گناه ورزیده‌ای بر خود ستم کرده‌ای؛ «إِلَّا أَنْتَ الْغَنِيُّ عَنِ الْعالَمينَ»؛ که خداوند بی‌نیاز است و به هیچ‌کس احتیاج ندارد. خدا، چه گناه کنی به خدا زیان نمی‌رسانی و چه ثواب کنی چیزی بر خدا نمی‌افزایی؛ یا خودت بالا می‌روی یا خودت سقوط می‌کنی.

 

ي, 07/05/1405 - 12:08