استاد توکل مطرح کرد؛

«لا مؤثر فی الوجود الا الله»؛ راز آرامش در برابر مصائب

استاد سید رحیم توکل، عضو مجلس خبرگان رهبری، نماینده مردم مازندران در خبرگان رهبری و استاد حوزه علمیه قم، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «لا مؤثر فی الوجود الا الله»؛ راز آرامش در برابر مصائب» پرداخت.

/270/260/20/

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: فردای قیامت پلی بر فراز جهنم نصب می‌شود و همه باید از آن عبور کنند تا به بهشت برسند. خداوند در قرآن می‌فرماید «وَ اِنْ مِنْکُمْ اِلّا وارِدُها»؛ همه شما وارد جهنم می‌شوید، «ثُمَّ نُنَجِّی الَّذینَ اتَّقَوْا»؛ سپس پرهیزگاران را نجات می‌دهیم، «وَ نَذَرُ الظّالِمینَ فیها جِثِیّاً»؛ و ظالمان را در آتش به خاک افتاده رها می‌کنیم.

 

اهل تقوا و معنای حقیقی توحید

استاد توکل با اشاره به معنای تقوا گفت: انسان‌های باتقوا تقوا را در آیات و روایات به این معنا دانسته‌اند که به واجبات عمل کنند و از محرمات پرهیز کنند. کسی که این واجب را بر انسان لازم کرده، خداوند عالم است و اهل تقوا در شمار موحدان قرار می‌گیرند. این گروه، شعار «لا اله الا الله» را در حقیقت باور دارند که اگر با قید «محمد رسول الله» همراه شود، انسان در دروازه اسلام وارد می‌شود و عنوان مسلمان بر او جاری می‌گردد؛ اما پذیرش این شعار به لقلقه زبان نیست، بلکه مهم آن است که دل انسان موحد باشد و در درون جان به غیر خدا نظر نکند.

 

وی افزود: عالم دنیا، عالم ماده و عالم ملک است و چون انسان به این دنیا آمده تا اعمالی انجام دهد و از برکات آن بهره‌مند شود، بدن مادی و ملکی به او داده شده است. ذکر شریف «لا اله الا الله» بر زبان ملکی انسان جاری می‌شود و اثرات خود را در همین عالم ملک ظاهر می‌کند. در روایات آمده است «الاسلام ما یعصم به الدم و المال و تعدیة الامانة و تحل الفروج»؛ اسلام باعث می‌شود جان، مال، ناموس و ارض انسان در پناه اسلام محفوظ بماند، از دیگران ارث ببرد و دیگران از او ارث ببرند. این‌ها همه آثار «لا اله الا الله» در عالم ملک است.

 

این استاد حوزه تصریح کرد: هنگامی که انسان از عالم ملک بیرون می‌رود و به عالم برزخ وارد می‌شود، صرف جاری شدن ذکر بر زبان ملکی، مایه نجات او نخواهد بود؛ حداکثر این است که او را در شمار کفار و مشرکان قرار ندهند. با مرگ، بدن و زبان انسان در این‌سو می‌ماند و روح در قالب مثالی به آن‌سو می‌رود؛ اگر ذکر تنها بر زبان جاری شده و در روح اثر نگذاشته باشد، انسان در آن عالم دچار مشکل خواهد شد. اما اگر آنچه بر زبان جاری شد در روح اثر کرد، این اثر با روح همراه او می‌رود و محاسبه بر همان اساس انجام می‌شود. پس باید ذکر مقدس را داشته باشیم و بکوشیم در جانمان اثر بگذارد؛ زیرا بدن مادی روزی از ما گرفته و در خاک نهاده می‌شود و باید کاری کنیم که این اسم مقدس در روح ما اثر بگذارد.

 

توحید افعالی؛ لا مؤثر فی الوجود الا الله

استاد سید رحیم توکل با اشاره به توحید افعالی اظهار داشت: اگر این مسیر ادامه یابد، جان انسان به توحید افعالی باور پیدا می‌کند؛ یعنی به این درجه برسد که «لا مؤثر فی الوجود الا الله». خداوند در این عالم مؤثر است و در کردار و عاقبت انسان اثر دارد؛ اما نکته‌ای را نباید فراموش کرد: انسان قدرت را از خداوند می‌گیرد و اعمال قدرت نیز از اوست، اما انتخاب نوع عمل به اختیار خود انسان است. اگر دست بالا آمد و به دهان ظالم یا مظلوم زده شد، این انتخاب با ماست؛ در انتخاب درست پاداش می‌گیریم و در انتخاب غلط با ما برخورد می‌شود. اعمال پیشین انسان نیز در انتخاب او مؤثر است؛ اگر پیش‌تر در مسیر طغیان بوده، نادرست انتخاب می‌کند و اگر اعمال پیشینش درست بوده، انتخاب درستی خواهد داشت؛ چنان که خداوند فرموده «کُلُّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهِینَةٌ»؛ هر کس در گرو عملکرد خویش است.

 

این استاد درس خارج حوزه با اشاره به حدیث قدسی «مَنْ لَمْ یَرْضَ بِقَضائی وَ لَمْ یَصْبِرْ عَلی بَلائی وَ لَمْ یَشْکُرْ عَلی نَعْمائی فَلْیَطْلُبْ رَبّاً سِوایَ» تصریح کرد: خداوند می‌فرماید هر کس به قضا و حکم من راضی نباشد، در بلاهای من صبر نکند و در نعمت‌های من شکرگزار نباشد، در حقیقت در پی پروردگاری غیر از من است و من نیز با او کاری ندارم.

 

وی با تبیین معنای قضا و قدر خاطرنشان کرد: مراد از قدر آن است که خداوند به حکمت الهی در این عالم علت‌هایی قرار داده و برای هر علت، معلولی مقرر داشته است؛ آب را علت رفع عطش، آتش را علت گرما، ایمان را علت عزت در میان مردم و گناه را علت ذلت قرار داده است. تعیین علت‌ها و معلول‌ها را «قدر» می‌گویند. آنگاه خداوند بر این تقدیر حکم جاری می‌کند که هرگاه علت آمد، معلول آن نیز بیاید؛ و این حکم را «قضا» می‌نامند. پس قدر، تعیین علت و معلول است و قضا، حکم بر جریان آن. انسان علت‌ها را انتخاب می‌کند و معلول‌ها بر انتخاب او مترتب می‌شود؛ اگر در پی ایمان برود، عزت در دید مردم می‌یابد و اگر گناه کند، در دل اهل ایمان جایگاهی ندارد. در روایات نیز آمده است که از زمانی بترسید که محبت شما از دل اهل ایمان بیرون برود.

 

حکمت الهی در فقر و غنا، صحت و بیماری و حیات و مرگ

نماینده مردم استان مازندران در مجلس خبرگان رهبری با اشاره به حکمت الهی در تقدیرات گفت: در روایت آمده است اگر خداوند بداند که ایمان کسی در فقر ماندگار می‌ماند و با غنا از دست می‌رود، او را در فقر نگه می‌دارد؛ و اگر بداند ایمان کسی با غنا حفظ می‌شود، او را در حد امکان غنی می‌کند. همین مطلب درباره صحت و بیماری نیز صادق است؛ برخی در سلامت ایمانشان می‌ماند و برخی در بیماری، و خداوند هر کدام را بر اساس آنچه به خیر اوست تدبیر می‌کند. حتی اگر کسی ایمانش در آینده آسیب ببیند، ممکن است پیش‌تر از دنیا برود و اگر گنهکاری با ادامه عمر توبه کند، عمرش طولانی می‌شود. میان فقر و غنا، صحت و بیماری، و حیات و مرگ، پروردگار کریم آنچه به خیر انسان است را انتخاب می‌کند.

 

وی با اشاره به خاطره‌ای در این باره افزود: در سفری که به مشهد داشتم، خانمی که پیش‌تر در کاروان حج با ما همراه بود، از حادثه تصادف و آتش گرفتن ماشین و سوختن شوهر و فرزندش بسیار ناراحت بود و می‌گفت خدا چرا چنین کرد. به او گفتم اگر فرزندش زنده می‌ماند و پس از چند سال به گروه‌های تروریستی می‌پیوست و جان صدها نفر را می‌گرفت، کدام را می‌پسندید؟ ما از پشت پرده بی‌خبریم؛ اما اگر دل را به خدا بسپاریم، به تقدیرات او راضی خواهیم بود.

 

بلا و صبر؛ فولاد شدن ایمان در آتش سختی‌ها

عضو مجلس خبرکان رهبری با اشاره به نقش بلا در رشد انسان تصریح کرد: دنیا دار بلاست و در جزر و مدها باطن انسان‌ها آشکار می‌شود. سنگ آهن برای تبدیل شدن به فولاد باید ضربات سنگین و آتش را تحمل کند؛ چدن در آتش می‌رود و با ضربات به آهن و سپس با آلیاژ به فولاد تبدیل می‌شود. اگر قرار است انسان فولاد شود و به ایمان مستقر برسد، باید ضربات، آتش‌ها و فشارها را تحمل کند؛ همان‌گونه که درخت جنگل که خود می‌ایستد و ریشه می‌دواند، چوب محکم و سنگینی می‌دهد و از آن در ساختن در و پنجره استفاده می‌شود. مقام معنوی مفت به کسی داده نمی‌شود و انسان در بلا رشد می‌کند.

 

وی در ادامه خاطرنشان کرد: اگر انسان به مقدّرات الهی راضی باشد، در بلاها صابر باشد و در نعمت‌ها شاکر باشد، بنده خدا است و برکات بر او نازل می‌شود؛ اما اگر در تقدیرات خدا ناله کند و شکرگزار نباشد، خداوند نیز با او کاری نخواهد داشت. درباره حوادثی مانند سیل‌های اخیر باید توجه داشته باشیم که هرچند در ظاهر نعمت نبود، اما بلای محض نیز نیست و برکاتی به دنبال دارد؛ از این حوادث باید درس گرفت و به اعمال خود نگریست.

 

پاداش شکر و صبر؛ آرامش در یاد خدا

این استاد درس خارج حوزه خاطرنشان کرد: کسی که در هر حال زبانش به شکر باز است، مشکلات برای او رنگ خود را از دست می‌دهد و می‌گوید خدایا بیمارم کردی، سپاسگزارم؛ چه‌بسا این بیماری به خیر من بوده است. سلامت بدن نیز نعمتی است که می‌توان با آن کار انجام داد. باید بدانیم که ایمان مزه دارد و یاد خدا آرامش می‌بخشد؛ چنان که خداوند می‌فرماید «أَلا بِذِکْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»؛ آگاه باشید که تنها با یاد خدا دل‌ها آرام می‌گیرد.

 

وی با اشاره به اثرگذاری توحید افعالی در جان انسان گفت: آب سبب است و رفع عطش معلول آن، اما این اثر را خداوند قرار داده و او می‌تواند آن را از چیزی بردارد. در روز عاشورا آن ظالم لعین به امام حسین علیه‌السلام گفت آب نمی‌نوشی تا جهنم خدا را ببینی؛ امام فرمود امیدوارم خداوند تو را از آب دنیا سیراب نکند. آن ملعون آن‌قدر آب طلبید تا از دنیا رفت؛ همان خدایی که در آب اثر گذاشته بود، عطش را از او برداشت و آب در کامش شور می‌شد. همچنین گفته‌اند قبر علامه مجلسی رحمت الله علیه پس از سال‌ها سالم ماند و بدن او حتی موی پا نیز کنده نمی‌شد؛ زمین در بدن اثر می‌گذارد، اما اگر خدا نخواهد اثر نمی‌گذارد. اینها همه انسان را به توحید افعالی می‌رساند؛ چون دل باور کند که مؤثری جز خدا نیست، آرام می‌گیرد و خود را در محضر خدا می‌بیند و مشکلات برایش تحمل‌پذیر می‌شود.

 

س, 07/07/1405 - 13:56