استاد حسینی آملی مطرح کرد؛

معرفت نفس؛ مقدمه خداشناسی و مراتب چهارگانه نفس

استاد سید علی حسینی آملی، از اساتید حوزه علمیه قم، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «معرفت نفس؛ مقدمه خداشناسی و مراتب چهارگانه نفس» پرداخت.

/270/260/22/

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: ریشه بسیاری از خطاهای بشر آن است که خود را نمی‌شناسد و به جای حقیقت خویش، به دارایی‌ها، منصب‌ها و ظواهر دل می‌بندد؛ از این‌رو گمان می‌کند تعرض به لباس، مقام یا مال او تعرض به شخصیت اوست، حال آنکه شخصیت حقیقی انسان به این امور نیست. اگر انسان خود را بشناسد، وظیفه خود را در برابر خدا، امام، همسر، فرزندان و همکاران به‌درستی درمی‌یابد.

 

نقش معرفت نفس در ترک گناه

شاگرد علامه حسن‌زاده آملی (قدس سره) با اشاره به نقش معرفت نفس در ترک گناه اظهار داشت: پرسش اساسی امروز این است که چرا انسان گناه می‌کند و در محضر باری تعالی تخطی می‌کند؛ پاسخ آن است که نمی‌داند کیست و وظیفه‌اش با خدای خویش چیست. کسی که خود را نشناخته، می‌پذیرد که به دیگری باج بدهد یا از دیگری باج بگیرد، زیر بار ظلم برود یا خود ظلم کند. انسان باید بداند دارایی واقعی‌اش تا کجاست و استعدادش تا چه اندازه می‌تواند رشد کند؛ چه‌بسا «به‌به» گفتن‌های ما برای سنگ و آهن و فلزات است، نه برای گوهر وجود خودمان.

 

این استاد درس خارج حوزه با اشاره به حکایتی از شیخ بهایی تصریح کرد: نقل شده شیخ بهایی همراه شاه عباس به حمام عمومی رفت و شاه از او پرسید دارایی تو چیست؟ شیخ پاسخ داد من هر آنچه دارم، همان‌جا همراه من است؛ من شخصیت انسانی، عمومیت الهی، شعور قرآنی و اندیشه بیدار انسانی دارم و با همین دارایی به قبر می‌روم و در قیامت با همین میزان اعمال محاسبه می‌شوم. آنگاه پرسید تو کیستی؟ اگر جامه و تاج و تخت و لشکر را کنار بگذاری، تو با چه چیزی به محضر الهی می‌روی؟ انسان باید از خود بپرسد در قبر و در پای میزان اعمال و در قیامت کیست و با چه شخصیتی به شفاعت امام حسین علیه‌السلام امید می‌بندد.

 

استاد حسینی آملی با اشاره به روایات مربوط به معرفت نفس ابراز داشت: از محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدند انسان چه زمانی خداشناس می‌شود؟ فرمود «اذا عرف نفسه»؛ آنگاه که خود را بشناسد. همچنین فرمود «اعلمکم بالنفسه اعلمکم بربه»؛ هر کس در خودشناسی داناتَر است، در خداشناسی پیشرفته‌تر است. از امیرالمؤمنین علیه‌السلام نیز نقل شده است «من عرف نفسه فقد عرف ربه»؛ هر کس خود را شناخت، پروردگار خویش را شناخته است. بنابراین گناهان، خطاها و دوری از خدا، در حقیقت دوری از باطن خود انسان است؛ ما از خودمان غافل شده ایم و افتخارات خود را در تاج و تخت، بانک، ماشین، باغ و مزرعه و مسئولیت جسته‌ایم.

 

مراتب چهارگانه نفس در کلام امیرالمؤمنین (ع)

این استاد درس خارج حوزه با اشاره به پاسخ امیرالمؤمنین علیه‌السلام به کمیل خاطرنشان کرد: کمیل به محضر مبارک امیرالمؤمنین علیه‌السلام آمد و گفت «ارید ان تعرفنی نفسی»؛ من از خودم غافلم و می‌خواهم مرا به من معرفی کنی. حضرت فرمود «و ای انفاسه ترید»؛ کدام مرتبه از نفس خود را می‌خواهی بشناسی؟ سپس فرمود «انما هی اربعة»؛ نفس انسان چهار مرتبه دارد: «النّامیه، الحسّیة الحیوانیة، النّاطقة القدسیة». یعنی یک مرتبه رشد نباتی که رشد جسمانی انسان را در بر می‌گیرد، یک مرتبه نفس حسی و حیوانی، و مرتبه‌ای دیگر نفس ناطقه قدسی که راه ورود به وادی انسانیت و همراهی با فرشتگان و اولیای الهی است.

 

مراتب رشد و توقف انسان‌ها

وی تصریح کرد: همان‌گونه که نباتات در مرتبه خاصی متوقف می‌مانند، برخی انسان‌ها نیز در مرتبه رشد نباتی و سپس حیوانی متوقف می‌شوند و از آن بالاتر نمی‌روند؛ محبت‌ها، صمیمیت‌ها، دفاع‌ها و درگیری‌های آنان بر پایه منافع تعریف‌شده است. انسان باید از خود بپرسد در طول عمر چقدر باخته و در برابر ظلم نتوانسته از حق خود دفاع کند؛ کجا می‌توانسته دفاع کند و نکرده است؟ و از خود بپرسد چه تعریفی از شخصیت خویش دارد که هزینه کردن مال برای او افتخار نیست، اما برای دیگری باختن بزرگ شمرده می‌شود. با این نگاه باید دید انسان در قیامت و در برابر میزان اعمال، با چه شخصیتی حاضر می‌شود و آیا شفاعت امام حسین علیه‌السلام به‌سادگی و بدون استحقاق به کسی داده می‌شود؟

 

راه رسیدن به وادی انسانیت و بندگی خدا

این استاد درس خارج حوزه با اشاره به راه رشد و تعالی انسان یادآور گردید: کسی می‌تواند از مرتبه نباتی و حیوانی بگذرد و به وادی نفس ناطقه قدسی و انسانیت وارد شود که با نفس قدسی ارتباط برقرار کند و در مسیر اولیای الهی گام بردارد؛ در این صورت است که به مقام «عبدالله» و بندگی خداوند نائل می‌شود. وی با اشاره به روایت «کل مولود یولد علی الفطرة» افزود: هر نوزادی بر فطرت توحیدی زاده می‌شود، اما این والدین و مربیان‌اند که ممکن است مسیر فطرت او را کج کنند؛ چنان که قرآن می‌فرماید «فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اللهِ الَّتِی فَطَرَ النّاسَ عَلَیْها». از این‌رو انسان باید بکوشد با فطرت اولیه خویش باقی بماند و ذهن و جان خود را با وحی الهی همراه سازد.

د, 07/06/1405 - 14:22