استاد زنجیرزن حسینی مطرح کرد؛

تفسیر انفسی قرآن کریم؛ رمزگشایی حروف مقطعه و اسرار حروف ابجد در روایات

استاد میثم زنجیرزن حسینی، از اساتید حوزه علمیه قم، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «تفسیر انفسی قرآن کریم؛ رمزگشایی حروف مقطعه و اسرار حروف ابجد در روایات» پرداخت.

/270/260/20/

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو با اشاره به فرمایش امیرالمؤمنین علیه‌السلام که «اِنَّ لِکُلِّ کِتابٍ صَفْوَةً وَ صَفْوَةُ هذَا الْکِتابِ حُرُوفُ التَّهجّی» خاطرنشان کرد: برای هر کتابی برگزیده‌ای است و برگزیده قرآن، حروف مقطعه‌اند. از این‌رو بحث درباره معنای «الف لام میم» نیازمند تأمل بیشتری است و پیش از آن باید اسرار حروف ابجد در لسان روایات روشن شود؛ چنان که در معانی‌الاخبار آمده هر یک از این حروف، رمزی از اسماء الهی است.

 

حروف ابجد؛ مخفف اسماء الهی

استاد میثم زنجیرزن حسینی با بیان اینکه در معانی‌الاخبار از امیرالمؤمنین علیه‌السلام نقل شده است که هر یک از این حروف مخفف یکی از اسماء الهی است، اظهار داشت: در این روایت می خوانیم: «حدثنا محمد بن الحسن بن أحمد بن الوليد رحمه الله قال حدثنا محمد بن الحسن الصفار قال حدثنا محمد بن الحسين بن أبي الخطاب و أحمد بن الحسن بن علي بن فضال عن علي بن أسباط عن الحسن بن يزيد قال حدثني محمد بن سالم عن الأصبغ بن نباتة قال قال أمير المؤمنين ع‏ سأل عثمان بن عفان رسول الله ص عن تفسير أبجد فقال رسول الله ص تعلموا تفسير أبجد فإن فيه الأعاجيب كلها ويل‏ لعالم جهل تفسيره

فقيل يا رسول الله و ما تفسير أبجد قال: أما الألف فآلاء الله حرف من‏ أسمائه و أما الباء فبهجة الله و أما الجيم فجنة الله و جلال الله و جماله و أما الدال فدين الله

و أما هوز فالهاء الهاوية فويل لمن هوى في النار و أما الواو فويل لأهل النار و أما الزاي فزاوية في النار فنعوذ بالله مما في الزاوية يعني زوايا جهنم

و أما حطي فالحاء حطوط الخطايا عن المستغفرين في ليلة القدر و ما نزل به جبرئيل مع الملائكة إلى مطلع الفجر و أما الطاء ف طوبى لهم و حسن مآب‏ و هي شجرة غرسها الله عز و جل و نفخ فيها من روحه و إن أغصانها لترى من وراء سور الجنة- تنبت بالحلي و الحلل متدلية على أفواههم و أما الياء فيد الله فوق خلقه باسطة سبحانه و تعالى عما يشركون‏

و أما كلمن فالكاف كلام الله‏ لا تبديل لكلمات الله‏ و لن تجد من دونه ملتحدا و أما اللام فإلمام أهل الجنة بينهم في الزيارة و التحية و السلام و تلاوم أهل النار فيما بينهم و أما الميم فملك الله الذي لا يزول و دوام الله الذي لا يفنى- و أما النون ف ن و القلم و ما يسطرون‏ و القلم قلم من نور و كتاب من نور في لوح محفوظ- يشهده المقربون‏ و كفى بالله شهيدا

و أما سعفص فالصاد صاع بصاع و فص بفص يعني الجزاء بالجزاء و كما تدين تدان إن الله لا يريد ظلما للعباد

و أما قرشت يعني قرشهم فحشرهم و نشرهم إلى يوم القيامة ف قضي بينهم بالحق و هم لا يظلمون‏» (معاني الأخبار، النص، ص: 46)

حضرت فرمود «امّا الالف فالله الذی لا اله الا هو الحی القیوم»؛ الف به معنای الله است. حافظ نیز در همین معنا سروده است: «نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار / چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم». بر اساس این روایت، باء مخفف «باقٍ بعد فناء خلقه»، تاء مخفف «طوّاب» که توبه بندگان را می‌پذیرد، ثاء مخفف «الثابت الکائن» و جیم مخفف «جلیل ثناؤه» است؛ حاء به معنای حی و حلیم، خاء به معنای خبیر، دال به معنای «دیّان یوم الدین»، ذال به معنای «ذوالجلال و الاکرام»، راء به معنای رئوف به بندگان و زاء به معنای «زین المعبودین» است.

 

وی افزود: سین به معنای سمیع و بصیر، شین به معنای شاکر عباد مؤمنین، صاد به معنای «صادقٌ فی وعده و وعیده»، ضاد مخفف «الضار و النافع»، طاء به معنای «طاهرٌ مطهّر»، ظاء به معنای «ظاهرٌ مظهرٌ لآیاته»؛ همان‌گونه که نور را هم ظاهر و هم مظهر غیر می‌گویند، عین به معنای «عالمٌ بعباده»، غین به معنای «غیاث المستغیثین»، فاء به معنای «فالق الحب و النوی»، قاف به معنای «قادرٌ الی جمیع خلقه»، کاف به معنای «الکافی الذی لم یکن له کفواً احد»، لام به معنای «لطیفٌ بعباده»، میم به معنای «مالک الملک»، نون به معنای نوری که آسمان‌ها و زمین از نور عرش او منتشر شده، هاء به معنای هادی برای خلق و یاء به معنای «ید الله باسطٌ الی خلقه» است.

 

استاد زنجیرن حسینی با اشاره به معنای «فالق» گفت: اسم فالق از آن جهت برای اهل معرفت توصیه شده که انسان برای رسیدن به گشایش باید از پوسته ظاهر خارج شود؛ چنان که بذر، قوه و استعداد خود را با شکافتن پوسته‌اش فعلیت می‌بخشد. همچنین «ید الله» به معنای بسط فیض الهی است؛ چنان که در قرآن آمده «بل یداه مبسوطتان»؛ فیض الهی مقید نیست و به هر کس با دو دست داده می‌شود. اهل معرفت می‌گویند همان فیضی که به پیامبر صلی الله علیه و آله رسیده به ابوجهل نیز رسیده است؛ اگر خیری به کسی می‌رسد به سبب قابلیت اوست، نه به سبب فاعلیت. بنابراین فیض الهی هرگز قطع نمی‌شود؛ زیرا انقطاع فیض به معنای تغییر در ذات الهی است و او «فیّاضٌ علی‌الاطلاق» و «دائم‌الفضل علی البریة» است.

 

وی با بیان معنای دقیق «لا اله الا الله» تصریح کرد: «الله» از ماده «وَلَه» به معنای شیدایی اشتقاق یافته است؛ یعنی در عالم شیداگر و دل‌بری جز او نیست و هر جا دل انسان به جمالی داده می‌شود، در حقیقت به جمال حضرت حق داده شده است. همان‌گونه که حافظ سروده است: «یار من نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت / به غمزه مسئله‌آموز صد مدرس شد». همچنین در تشهد به واحدیت خداوند اذعان می‌کنیم و در توحید به احادیت؛ احد یعنی بسیط و غیرمرکب، و واحد یعنی یگانه‌ای که شریک ندارد.

 

روایت امام رضا (ع)؛ حروف ابجد و شئونات الهی

استاد درس خارج حوزه با اشاره به روایت امام رضا علیه‌السلام در کتاب امالی شیخ صدوق اظهار داشت: در این روایت می خوانیم: «حدثنا الشيخ الفقيه أبو جعفر محمد بن علي بن الحسين بن موسى بن بابويه القمي رحمه الله قال حدثنا محمد بن بكران النقاش بالكوفة قال حدثنا أحمد بن محمد الهمداني قال حدثنا علي بن الحسن بن علي بن فضال عن أبيه عن أبي الحسن علي بن موسى الرضا ع قال: إن أول ما خلق الله عز و جل ليعرف به خلقه الكتابة حروف‏ المعجم‏ و إن الرجل إذا ضرب على رأسه بعصا فزعم أنه لا يفصح ببعض الكلام فالحكم فيه أن تعرض عليه حروف المعجم ثم يعطى الدية بقدر ما لم يفصح منها و لقد حدثني أبي عن أبيه عن جده عن أمير المؤمنين ع في ألف ب ت ث أنه قال الألف آلاء الله و الباء بهجة الله و التاء تمام الأمر بقائم آل محمد ص و الثاء ثواب المؤمنين على أعمالهم الصالحة ج ح خ فالجيم جمال الله و جلال الله و الحاء حلم الله عن المذنبين و الخاء خمول ذكر أهل المعاصي عند الله عز و جل د ذ فالدال دين الله و الذال من ذي الجلال ر ز فالراء من الرءوف الرحيم و الزاء زلازل القيامة س ش فالسين سناء الله و الشين شاء الله ما شاء و أراد ما أراد- و ما تشاؤن إلا أن يشاء الله‏ ص ض فالصاد من صادق الوعد في حمل الناس على الصراط و حبس الظالمين عند المرصاد و الضاد ضل من خالف محمدا و آل محمد ط ظ فالطاء طوبى للمؤمنين‏ و حسن مآب‏ و الظاء ظن المؤمنين بالله خيرا و ظن الكافرين بالله سوءا ع غ فالعين من العالم و الغين من الغني ف ق فالفاء فوج من أفواج النار و القاف قرآن على الله جمعه و قرآنه ك ل فالكاف من الكافي و اللام [لغو] الكافرين في افترائهم على الله الكذب م ن فالميم ملك الله يوم لا مالك غيره و يقول الله عز و جل‏ لمن الملك اليوم‏ ثم ينطق أرواح أنبيائه و رسله و حججه فيقولون‏ لله الواحد القهار فيقول الله جل جلاله‏ اليوم تجزى كل نفس بما كسبت لا ظلم اليوم إن الله سريع الحساب‏ و النون نوال الله للمؤمنين و نكاله بالكافرين و ه فالواو ويل لمن عصى الله و الهاء هان على الله من عصاه لا ي لام ألف لا إله إلا الله و هي كلمة الإخلاص ما من عبد قالها مخلصا إلا وجبت له الجنة ي يد الله فوق خلقه باسطة بالرزق- سبحانه و تعالى عما يشركون‏ ثم قال ع إن الله تبارك و تعالى أنزل هذا القرآن بهذه الحروف التي يتداولها جميع العرب ثم قال‏ قل لئن اجتمعت الإنس و الجن على أن يأتوا بمثل هذا القرآن لا يأتون بمثله و لو كان بعضهم لبعض ظهيرا» (الأمالي( للصدوق) ؛ النص ؛ ص325)

 

روایت امام صادق (ع)؛ شش صفت الهی در «الف»

استاد زنجیرزن حسینی با اشاره به روایت امام صادق علیه‌السلام درباره حرف «الف» خاطرنشان کرد: در تفسیر نورالثقلین می خوانیم: «و روى أبو إسحاق الثعلبي في تفسيره مسندا الى على بن موسى الرضا عليه السلام قال‏ سئل جعفر بن محمد الصادق عليه السلام عن قوله «الم» فقال في الالف‏ ست‏ صفات‏ من صفات الله‏ عز و جل: «الابتداء» فان الله عز و جل ابتدأ جميع الخلق و الالف ابتداء الحروف و «الاستواء» فهو عادل غير جائر، و الالف مستوفى ذاته، و «لانفراد» فالله فرد و الالف فرد و «اتصال الخلق بالله» و الله لا يتصل بالخلق و كلهم يحتاجون اليه و الله غنى عنهم، و الالف كذلك لا يتصل بالحروف و الحروف متصلة به و هو منقطع عن غيره، و الله تعالى باين بجميع صفاته من خلقه، و معناه «من الالفة» فكما ان الله عز و جل سبب الفة الخلق فكذلك الالف عليه تألفت الحروف و هو سبب ألفتها.» (تفسير نور الثقلين، ج‏1، ص: 30)

 

وی افزود: حضرت فرمود «فی الالف ستّ صفات من صفات الله»؛ در الف شش صفت از صفات الهی تجلی کرده است: نخست «الابتداء»؛ زیرا خداوند ابتدای همه مخلوقات است و الف نیز ابتدای حروف است. دوم «الاستواء»؛ خداوند بر استوای ذات است و هیچ اعوجاجی در او نیست و الف نیز مستوی و بدون انحراف است. سوم «الانفراد»؛ خداوند فرد و یگانه است و الف نیز در میان حروف فرد است. چهارم «الاتصال»؛ همه حروف به الف متصل می‌شوند. پنجم آنکه خداوند به خلق متصل نمی‌شود؛ همان‌گونه که در نوشتار حروف به الف متصل می‌شوند، اما الف به هیچ حرفی متصل نمی‌گردد. ششم «الفت»؛ همان‌گونه که خداوند سبب الفت و پیوستگی میان مخلوقات است و اگر وجود او در هستی ساری نباشد عالم از هم فرو می‌پاشد، الف نیز سبب تألیف میان حروف است.

 

استاد حوزه علمیه قم با تبیین بینونت وصفی خداوند از خلق تصریح کرد: حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرماید «هو الداخل فی الاشیاء لا بالممازجة و خارجٌ عنها لا بالمزایلة»؛ خداوند در همه اشیا حاضر است، اما نه آمیخته با آنان و از آنان جداست، اما نه به‌گونه جدا شدن. این بینونت، بینونت عزلی نیست بلکه بینونت وصفی است؛ همان‌گونه که روح نسبت به جسم بینونت دارد، اما نه به این معنا که از آن جدا و منسلخ باشد؛ زیرا اگر دو چیز کاملاً متباین باشند، هرگز یکی عالم برای دیگری نخواهد شد. چنان که ابن‌سینا نیز در نظام فلسفی بر این نکته تأکید کرده است.

 

«الف لام میم»؛ ذات، جبرائیل و محمد (ص)

استاد زنجیرزن حسینی با اشاره به روایتی از ابن‌عباس درباره معنای «الف لام میم» اظهار داشت: بر اساس این روایت، الف به معنای ذات اقدس الهی، لام به معنای جبرائیل و میم به معنای محمد صلی الله علیه و آله است؛ یعنی ذات مقدس الهی فیض خود را به واسطه جبرائیل بر حضرت ختمی‌مرتبت نازل کرد. اما باید توجه داشت این فیض، خارج از حقیقت محمدیه نیست؛ زیرا جبرائیل از شئونات پیامبر و از قوای محمدی است و فیض را از بطنان وجود پیامبر می‌گیرد و ظهور تفصیلی می‌بخشد.

 

وی در توضیح این معنا افزود: همان‌گونه که قوه حافظه آنچه را در خزینه خود بایگانی کرده در حس مشترک حاضر می‌کند و به آن تجلی می‌بخشد، جبرائیل نیز قوه‌ای از قوای محمدیه است که فیض را از عرش وجود پیامبر اخذ کرده و به فرش محمدیه نازل می‌کند. اگر جبرائیل خارج از حقیقت محمدیه باشد، لازم می‌آید که جبرائیل اشرف مخلوقات باشد، در حالی که حضرت ختمی‌مرتبت انسان کامل و وجود جامعی است که همه اسماء الهیه در او به نحو اندماجی و اجمال بسیط حاضرند و ملائکه الله از شئونات او هستند؛ چنان که در زیارت جامعه می‌خوانیم «السلام علیکم یا اهل بیت النبوة و موضع الرسالة و مختلف الملائکة»؛ یعنی فرشتگان در وجود اهل‌بیت رفت‌وآمد می‌کنند و فیض را از عرش وجود آنان به فرش نازل می‌کنند.

 

این استاد درس خارج حوزه در پایان خاطرنشان کرد: در جلسه آینده، معنای «الف لام میم» از منظر حکما و عرفا و به‌ویژه بیان ابن‌سینا که جناب صدرالمتألهین نیز آن را در تفسیر القرآن الکریم عالی دانسته، بررسی خواهد شد.

چ, 07/08/1405 - 16:33