استاد سید حسن سید پورآذر از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع « شاخههای فرقه احمد الحسن پس از سال ۲۰۰۸» پرداخت.
/270/260/20/
معرفی احمد الحسن؛ مدعی یمانیت، مهدویت و امامت
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: احمد الحسن، با نام اصلی احمد اسماعیل احمد، فرزند اسماعیل، در سال ۱۹۶۸ یا ۱۹۷۰ در شهر بصره متولد شد. نام پدرش اسماعیل و نام مادرش مفلح است. نسب او در میان طایفه «آل همبوش» نسبی شناختهشده است؛ پدرش اسماعیل هفت برادر داشت: محمد، محسن، مهدی، کاظم، راضی، عبد و ابراهیم. پدر اسماعیل، صالح؛ پدر صالح، حسین؛ و پدر حسین، صالح سلمان بود؛ بنابراین سلمان جد سوم احمد الحسن به شمار میآید. طایفه آل همبوش، چه از نسل سلمان و چه از نسل ماجد (برادر سلمان) و چه از نسل داوود، همه متفقالقولاند که جدشان شیخ همبوش بوده است؛ بر این اساس، جد چهارم احمد الحسن شیخ همبوش است و شجرهنامههای آل ماجر، آل سلمان و آل داوود نیز بر همین امر اتفاق دارند.
ادعای نسب ساختگی و واکنش طایفه
وی در ادامه بیان کرد: احمد الحسن با ادعای یمانیت و سپس مهدویت و امامت، نسب خود را نیز انکار کرده و گفته است که جد او سلمان، پدرش در نسبنامه ثبت نشده و معلوم نبوده فرزند چه کسی است؛ و امام زمان او را از این مطلب آگاه کرده که سلمان فرزند امام زمان بوده است. بر این اساس، احمد اسماعیل مدعی است فرزند امام زمان و از نسل امام حسن عسکری علیهالسلام است؛ به همین دلیل در این فرقه او را «احمد الحسن» مینامند.
استاد سید پورآذر یادآور گردید: از میان طایفه احمد اسماعیل، هیچکس ادعای او را نپذیرفت. از هفت عموی او تنها یک نفر، محسن، ادعایش را تأیید کرد و غالب طایفه او را انکار کردند؛ چرا که نسبنامه و شجرهنامه آنان مشخص است و همه معترفاند که سید نیستند و جد چهارمشان امام زمان نیست، بلکه در نسبنامهشان شیخ همبوش ثبت شده است. احمد اسماعیل با همفکری پیروانش نسبنامهای ساختگی ترسیم کرد و خودشان پای آن را امضا کردند، بدون تأیید نسبشناسان و بزرگان طایفه آل همبوش. بیانیه طوایف همپیمان با آل همبوش نیز برائت خود را از ادعای احمد اسماعیل اعلام کرد؛ از جمله ابوعلی همبوشی، فرزند محسن (همان عموی تأییدکننده)، که خود این بیانیه را امضا کرده است. نسبشناسان نیز ادعای احمد الحسن را باطل دانستهاند.
تحصیلات دانشگاهی و حوزوی
استاد حوزه علمیه قم ابراز داشت: احمد الحسن در سال ۱۹۹۱ از دانشگاه فنی بصره در رشته مهندسی شهرسازی فارغالتحصیل شد و نام و عکس او در میان فارغالتحصیلان آن دانشگاه ثبت شده است. همکلاسیهایش نیز وجود او را تأیید کرده و اخلاقیات او را چندان مطلوب توصیف نکردهاند. از سال ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۹ اطلاعات کافی از زندگی او در دست نیست. در سال ۱۹۹۹ وارد حوزه علمیه نجف شد و در مدرسه «شیخ صدر» به تحصیل پرداخت؛ در همان سالها افرادی مانند ضیا عبدالزهرا گرعاوی (مدعی فرزندی بلافصل امیرالمؤمنین و بنیانگذار فرقه «جند السماء»)، امام فاضل مرسومی (مدعی امامت) و حیدر مشتت در همان مدرسه درس میخواندند. حیدر مشتت در ابتدا با احمد الحسن همراه بود و مبلغ او به شمار میرفت و نشانههای آخرالزمانی روایات را میان خود و احمد الحسن تقسیم میکرد، اما پس از اختلاف با او، فرقهای جداگانه بنیان گذاشت.
آغاز ادعاها و تحول آن
وی در ادامه بیان کرد: تحصیلات حوزوی احمد اسماعیل از سال ۱۹۹۹ آغاز شد و در سال ۲۰۰۲ ادعاهای خود را شروع کرد. ابتدا مدعی شد که در این سه سال به دستور امام زمان وارد حوزه شده تا اصلاحاتی در حوزه نجف ایجاد کند، و در سال ۲۰۰۲ ادعای خود را علنی کرد و گفت فرستاده و سفیر امام زمان است و برخی طلبهها نیز در خواب دیدهاند که ادعای او حق است. در سال ۲۰۰۵ که حیدر مشتت از احمد الحسن اعلام برائت کرد و بهصورت مشکوکی ترور شد، احمد الحسن که پیشتر حیدر مشتت را به عنوان یمانی معرفی میکرد، مدعی شد که خودش یمانی است و هر یک از انصار که او را رویت کند، یمانی او به شمار میآید. در نهایت احمد اسماعیل که تا پیش از آن خود را فرستاده مهدی و قائم معرفی میکرد، خود را به عنوان قائم و مهدی معرفی کرد و بیش از نود درصد روایات مربوط به مهدی و قائم را بر خود تطبیق داد.
خاموشی و سرانجام مبهم
استاد سید پور آذر تصریح نمود: در سال ۲۰۰۶ احمد اسماعیل مخفی شد و در سال ۲۰۰۸ درگیری میان پیروان این جریان با پلیس عراق در ناصریه رخ داد. از آن زمان به بعد اطلاع دقیقی از احمد الحسن در دست نیست؛ برخی او را مرده و کشتهشده میدانند و برخی او را زنده میپندارند. با این حال، در سال ۲۰۰۷ او برای دریافت گذرنامه در سیستم اداری ثبت شده است و احتمال میرود در یکی از کشورهای خلیج فارس، آسیایی، استرالیا یا سوئد زندگی یا رفتوآمد کند.
شاخههای فرقه احمد الحسن پس از سال ۲۰۰۸
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم اظهار داشت: پس از شورش مسلحانه پیروان احمد الحسن در روز عاشورای سال ۲۰۰۸ در ناصریه عراق، احمد الحسن مخفی شد و دیگر خبری از او در دست نیست. از آن پس پیروانش به چند شاخه تقسیم شدند و برخی از این شاخهها خود را نماینده او معرفی کردند.
۱) شاخه مکتب
وی در ادامه بیان کرد: پیروان قدیمی احمد الحسن که در دفتر او در نجف یا بصره با وی ارتباط داشتند، پس از مخفی شدن او مدیریت دفتر را بر عهده گرفتند و به عنوان «مکتب احمد الحسن» خود را پیرو و نماینده رسمی او معرفی کردند. چهار نماینده اصلی این مکتب عبارتاند از: سید حسن حمامی، سید واسع حسینی، شیخ حبیب سعیدی و شیخ ناظم عقیدی. پس از درگذشت سید حسن حمامی، علی سالم جانشین او شد.
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: شاخه مکتب معتقد است مکتب دارای «عصمت تبلیغی» است؛ یعنی هر آنچه مکتب بگوید و تصمیم بگیرد، سخن و تصمیم احمد الحسن است و هر کس به مکتب اعتراض کند، در واقع به احمد الحسن اعتراض کرده و منافق است. در سال ۲۰۱۲ مکتب صفحهای در فیسبوک به نام احمد الحسن تأسیس کرد و صوتی نیز به نام او منتشر شد که نمایندگان مکتب را تأیید و نصب میکرد و اعلام میداشت هر کس مکتب یا آن صفحه فیسبوک را انکار کند، مرتد شده و به احمد الحسن ایمان ندارد.
وی افزود: این شاخه در ایران پیروان نسبتاً زیادی دارد و نسبت به سایر شاخهها تبلیغات و جذب بیشتری در ایران داشته است. پیروان آن در ایران چند دستهاند؛ یک دسته پیروان محض مکتباند که مؤسسهای مجازی به نام «وارثین ملکوت» دارند و قرار است همه فعالیتهای تبلیغی و علمی خود را زیر اشراف این گروه انجام دهند؛ مخالفان این گروه نیز «گروه معترض» و منافق شناخته میشوند. بیانیههای مختلفی از سوی مکتب صادر شده که در آنها معترضان به تصمیمات مکتب، منافق معرفی شدهاند.
استاد سید پورآذر خاطرنشان کرد: این شاخه به ظواهر دینی پایبندی دارد؛ حجاب را واجب و شراب را حرام میداند و در مسائل فقهی غالباً مانند فقهای شیعه رفتار میکند. با این حال در بحث حجاب تصریح میکند که اجبار اجتماعی وجود ندارد، هرچند حجاب واجب است؛ و همین شلگرفتن مسئله سبب شده برخی پیروان این جریان چادر را کنار بگذارند یا در حجاب سهلانگار شوند. همچنین بهدلیل ارتباطهای نادرست میان برخی زنان و مردان این جریان، پارهای روابط غیراخلاقی شکل گرفته که مورد تأیید رسمی شاخه نیست، اما به دلیل ضعف اخلاقی در آموزشهای این جریان رخ داده است.
۲) شاخه جیشالغضب
استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم اظهار داشت: رهبر این شاخه شیخی به نام رزاق الجابری است و شیوخ دیگری نیز در بصره عراق با او همراه شدند. اینان مکتب احمد الحسن را رسمی نمیدانند و آن را منحرف میخوانند و خود را نماینده احمد الحسن معرفی میکنند. آنان نیز در مسائل فقهی تفاوت چندانی با شیعه ندارند، اما همه این شاخهها در دشمنی با علما و نظام جمهوری اسلامی ایران مشترکاند؛ همین شاخه جیشالغضب سفارت ایران در بصره را به آتش کشید.
۳) شاخه رعایات سود (راعیات سود)
استاد سید پورآذر در ادامه بیان کرد: رهبر این شاخه عبدالله هاشم، مستندساز مصریتبار مقیم آمریکا، است که پیشتر انحرافات متعددی داشته و در سال ۲۰۱۱ به مکتب احمد الحسن ایمان آورد. ابتدا در شاخه مکتب بود و مسئولیتهایی داشت و در شبکه «المان» فعالیت تبلیغی میکرد. سرانجام در سال ۲۰۱۵ با شیوخ مکتب اختلاف پیدا کرد؛ در همان سال که مکتب «سرای القائم» را تشکیل داد و فراخوانی برای ثبتنام و کمک مالی به جنگ با داعش منتشر کرد، مکتب به بهانههای مختلف با داعش وارد جنگ نشد. عبدالله هاشم و دوستش علی قریفی از مکتب و شیوخ آن درباره سرانجام پولهای جمعآوریشده پرسیدند و اختلافات مالی پدید آمد؛ مکتب نیز با انتشار بیانیههایی به نام احمد الحسن، آنان را به خیانت مالی متهم کرد. این دعوا به جدایی دو گروه انجامید و احمد الحسن از عبدالله هاشم اعلام برائت کرد و او را مرتد دانست؛ عبدالله هاشم نیز از مکتب برائت جست و آن را فاسد و «گوساله سامری» خواند و مدعی شد صدایی که از آن فیسبوک درمیآید صدای احمد الحسن نیست.
وی ابراز داشت: عبدالله هاشم مدعی شد فرزند معنوی احمد الحسن است و او با وی در ارتباط است، نه با مکتب. او همچنین ادعا کرد امام زمان در سال ۲۰۱۵ ظهور کرد، احمد الحسن را نزد او فرستاد و با گروهی به ملاقات امام زمان رفتند و آنجا احمد الحسن از خیانت مکتب خبر داد؛ مانند خیانت سامری در زمان غیبت موسی. عبدالله هاشم خود را «مهدی دوم از دوازده مهدی» معرفی میکند؛ مهدی اول احمد الحسن و مهدی دوم او. پیروان این شاخه در ظواهر دینی با شیعه بسیار متفاوتاند؛ معتقدند اسلام دورهاش تمام شده و دین جدید آمده است، از این رو حجاب را واجب و شراب را حرام نمیدانند و مکه را به عنوان قبله نمیپذیرند و مدعیاند قبله اصلی همان «پترا» در کشور اردن است.
۴) شاخه احلاس
استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: «احلاس» جمع «حِلْس» به معنای گلیم است و در روایت آمده «کونوا احلاساً و بیوتکم احلاس»؛ یعنی همچون گلیمهای خانههایتان باشید و با مدعیان دروغین قیام نکنید. مهدی رحیمی، ساکن آلمان، پیشتر از شاخه مکتب بود و ادمین فیسبوک و مسئول مدیریت کامنتهای فارسی و نماینده رسمی فارسیزبانان از سوی مکتب بود؛ در پیامرسان پالتاک نیز اتاقی فارسی برای تبلیغ احمد الحسن وجود داشت. مهدی رحیمی در حدود سال ۲۰۱۵ تعریف میکند که ما به مکتب احمد الحسن در نجف رفتیم و به خواهر ما آنجا تعرض شد و پس از بازگشت به آلمان متوجه شدیم این مکتب فاسد و منحرف شده و مکتب با احمد الحسن در ارتباط نیست؛ لذا از مکتب اعلام برائت کردند. او با استناد به سخنرانی احمد الحسن که گفته بود از کشور شما میروم و با پدرم برمیگردم، مدعی است احمد الحسن همانند امام زمان غائب شده و تا زمانی که او با امام زمان ظهور نکند، با هیچ قیامی همراهی نمیکنند؛ از این رو خود را «خانهنشین» معرفی میکنند.
وی افزود: این گروه همچنین به دلیل تناقضات و غلطهای بسیار در کتابهای منتشرشده مکتب، مدعی است احمد الحسن آنها را ننوشته است. آنان میگویند سید حسن حمامی، شیخ ناظم عاقیلی و سید واسع حسینی که پیش از ۲۰۰۶ با احمد الحسن در دفتر او ارتباط داشتند، پس از غیبت او نوشتههای احمد الحسن را دزدیدند و به مرور با مطالب خود آمیختند و منتشر کردند؛ به همین دلیل بخشهای درست از احمد الحسن و بخشهای غلط از شیوخ مکتب است.