استاد سید محمدصادق علم الهدی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «نگاه قرآن به جامعه و مسئولیت اجتماعی افراد» پرداخت.
/270/260/21/
واژگان کلیدی برای پژوهش در قرآن
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو با اشاره به لزوم بررسی کلیدواژه های قرآنی حول محور «جامعه» خاطرنشان کرد: از جمله کلیدواژه های قرآنی در این موضوع، می توان به «أمّت» و «امم»، همچنین «ناس»، «قریه» و «قرون» اشاره نمود؛ اگر چه مفرد «قرون» در قرآن به معنای مقصود ما به کار نرفته، اما جمع آن بارها آمده و مراد از آن امتها و جوامع است، مانند آیه «وَ کَمْ اَهْلَکْنا مِنَ الْقُرُونِ».
تفاوت «امت» و «ملت» در قرآن و لغت عرب
استاد علم الهدی با یادآوری نکتهای زبانی تصریح کرد: در فارسی واژه «ملت» به یک معنا به کار میرود، اما در لغت عرب میان «امت» و «ملت» تفاوت کامل وجود دارد. آنچه به محل بحث ما مرتبط است «امت» است، نه «ملت». «امت» در قرآن و در استعمالات عربی غالباً به معنای جماعت است؛ چنانکه جوهری گفته «الاُمّة و الجماعة». اما همین لفظ «امت» به معنای قائم و به معنای دین و نیز به معنای طریقه و روش و شیوه نیز آمده است. جوهری میگوید «الاُمّة و الطریقة و الدین»؛ مثلاً «فلان لا اُمّة له» یعنی دینی و آیینی ندارد. در آیات متعددی «امت» به همین معنای دین، آیین و طریقه به کار رفته است؛ مانند آیه ۹۲ سوره انبیا «اِنَّ هذِهِ اُمَّتُکُمْ اُمَّةً واحِدَةً» که معنای آن دین شماست، و همین مضمون در آیه ۵۲ سوره مؤمنون و آیه ۲۲ و ۲۳ سوره زخرف که میگوید «اِنّا وَجَدْنا آباءَنا عَلی اُمَّةٍ»؛ یعنی پدرانمان را بر دینی و راهی یافتیم.
وی افزود: اما «ملت» در لغت عرب به معنای جماعت و جامعه و قوم به کار نرفته است؛ بلکه به معنای دین، شریعت و طریقه آمده و هرجا در قرآن «ملت» به کار رفته مقصود همین معناست. تعبیر «ملت ابراهیم» را زیاد شنیدهاید؛ مانند آیه ۱۳۰ سوره بقره «وَ مَنْ یَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ اِبْراهیمَ»؛ یعنی از دین ابراهیم روی برمیگرداند. بنده یادم نمیآید در هیچ موضعی از کتاب و حتی سنت، «ملت» به معنای مورد نظر ما، یعنی جماعت یا جامعه به کار رفته باشد.
پرسش اصلی: اصالت جامعه در نگاه شارع
این استاد حوزه علمیه قم وارد پرسش اصلی شد و اظهار داشت: آیا نگاه قرآن به جامعه نگاهی استقلالی است یا نگاهی تبعی؛ یعنی آیا قرآن برای جامعه هویت مستقلی قائل است و اصالت را به جامعه میدهد، یا نگاه قرآن معطوف به فرد است و سخن از جامعه تنها به لحاظ افراد تشکیلدهنده آن است؟
وی خاطرنشان کرد: میان برخی متفکران فیلسوفمسلک این بحث مطرح شده که اصالت با فرد است یا با جامعه؛ برخی به اصالت حقیقی و فلسفی جامعه قائلاند و برخی در نقطه مقابل اصالت را به فرد میدهند. اما از نگاه ما که فقیهانه به مسئله نگاه میکنیم، طرح مسئله از زاویه فلسفی «فاقد ثمره» است و نمیتوان برای آن ثمره فقهی یافت. آنچه برای فقیه مهم است، این است که شارع و قانونگذار، همان که احکامی را که فقیه در صدد شناخت آن است بنیان نهاده، آیا هویت مستقلی برای جامعه قائل شده است یا نه؟
آیا مکلف برخی احکام، جامعه است؟
استاد علم الهدی در بیان اهمیت این پرسش تصریح کرد: به بیان دیگر، آیا میتوان برخی احکام را ناظر به جامعه دانست و مکلف آن را جامعه (و نه فرد) عنوان کرد؟ آیا میتوان در حوزه شریعت تکالیفی یافت که مکلف آنها هویت جمعی انسان باشد، نه هویت فردی او؟ نگاه قانونگذار و شارع برای فقیهی که در پی شناخت قانون و معرفت به شریعت است، اهمیت ویژهای دارد. از همین رو نگاهی به متون دینی میافکنیم تا ببینیم شارع مقدس در مقام تشریع، هویتی مستقل از فرد برای جامعه به رسمیت شناخته است یا نه.
وی افزود: در گام نخست میکوشیم جامعه را از منظر قرآن تماشا کنیم و ببینیم آیا قرآن افزون بر خطاباتی که ناظر به فرد است، خطاب و توصیهای ناظر به جامعه نیز دارد و آیا میتوان آیاتی یافت که به جامعه نگاه کرده باشد؛ و اگر به فرد ارتباط یابد، از این جهت است که او در ضمن جامعه تعریف میشود و در ضمن جامعه هویت میگیرد.
استاد درس خارج حوزه در توضیح علت تأکید بر قرآن یادآور گردید: پایه و اساس دین و احکام شریعت قرآن است و روایات در حکم تعلیقات و ذیل آیات قابل تعریفاند؛ بسیاری از روایات اساساً جنبه تفسیری دارند و میتوان گفت جمله روایات مفسّر آیاتاند؛ چه تفسیر به معنای خاص و چه به معنای جامع؛ و میخواهند آیه متشابهی را تبیین کنند یا با تقییدی نسبت به اطلاق قرآن و تخصیصی نسبت به عموم آن سخن بگویند.
پنج طایفه از آیات؛ شاهد اول: اختلاف امتها
استاد حوزه علمیه قم با اشاره به اینکه قرآن در آیات فراوانی جامعه را موجودی مستقل با هویتی مستقل از تکتک افراد مینگرد، ابراز داشت: در قرآن بیشتر در این زمینه با تعبیر «امت» مواجهیم و این کلیدواژه دهها بار به کار رفته است. بررسی آیات مربوط به جامعه و امت را در پنج طایفه تقدیم میکنم تا اثبات شود قرآن به جامعه نگاهی استقلالی افکنده و آن را موجودی ورای افراد تشکیلدهنده جامعه قلمداد کرده است.
وی درباره طایفه نخست در موضوع «اختلاف امتها» اظهار داشت: دسته اول آیاتی است که تأکید دارد مردمان یکدست نیستند و هر امتی گرایش و کردار خاص خود را دارد؛ این نخستین شاهد بر هویت استقلالی جامعه است. در آیات فراوانی آمده اگر خدا میخواست میتوانست همه مردم را یک امت قرار دهد، لیکن بنای او بر وجود اختلاف میان طوایف مردم بود و از همین رو امم متعدد پدید آمد؛ پس قوام هر امت و جامعه به نقطه اشتراک و مبدأ پیدایش امتها، همین نقاط افتراق است. به عنوان نمونه: آیه ۴۸ سوره مائده «وَ لَوْ شاءَ اللهُ لَجَعَلَکُمْ اُمَّةً واحِدَةً»؛ آیه ۱۱۸ سوره هود «وَ لَوْ شاءَ رَبُّکَ لَجَعَلَ النّاسَ اُمَّةً واحِدَةً»؛ همین مضمون در آیه ۹۳ سوره نحل و آیه ۸ سوره شورا «لَوْ شاءَ اللهُ لَجَعَلَهُمْ اُمَّةً واحِدَةً». اما به هر حال اختلافات منشأ پیدایش امم شد؛ چنانکه در آیه ۱۹ سوره یونس آمده «وَ ما کانَ النّاسُ اِلّا اُمَّةً واحِدَةً فَاخْتَلَفُوا»؛ مردم یک امت بودند، پس اختلاف کردند. نزدیک به همین مضمون در آیه ۲۱۳ سوره بقره دیده میشود که تلویحاً منشأ پیدایش امم را ارسال رسولان مختلف و انبیا و شرایع گوناگون دانسته است؛ مردم یک امت بودند و خدا پیامبران را مژدهدهنده و بیمدهنده برانگیخت و با آنان کتاب به حق نازل کرد تا میان مردم در آنچه اختلاف کردند داوری کند.
طایفه دوم: گرایش و دین خاص هر امت
استاد علم الهدی درباره طایفه دوم اظهار داشت: بر اساس آیات قرآن هر امتی گرایش و خواست خود را دارد، خوب یا بد، و برخی اعمال را میپسندد و برخی را نمیپسندد. در آیه ۱۰۸ سوره انعام خداوند این امر را به خود نسبت داده و فرموده است «زَیَّنّا لِکُلِّ اُمَّةٍ عَمَلَهُمْ»؛ برای هر امتی عملش را زینت دادیم — که میتواند شامل اعمال نیک باشد. در آیه ۶۳ سوره نحل همین امر به شیطان نسبت داده شده که اعمال بد امتهای پیشین را نزد آنان زینت داده است: «فَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ اَعْمالَهُمْ».
وی افزود:برخی از آیات نشان میدهد برخی امتها به سبب اعمال نیک مستحق مدح و برخی به سبب اعمال بد مستحق ذمّ هستند. در آیه ۶۶ سوره مائده «مِنْهُمْ اُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَ کَثیرٌ مِنْهُمْ ساءَ ما یَعْمَلُونَ»؛ برخی از آنان امتی معتدلاند و بسیاری از آنان بد میکنند (ضمیر «منهم» به اهل کتاب بازمیگردد). آیه ۱۶۸ سوره اعراف نیز نشان میدهد امتها برخی صالح و برخی ناصالح بودند: «وَ قَطَّعْناهُمْ فِی الْاَرْضِ اُمَماً مِنْهُمُ الصّالِحُونَ وَ مِنْهُمْ دُونَ ذلِکَ».
استاد حوزه علمیه قم درباره آیات مدح امت خاطرنشان کرد: آیه ۱۴۳ سوره بقره «وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ اُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النّاسِ» و آیه ۱۱۳ سوره آلعمران «مِنْ اَهْلِ الْکِتابِ اُمَّةٌ قائِمَةٌ»؛ یعنی از اهل کتاب امتی استوار و درستکار که آیات خدا را در دل شب تلاوت میکنند و سجده میکنند. نیز آیه ۱۸۱ سوره اعراف «وَ مِمَّنْ خَلَقْنا اُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ» و آیه ۱۱۰ سوره آلعمران «کُنْتُمْ خَیْرَ اُمَّةٍ اُخْرِجَتْ لِلنّاسِ تَاْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ».
اوی تصریح نمود: در برخی آیات نیز ذم امتی آمده است؛ مانند آیه ۵ سوره غافر «کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ الْاَحْزابُ مِنْ بَعْدِهِمْ وَ هَمَّتْ کُلُّ اُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِیَاْخُذُوهُ»؛ هر امتی به رسول خود تصمیم سوء گرفت تا او را بگیرد و از رسالتش بازدارد. پس مشاهده میکنیم که ذات باری در این آیات فرد را مدح یا ذم نکرده، بلکه امت را مورد مدح یا ذم قرار داده است و از همینجا استفاده میشود که نگاه او به امت، نگاهی استقلالی است و برای امت هویتی مستقل از فرد قائل است؛ وگرنه لازم بود مدح و ذم خود را روی تکتک افراد ببرد. اینکه خدا خود امت را در جایی مدح و در جایی ذم کرده، در کنار مدح و ذم فراوانی که نسبت به افراد آمده، نشان میدهد امت نیز هویتی مستقل دارد که میتوان بر اساس آن درباره کلیت امت قضاوت واحدی کرد.
طایفه سوم: نبی، امام و آیین خاص هر امت
استاد علم الهدی طایفه سوم را آیاتی دانست که نشان میدهد هر امتی پیامبر و امام و دین و آیین خواست خود را دارد و گفت: آیه ۲۱۳ سوره بقره که پیشتر خواندیم نشان میدهد خدا برای مردم انبیای مبشر و منذر نازل کرد و بر همین اساس مردم از وحدت به کثرت راه یافتند. آیه ۲۴ سوره فاطر «وَ اِنْ مِنْ اُمَّةٍ اِلّا خَلا فیها نَذیرٌ»؛ هیچ امتی نبود مگر اینکه در آن بیمدهندهای گذشت. آیه ۳۶ سوره نحل «وَ لَقَدْ بَعَثْنا فی کُلِّ اُمَّةٍ رَسُولاً». آیه ۴۴ سوره مؤمنون «ثُمَّ اَرْسَلْنا رُسُلَنا تَتْرا کُلَّما جاءَ اُمَّةً رَسُولُها کَذَّبُوهُ». آیه ۵ سوره غافر نیز نشان میدهد هر امتی رسولی داشت. آیه ۷۱ سوره اسرائیل «یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ اُناسٍ بِاِمامِهِمْ» نشان میدهد هر جماعتی امامی دارد.
وی افزود: آیاتی نیز نشان میدهد خدا برای هر امتی دین و آیینی تشریع کرده است؛ مانند آیه ۶۷ سوره حج «لِکُلِّ اُمَّةٍ جَعَلْنا مَنْسَکاً» و آیه ۳۴ سوره حج «وَ لِکُلِّ اُمَّةٍ جَعَلْنا مَنْسَکاً لِیَذْکُرُوا اسْمَ اللهِ عَلی ما رَزَقَهُمْ». آیه ۴۸ سوره مائده نیز میفرماید «لِکُلٍّ جَعَلْنا مِنْکُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً وَ لَوْ شاءَ اللهُ لَجَعَلَکُمْ اُمَّةً واحِدَةً»؛ برای هر امتی شریعت و راهی قرار دادیم. وی خاطرنشان کرد: اگر خوب دقت کنیم، در قرآن معیار شکلگیری امت و مناط تمایز یک امت از امت دیگر، دین و آیین آنهاست؛ در این طایفه از آیات، هر امت نبی و امام و آیین مختص خود را دارد که مائز میان امم است و به هر امتی هویتی مستقل از دیگری میبخشد.
طایفه چهارم: مرگ و اجل معیّن برای هر امت
استاد درس خارج حوزه درباره طایفه چهارم اظهار داشت: دسته چهارم آیاتی است که نشان میدهد امتها میمیرند و زمان مرگ معینی دارند و همین امر حکایت از هویت مستقل امتها دارد. هرجا در قرآن تعبیر «خلت» به امت اسناد داده شود، حکایتگر مرگ آن امت است؛ مانند آیه ۳۸ سوره اعراف «قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِکُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْاِنْسِ» و آیه ۳۰ سوره رعد «کَذلِکَ اَرْسَلْناکَ فی اُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِها اُمَمٌ» و آیه ۱۳۴ و ۱۴۱ سوره بقره «تِلْکَ اُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما کَسَبَتْ وَ لَکُمْ ما کَسَبْتُمْ».
وی یادآور گردید: در برخی آیات، اجل و زمان وفات هر امت معین و مشخص و غیرقابل تغییر دانسته شده است؛ تاریخ زوالی معین که نه ساعتی مقدم و نه ساعتی مؤخر میشود. آیه ۳۴ سوره اعراف «وَ لِکُلِّ اُمَّةٍ اَجَلٌ فَاِذا جاءَ اَجَلُهُمْ لا یَسْتَاْخِرُونَ ساعَةً وَ لا یَسْتَقْدِمُونَ»؛ همین تعبیر در آیه ۴۹ سوره یونس و آیه ۵ سوره حجر و آیه ۴۳ سوره مؤمنون آمده است. نیز آیه ۵۹ سوره کهف «وَ تِلْکَ الْقُری اَهْلَکْناهُمْ لَمّا ظَلَمُوا وَ جَعَلْنا لِمَهْلِکِهِمْ مَوْعِداً».
استاد سید محمدصادق علم الهدی با اشاره به اینکه وجود تاریخ مرگ برای هر امت دلالت بر هویت مستقل امتها دارد و امتی میمیرد و امتی دیگر جایگزین میشود، گفت: اینکه دقیقاً مراد از مرگ یک امت یا جامعه چیست، بحثی جداگانه دارد؛ آیا مراد مرگ فیزیکی همه افراد تشکیلدهنده جامعه است تا همه به هلاکت رسند، یا معنای دیگری مقصود است؟ این را باید در وقت خود بررسی کنیم. هرچند به نظر نمیرسد مراد از مرگ جامعه، مرگ تکتک افراد آن باشد؛ بلکه مراد زوال عرفی یک جامعه و یک امت است، حتی اگر بخشی از افرادش از دنیا بروند و بخشی در جامعه دیگر حل شوند. در تاریخ ایران از انقراض اقوام بسیاری سخن گفته شده — ایلامیها، کاسپیها، گوتیها، لولوبیها تا آریاییها — و لزوماً نسلهای گذشته نابود نشدند و ممکن است بخشی از آنان در اقوام بعدی منحل و نسلشان در اقوام لاحق پایدار مانده باشد؛ به هر حال این بحث فعلاً محل اهتمام ما نیست.