تعدد دروس طلاب در پایه های هفت به بالا
استاد محمد مهدی نبی زاده

در برنامه ریزی که در سال های قبل برای سطح دو حوزه علمیه وجود داشت حجم مطالبی که باید طلاب در هر سال تحصیلی می گذراندند زیاد بود به صورتی که قسمتی از مباحث خوانده نمی شد. در برنامه ای که از دو سال پیش اجرایی شده است این اشکال برطرف شده است اما مساله ای که وجود دارد این که تعداد دروسی که طلاب باید در هر پایه تحصیلی بگذرانند، افزایش پیدا کرده است. پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید در گفتگویی با استاد محمد مهدی نبی زاده نظرشان را در مورد تغییرات ایجاد شده در طرح جدید جویا شد.

 

ارزیابی شما از نظام موجود آموزشی حوزه با توجه به تعدد به وجود آمده در دروس چیست؟

ما اگر برگردیم به روشی که در قدیم در حوزه اعمال می شده است می بینیم که در آن روش به جای تعدد دروس، طلاب بر روی یک موضوع یا دو موضوع درسی متمرکز می شدند و آن کتاب و آن موضوع را تمام می کردند، بعد وارد بحث بعدی می شدند در احوالات بزرگان ما داریم مثلا اگر کتاب کفایه را شروع می کردند؛ روزی چند ساعت دو ساعت، سه ساعت با استاد آن کتاب را می خواندند بعد بخشی از روز را به مباحثه آن اختصاص می دادند تا به مرور آن کتاب تمام شود بعد سراغ کتاب بعدی می رفتند. این مساله باعث می شد که ذهن طلاب بر روی یک کتاب و یک موضوع متمرکز شود و بتوانند استفاده بیشتری از مطلب داشته باشند اما وقتی تعداد درس ها زیاد شد طلاب دچار سردرگمی می شوند.

 

واقعا به نظر می رسد که با این تعدد دروس در هیچ کدام از درس ها نمی توان تمرکز کرد. ما اگر بتوانیم به یک شکلی در حوزه و خصوصا در این سطوح عالی به شکلی دیگر برنامه ریزی کنیم که این مقدار ساعت آموزشی برای طلبه باشد؛ این که یک طلبه ای چهار ساعت تعلّمی دارد و باقی وقتش را باید به مباحثه و مطالعه اختصاص بدهد، خوب است. خوب است که ما چهار ساعت تعلّمی داشته باشیم اما نحوه استفاده از چهار ساعت باید نحوه درستی باشد، به این شکل که ما بتوانیم در یک مقطعی در سطوح عالی فقه طلاب را تقویت کنیم در مقطعی دیگر اصول طلاب را تقویت کنیم، رجال و فلسفه و کلامشان را هم در مقطعی دیگر تقویت کنیم به یک شکلی که آن مقدار ساعات آموزشی حفظ بشود اما این تکثر عنوان کاسته بشود خیلی بهتر است. به نظر بنده اگر طلاب سطوح عالی تمام کتاب ها را که مشخص شده است کامل و دقیق از باء بسم الله تا تاء تمت با یک استادی که این بحث ها را مسلط باشد و بتواند به طلبه بفهماند تمام کند تا حد زیادی آن مسیری را که طلاب باید در مسیر درس خارج بگذرانند گذرانده اند.

 

لطفا بفرمایید وضعیت موجود برای اساتید و طلاب چه مشکلاتی به وجود آورده است؟

این تعددی که در حال حاضر وجود دارد مسائل و مشکلات عمده ای را برای اساتید به وجود آورده است. شاید این طور به نظر بیاید این وضعیت برای اساتید مشکلی ایجاد نمی کند اساتید مطالعه خود را می کنند و درس خود را می دهند؛ اما مساله ای که وجود دارد این است که استاد نمی تواند بدون توجه به مخاطبش که طلبه ها باشند کار خود را جلو ببرد. مشکلی که برای استاد درست می شود بیشتر از ناحیه مشکلاتی است که در اثر این تعدد و تکثر دروس برای طلبه ها هست شما فکر کنید یک طلبه ای که از پایه شش آمده است و وارد سطوح عالی شده است، باید رسائل و مکاسب را بخواند. رسائل و مکاسب نوشته های درس خارج مرحوم شیخ اعظم است کانه طلبه ها وارد درس خارج می شوند این در حالی است که طلبه ها در این سطح هم باید رسائل و مکاسب را بخوانند و باید به ظرائف و دقائق آن دقت بکنند هم باید تفسیر بخوانند و عقاید و رجال را هم با وجود اهمیتی که دارند باید بخوانند که معمولا این دروس کنار گذاشته می شوند و به آن شکلی که باید، پرداخته نمی شود ولی گوشه ذهن طلبه را آزار می دهند که فلان موضوع را باید می خواند و اما نخوانده است بابت این مطلب رنج می کشد. با این وضعیت طلاب سردرگم می شوند؛ طلبه هایی هستند که به ما مراجعه می کنند و می گویند بر روی هر کدام از درس ها که بخواهیم وقت بگذاریم و متمرکز بشویم به درس دیگر نمی رسیم اگر بخواهیم فقه و اصول را به خوبی مباحثه کنیم به دروس معقول نمی رسیم اگر بخواهیم یک درس معقول کنار رسائل و مکاسب بخوانیم باید در مباحثه فقه و اصول به یک حداقلی اکتفا بکنیم.

 

ما فرض می کنیم که طلبه ای که وارد پایه هفت می شود اگر از قبل متاهل نشده باشد وارد وادی تاهل می شود، شرایط جامعه هم این را اقتضا می کند نمی توانیم جلو این مساله را بگیریم و بگوییم که شما فعلا متاهل نشوید؛ از آن طرف وارد وادی تبلیغ می شوند؛ نوعا طلاب معمم هم می شوند وارد وادی پاسخگویی به مردم هم می شوند. با این اوصاف یک مقدار کار برای طلاب مشکل می شود یعنی این تعدد و تکثر جلوی مطالعه متمرکز طلبه را می گیرد و مانع از مباحثه متمرکز طلاب می شود. ابتدا و انتهای دروس به آن شکلی که باید و شاید برای طلاب مشخص نمی شود. طلاب همیشه رنج می کشند که موضوعات و عناوینی که باید به آنها بپردازند آرام و بی سر و صدا از کنارشان می گذرند؛ از کنار عقاید می گذرند از کنار کلام می گذرند. نوعا طلاب نهایتا یک فقه و اصول متوسط الحالی را پشت سر می گذارند. مشکلی که برای طلبه ها از این ناحیه ایجاد می شود اساتید را هم بی شک درگیر می کند چون اساتید می خواهند درس خود را ارائه کنند و به قول معروف مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد وقتی طلبه ای سر درس شرکت می کند و آن تمرکز کافی را ندارد آن آمادگی کافی را ندارد خوب مسلما استاد هم نمی تواند درس خود را آن طور که باید ارائه کند.

 

لطفا مزایای طرح جدید پیاده شده در نظام حوزه را بفرمایید.

کم کردن محدوده ها کار بدی نیست اما واقعا آیا آن چه ما دنبالش هستیم صرف کم کردن محدوده ها و اضافه کردن به عناوین آموزشی مشکل برطرف می شود؟ من فکر می کنم این کر علی ما فر هست یعنی این مساله را حل نمی کند ما باید یک برنامه جامعی داشته باشیم به این ترتیب که اساتید بنشینند کمیسیونی از اساتید اصول تشکیل شود و اهداف رفتاری و علمی ای که از خواندن اصول در سطوح عالیه هست را مشخص بکنند. زمانی که این اهداف مشخص شد مدت زمانی که طلاب بنا است در سطوح عالیه نگهداشته شوند را هم مشخص کنند. بر اساس این اهداف و مدت زمان ببینند که چه بحث هایی را می شود در این مدت زمان ارائه داد. به طور مثال ما این کار را در یک مدرسه ای که آن مدرسه برای طلاب خارجی است انجام داده ایم مثلا بر روی فقه آمدیم و این کار را انجام دادیم. اهداف رفتاری فقه را از خواندن فقه در دوره مقدمات آن مشخص کردیم مقدار زمانی را که داریم مشخص کردیم. بعد بر اساس این کارها برنامه ریزی ای انجام شد که چه مقدار از درس فقه و به چه شکلی باید خوانده شود. اگر فرض کنیم منبع ما شرح لمعه باشد چه مقدارش باید شرح لمعه ای خوانده شود چه مقدار هم باید به لمعه اکتفا کرد و چه مقدار از عناوین فقهی باید برای طلاب بیان شود. مثلا آن طلبه هم عبارت خوانی را و و هم آشنایی با عبارات فقهی را هم آشنایی با استدلال را آموزش ببیند هم استفاده قواعد اصولی در فقه را آموزش ببیند و در این آموزش هم قواعد رجالی و هم قواعد فقهیه را فرابگیرد.

 

طلبه باید در هر درس از سطوح عالی هم عرضا و هم عمقا مسلط به فقه شده باشد. به نظر من باید اساتید یک کمیسیونی تشکیل بدهند و این کار را انجام بدهند آن موقع است که شاید ما احتیاج به این پیدا نکنیم که مثلا تمام سرفصل های رسائل را به شکل موجود فعلی بخوانیم و به همین ترتیب در مکاسب یا در فلسفه و کلامشان باید اندیشیده شود و به این شکل و روشی که عرض کردم بر روی آن کار میدانی و تحقیقی شود.

 

به نظر شما چه راهکاری برای مشکلات وضعیت موجود در رابطه با مرکز مدیریت و همچنین در مورد طلاب است؟

راهکاری که برای مرکز مدیریت به نظر بنده می رسد این است که مرکز مدیریت حوزه با همکاری نشست دوره ای اساتید و مجامع دیگری که هستند باید جمعی را تشکیل بدهند یکی، دو مدرسه را به صورت مزرعه نمونه در قم مشخص کنند بعد همین برنامه ریزی را که در پاسخ به سوال قبل بیان کردم انجام بدهند و آزمایش کنند و بازخوردگیری ای انجام شود. اساتید مربوطه را آموزش بدهند که ما دنبال چه هستیم به چه نحوی باید کار بشود و تمرکز کنند بر روی این مساله من فکر می کنم خروجی های آن مزارع نمونه می تواند خیلی کمک کند که این طرح به صورت فراگیر انجام بگیرد. راهکاری که طلاب باید در وضعیت موجود انجام دهند تا به موفقیت دست پیدا کنند این است که فارغ از این اشکالات فارغ از این نقاط ضعف فارغ از این کمبودها بنشینند درس و استادی را انتخاب کنند که این استاد هم به کمیت و هم به کیفیت توجه کند در کنار این امتحاناتشان را هم بدهند کارهای مدرکی و ظاهریشان را انجام دهند، اما با این استادی که هم به کمیت توجه می کند هم با کیفیت درسشان را جلو ببرند و از اوقاتی مثل تابستان و اوقات تعطیلات حوزه استفاده کنند که تعطیلات، تعطیلات نباشد بلکه تبدیلات باشد برای این منظور استفاده کنند که این باقیمانده دروس را با همان استاد یا با اساتید دیگر به صورت کامل مطالعه کنند.

 

اگر طلبه ای رسائل می خواند و این رسائل کامل نمی شود بخشی از آن باقی می ماند آن بخش را در یک فرصتی که دارد کامل بخواند در عین حال تکیه می کنم بر مباحثه یعنی واقعا آن چه که الان در حوزه کم یاب شده است. یعنی در کنار درس خوب مباحثه باید باشد. اگر یک طلبه ای فارغ از تمام این مسائل بنایش را بر این بگذارد که وقتی رسائل را شروع کرد یا مکاسب یا نهایه یا بدایه یا کفایه بنا را بر این بگذارد که از باء بسم الله شروع کند و تا تاء تمت با استاد دقیق بخواند عبارات را فهم کند عناوین را فهم کند ارتباط بین مسائل را فهم و مباحثه کند این طلبه حتما طلبه موفقی خواهد بود راهکاری که الان وجود دارد با وجود این که این هم زحمت دارد برای یک طلبه ولی واقعا یک چنین طلبه ای اگر به این راهکار عمل کند بخش مهمی از درس خارجش را قبل از ورود به درس خارج طی کرده است.

 

اگر در پایان نکته ای به نظر حضرتعالی می رسد بیان بفرمایید.

از اساتید محترم خواهش می کنم که اگر ممکن است از وسایل کمک آموزشی مثل تخته استفاده کنند و این که اوقاتی را اختصاص دهیم به روش علمای قدیم، در حال حاضر هم افرادی هستند که این کار را می کنند که یک روز در هفته را برای جلسات بحث آزاد در خصوص موضوع درسی که در یک هفته داده شده است می گذارند که این امر می تواند در ارتقای آموزشی و پیدا شدن آن خلل و فرج نفهمیدن های طلبه ها و حل کردن مسائل و بازکردن گره های علمی طلاب خیلی اثر گذار باشد./۲۶۰/۴۳/۲۰

 

نوع مطلب:

۱۳۹۴/۸/۱۲ - ۲۱:۳۴

دیدگاه جدیدی بگذارید

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.