محمد بن مسلم و زرارة بن اعین سرآمد شاگردان امام صادق علیه السلام بودند.
به مناسبت شهادت آقا امام جعفر صادق علیه السلام، استاد سید محمد حسن عابدی با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به گفتگو پرداخت.
وی در این گفتگو به معرفی دو تن از شاگردان حضرت علیه السلام اقدام کرد.
الف. محمد بن مسلم ثقفی کوفی
این استاد حوزه علمیه قم، در اولین مورد، به محمد بن مسلم اشاره کرد: محمد بن مسلم، یکی از برجسته ترین و پرآوازه ترین پرورش یافتگان و دانش آموختگان دو تن ازحجت های الهی و امامان معصوم شیعه، حضرت امام محمد باقرعلیه السّلام و امام صادق علیه السّلام بود.
وی افزود: محمد بن مسلم بی تردید در گسترش فرهنگ اسلام ناب و حقایق تابناک آموزه های اهل بیت عصمت علیهم السّلام نقش ممتاز و تاثیرگذاری داشت؛ به گونه ای که به جرئت می توان گفت: در اوایل سده دوم هجری در میان یاران امامان علیهم السّلام کمتر چهره ای همانند او این چنین قله های رفیع دانش طلبی و نشر احادیث امامان را فتح کرده است.
.
معرفی اجمالی:
استاد عابدی در معرفی اجمالی این شاگرد ممتاز معصومین علیهم السلام، افزود: محمد بن مسلم در شهر تاریخی و محدث پرور کوفه، پا به عرصه هستی نهاد و بدین جهت، به ایشان «کوفی» می گویند.
وی افزود: کنیه اش ابوجعفر و ملّقب به القاب زیادی است که هریک، به سبب وجود ویژگی های جسمی، اقتصادی وقبیله ای است.
القاب محمد بن مسلم
وی در ادامه به بیان برخی از القاب و علت ملقب شدن محمد بن مسلم به آن را اشاره کرد: به دلیل اینکه قدش کوتاه بود، به «قصیر» و چون به انگیزه صیانت از باورهای شیعی خود تقیه کرد و برهه ای از عمر خود را به آسیابانی گذراند، به طحّان (آسیابان) شهره گردید.
این استاد سطوح عالی حوزه اضافه نمود: گاهی که به تجارت، داد و ستد روغن می پرداخت، به سمّان (روغن فروش)؛ و چون اصالتاً تیره و تبار و نیاکان او از شهر طائف در سرزمین حجاز بودند، به او «طائفی» می گفتند؛ و به مناسبت اینکه از قبیله و تبار ثقیف بود که این تیره بیشتر ساکن قلمرو طائف بودند، به «ثقفی» معروف و شهره است.
ویژگی های محمد بن مسلم
استاد سید محمد حسن عابدی در بخش دیگر از این گفتگو به بیان برخی از ویژگی های محمد بن مسلم پرداخت؛
این استاد حوزه علمیه قم، در ادامه افزود: از برجسته ترین ویژگی های این فقیه و محدث شیعی، تعداد شگفت انگیز روایاتی است که از محضر آن دو امام بزرگوار فرا گرفت و این نشان دهنده ذوق و علاقه سرشار او به آموزه های دینی است.
وی در ادامه به کلامی از خود او پرداخت که این حقیقت برجسته را در گزارشی جالب، بازتاب داده است: «هر زمان که در مسئله ای شرعی، دچار مشکل می شدم که دانستن حکم آن ضروری بود، به حضرت امام باقر و حضرت امام صادق علیهما السّلام مراجعه می کردم و طی سالیان متمادی که در مدینه اقامت داشتم و یا گاهی که از کوفه به مدینه می رفتم، حدود سی هزار حدیث از امام باقرعلیه السّلام شنیدم و شانزده هزار حدیث نیز از امام صادق علیه السّلام فرا گرفتم.»
استاد عابدی خاطرنشان کرد: گاهی امامان علیه السّلام شیعیان خویش را در اخذ و فراگیری آموزه های اسلامی و دریافت احکام شرعی به برخی از چهره های شاخص، برجسته و موجّه، ارجاع می دادند و این نشان دهنده جایگاه بلند و والای آنان در نیل به قله های دانش و کمال است؛ محمد بن مسلم، یکی از این انسان های بزرگ، دانشمند و توانمند است.
وی در همین راستا افزود: عبدالله بن ابی یعفور که خود یکی از برگزیده ترین فقیهان، محدثان و از یاران امام صادق علیه السّلام است، می گوید: به امام صادق علیه السّلام عرض کردم: «آقاجان! من قدرت و توان این را ندارم که در هر زمانی به محضر شما شرفیاب شوم و از کوفه به حجاز مسافرت کنم. گاهی اتفاق می افتد که برخی شیعیان شما در آنجا به من مراجعه میکنند و از مسائل شرعی و وظایف خود از من می پرسند، بارها شده که من حکم آن را نمی دانم. شما چه دستوری می دهید؟»
امام علیه السّلام در پاسخ او فرمود:« .... به محمد بن مسلم مراجعه کن و از او پرسش کن؛ چون او از دانش آموختگان مکتب پدرم امام باقرعلیه السّلام است و از آن بزرگوار اخبار فراوانی را فرا گرفته است.»
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه اضافه نمود: محمد بن مسلم نه تنها در این ساحت نزد پیروان اهل بیت علیهم السّلام، که نزد مخالفان مکتب آل البیت علیهم السّلام نیز معروف و مقبول بود.
وی در همین زمینه به عنوان نمونه، به داستانی اشاره کرد که خود این فقیه و محدث گرانقدر بازگو می کند: «شبی ازشب های تابستان پشت بام خانه ام در کوفه، خوابیده بودم که ناگهان با صدای دق الباب از خواب بیدار شدم. صدا کردم: پشت در کیست؟
او گفت: من شریک هستم! خداوند تو را رحمت کند. من از بالا به پایین نگریستم. با کمال شگفتی مشاهده کردم که زننده در خانه، خانمی است. تا مرا دید، گفت: من عروسی دارم که دچار درد زایمان بود این درد آن چنان شدید بود که از دنیا رفت، ولی بچه اش در رحم او زنده است و نشانه حیات بچه که حرکت کردن باشد، کاملاً مشهود است. وظیفه ما چیست؟
به زن گفتم: روزی در محضر فرزند پیامبرامام باقرعلیه السّلام بودم که همانند این سؤال از آن حضرت پرسیده شد. امام در پاسخ فرمود: اگر چنین رخدادی پیش آید، لازم است شکم زن را شکافته، بچه را از رحم او خارج کنند.
ای خانم، بروید این کار را انجام دهید!
سپس خطاب به او گفتم: «من مردی هستم که در سایه تقیه و با حالت پنهانی زندگی می کنم و چندان معروف و مشهور نیستم؛ چه کسی مرا به تو معرفی کرد؟»
او در پاسخ گفت: «خدا تو را رحمت کند. نزد ابوحنیفه صاحب الرای (اهل عمل به رای و قیاس) رفتم و حکم این مسئله را از او پرسیدم. او در پاسخ گفت: «من نمیدانم، بر تو باد که به محمد بن مسلم ثقفی مراجعه کنی؛ او می داند. وقتی نزد او رفتی، هرچه به تو فتوا داد، آن را برای من نیز بازگو کن.»
محمد بن مسلم میگوید: «به اوگفتم: برو به سلامتی.»؛ سپس آن زن نزد ابوحنیفه رفت و پاسخ مرا برایش بازگو کرد.
محمد بن مسلم می افزاید: «روز بعد که به مسجد رفتم، مشاهده کردم که ابو حنیفه ازشاگردانش همین پرسش را پرسید و خود جواب آن را داد. من تا سخن او را شنیدم، سرفه ای کردم (کنایه از اینکه به دروغ و فریب، ادعای فضل و دانش مکن)؛ ابوحنیفه متوجه شد رو به من کرد و گفت: خواهش می کنم مرا رها کن، بگذار زندگی کنم و آبروی مرا نزد شاگردانم مریز.»
استاد سید محمد حسن عابدی به کلامی از هشام بن سالم اشاره کرد: «محمد بن مسلم ثقفی کوفی به مدت چهار سال متوالی در مدینه اقامت کرد و در این مدت به طور مستمر به محضر امام باقر علیه السّلام بار می یافت و کسب دانش و حدیث می کرد. از همین منظر است که در تبیین جایگاه بلند او گفته اند: «ما کان احَدٌ مِنَ الشیعَةِ اَفْقهُ مِنْ محمد بن مسلم»؛ هیچ یک از محدثان شیعی، فقیه تر از محمد بن مسلم نیست.»
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم، در ادامه به بیان داستانهایی در مورد محمد بن مسلم پرداخت:
شیعه امام صادق علیه السلام
کشّی با واسطه از زرارة بن اعین که از برجسته ترین یاران امام باقر و امام صادق علیهما السّلام است، نقل می کند که او گفت: ابو کریبه از راویان شیعی و محمد بن مسلم ثقفی در طی یک رخداد، برای ادای شهادت، نزد قاضی کوفه شریک بن عبدالله نخعی حضور یافتند و شهادت دادند.
قاضی که از قضات، کارگزاران و مخالفان اهل سنّت بود، در چهره نورانی آن دو خیره شد و چند لحظه ای به آنان نگریست. آنگاه افزود: جعفریان، فاطمیان! شما دو نفر از پیروان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیهم و حضرت امام صادق علیه السّلام هستید؛ (اشاره به اینکه شما از شیعیان هستید)، چگونه من شهادت شما را قبول کنم؟
همین که آن دو، این سخن را از زبان قاضی شنیدند، شروع به گریستن کردند. قاضی که شگفت زده شده بود، گفت: چرا گریه می کنید؟
آنها گفتند: تو ما را به انسان بزرگ و مطهری نسبت دادی که شاید ما لایق چنین انتسابی نباشیم؛ چون رفتار و اخلاق ما کاملاً بر سیره و دستورهای آنان انطباق ندارد (و شیعه کامل نیستیم) و چنان چه امام صادق علیه السّلام ما را از شیعیان و رهروان راه خویش بداند، مایه فخر و مباهات و سرافرازی است.
شریک بن عبدالله تبسمی کرد و گفت: اگر در میان جامعه مردانی باشند، باید همانند شما (انسان های صالح وبرجسته و نورانی) باشند. سپس رو به منشی خود ولید کرد و گفت: ای ولید! این بار شهادت آنان را بپذیر.
زراره می گوید: بعد از این جریان، به مدینه، نزد امام صادق علیه السّلام رفتم و این داستان را برای حضرتش بازگو کردم. هنگامی که امام علیه السّلام آن را شنید، آن قاضی کوردل و نادان را نفرین کرد و فرمود: ما و شریک! خدا او را در آتش جهنم با زبانه های آتش خشم خود همراه سازد.
«بشّر المخبتین»
خالد طیالسی بازگو می کند: محمد بن مسلم، در فاصله های زمانی از کوفه به مدینه می رفت و به حضور مولا و امام خویش شرفیاب می شد.
در یکی از این ملاقات ها امام رو کرد به محمد بن مسلم و فرمود: «بشر المُخبِتین»، بشارت باد به انسان های متواضع و فروتن، اشاره به اینکه محمد بن مسلم از گروه فروتنان و انسان های بی آلایش است.
آسیابان شدن محمد بن مسلم
خالد می افزاید: «محمد بن مسلم ضمن اینکه یکی از بلند پایه ترین فقیهان و محدثان شیعه است، از تمکن مالی مناسبی هم برخوردار بود.» آن گاه او این داستان جالب را نقل می کند:
روزی از روزها حضرت امام باقرعلیه السّلام به محمد بن مسلم فرمود: محمد! هنگامی که به کوفه برگشتی، تواضع وفروتنی پیشه کن. کاری کن که ماموران دستگاه ستم پیشه بنیامیه تو را مورد آزار و اذیت و شکنجه و زندان قرار ندهند».
این یک دستورالعمل سیاسی و منطبق با شرایط زمان و مکان بود تا یاران حضرت، همانند محمد بن مسلم از شرّ و ستم دشمنان اهل بیت علیه السّلام محفوظ بمانند.
محمد بن مسلم که از زیرکی و فرزانگی ویژه ای برخوردار بود، راز و رمز و حکمت این دستور را با همه وجود درک کرد.
او به کوفه که برگشت، به دستور امام عمل کرد و یک زنبیل پر از خرما گرفت و کنار در مسجد رفت و شروع به خرما فروشی کرد.
این عمل محمد بن مسلم که از بزرگان و شخصیت های معروف کوفه بود، تعجب همگان را برانگیخت. خویشاوندانش که متوجه این کار شدند، نزد او شتافتند و گفتند: آبروی ما و تیره و تبار ما را بردی، این کار در شأن تو نیست، برخیز که برویم.
محمد بن مسلم به آنان پاسخ داد: من خرما فروشی را رها نمی کنم؛ چرا که سرورم امام باقر علیه السّلام چنین دستوری داده است.
آنان گفتند: پس در خانه خود آسیابانی کن.
او این پیشنهاد را پذیرفت و اسباب آسیاب کردن گندم را برایش فراهم کردند و او در درب می نشست و گندم یا جو آرد می کرد.
شفا یافتن از بیماری
کشّی در رجال خود با واسطه از این فقیه و محدث وارسته نقل می کند که گفت: در یکی از مسافرت هایم از کوفه به مدینه، در مدینه دچار بیماری بسیار سختی شدم؛ به گونه ای که در بستر بیماری افتادم و توان حرکت از من سلب شد تا اینکه خبر بیماری من به مولایم امام باقرعلیه السّلام رسید.
همان گونه که در بستر آه و ناله می کردم، دیدم خادم حضرت شربتی را که داخل ظرفی قرار داشت و روی آن را با پارچه پوشانده بود، نزد من آورد.
سپس به من رو کرد و گفت: این شربت را بنوش! امام علیه السّلام به من امر کرده که تا تو این را ننوشی، از نزد تو مرخص نشوم و به محضر امام باز نگردم.
من هم به فرمان امام عمل کردم و آن را نوشیدم. آن شربت همانند مشک خوشبو و بسیارخوش طعم و خنک بود.
سپس خادم گفت: امام فرمود پس از اینکه شربت را نوشیدی، نزد من بیا.
به هر حال چون آن را خوردم و در بدنم استقراریافت، احساس کردم که سبک شده ام و دردم کاهش یافت. از جای خود حرکت کردم، چنان که گویی از قید و بند رها شده ام.
در اینجا بود که از سخن حضرت علیه السلام که فرموده بود نزد من بیا، دچارشگفتی شدم؛ چون من به هیچ روی توان حرکت کردن از بستر بیماری را نداشتم بنابراین برخاستم و نزد آن امام مهربان روانه شدم. نزدیک خانه امام که رسیدم، اجازه ورود خواستم. امام علیه السّلام از داخل خانه ندا کرد: «بدنت خوب شد، داخل شو، داخل شو.» بر حضرت وارد شدم؛ درحالی که گریه امانم را بریده و اشک بر گونه ام جاری بود. بر حجت خدا سلام کردم و دست و پای آن حضرت را بوسیدم.
امام فرمود: «ای محمّد! چرا گریه می کنی؟»
عرض کردم: جانم به فدایت! گریه میکنم بر دوری راه کوفه تا مدینه و فراهم نبودن زمینه بودن در محضر شما و محروم بودن از نگریستن به سیمای ملکوتی شما و بهره مندی ازدانش بیکران شما.
امام علیه السّلام در پاسخ فرمود: «اینکه گفتی تمکن مالی ماندن در اینجا را نداری، ناراحت و نگران مباش. خداوند متعال، شیعیان و پیروان آل البیت را بدین امور امتحان و آزمایش می کند و بلا و سختی ها را متوجه آنان می سازد اما اینکه گفتی غریبی و راهت دور است، پس تو به امام حسین علیه السّلام اقتدا کن که از ما اهلبیت دور است و قبر او در کنار فرات قراردارد؛ عراق کجا، مدینه کجا؟
اینکه می گویی راه دور است، بدان که مؤمن حقیقی، در این جهان، غریب و تنهاست تا اینکه از این دنیای فریبنده و آکنده از همّ و غم به جوار رحمت حق تعالی پرواز کند. نیز اینکه گفتی اهل بیت را دوست داری، خداوند تبارک و تعالی نیت و اراده تو را می داند و به همین نیت تو پاداش نیکو خواهد داد.» (رجال کشی (محمدبن حسن طوسی ج2ص386چاپ موسسه آل البیتؑ)
ب. زرارة بن أعین:
استاد سید محمد حسن عابدی در بخش دیگری از گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به بررسی شخصیت «زرارة بن اعین» پرداخت.
وی خاطرنشان کرد: زُرارَة بن اَعْیَن بن سُنسُن شَیبانی کوفی، مکنّی به ابوالحسن و ابوعلی، (حدود۷۰-۱۵۰ق) از اصحاب اجماع و صحابه خاص امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام وازبزرگترین فقها و متکلمان شیعه بود.
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: نام اصلی او عبدربه و مکنّی به ابوالحسن و ابوعلی، و فرزند اعین بن سُنْسُن شیبانی است. وی از اعیان فقها، ادبا، متکلمان امامیه و از بزرگان روایی عصر خود و از مشایخ برجسته و مورد اعتماد محسوب می شود که در دیانت و فقاهت و وثاقت و زهد گوی سبقت از همگان ربوده است.
استاد عابدی افزود: چهره ظاهری او نیز به محاسنش افزوده بود: او فردی تنومند و سفید چهره بود که آثار سجود بر پیشانی مبارکش نقش بسته بود.
وی خاطرنشان کرد: آل اعین، خاندان شیعی مذهب در کوفه هستند. این خاندان از زمان امام سجاد علیه السلام تا غیبت کبرا همراه اهل بیت علیهم السلام بوده اند.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم افزود: أعین به معنای گشاده چشم است و پدر زراره أعین بن سنسن، غلامی رومی بود كه مردی از قبیله بنی شیبان او را در شهر حلب خریداری و پس از آموختن قرآن و معالم دین وی را آزاد كرد. فرزندان أعین همگی از دانشمندان بزرگ شیعه هستند. نام زرارهً درخشنده تر و پرآوازه تر از فرزندان دیگر اعین است.
وی اضافه نمود: زراره حدود سال ۸۰ ه ق متولد شد و در سال۱۵۰ ه ق كمتر از دو ماه پس از شهادت امام صادق علیه السلام درگذشت و از یاران مخلص و راویان سرشناس امام باقر و امام صادق علیهما السلام بود.
استاد عابدی افزود: او از فقه، حدیث، کلام، ادب و شعر بهره برده است، أمّا تخصص وی بیشتر در فقه است. بابی از ابواب فقه نیست، مگر اینكه حدیثی از زراره در آن موجود باشد. بیش از دو هزار حدیث از طریق زراره در آثار مهم شیعه یافت می شود.
وی خاطرنشان کرد: زراره از مردانی است كه شایستگی و معرفت او موجب شد تا کتاب امام علی علیه السلام با املای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و دستخط امام و حاوی تمام احکام حلال و حرام الهی را مشاهده كند.
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: امام باقرعلیه السلام بھشت را به زراره بشارت داد و فرمود: بر خدا حق است كه تو را در بهشت جای دهد. امام صادق علیه السلام نیز او را از فروتنان دانست و به او وعده بهشت داد. زراره از یاران مقرّب امام باقر و امام صادق و امام کاظم علیهم السّلام بوده است و روایاتی از ائمه هدی علیهم السّلام در مدح او وارد شده است.
وی خاطرنشان کرد: زراره در جامعه به علاقمندی به ائمه علیهم السلام و مکتب آنها شهره بود؛ حضرت صادق علیه السّلام از باب تقیّه گاهی او را مذمّت می کرد تا او را از شرّ دشمنان برهاند. شاهد این نکته روایتی است که کشی در رجالش آورده است.
استاد سید محمد حسن عابدی افزود: البته برخی از روایات ذامّه نیز سندشان ضعیف است، لذا صدور آنها از ناحیه معصوم علیه السّلام قابل اثبات نیست.
وی اضافه نمود: تعابیر بلندی که در این گونه روایات به چشم می خورد، بیانگر نقش والای او در حفظ مواریث و احادیث آل علی و انتقال آن به طبقات بعد است. دانشمندان علم رجال نیز او را به نیكویی ستوده اند.
کلام نجاشی:
این استاد حوزه علمیه قم به کلام نجاشی اشاره کرد که درباره زراره بن اعین می نویسد: «زراره، بزرگ و استاد اصحاب ما، فقیه، متکلم، شاعر، ادیب و استاد علم قرائت بود و همه معیارهای فضیلت شخصی و دینی در او جمع بوده است. راستگو، مورداعتماد و در زمان خویش برهمه اصحاب مقدم بود.»
کلام علامه حلی:
وی در ادامه به علامه حلی پرداخت که در خلاصة الاقوال می نویسد: ایشان از بزرگان امامیه در عصر خود بود که برهمگنان خود، تفوّق و تقدّم داشته است، قاری قرآن، فقیه، متکلّم، شاعر و ادیب بوده وخصایص دین و دانش و فضل را در خود جمع داشته است. از موثقان شمرده شده و در آنچه روایت می کند، صادق و درست گفتار است.
کلام ابن داود:
استاد عابدی به کلام ابن داود اشاره کرد که درباره زرارة بن اعین می نویسد: او راستگوترینِ زمان خویش و فاضلترین ایشان است.
کلام صاحب ریحانة الأدب:
این استاد حوزه علمیه در ادامه به کلام محمد علی مدرس تبریزی، صاحب ریحانة الادب اشاره کرد: زراره از اکابر اصحاب حضرت باقر و حضرت صادق علیهما السّلام است. قاری، فقیه، متکلّم، شاعر و ادیب بارع و جامع خصال فضل و دیانت است.
از اعاظم فقه و حدیث شیعه و از حواریون حضرت باقرعلیه السّلام بوده است. بنا بر نقل بعضی منابع دینی نسبت به حضرت صادق علیه السّلام دوست ترین مردم از زندگان و مردگان و محبوبترین اصحاب حضرت باقرعلیه السّلام بود.
یکی از چهار تنی است که به نجبا اُمنای حلال و حرام الهی، اوتاد ارض، اعلام دین، سابقین، مقرّبین و قائمان به قسط و عدالت توصیف شده اند و تصریح شده که در نبود ایشان آثار نبوّت مندرس و منقطع میشد؛ سه تن دیگر محمد بن مسلم، ابوبصیر لیث و برید بن معاویه هستند.
اصحاب و یاران ائمه علیهم السّلام نیز به مکانت علمی و موقعیت برتر او اعتراف داشتند. فردی در حضور جمیل بن دراج از فقها و محدثان نامی شیعه محضر پر فیضش را ستود؛ جمیل فرمود: به خداوند سوگند که مَثَل ما در برابر زراره، مثل کودکان دبستانی در نزد معلّم خود بوده است.
ابوغالب زراری:
وی در ادامه بحث، به کلام ابوغالب زراری پرداخت: در جدل و مخاصمت در کلام، امتیازی تمام داشت وهیچ کس را قدرت آن نبود که در مناظره، او را مغلوب سازد، مگر کثرت عبادت او را از کلام باز داشته بود.
وی افزود: ابو غالب زراری (م ۳۶۸ ه) که در زمان غیبت صغری می زیسته و خود از خاندان زراره بوده است، درباره ویژگی های زراره می گوید: «زراره فردی خوش سیما، تنومند و سفیدپوست بود، برای نماز جمعه خارج می شد. در حالی که کلاهی سیاه بر سر و عصایی در دست داشت. اثر سجده در پیشانیش ظاهر بود. مردم در دو طرف راه می ایستادند و به خاطر جلال و هیبتش، وی را می نگریستند. او اهل بحث و مناظره بود و هیچ کس به پای او نمی رسید، تنها عبادت بود که او را از سخن باز می داشت و متکلمان شیعه از شاگردان وی می باشند.
محمد بن اسحاق الندیم (م ۴۳۸ ه ق):
استاد عابدی در ادامه به کلامی از محمد بن اسحاق الندیم اشاره کرد: زراره در بعد فقه، حدیث و کلام یکی از بزرگترین رجال شیعه است.
تقیالدین، حسن بن علی بن داود حلی (م قرن هفتم):
این استاد حوزه علمیه قم، در ادامه به کلام تقی الدین حلی پرداخت: «زراره راستگوترین و فاضلترین شخصیت زمان خود بود تا آنجا که امام صادق علیه السّلام درباره وی فرمود: اگر زراره نبود، می گفتم: احادیث پدرم به زودی ازبین خواهد رفت.
خیرالدین زرکلی:
وی درمورد شخصیت زراره می نویسد: اومردی متکلم، شاعر، عالم، ادیب و از اهالی کوفه بود.
محمد بن ابی عمیر:
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه به کلامی از محمد بن ابی عمیر اشاره کرد: به جمیل بن دراج گفتیم، براستی مجلس و محفل علمی شما بس آراسته و مغتنم است! جمیل گفت: به خدا سوگند، ما در مقابله با زراره بن اعین مانند کودکان، در مدرسه و در مقابل معلم هستیم.
وی افزود: این تعبیر جمیل بن دراج می رساند که وی با تمامی معلوماتی که داشته و در زمان خودش به عنوان فقیه ترین افراد به شمار می رفت، خود را در مقابل زراره چقدر کوچک احساس میکرده و این خود بزرگترین گواه بر مرتبه بلند زراره در میدان علم و دانش است.
استاد عابدی به کلام نویسنده رجال کشی، ابوعمرو، محمد بن عمربن عبد العزیز(م۳۴۰ه ق) پرداخت: همه فقهای امامیه بر تصدیق گروهی از اصحاب امام باقر و امام صادق علیهما السّلام اجماع دارند و سر تعظیم در برابر فقاهت آنان فرود آورده اند، فقیه ترین آنها شش نفرند؛ زراره، معروف بن خربوذ، برید، ابو بصیراسدی، فضیل بن یسار و محمد بن مسلم طایفی. و گفته اند که فقیه ترین آنها زراره بن اعین است.
وی افزود: جمیل بن دراج میگوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم که می فرمود: کوه های زمین و نشانه های دین چهار نفرند؛ محمد بن مسلم، برید بن معاویه، لیث بن البختری المرادی و زراره بن اعین.
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: در این تشبیه امام صادق علیه السّلام بالاترین مراتب فضل و کمال را در کوتاه ترین عبارت، برای زراره نمایانده است. سخن و توصیف امام علیه السّلام رانباید تعارف پنداشت، زیرا امام علیه السّلام در موقعیت و مسؤولیتی است که هرگز بی جهت از کسی تعریف نمی کند. بلکه ملاک و میزان در گفته های آنان حق و رضایت حق تعالی است.
وی افزود: فضل بن عبدالملک می گوید:از امام صادق علیه السّلام شنیدم که می فرمود: محبوب ترین خلق خداوند نزد من چهار نفرند چه زنده باشد و چه مرده. برید بن معاویه، زراره، محمدبن مسلم واحوال.
استاد عابدی خاطرنشان کرد: ابراهیم بن عبدالحمید می گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند زراره بن اعین را رحمت کند. اگر زراره و امثال او نبودند، چه بسا احادیث پدرم از بین می رفت.
این استاد حوزه علمیه ادامه داد: ابی عبیده حذاء، می گوید: ازامام صادق علیه السّلام شنیدم که می فرمود: زراره، ابوبصیر و محمد بن مسلم و برید، مصداق این سخن خدایند که می فرماید: «والسابقون السابقون اولئک المقربون»
وی افزود: مفضل بن عمر می گوید: روزی فیض بن مختار نزد امام صادق علیه السّلام آمده بود، آیه ای از قرآن را خواند. آن حضرت آیه را برای او تاویل کرد،
فیض به حضرت گفت: خدا مرا فدایت گرداند، این اختلاف بین شیعیان شما چیست؟ امام علیه السّلام فرمود: ای فیض کدام اختلاف؟ فیض به حضرت عرض کرد: درجلسات بحث آنان درکوفه شرکت می کنم و از اختلاف آنها در روایاتشان به شک می افتم، تا اینکه به مفضل بن عمر مراجعه میکنم، او مرا از این شک باز می دارد و نفسم از این گرفتاری نجات می یابد، و قلبم مطمئن می گردد.
پس حضرت به او فرمود: ای فیض درست می گویی، همان طور است که گفتی، بدرستی که مردم در دروغ بستن بر ما ولع دارند. گویا خداوند بر آنها دروغ بستن بر ما را واجب گردانیده و جز این چیزی از ایشان نخواسته است مطلبی را با یکی از آنان در میان می گذارم. هنوز از نزد من خارج نشده آن را برغیر تاویلش، تاویل می نماید و این کار به خاطر آن است که هدفشان از حدیث و محبت ما الهی نیست و امیال دنیایی دارند. وهر کدامشان دوست دارد که برای خودسری باشد، هیچ بنده ای نیست که نفس خود را بلند گرداند، مگر این که خداوند او را پست نماید، وهیچ بنده ای فروتنی و تواضع ننماید، مگر این که خداوند او را بلندمرتبه گرداند و شرافت دهد. پس هرگاه در جستجوی حدیث ما برآمدی، بر تو باد که به این شخص که این جا نشسته به او مراجعه کن! و با دست اشاره به یکی از اصحاب ما نمود.
ازحاضران سؤال کردم که آن مرد کیست؟ گفتند: او زراره بن اعین است.
استاد عابدی در ادامه به کلام داود بن سرحان پرداخت: شنیدم که اباعبدالله علیه السّلام فرمود: برخی از افراد را در جریان بعضی مطالب قرار می دهم، و او را از جدل و ریاء دردین خدا و از قیاس نهی می کنم، ولی به مجرد این که از نزد من خارج می شود به تاویل و توجیه ناروا می پردازد به بعضی دستورمی دهم که سخن گویند و برخی را از گفتگو و مباحثه نهی می کنم، اما هر کسی امر و نهی مرا برای خود تاویل می نماید و با این کار خدا و رسولش راعصیان می کند اگر می شنیدند و اطاعت می کردند، آنچه را پدرم به اصحابش سپرد، من نیز به آنان می سپردم، به درستی که اصحاب پدرم در حال حیات و مرگ مایه افتخارند یعنی زراره، محمد بن مسلم.
وی افزود: محمد بن ابی عمیر از جمیل بن دراج نقل می کند: شنیدم امام صادق علیه السّلام می فرمود: به اهل ایمان و تواضع، بشارت بهشت دهید، برید بن معاویه عجلی، ابوبصیر لیث بن البختری مرادی، محمد بن مسلم، و زراره، اینان چهار نفری هستند که نجیبان و امینان خداوند بر حلال و حرام وی می باشند، اگر این افراد نبودند، آثار نبوت قطع می شد و از بین می رفت.
استاد سید محمد حسن عابدی پس از بررسی دیدگاه ها و نظراتی که درباره شخصیت علمی و فرهنگی زراره ابراز شد، به بررسی توان علمی زرارة بن اعین در مناظرات و مباحثات پرداخت.
وی افزود: همان گونه که پیشتر گفتیم، وی شخصی عالم، فقیه، ادیب، شاعر و متکلم بود، و در فقاهت نیز مانند سایر علوم به درجه والایی رسیده بود، به حدی که توانست فقه صحیح را از غیر صحیح تشخیص دهد و به انحراف استادش حکم بن عتیبه پی برد، و از هواداری او دست بردارد، و ملازم درگاه ائمه علیهم السّلام گردد.
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: گذشته از اینها، زراره در فقاهت به حدی رسیده بود که امام صادق علیه السّلام او و برخی دیگر از یارانش را برای مباحثه با علمای دیگر مذاهب انتخاب می کرد، و با صراحت تمام به مخالفان می فرمود: اگر بتوانید اصحاب مرا در مباحثه علمی شکست دهید، چنان است که مرا شکست داده اید.
وی اضافه نمود: این سخن امام صادق علیه السّلام بیانگر میزان اعتماد آن حضرت به مرتبه والای علمی زراره و همانندهای او است.
استاد عابدی افزود: در میان مناظره ها و احتجاج های امام صادق علیه السّلام با مخالفان به نمونه ای برمی خوریم که حضرت بعضی ازاصحاب خود را برای مباحثه با خصم انتخاب می نماید.
وی خاطرنشان کرد: امام علیه السّلام از این کار چند هدف را دنبال می کند.
۱- از این طریق مزیت یاران و اطرافیان خود را به همگان بشناساند.
۲- ناتوانی خصم را آشکار کند.
۳- به آنها گوشزد نماید که آنان توانایی مباحثه و مقابله با یاران وی را ندارند، چه رسد به خود آن حضرت.
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: امام علیه السّلام دراین مناظره اصحاب خود را به مباحثه با عالم شامی فرا می خواند، زراره نیز از جمله افراد این گروه منتخب است، که در بخش فقهی باوی به مناظره و مباحثه می پردازد.
وی افزود: هشام بن سالم دراین باره چنین می گوید: با جماعتی از اصحاب نزد امام صادق علیه السّلام بودیم که مردی ازاهل شام آمد و اجازه ورود خواست. حضرت اجازه فرمود، مرد داخل شد و سلام کرد، امام علیه السّلام فرمود.
بنشین! اگر نیاز و مطلبی داری در میان بگذار! مرد شامی گفت: به من خبر رسیده که هرچه از شما سؤال شود، شما پاسخ آن را می دانید، از این رو آمده ام تا با شما مناظره کنم.
حضرت فرمود: در چه زمینه ای؟
مرد شامی گفت: در اعراب قرآن وقف، سکون، جر، نصب و رفع آن.
پس امامعلیه السّلام فرمودند: ای حمران، با این مرد به مباحثه بنشین!
آن مرد به حضرت عرض کرد:من میخواستم با شما مباحثه کنم نه با حمران.
حضرت فرمودند: اگر بر حمران غلبه یافتی چنان است که بر من غلبه یافته ای.
پس از آن مرد شامی روی به حمران آورد و مرتب از او سؤال می کرد و حمران جواب می داد، تا این که مرد شامی خسته شد.
حضرت فرمود: ای مرد شامی حمران را چگونه یافتی؟
مرد شامی گفت:او را ماهر دیدم، چیزی ازاو نپرسیدم، مگر این که جواب گفت.
سپس امام علیه السّلام به حمران فرمود: اکنون تو از او سؤال کن، پس حمران همواره از او سؤال می کرد تا این که مرد شامی ازجواب دادن باز ماند.
مرد شامی به حضرت عرض کرد: میخواهم با شما در عربی مناظره کنم.
امام علیه السّلام از ابان بن تغلب خواست که با او مناظره نماید.
پس از آن مرد شامی خواست که در فقه مناظره کند.
امام علیه السّلام به زراره فرمود: ای زراره با او به مناظره برخیز!،زراره با مرد شامی به مناظره برخاست و او را رها نکرد تا آن هنگام که مرد شامی از جواب باز ایستاد
این مناظره را نباید دست کم گرفت، اگر چه در این مناظره که هشام بن سالم آن را روایت کرده، اشاره ای به سؤالات مرد شامی و جواب های زراره نشده است، ولی تعبیر امام علیه السّلام که می فرماید: با آنان مناظره کن اگر بر آنها غلبه یافتی، چنان است که بر من غلبه یافته ای، سخنی است بس بزرگ و پراهمیت! زیرا؛ اگر امام علیه السّلام ذره ای در توان علمی اینان نسبت به مرد شامی شک داشت چنان قاطعانه سخن نمی گفت.
با توجه به این که مرد شامی شخصی عامی و بی سواد نبوده است و اصولاهم نمیتواند چنین باشد، چون عقلایی نیست که فردی بیسواد از شام حرکت کند، آن همه رنج سفر را بر خود هموار سازد و به مناظره کسی آیدکه به گفته خودش شنیده است اوعالم به تمام پرسشهایی است که از وی سؤال می شود، بنابراین، نمیتوان این مناظره را کم اهمیت دانست و به سادگی از کنار آن گذشت.
زراره با همه دانش خود، خویشتن را برتر از دیگران نمی شمرد و به خود مغرور نمی شد و در این راه به مباحثه و جدل نمی پرداخت.
او بشدت از تفرقه بین اصحاب پرهیز می کرد و کمتر حاضر می شد، در امور اختلافی بین اصحاب با دیگران به بحث بپردازد، اما آن هنگام نیز که وارد میدان بحث می شد، بسیار مستدل و قاطع سخن می گفت، گاهی اوقات که افرادی ازاو می خواستند، تا با دیگران وارد بحث شود، از این کار امتناع میکرد و می گفت: این کار باعث کینه و عداوت می شود. و به این طریق از بحث و جدل کناره گیری می کرد. تنها زمانی وارد میدان بحث می شد که طرف مقابل به این کار تمایل نشان می داد، در این صورت اقدام به مناظره می کرد.
زراره می گوید:در مدینه به مجلس مباحثه جماعتی رفتم که در میان آنها عبدالله بن محمد و ربیعه الری نیز حضور داشتند، عبدالله گفت: ای زراره درمسایل مورد اختلاف سؤال هایی را مطرح کن واز ربیعه بپرس!
گفتم: مجادله و بحث باعث کینه می شود.اما ربیعه گفت: ای زراره سؤال کن.گفتم: رسول الله صلی الله علیه و آله و سلّم شارب خمر را با چه چیزی حد می زد.
ربیعه گفت: با ترکه درخت و نعلین.
پس گفتم: اگرمردی را امروز دستگیر کنند که شراب خورده باشد و نزد حاکم آورند، چه حکمی درباره او جاری می شود؟
ربیعه گفت: شلاق زده می شود، چون عمر شلاق زد.
عبدالله محمد گفت: پناه برخدا،رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم با ترکه درخت می زد وعمر با شلاق! آنچه را رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم انجام داد، ترک می نمایند و به آنچه عمر انجام داد عمل می کنند.
همان طور که از روایت پیداست، زراره تسلط کامل بر موضوعات فقهی داشته و به ریزه کاری های احکام آن نیز، آگاه بوده است. لذا او با عبارتی ساده و روان و منطقی سلیس ربیعه را مقهور منطق خود می سازد، آن چنان که ربیعه راهی برای گریز و توجیه حکم خود نداشته باشد، و ناظران و شنوندگان بحث نیز آن را به آسانی درک نمایند.
توانایی زیاد زراره در مباحث فقهی از دقت و باریک بینی وی نشأت می گرفت.او در پاره ای موارد به سؤال کوتاه اکتفا نمی کرد، بلکه تا موضوعی دقیقا برایش روشن نمی شد، دست از سؤال کردن برنمی داشت.
در این زمینه به روایتی برمی خوریم که مصداق کامل ادعای ما است:
«زراره می گوید: به امام باقرعلیه السّلام عرض کردم: فدایت شوم. دو خبر یا حدیث معارض از شما به ما میرسد کدام یک را بگیریم وبه آن عمل کنیم؟
حضرت فرمود: ای زراره؛ آن حدیث را که بین اصحاب مشهورتراست بگیر، و آن را که اندک و نایاب است رها کن.
عرض کردم: آقای من؛ گاهی آن دو حدیث یا خبر هر دو مشهورند و هر دو ماثور از جانب شما؟
حضرت فرمود: آن حدیث را که رواتش نزد شماعادل تر و موثق ترند، بگیر و به آن عمل کن.
عرض کردم: روایتگران هر دوحدیث عادل و موثق و مورد رضایتند.
امام علیه السّلام فرمود: بنگر و ببین کدام یک ازآنها موافق مذهب عامه است پس آن را رها کن و به دیگری که مخالف عامه است، عمل نما.
عرض کردم: چه بسا هر دو موافق عامه باشند یا مخالف آنها، دراین صورت چه کنم؟
حضرت فرمود: آنچه که احتیاط دین تو در آن است بگیر، وآن را که مخالفت احتیاط است، رها کن.
عرض کردم: بدرستی که گاهی آن دو موافق با احتیاط است و یا مخالف با احتیاط در این حال چه کنم؟
حضرت فرمودند: در این صورت مخیرهستی که یکی را بگیری و دیگری را ترک نمایی.»
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه خاطرنشان کرد: این روایت به خوبی تلاش و کوشش و دقت نظر زراره را می رساند، که چگونه احادیث را از زوایای مختلف بررسی می کرده است، وهمین دقت و کاوشگری وی بود که توانست از او فقیهی زبردست بسازد.
استاد سید محمد حسن عابدی در ادامه به آثاری که از زراره بن اعین و تأثیر آن در رشد فکری، فرهنگی جامعه پرداخت.
این استاد حوزه علمیه قم افزود: وی که از خاندانی دانش دوست و عالم پرور بود، همگام با سایر افراد خانواده، کمرهمت به فراگیری علوم مختلف بست، او زندگی خود را وقف این کار کرد و در اکثر علوم رایج عصر خویش نیز سرآمد گردید، او در رشته هایی چون فقه، تحصیل نمود، و در رشته قرائت نیز مهارت کامل داشت.
وی اضافه نمود: بیش از همین کتاب استطاعت و جبر متذکر کتاب دیگری برای ایشان نشده اند، ولی این نمی رساند که او جز کتاب یاد شده کتاب دیگری نداشته است.
استاد عابدی افزود: هشام بن سالم، عمر بن أذینه، جمیل بن درّاج از جمله مشایخ او هستند و بسیاری همچون بكیر بن أعین و حمران بن أعین از او روایت نقل می كنند.
وی خاطرنشان کرد: درباره اشعار زراره، صاحب اعیان الشیعه می گوید:
«جاحظ در کتاب النساء و کتاب عرجان الاشراف متذکر ابیاتی از اشعار زراره گردیده است. با این که اکثر رجال نویسان معتقدند که وی شاعر بوده، اما معلوم نداشته اند که آیا دیوان، شعری از خود بر جای گذاشته یا نه! همچنین معلوم نداشته اند، که آیا او دارای اشعار فراوان بوده یا گه گاه شعر می سروده است، همچنین مشرب شعری او را بیان نداشته اند، که در چه زمینه هایی شعر می سروده است.»
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: دررشته فقه نیز بر کتاب و رساله ای از وی دست نیافتیم. آنچه درزندگی زراره مانند ستاره ای می درخشد، جنبه حدیثی ایشان است که در این میدان به تمام معنا درخشیده وآثار فراوان حدیثی از خود باقی گذاشته اشت.
وی افزود: اودرفقه وحدیث سرآمد روزگارخود بود؛.اگرچه محمد بن مسلم می گوید: من ازامام باقرعلیه السّلام سه هزار حدیث و ازامام صادق علیه السّلام شانزده هزارحدیث شنیدم؛ لیکن درعمل، حدیث زیادی از وی برجای نمانده است، اما از زراره علی رغم حساسیت هایی که دستگاه خلافت و مخالفان علیه وی نشان می دادند، احادیث فراوانی برجای مانده، که مجموع آنها در «مسند الزراره» مشتمل برحدود دوهزار حدیث است.
استاد عابدی بعد از اشاره به «مسند زراره» خاطرنشان کرد: البته این مقدارحدیث، دربرگیرنده تمامی احادیث زراره نیست، چه بسا روایات مطرح شده درمسند زراره بخشی ازاحادیث زراره باشد که از دست حوادث روزگار به سلامت رسته و امروزه در دسترس ما قرارگرفته است.
وی افزود: به هرحال، بسیاری ازمباحث فقه شیعه شکوفایی خود را مرهون زحمات طاقت فرسای زراره وامثال اواست و در هیچ بابی ازابواب فقهی نمی توان نقش احادیث زراره را ندیده گرفت، چنانکه در آینده به تنوع حدیثی زراره درابواب مختلف خواهیم پرداخت و میزان احادیث وی را درهر بخش معلوم خواهیم کرد.
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: زراره و دیگرانی چون او بودند که با پرسش های مختلف و ضبط دقیق گفتار ائمه علیهم السلام بزرگترین و بالاترین افتخارات را به مکتب امامیه ارمغان دادند، تا امروز فقیهان بتوانند در میدان های مختلف فقه با دست باز به اجتهاد بپردازند.
وی اضافه نمود: ازآنجا که فرصت زمانی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وائمه معصومین علیهم السّلام برای بیان مطالب و رساندن آن به همه نسلها محدود بوده است، وجود کسانی چون زراره در ثبت و ضبط و انتقال معارف آنان به نسلهای دیگر، اهمیتی انکارناپذیر داشته است.
وی افزود: این فراگیری و گسترش تشیع و باروری فقه شیعه نتیجه احادیثی است که ازائمه علیهم السّلام نقل شده و مردانی چون زراره به حفظ و نشرآن پرداختند.
استاد عابدی خاطرنشان کرد: اثبات این نکته چندان دشوار و پیچیده نیست، زیرا آن گونه که مشخص است، درعصر امامت و قبل ازغیبت دسترسی به ائمهعلیهم السّلام ممکن بود، هر چند برای همگان این ارتباط به دلیل بعد مسافت یا ممانعت های سیاسی حکام میسر نبود.
وی افزود: ازسوی دیگرمیبینیم که استنباط احکام از قرآن وتطبیق کلیات بر امور جزئی نوپیدا کاری چندان سهل نیست و نیازمند نوعی تخصص و نیز استفاده ازسنت و بیان روش معصومین علیهم السّلام است.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: ازجمله شاگردان پرورش یافته درمکتب معصومین زراره و دیگراعضای خاندان وی بودند، درمیان شاگردان امام باقر و صادقعلیهما السّلام زراره یکی ازسختکوش ترین، آنها بود.
استاد عابدی افزود: وی با این که درکوفه سکونت داشت، توانست قریب به دوهزارحدیث جز اندکی را بدون واسطه از زبان امام باقر و صادق علیهما السلام دریافت کرده و نقل کند. با توجه به بعد مسافت بین کوفه تا مدینه محل سکونت امام باقر و صادق علیهما السلام این کارشگفتانگیز میسر نبود، مگر در پرتو عزمی جزم وهمتی بلند و سینه ای فراخ که تمامی این خصوصیات در زراره وجود داشت.
وی اضافه نمود: زراره بن اعین با همه مشکلات از پای ننشست و سعی وافر خود را به کار بست تا توانست از دریای مواج علوم باقری و جعفری حظی وافر برد.
استاد سید محمد حسن عابدی در ادامه به شیوه های فراگیری زراره پرداخت و خاطرنشان کرد: این شیوه ها را می توان به سه بخش خلاصه کرد.
شیوه اول:
وی افزود: شیوههای فراگیری معمول و متداول، به این صورت است که در مجالس آن بزرگواران حاضر می شد و مانند ده ها و بلکه صدها تن دیگر که در حوزه درسی آنان حضور می یافتند و به استماع می پرداختند، وی نیز به استماع دروس می پرداخت و از این راه توشه و ثمره ای درحد توان خود فرا می گرفت، که البته بیشترین بهره وی از روایات آن بزرگواران از این نوع است.
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: از اینرو، درآغاز بسیاری از احادیث وی با تعبیرهایی این چنین مواجه میشویم: «سمعت عن الباقرعلیه السلام او الصادق علیه السلام، قال الباقر علیه السلام او الصادق علیه السلام، سمعت عن احدهما علیهما السّلام یا سمعتهما و…»
وی افزود: آن گونه که از تعابیر زراره در ابتدای احادیثش پیداست، وی تنها به شنیدن اکتفا نمی کرد، بلکه در بسیاری از موارد به پرسش از حضرت می پرداخت. از این رو در اوایل تعدادی از احادیث کلمه «سالت عن الباقر علیه السّلام اوالصادق علیه السّلام اوعنهما علیهما السّلام» به چشم می خورد.
شیوه دوم:
استاد عابدی به شیوه دوم پرداخت: شیوه دیگر فراگیری این بود که وی گاهی در غیر از مجالس درس و بحث، در ملاقات هایی با امام، با سود جستن از فرصت به فراگیری حدیث می پرداخت.
وی افزود: دراین گونه مجالس وی راحت ترازمجالس عمومی بوده، ودقیقا می توانست مطالب مورد نظر خود را سؤال کند و پاسخ های فراخور آن نیز ازحضرت بشنود.
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: همین آسودگی درسؤال و جواب بود که زراره می توانست مسائل بسیار مهم و اختصاصی را ازحضرت فراگیرد.
وی خاطرنشان کرد: در این خصوص علی بن عطیه از قول زراره چنین نقل می کند.
«زراره گفت: به خدا سوگند اگر بازگو نمایم، آنچه را که ازامام صادق علیه السّلام شنیده ام، هرآینه مردانی بزرگ بر دار خواهند شد.»
شیوه سوم:
استاد سید محمد حسن عابدی به بیان شیوه سوم زراره در فراگیری پرداخت: وی هنگام دسترسی نداشتن به آن بزرگواران، به وسیله نامه و یا فرستادن افرادی خاص و مورد اطمینان، به کسب علم و حدیث می پرداخت، که در این باره میتوان به فرستادن فرزندانش حسین و حسن نزد امام صادق علیه السّلام اشاره کرد.
وی در ادامه افزود: در این ملاقات حضرت پس از سخنانی که بین آنها رد و بدل میشود، به بیان احکام فقهی میپردازد و به آنان می فرماید: به پدرتان بگویید آن عمل را چنین انجام دهد و آن عمل دیگر را طوری دیگر انجام دهد.
وی اضافه نمود: همچنین از طریق نامه درباره برخی احادیث که از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است، ازحضرت سؤال می کند.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: زراره همچنان که در راه فراگیری حدیث نهایت سعی خود را به کار می گرفت، در حفظ و ضبط آن نیز دقت فراوان می کرد، زمانی که نزد امام باقرعلیه السّلام یا امام صادق علیه السّلام می رفت، لوحه ای نیز همراه خود میبرد، تا پاسخ های آن بزرگواران را عینا یادداشت کند، مبادا دست نسیان و فراموشی در آنها مؤثر افتد و خللی بر آنها وارد آید.
وی افزود: عبدالله بن بکیر در اینباره چنین می گوید: «زراره خدمت امام صادق علیه السّلام شرفیاب شد وعرض کرد: شما به ما فرموده اید نماز ظهر و عصررا آن هنگام بخوانید که سایه هاتان به اندازه یک یا دو زراع شده باشد وسپس فرمودهاید که در تابستان سایه را بیشتر کنید، چگونه سایه را بیشتر کنیم، سپس لوحه را گشود تا آنچه را حضرت می فرماید، ثبت کند.
امام علیه السّلام جوابی به زراره ندادند.
زراره لوحه را بست و عرض کرد: بر ما لازم است که از شما سؤال کنیم، ولی شما به آنچه انجام میدهید، عالم تر هستید و سپس از نزد حضرت خارج گردید.
پس از آن ابو بصیر خدمت امام علیه السّلام آمد. حضرت به ابوبصیر فرمود: «زراره چیزی از من پرسید که جوابش را نگفتم، و از این سبب ناراحتم، سوی وی برو؛ تو فرستاده من به سوی او هستی به او بگو: نماز ظهر را آن هنگام بخوان که سایه ات مثل خودت شده باشد و نماز عصر را آن هنگام به جای آور که سایه ات دوبرابر خودت شده باشد.»
استاد عابدی اضافه نمود: آن گونه که پیش از این متذکر شدیم، بیشترین میراث علمی زراره احادیث و نیز شاگردانی است که وی از خود برجای گذاشته است. بنابراین سخن ما از این پس در خصوص همین دو مورد خواهد بود.
وی افزود: طبق نقل کتاب معجم رجال الحدیث، بیش از دو هزار و نود و چهار روایت از طریق زراره به ما رسیده است. وطبق نقل کتاب مفتاح الکتب الاربعة، روایاتی که به مباشرت از معصوم علیه السّلام در کتب اربعه دارد، هزار و دویست و پنجاه و چهار روایت است.
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: درمورد تعداد احادیث روایت شده اززراره، آرای مختلف اظهار شده است؛ بعضی تعداد آن را بالغ بر دو هزار و شصت حدیث می دانند و گفته اند: اسم زراره دراسناد تعداد زیادی ازروایات واقع گردیده که به دوهزار و شصت و چهار مورد بالغ می گردد.
وی افزود: اواز ابوجعفرعلیه السّلام تعدادی روایت نقل کرده است که به هزار و دویست وسی و شش عدد می رسد.
استاد عابدی اضافه نمود: از ابی عبدالله علیه السّلام نیز تعدادی روایت نقل کرده که به چهارصد وچهل وهفت عدد می رسد.
وی خاطرنشان کرد: همچنین وی تعدادی روایت از ابی جعفر و ابی عبدالله علیهما السّلام نقل نموده است که به هشتاد و دو مورد بالغ می گردد.
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: همین طور روایاتی که به عنوان (احدهما) از یکی از آن بزرگواران نقل نموده است، بالغ برصد و پنجاه و شش مورد می شود.
وی افزود: همچنین زراره تعدادی روایت بدون این که مشخص کند، ازکدام امام نقل می کند، روایت کرده است که با الفاظ «قال علیه السّلام، سمعت علیهالسّلام، قلت له علیه السّلام» بیان شده که بالغ بر هفتاد وهشت حدیث می شود.
استاد عابدی خاطرنشان کرد: اما آن چنان که در مسند زراره آمده است، روایات باقی مانده از وی بالغ بر هزار و نهصد و بیست حدیث است، که ضمن پنجاه و نه عنوان فقهی، تاریخی و…ثبت شده است. (برای اطلاع بیشتربه شماره و عناوین فهرست مسند زراره مراجعه شود.)
وی افزود: زراره هزار و صد و هفتاد و پنج حدیث از امام باقرعلیه السّلام، چهارصد و چهل و یک حدیث ازامام صادقعلیه السّلام، صد و یازده حدیث به طور مشترک از امام باقر و صادق علیهما السلام و صد و شش حدیث بدون تعیین نام امام و فقط با لفظ «احدهما» روایت کرده است.
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: از مجموعه احادیث وی شصت وسه حدیث بدون مروی عنه وبا تعبیر «قلت له علیه السّلام یا سمعت عنه علیه السّلام و یا قال لی علیه السّلام نقل شده است. و بیست و چهار روایت باقی مانده را سخنان زراره و احادیث سایر ائمه علیهم السلام تشکیل می دهد که گاهی با یک و یا چند واسطه نقل شده است.
وی افزود: جالب توجه است، از مجموع احادیثی که زراره روایت کرده است، فقط بیست و چهار حدیث با واسطه از ائمه علیهم السلام نقل شده است و جدای از نوزده حدیث دیگر، همگی بدون واسطه بوده است؛ به این معنا که شخصا آن سخنان را از امام علیه السّلام شنیده و سپس نقل کرده است.
وی افزود: زراره بن اعیت دراحادیث خود، از خداشناسی که اولین و مهمترین گام معرفتی است، شروع کرده و سپس به شناخت رسول خدا وجانشینان وی پرداخته است.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه خاطرنشان کرد: زراره نسبت به حقوق اجتماعی و تغذیه روحی و جسمی کوشیده و درنهایت به قوانینی پرداخته که رعایت آن باعث ثبات و نظم اجتماعی می شود.
وی افزود: در اینباره می توان به موضوعات: قضا، شهادت، حدود و تعزیرات، دیات و قصاص اشاره کرد، که هر یک به جای خود رکنی از ارکان ثبات اجتماعی است.
استاد عابدی افزود: وی درموضوعات: نماز، طهارت، حج، ازدواج، طلاق، زکات، ایمان و کفر، تجارت و ارث، از خود روایات ارزندهای بر جای نهاده و به ترتیب بیشترین احادیث را در این موضوعات حفظ کرده و نشر داده است.
وی افزود: توجه به تعداد حدیثی که زراره به صورت سؤال در هر بخش از امام علیه السّلام پرسیده است و مقایسه آن با سایر بخشها می رساند که زراره در آن مسایل با تعقل و ادراک عمل کرده و اهل فهم و نظر به شمار می آمده و صرفا روایتگر شنیدهها نبوده است.
شاگردان زراره:
استاد سید محمد حسن عابدی در بخش دیگر به شاگردان این شخصیت بزرگوار شیعه اشاره کرد: در کوفه خاندان هایی که به عنوان خاندان های علمی به شمارمی رفتند، بی شماربودند، و در واقع کوفه حوزه فراگیری علوم اهل البیت علیهم السلام به شمارمی رفت.
وی در همین زمینه افزود: مؤلف کتاب تاریخ الکوفه متذکر نام بیش ازبیست خاندان از آنها می شود، ولی خاندان اعین بزرگترین و باشکوه ترین آنان به شمارمی آیند.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: خاندانهای علمی ساکن کوفه عبارتند از:
۱- آل ابی الجعد؛ رافع الغطفانی الاشجعی.
۲- آل ابی الجهم؛ القابوسی اللخمی من ولد قابوس بن النعمان بن المنذر.
۳- آل ابیرافع.
۴- آل ابی ساره.
۵-آل ابی شعبه الحلبیون.
۶- آل ابی صفیه، و اسم ابی صفیه؛ دینار و هو ابوثابت المعروف بابی حمزه الثمالی الکوفی.
۷- آل اعین.
۸- آل حیان التغلبی مولی بنی تغلب.
۹- آل نعیم الازدی الغامدی.
۱۰- آل ابی اراکه مولی کنده البجلی،واسم ابی اراکه میمون.
۱۱- بنوالحر الجعفی والحر هذا مولی جعفی.
۱۲- بنوالیاس البجلی.
۱۳- بنو عبدربه بن ابی میمونه بن یسار الاسدی.
۱۴- بنو ابی سبره.
۱۵- بنو سوقه.
۱۶- بنو نعیم الصحاف.
۱۷- بنوعطیه.
۱۸- بنو رباط، اهل بیت کبیر من بجیل، او من موالیهم.
۱۹- بنو فرقد.
۲۰- بنو دراج.
۲۱- بنو عمار البجلی الدهنی مولاهم.
وی افزود:این خاندان ها که نویسنده «تاریخ الکوفه» نامشان را ثبت کرده است، تنها خاندان هایی هستند که بهره ای از علوم صادق آل محمد علیہم السلام داشته اند.
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: آنها هم زمان زراره بوده اند، و یا اندکی پس از وی درخشیده اند. این خاندانها، توفیق خویش را در این زمینه بیشتر مدیون مدت اقامت امام صادق علیه السّلام در کوفه هستند، زیرا آن حضرت در زمان ابوالعباس سفاح در کوفه اقامت گزید.
وی خاطرنشان کرد: اگرچه این مدت بیش ازدوسال به طول نینجامید؛ ولی منشا خیر و برکات فراوانی برای مردم عراق گردید؛ تا آنجا که بعدها حسن بن علی بن زیاد وشاء بجلی به ابن عیسی قمی گفت:
«دیدم در مسجدکوفه نهصد عالم را، که هرکدامشان می گفت: حدیث کرد مراجعفر بن محمدعلیه السلام»
امتیاز ویژه زراره:
استاد عابدی خاطرنشان کرد: چیزی که زراره را از دیگران ممتاز می نمود و حلقه درسی وی را درکوفه شکوه می بخشید، آگاهی وی به بیش ازهزاران حدیثی بود که ازامام باقرعلیه السلام فراگرفته بود، و این خود بالاترین امتیاز برای وی محسوب می شد.
وی افزود: اگر بر این باورباشیم که آنچه نویسنده (تاریخ الکوفه) متذکر شد، صد در صد دقیق و متقن باشد که تمامی این خاندان های علمی روات احادیث امام صادق علیه السّلام بوده اند، بنابراین باید زراره یکی ازپیش آهنگان تاسیس حوزه علوم باقری در کوفه بوده باشد.
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: برهمین اساس است که معلوم میگردد، وی قبل از سفر حضرت صادق علیه السّلام به کوفه (بین سالهای ۱۳۲تا۱۳۶) حوزه درسی داشته است؛
وی در زمینه علت این ادعا خاطرنشان کرد: عمدتا خاندان های علمی و افرادی که در کوفه حوزه درسی داشتهاند، جزو روات احادیث امام صادق علیه السّلام بوده اند، در حالی که زراره قبل ازایشان، روایتگر احادیث امام باقرعلیه السّلام نیز بوده است، وهمین امرباعث پیشگامی وی در تأسیس حوزه درسی در کوفه شده است.
استاد عابدی افزود: درمورد گستردگی مجلس درس وی باید متذکر شویم که حداقل نود و شش نفر از زراره روایت کرده اند که ما در پایان نام آنها را یاد خواهیم کرد.
وی در ادامه اضافه نمود: در مورد آراستگی حوزه درسی ایشان باید گفت: جمیل بن دراج در زمان خودش از فقها به شمارمی رفت، در پاسخ محمد بن ابی عمیر که از وی سؤال می کند. مجلستان چه نیکو و محفلتان چه آراسته است، میگوید: «به خدا سوگند ما در کنار زراره همانند کودکان هستیم درمقابل معلم.»
این استاد حوزه علمیه قم در همین زمینه خاطرنشان کرد: کلماتی که جمیل بن دراج راجع به آراستگی محفل درس زراره بیان داشته، دست کم مشتمل بر دو نکته اساسی است:
۱- این که زراره قبل از آن تاریخ در کوفه حوزه درسی داشته است و کسانی درجلسات درسی وی حاضرمی شده اند.
۲- این که سطح آگاهی و دانش زراره آن قدر بالا بوده است، که افرادی چون جمیل بن دراج خود را چونان کودکی بی سواد در برابر کوهی از علم و دانش می دیده اند.
اسامی شاگردان زرارہ:
وی افزود: در پایان این بحث صورت نام شاگردان زراره خواهد آمد، و منظور از «شاگردان»، کسانی هستند که از وی نقل حدیث کرده اند، هرچند شاگرد امام باقر و صادق علیهما السّلام نیز بودهاند، وگرنه مشکل خواهد بود که بگویم افرادی همچون هشام بن حکم از شاگردان زراره بوده اند.
استاد عابدی خاطرنشان کرد: اساس نام های شاگردان زراره را به ترتیب تعداد حدیثی که از وی نقل کرده اند، خواهیم آورد:
۱- حریز بن عبدالل ه حزیر. ۲- عبدالله بن بکیر. ۳- عمر بن اذینه. ۴- موسی بن بکر. ۵- جمیل بن دراج. ۶- علی بن رئاب. ۷- ابان. ۸- جمیل. ۹- ابان بن عثمان. ۱۰- ثعلبه بن میمون. ۱۱- عبدالله بن مسکان. ۱۲- مثنی الحناط. ۱۳- مثنی. ۱۴- محمد بن حمران. ۱۵- حماد بن عثمان. ۱۶- هشام بن سالم. ۱۷- حماد. ۱۸- ربعی بن عبدالله. ۱۹- ابی جمیله. ۲۰- محمد بن علی الحلبی. ۲۱- اسحاق بن عبدالعزیز. ۲۲- قاسم بن عروه. ۲۳- درست الواسطی. ۲۴- داود بن سرحان. ۲۵- خالد بن نجیح. ۲۶- اسماعیل بن جابر. ۲۷- حماد بن عیسی. ۲۸- صفوان. ۲۹- مسمع بن عبد الملک کردین. ۳۰- علی بن سعید. ۳۱- علی بن عطیه. ۳۲- هشام بن حکم. ۳۳- یونس. ۳۴- ابن نویه. ۳۵- ابوجعفر احول. ۳۶- ابراهیم بن عبدالحمید. ۳۷- حسن بن موسی. ۳۸- حسین بن عثمان. ۳۹- داود عجلی. ۴۰- صالح. ۴۱- عبدالعزیز بن حسان. ۴۲- علی بن عقبه. ۴۳- فراش. ۴۴- فضیل. ۴۵- مثنی بن عبدالسلام. ۴۶- محمد بن سماعه. ۴۷- محمد بن عطیه. ۴۸- معاویه بن وهب. ۴۹- هیثم بن حفص. ۵۰- ابن ابی قره. ۵۱- ابن ابی لیلا. ۵۲- ابن رباط. ۵۳- ابوعیینه. ۵۴- ابی بصیر. ۵۵- ابی زیاد الهندی. ۵۶- ابی الهیثم. ۵۷- ابی ایوب خزار. ۵۸- ابان الاحمر. ۵۹- ابان بن تغلب. ۶۰- ابراهیم بن عمر. ۶۱- اسماعیل البصری. ۶۲- اسماعیل بن فراش. ۶۳- بکیر بن اعین. ۶۴- جمیل بن صالح. ۶۵- حسن بن عبدالملک. ۶۶- حسن بن عطیه. ۶۷- حسن بن علی. ۶۸- حسینبن احمد المنقری. ۶۹- حسین بن موسی. ۷۰- حمادبن ابی طلحه. ۷۱- حمران بن اعین. ۷۲- حنان. ۷۳- رومی بن زراره. ۷۴- سیف التمار. ۷۵- عبدالله. ۷۶- عبدالله بن ابی یعفور. ۷۷- عبدالله بن محمد. ۷۸- عبدالله بن یحیی کاهلی. ۷۹- عبدالحمید الطائی. ۸۰- عبدالرحمان بن حجاج. ۸۱- عبدالرحمان بن یحیی. ۸۲- عبدالعزیز عبدی. ۸۳- عبدالکریم. ۸۴- عثمان. ۸۵- عبید. ۸۶- عبید بن زراره. ۸۷- عقبه بن خالد. ۸۸- علی بن حدید. ۸۹- علی بن جعفر حضرمی. ۹۰- علی بن حمزه. ۹۱- عیسی بن ابی حمزه. ۹۲- فضاله بن ایوب. ۹۳- قاسم بن محمد. ۹۴- مثنی بن ولید. ۹۵- محبوب بن شهاب. ۹۶- محمد بن حسن. ۹۷- محمد بن حمران. ۹۸- محمد بن مسلم.۹۹-معاذ.۱۰۰-یحیی بن مثنی.۱۰۱-یعقوب.
وی خاطرنشان کرد: در میان نام های روایتگران اززراره، تعدادی از آنها به نظر، شخص واحد جلوه میکنند، و ممکن است گمان شود، نام یک فرد دو یا چند بار تکرار شده است.
استاد عابدی افزود: ولی چنین نیست،مخصوصا زمانی که تنها در سلسله سند حدیث آمده باشد؛ چون این نامها مردد بین دو تا سه راوی است.
وی اضافه نمود: از این رو این نامها را در جاهایی که بدون پسوند یاد شده است، ما نیز بدون پسوند یاد کردیم و چنین است درجاهایی که با پسوند ذکر شده است؛ هر چند در بعضی موارد احتمال یکی بودن بعضی ازنامها نیز می رود.
زراره، شش پسر داشته است: درتاریخ وفات این مرد بزرگ، اختلاف نظر وجود دارد:
برخی ازمحدثان، سال ۱۵۰هـ. را تاریخ رحلت زراره دانسته اند، اما بیشتر دانشمندان، سال ۱۴۸هـ. بعد از ارتحال امام صادق علیه السّلام به فاصله دو ماه یا کمتر را ثبت کرده اند و می گویند: زراره در بستر بیماری بود که امام صادق علیه السّلام جهان را بدرود گفت و به همان مرض هم از دنیا رفت./270/260/40