اهم اموری که دوران امامت و ولایت امام صادق (ع) را بارز کرده است

شیعیان تا قبل از امام باقر علیه السلام مناسک حج و حلال و حرام خود را نمی دانستند تا آنکه امام باقر علیه السلام باب این امر را باز نمود و مناسک حج و حلال و حرام را برای آنان تبیین نمود تا آنجا که مردم، یعنی عامه و اهل سنت، به شیعیان در یادگیری احکام نیازمند شدند.

 

استاد سید محمد رضا علم هدائی با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، در مورد ویژگی های بارز امام جعفر صادق علیه السلام به گفتگو پرداخت.

 

وی خاطرنشان کرد: بی شک هر مکتب و تفکری، نیازمند شخصیتی است که مبین و مبلغ معارف و اندیشه های آن باشد.

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: طبق مدارک غیر قابل انکار، همچون واقعه غدیر مؤسس حقیقی مکتب تشیع وجود نازنین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می باشند.

 

وی در ادامه اضافه نمود: به خاطر انحراف پیش آمده در جامعه اسلامی پس از رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به واسطه جریان سقیفه، فرصت تبیین معارف ناب شیعی در جامعه اسلامی آن چنان که باید و شاید پیش نیامد.

 

استاد علم هدائی خاطرنشان کرد: وقایعی که پس از آن تا زمان صادقین علیهما السلام اتفاق افتاد، بستری برای این شد که این معارف توسط آن دو بزرگوار بیش از پیش تبیین گردد. البته تحلیل و تبیین این بسترسازی احتیاج به یک گفتار مستقل دارد.

 

وی افزود: به هر ترتیب شروع این حرکت با امام باقر علیه السلام و استحکام آن توسط امام صادق علیه السلام بود.

 

وی خاطرنشان کرد: امام صادق علیه السلام در بیانی عجیب فرمودند: شیعیان تا قبل از امام باقر علیه السلام مناسک حج و حلال و حرام خود را نمی دانستند تا آنکه امام باقر علیه السلام باب این امر را باز نمود و مناسک حج و حلال و حرام را برای آنان تبیین نمود تا آنجا که مردم، یعنی عامه و اهل سنت، به شیعیان در یادگیری احکام نیازمند شدند.

 

«مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عِيسَى بْنِ السَّرِيِّ أَبِي الْيَسَعِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَخْبِرْنِي بِدَعَائِمِ الْإِسْلَامِ الَّتِي لَا يَسَعُ أَحَداً التَّقْصِيرُ عَنْ مَعْرِفَةِ شَيْ‏ءٍ مِنْهَا الَّذِي مَنْ قَصَّرَ عَنْ مَعْرِفَةِ شَيْ‏ءٍ مِنْهَا فَسَدَ دِينُهُ وَ لَمْ يَقْبَلِ [اللَّهُ‏] مِنْهُ عَمَلَهُ وَ مَنْ عَرَفَهَا وَ عَمِلَ بِهَا صَلَحَ لَهُ دِينُهُ وَ قَبِلَ مِنْهُ عَمَلَهُ‏ وَ لَمْ يَضِقْ بِهِ مِمَّا هُوَ فِيهِ لِجَهْلِ شَيْ‏ءٍ مِنَ الْأُمُورِ جَهِلَهُ فَقَالَ شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ الْإِيمَانُ بِأَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ ص وَ الْإِقْرَارُ بِمَا جَاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ حَقٌّ فِي الْأَمْوَالِ الزَّكَاةُ وَ الْوَلَايَةُ الَّتِي أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهَا وَلَايَةُ آلِ مُحَمَّدٍ ص قَالَ فَقُلْتُ لَهُ هَلْ فِي الْوَلَايَةِ شَيْ‏ءٌ دُونَ شَيْ‏ءٍ فَضْلٌ يُعْرَفُ لِمَنْ أَخَذَ بِهِ قَالَ نَعَمْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ مَاتَ وَ لَا يَعْرِفُ إِمَامَهُ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً وَ كَانَ رَسُولَ اللَّهِ ص وَ كَانَ عَلِيّاً ع وَ قَالَ الْآخَرُونَ كَانَ مُعَاوِيَةَ ثُمَّ كَانَ الْحَسَنَ ع ثُمَّ كَانَ الْحُسَيْنَ ع وَ قَالَ الْآخَرُونَ- يَزِيدَ بْنَ مُعَاوِيَةَ وَ حُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ وَ لَا سَوَاءَ وَ لَا سَوَاءَ قَالَ ثُمَّ سَكَتَ ثُمَّ قَالَ أَزِيدُكَ فَقَالَ لَهُ حَكَمٌ الْأَعْوَرُ نَعَمْ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ ثُمَّ كَانَ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ ثُمَّ كَانَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ أَبَا جَعْفَرٍ وَ كَانَتِ الشِّيعَةُ قَبْلَ أَنْ يَكُونَ أَبُو جَعْفَرٍ وَ هُمْ لَا يَعْرِفُونَ مَنَاسِكَ حَجِّهِمْ وَ حَلَالَهُمْ وَ حَرَامَهُمْ حَتَّى كَانَ أَبُو جَعْفَرٍ فَفَتَحَ لَهُمْ وَ بَيَّنَ لَهُمْ مَنَاسِكَ حَجِّهِمْ وَ حَلَالَهُمْ وَ حَرَامَهُمْ حَتَّى صَارَ النَّاسُ يَحْتَاجُونَ إِلَيْهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا كَانُوا يَحْتَاجُونَ إِلَى النَّاسِ وَ هَكَذَا يَكُونُ الْأَمْرُ- وَ الْأَرْضُ لَا تَكُونُ إِلَّا بِإِمَامٍ وَ مَنْ مَاتَ لَا يَعْرِفُ إِمَامَهُ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً وَ أَحْوَجُ مَا تَكُونُ إِلَى مَا أَنْتَ عَلَيْهِ إِذْ بَلَغَتْ نَفْسُكَ هَذِهِ وَ أَهْوَى بِيَدِهِ إِلَى حَلْقِهِ وَ انْقَطَعَتْ عَنْكَ الدُّنْيَا تَقُولُ لَقَدْ كُنْتُ عَلَى أَمْرٍ حَسَنٍ. (اصول کافی، ج2، ص 20)

 

(عيسى بن سرى می گويد: به امام صادق عليه السّلام عرض كردم: اركان اسلام را به من خبر ده، آن اركان كه براى هيچ كس كوتاهى در شناسائى آنها روا نيست و كسى كه در شناسائى آنها كوتاهى كند، دين خود را تباه ساخته و خدا كردار او را نپذيرد و هر كه آن اركان را بشناسد و به آنها عمل كند: دينش شايسته گشته و كردارش پذيرفته شده و با روشى كه دارد (كه اركان اسلام را مي داند و به آنها عمل مي كند) ندانستن هيچ امر ديگر، براى او تنگى و فشار نياورد؟

 

فرمود: گواهى دادن به يكتائى خدا و اينكه محمد صلى اللَّه عليه و آله فرستاده خداست و اقرار به آنچه او از جانب خدا آورد و اينكه زكاة اموال حق است و ولايتى كه خداى عزوجل بدان امر فرموده است و آن ولايت آل محمد صلى اللَّه عليه و آله است.

 

عرض كردم: آيا نسبت به امر ولايت، دليل مخصوصى براى كسى كه ادعاء آن فضيلت كند مي باشد كه به آن شناخته شود؟ [آيا نسبت بولايت بيان و برهان مخصوصى رسيده است كه متمسك بآن شناخته شود؟]

فرمود آرى، خداى عز و جل فرمايد: «كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيغمبر و واليان امر خودتان را»؛ و رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود: هر كه بميرد و امام و پيشواى خود را نشناسد به مرگ دوران جاهليت مرده است و امام و پيشواى مردم پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله بود و على عليه السّلام و ديگران گفتند: معاويه امام بوده است، سپس حسن عليه السّلام بود و بعد از او حسين عليه السّلام‏ و ديگران گفتند. يزيد بن معاوية [و حسين بن على‏] ولى برابر نباشند، برابر نباشند (پر واضح است كه معاويه در برابر على عليه السّلام و يزيد در برابر حسين عليه السّلام قابليت امامت ندارند.)

 

سپس سكوت نمود و باز فرمود:

برايت زيادتر بگويم؟ حكم اعور عرض كرد: آرى قربانت گردم، فرمود: سپس على بن الحسين امام بود و بعد از او ابو جعفر محمد بن على و شيعيان پيش از ابو جعفر مناسك حج و حلال و حرام خود را نمي دانستند، چون ابو جعفر آمد، در علم را گشود و مناسك حج و حلال و حرام مردم را بيان فرمود، تا آنجا كه مردمى كه شيعه به آنها محتاج بودند (در امر مناسك و حلال و حرام) خود محتاج شيعه گشتند، و امر امامت اين گونه مي باشد، زمين بى‏ امام باقى نماند و هر كه بميرد و امامش را نشناسد، به مرگ جاهليت مرده است و زمانى كه از همه بيشتر احتياج دارى به روشى كه دارى (عقيده تشيع) زمانى است كه نفست به اينجا برسد_ با دست اشاره بگردنش فرمود_ و دنيا از تو بريده شود، خواهى گفت: عقيده خوبى داشتم (يعنى هنگام جاندادن عظمت و فضيلت ولايت خويش را مي فهمى).

 

 

 استاد سید محمد رضا علم هدائی بعد از بیان این روایت از آقا امام صادق علیه السلام، افزود: از این روست که می بینیم بیشتر جوامع روایی شیعه با روایات این دو بزرگوار به خصوص امام صادق علیه السلام آذین شده اند.

 

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: در این باب اندیشمندان و سخنوران، مطالب زیادی را با توجه به شواهد روایی و تاریخی طرح نموده اند ولی شایسته است که در این مختصر به چند نمونه از این معارف اشاره ایی نماییم.

 

 

وی افزود: وظیفه امام صرفا تبیین معارف و تبلیغ آنها نبوده بلکه این مهم علاوه بر موضوعیتی است که خود داشته، و در حقیقت طریقی است برای هدایت عمومی به سوی این معارف و نیز مدیریت جامعه شیعی در آن زمان که تحت فشارهای شدید حکومتی بوده اند.

 

استاد علم هدائی اضافه نمود: از این رو نگاه به مقوله تبیین معارف نباید تقلیل کننده جایگاه امام به عنوان رهبر و هدایت گر جامعه ایمانی باشد.

 

 

وی افزود: با عنایت به این نکته در ادامه به نمونه هایی از معارفی که توسط امام صادق علیه السلام در جامعه شیعی نهادینه شد و مبدل به اصول راهبردی در بین شیعیان گردید و البته در تبیین شخصیت علمی امام صادق علیه السلام کمتر مورد توجه قرار می گیرد، اشاره می کنیم.

 

 

وی خاطرنشان کرد: آنچه خواهیم گفت، با چشم پوشی از نقش بی نظیر آن امام همام در عرصه معارف فقهی است که از منظر کسی پوشیده نیست.

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: این واقعیت به حدی بروز و ظهور دارد که ابن ابی الحدید معتزلی در رابطه با جایگاه فقهی آن حضرت عنوان می دارد که اهل سنت از جمله ائمه فقهی آنان همچون ابوحنیفه و احمد بن حنبل و شافعی، با واسطه یا بی واسطه شاگرد آن حضرت بوده اند. (ج1، ص18)

 

 

  1. تبیین معارف توحیدی

 

استاد سید محمد رضا علم هدائی افزود: یکی از ویژگی های دوران آن حضرت، نشاط علمی در جامعه اسلامی و نیز پدیدار شدن افکار انحرافی در مسائل توحیدی بود.

 

 

وی خاطرنشان کرد: این امر در مناظرات فراوانی که از امام صادق علیه السلام در باب توحید با منکرین و ملحدین و منحرفان نقل گردیده است خود را نمایان می کند.

 

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: امام علیه السلام در این مناظرات با براهین و استدلالات متقن، پاسخگوی اشکالات این گروه بودند.

 

وی در ادامه به چند مورد از این مناظرات اشاره کرد: مناظراتی با افرادی چون جعفر بن درهم و ابوشاکر و عبدالمالک مصری از این قبیل مناظرات است که در کتب روایی نقل گردیده است.

 

استاد علم هدائی خاطرنشان کرد: افزون بر این، روایات فراوانی که از آن حضرت در باب اوصاف الهی نقل گردیده است، عرصه را برای کج فهمان و مغرضان بسته و حجت را برای منحرفین از باب امامت که به خدای قابل رؤیت یا دارای جسم معتقد شده اند، تمام کرده است.

 

وی افزود: حدیث معروف نقل شده از مفضل بن عمر، از نمونه های بارز در این زمینه است.

 

  1. تأکید بر اصل امامت و ولایت و جایگاه مهم آن در اسلام

 

استاد سید محمد رضا علم هدائی اضافه نمود: هر چند که مسأله امامت و ولایت ائمه معصومین علیهم السلام بارها و بارها توسط پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بیان گردیده بود و ائمه طاهرین علیهم السلام پس از ایشان نیز بر آن تأکید داشته اند ولی دور از واقعیت نیست که نهادینه شدن آن را در اعتقاد شیعیان به عنوان یکی از اصول اساسی دین اسلام، به صادقین علیهما السلام نسبت دهیم.

 

وی خاطرنشان کرد: آن دو بزرگوار در فرمایشات فراوانی، درباره این مسأله سخن رانده اند و اهمیت والای آن را در معارف دینی بیان نموده اند.

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: از این رو می بینیم امام صادق علیه السلام همچون پدر خود، ولایت را از ارکان اسلام دانسته و بیان نموده اند، عدم شناخت آن دین را فاسد کرده و موجب عدم قبولی اعمال می شود.

 

وی در همین راستا به روایتی از کافی اشاره کرد: «حَدَّثَنِي الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ الزِّيَادِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْوَشَّاءِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبَانُ بْنُ عُثْمَانَ عَنْ فُضَيْلٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ عَلَى الصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلَايَةِ وَ لَمْ يُنَادَ بِشَيْ‏ءٍ كَمَا نُودِيَ بِالْوَلَايَةِ.»

(امام باقر عليه السّلام فرمود: اسلام روى پنج پايه نهاده شده: نماز و زكاة و روزه و حج و ولايت و چنان كه براى ولايت (در روز غدير خم يا در عالم ميثاق) فرياد زده شد، براى هيچ چيزى ديگر فرياد زده نشد.) (کافي، ج 2 ص 18 باب دعائم الاسلام)

 

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: روایاتی از این قبیل از آن بزرگوار و پدر گرانقدرشان نقل گردیده است و با مضامین خاصی که دارد، سبب شده است که مسأله ولایت و امامت ائمه علیهم السلام نزد شیعیان از جایگاه ویژه و ممتازی نسبت به سائر معارف برخوردار باشد.

 

وی تأکید کرد: تعابیر وارد شده در برخی روایات حاکی از آن است که اساسا توحید بر مدار معرفت اهلبیت علیهم السلام، قابل پذیرش است.

 

وی اضافه نمود: بر این اساس مسأله ولایت و امامت منتهای توحید عنوان شده است؛ (فِي قَوْلِهِ فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها قَالَ هُوَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم عَلِيٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام إِلَى هَاهُنَا التَّوْحِيدُ. بحار الانوار، ج 3 ص 277.)

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: می بینیم که ولایت امام از مصادیق معرفت الله معرفی شده است؛

 

 

وی در همین رابطه به حدیثی دیگر از کتاب کافی  اشاره کرد: «بَابُ مَعْرِفَةِ الْإِمَامِ وَ الرَّدِّ إِلَيْهِ‏:1- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْوَشَّاءِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام إِنَّمَا يَعْبُدُ اللَّهَ مَنْ يَعْرِفُ اللَّهَ فَأَمَّا مَنْ لَا يَعْرِفُ اللَّهَ فَإِنَّمَا يَعْبُدُهُ هَكَذَا ضَلَالًا قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَمَا مَعْرِفَةُ اللَّهِ قَالَ تَصْدِيقُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تَصْدِيقُ رَسُولِهِ صلی  الله علیه و آله و سلم وَ مُوَالاةُ عَلِيٍّ علیه السلام وَ الِائْتِمَامُ بِهِ وَ بِأَئِمَّةِ الْهُدَى علیهم السلام وَ الْبَرَاءَةُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ عَدُوِّهِمْ هَكَذَا يُعْرَفُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ.»

(ابو حمزة گويد: امام باقر علیه السلام به من فرمود: همانا خدا را كسى پرستد كه او را بشناسد و اما كسى كه خدا را نشناسد او را اين گونه (مانند عامه از مردم) گمراهانه مي پرستد، عرض كردم: قربانت گردم! معرفت خدا چيست؟

فرمود: باور داشتن به خداى عزوجل و باور داشتن به پيغمبرش صلی الله علیه و آله و سلم و دوست داشتن على علیه السلام و پيروى از او و از ائمه هدى عليهم السلام و بيزارى جستن به خداى عزوجل از دشمن ايشان، خداى عزوجل اين چنين شناخته مى‏شود.) الكافي (ط-الإسلامية)، ج‏1، ص: 180)

 

 

 

  1. تبیین جریان سقیفه و نقش آن در انحراف امت اسلامی

 

استاد سید محمد رضا علم هدائی اضافه نمود: در راستای اهمیت مسأله امامت و ولایت و خلافت بلا فصل امیر المؤمنین علیه السلام که در کلام امام صادق علیه السلام به عنوان یک اصل اساسی برای شیعیان نهادینه گردید، تبیین نقطه مقابل این امر در دستور کار آن حضرت قرار داشت؛

 

 

وی افزود: این امر به گونه ای بود که شناساندن عناصر جریان سقیفه و نیز تحرکات انجام شده در این جریان، به خصوص مسأله مهم احراق بیت و به شهادت رساندن حضرت زهرا و حضرت محسن علیهما السلام، مرهون بیانات آن حضرت است.

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: نمونه هایی از این دست بیانات در گفتار آن حضرت فراوان است.

 

وی اضافه نمود: نکوست در اینجا متذکر این نکته گردیم که این بیانات از امام صادق علیه السلام در شرائط سختی صادر گردیده است که گاه آن حضرت به خاطر رعایت تقیه مجبور شده که احکام شرعی را مطابق میل عامه بیان نمایند.

 

استاد علم هدائی افزود: با این وجود هرگز از بیانِ این واقعیات کوتاه نیامده اند. این امر اهمیت فوق العاده شناخت جریان سقیفه را نشان می دهد که حتی در سخت ترین شرائط و خوف شدید بر جان خود و شیعیان نمی توان از کنار آن گذاشت.

 

  1. مرز بندی میان تفکر شیعی و غیر شیعی

استاد سید محمد رضا علم هدائی در ادامه خاطرنشان کرد: رمز سعادت، در پیروی از مکتب اهل بیت علیه السلام بوده و شیعه مفتخر به این است که تنها گروهی است که از بین هفتاد و سه فرقه اسلامی راه نجات را یافته است.

 

وی در این رابطه به روایتی اشاره کرد: «أُمَّتِي تَفْتَرِقُ عَلَى ثَلَاثٍ وَ سَبْعِينَ فِرْقَةً، اثْنَتَانِ وَ سَبْعُونَ فِرْقَةً فِي النَّارِ وَ وَاحِدَةٌ فِي الْجَنَّةِ وَ هِيَ الَّتِي تَبِعَتْ وَصِيِّي.» (کتاب سلیم بن قیس، ج 2 ص 913.)

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: مرز شیعی گری چیست و چه کسی می تواند خود را جزو این گروه قرار دهد، مطلبی است که ما از آن به عنوان مرزبندی میان تفکر شیعی و غیر شیعی یاد کرده ایم.

 

وی خاطرنشان کرد: در روایات امام صادق علیه السلام به این مهم نیز پرداخته شده و یکی از اساسی ترین محورهای آن مسأله تبری از دشمنان اهل بیت دانسته شده است.

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: امام صادق علیه السلام در بیانی شفاف در مذمت کسی که ادعای محبت خاندان رسالت را داشته، ولی در بیزاری از دشمنانشان کوتاهی می کرده، می فرماید: «هیهات کذب من ادعی محبتنا و لم یتبرأ من عدونا» (بحار الانوار، ج 27 ص 58)

 

 

وی افزود: آن امام همام همچنان که ولایت ائمه را از شعب معرفة الله ذکر می نماید، دشمنی با دشمنان ایشان را نیز در همین راستا می شمارد. (کافي، ج 1 ص 180)

 

استاد علم هدائی خاطرنشان کرد: مرحوم شیخ صدوق در کتاب خصال کلامی را از آن حضرت نقل می نماید که گویی در بردارنده حکمت و سرّ لزوم برائت از دشمان اهل بیت نیز می باشد: «حُبُّ أَوْلِيَاءِ اللَّهِ وَ الْوَلَايَةُ لَهُمْ وَاجِبَةٌ وَ الْبَرَاءَةُ مِنْ أَعْدَائِهِمْ وَاجِبَةٌ وَ مِنَ الَّذِينَ ظَلَمُوا آلَ مُحَمَّدٍ علیهم السلام وَ هَتَكُوا حِجَابَهُ فَأَخَذُوا مِنْ فَاطِمَةَ علیها السلام فَدَكَ وَ مَنَعُوهَا مِيرَاثَهَا وَ غَصَبُوهَا وَ زَوْجَهَا حُقُوقَهُمَا وَ هَمُّوا بِإِحْرَاقِ بَيْتِهَا وَ أَسَّسُوا الظُّلْمَ وَ غَيَّرُوا سُنَّةَ رَسُولِ اللَّهِ وَ الْبَرَاءَةُ مِنَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ وَاجِبَةٌ وَ الْبَرَاءَةُ مِنَ الْأَنْصَابِ وَ الْأَزْلَامِ أَئِمَّةِ الضَّلَالِ وَ قَادَةِ الْجَوْرِ كُلِّهِمْ أَوَّلِهِمْ وَ آخِرِهِمْ وَاجِبَة.»

(و مهرورزى نسبت به دوستان خدا و پذيرش ولايت آنان و بيزارى دشمنانشان واجب است و هم چنين بيزارى از كسانى كه به آل محمّد علیهم السلام ستم نموده و پرده حرمت آنها را دريده و فدك را از حضرت زهرا سلام الله علیها ربوده و او را از ميراثش بازداشته و حقوق او و همسرش را غصب كردند و به سوزاندن خانه‏اش همّت گماشتند و ستم را تأسيس كرده و سنّت پيامبر خدا صلی  الله علیه و آله و سلم را دگرگون ساختند، واجب است و بيزارى از پيمان‏شكنان، بى‏دادگران و خارج‏شوندگان از دين واجب است.)  (خصال، ج 2، ص 607)

 

  1. نهادینه کردن عزاداری سید الشهداء علیه السلام

 

استاد سید محمد رضا علم هدائی در بخش پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: مسأله عزاداری امام حسین علیه السلام، سنتی بوده که به درازای تاریخ بشری قدمت دارد و از آدم ابوالبشر تا خاتم پیامبران همگی به نوعی در آن شریک بوده اند.

 

وی افزود: عزاداری برای آقا سیدالشهدا علیه السلام امری است که برای هیچ محققی در عرصه عزاداری سید الشهداء پوشیده نیست.

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: این است که تبدیل شدن عزاداری بر آن حضرت به عنوان یکی از مشخصه های اساسی شیعیان، بیش از همه مرهون بیانات گهربار امام جعفر صادق علیه السلام بوده است.

 

وی افزود: گویی تا زمان آن حضرت هنوز فرصت فرهنگ سازی عمیق نسبت به این مسأله در جامعه شیعی ایجاد نشده بود.

 

استاد علم هدائی خاطرنشان کرد: امام صادق علیه السلام بود که هم به طور عملی با برقرار کردن مجالس ذکر مصیبت سید الشهداء علیه السلام و دعوت از شاعران برای مرثیه سرایی نزد آن حضرت و هم با تشویق و تحریض فراوان شیعیان به عزاداری نقش مهمی در نهادینه کردن این مسأله داشت.

 

وی افزود: شواهد روایی و تاریخی این مطلب آن چنان زیاد است که نیازی به ذکر آن در این مختصر نیست./270/269/42/

 

د, 04/02/1399 - 17:06