استاد عشاقی مطرح کرد؛

لسان الحق بودن امام جعفر صادق (ع)

آقا امام صادق علیه السلام كاملا فاني في الله بودند؛ از این رو وقتي سخني را بیان می داشتند، مي توان گفت: آن سخن بدون هر واسطه ‌اي سخن خدا بود.

 

استاد حسین عشاقی از اساتید حوزه علمیه قم، با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید در مورد موضوع ویژگی های بارز امام صادق علیه السلام به گفتگو پرداخت.

وی گفتگو را با بیان روایتی از کتاب شریف «امالی شیخ طوسی» آغاز کرد: «أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدٍ، قَالَ: أَخْبَرَنِي الْمُظَفَّرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْبَلْخِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو عَلِيٍّ مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ الْإِسْكَافِيُّ، قَالَ: أَخْبَرَنِي أَبُو جَعْفَرٍ أَحْمَدُ بْنُ مَابُنْدَاذَ: أَنَّ مَنْصُورَ بْنَ الْعَبَّاسِ الْقَصَبَانِيَّ حَدَّثَهُمْ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْخَزَّازِ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ، عَنْ سَالِمِ بْنِ أَبِي حَفْصَةَ، قَالَ: لَمَّا هَلَكَ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الْبَاقِرُ (عَلَيْهِمَا السَّلَامُ) قُلْتُ لِأَصْحَابِيَ: انْتَظِرُونِي حَتَّى أَدْخُلَ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (عَلَيْهِمَا السَّلَامُ) فَأُعَزِّيَهُ بِهِ، فَدَخَلْتُ عَلَيْهِ فَعَزَّيْتُهُ، ثُمَّ قُلْتُ: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ، ذَهَبَ وَ اللَّهِ مَنْ كَانَ يَقُولُ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فَلَا يُسْأَلُ عَمَّنْ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ)، وَ اللَّهِ لَا يُرَى مِثْلُهُ أَبَداً.

قَالَ: فَسَكَتَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) سَاعَةً، ثُمَّ قَالَ: قَالَ اللَّهُ (تَبَارَكَ وَ تَعَالَى): إِنَّ مِنْ عِبَادِي مَنْ يَتَصَدَّقُ بِشِقِّ تَمْرَةٍ فَأُرْبِيهَا لَهُ كَمَا يُرْبِي أَحَدُكُمْ فَلُوَّهُ حَتَّى أَجْعَلَهَا لَهُ مِثْلَ جَبَلِ أُحُدٍ، فَخَرَجْتُ إِلَى أَصْحَابِي فَقُلْتُ: مَا رَأَيْتُ أَعْجَبَ مِنْ هَذَا، كُنَّا نَسْتَعْظِمُ قَوْلَ أَبِي جَعْفَرٍ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ)، بِلَا وَاسِطَةٍ، فَقَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ قَالَ اللَّهُ (تَعَالَى) بِلَا وَاسِطَةٍ.» (الأمالي (للطوسي)، النص، ص: 125)

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: سالم بن ابي حفصه داستاني را در مورد امام صادق نقل مي‌ كند كه حاكي از مقام لسان الحق بودن آن حضرت است.

 

او روايت مي ‌كند هنگامي كه امام باقر از دار دنيا رفتند، من به همراهان خود گفتم: منتظر من بمانيد تا من به نزد جعفر بن محمد (علیهما السلام) وارد شده و بخاطر وفات محمد بن علي (علیهما السلام) به او تسليت بگويم؛ سپس بر جعفر بن محمد (علیهما السلام) وارد شدم و ابتدا به او تسليت گفتم؛

 

سپس به آن حضرت گفتم:«إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ»، كسي از بين ما رفت كه بدون هر واسطه‌ اي مي‌ گفت: رسول خدا چنين و چنان گفت و پرسشي نمي ‌شد كه واسطه وصول اين سخن از پيامبر به او كيست (يعني همه مطمئن بودند كه او اين سخن را بدون واسطه از پيامبر دريافت مي‌ كند) به خدا قسم هرگز كسي چون او ديده نشد.

 

سالم مي‌گويد: در اينجا امام صادق براي مدتي ساكت ماندند؛ سپس گفتند خدا مي‌ گويد: هر كس از بندگان من پاره ‌اي از خرما را صدقه دهد، من همان گونه كه كسي كرّه اسبش را مي ‌پرورد، آن صدقه را مي ‌پرورم تا آن را به بزرگي كوه اُحد كنم.

 

سپس سالم از نزد امام بيرون مي ‌آيد و به همراهانش مي‌گويد: من از امام صادق (علیه السلام) عجيب ‌تر نديدم؛ ما از اين كه ابي جعفر محمد بن علي (علیهما السلام) بدون واسطه مي‌ گفت: پيامبر چنين مي ‌گويد تعجب مي‌كرديم، اينك امام صادق بدون هر واسطه ‌‌اي مي‌ گويد: خدا چنين مي‌گويد!!)

 

استاد حسین عشاقی در ادامه بیان این روایت اضافه نمود: گرچه سالم بن حفصه از اين كه امام صادق (علیه السلام) سخن خدا را بدون هر واسطه‌ اي اظهار مي‌كردند، در تعجب بود؛ ولي با توجه به مباني ديني و عرفاني، ظهور اين گونه كارها از اولياء الهي كه به مقام فناء في الله رسيده ‌اند، هيچ بعدي ندارد؛

 

وی در علت کلام خود، خاطرنشان کرد: سالك الى الله در مسير سلوك معنوي ابتدا بواسطه قرب نوافل به جائي مي‌ رسد كه با حفظ هويت و أنانيتش، خداوند چشم، گوش، زبان و دست او مي‌ شود، چنان كه در روايت آمده است: «إِنَّهُ لَيَتَقَرَّبُ‏ إِلَيَ‏ بِالنَّافِلَةِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا» (كافي ج 2 ص  352).

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: این بنده الهی در مرحله بعد و در ادامه سلوكش به جايي مي ‌رسد كه همه هويت و أنانيت او در حقيقت اطلاقي حق فاني مي ‌گردد؛ در اين مرتبه هر چه از او سر زند، اسنادش به خدا، اسناد حقيقي است.

 

وی تأکید کرد: اين ادعا هم سند قرآني و هم شاهد روايي دارد.

 

دلیل روایی

استاد حسین عشاقی در ادامه این بحث، به روایتی از کتاب کافی اشاره کرد:«عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ أَسْوَدَ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ ع فَأَنْشَأَ يَقُولُ ابْتِدَاءً مِنْهُ مِنْ غَيْرِ أَنْ أَسْأَلَهُ نَحْنُ حُجَّةُ اللَّهِ وَ نَحْنُ بَابُ اللَّهِ وَ نَحْنُ لِسَانُ اللَّهِ وَ نَحْنُ وَجْهُ اللَّهِ وَ نَحْنُ عَيْنُ اللَّهِ فِي خَلْقِهِ وَ نَحْنُ وُلَاةُ أَمْرِ اللَّهِ فِي عِبَادِهِ.‏»

(اسود بن سعيد می گويد: خدمت امام باقر علیه السلام بودم كه خود حضرت بدون آنكه من چيزى بپرسم شروع كرد و فرمود: ما حجت خدائيم ما باب خدائيم، ما زبان خدائيم، ما وجه خدائيم، ما ديده خدا در ميان خلقش باشيم، مائيم سرپرستان امر خدا در ميان بندگانش (امر خدا همان فرمان هاى خداست نسبت به بندگانش و يا به معنى مطلق كار و مطلب خدائى است مانند امر توحيد و معاد و نبوت و عبادات و معاملات از نظر شرع و معانى ساير جملات در دو حديث قبل بيان شد). (كافي ج1 ص 145)

 

وی در دومین روایت به زیارت آقا امیرالمؤمنین علیه السلام پرداخت: «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا عَيْنَ اللَّهِ النَّاظِرَةَ وَ يَدَهُ الْبَاسِطَةَ وَ أُذُنَهُ الْوَاعِيَةَ» (اقبال سيد بن طاووس ج 2 ص 609).

 

دلیل قرآنی

استاد حسین عشاقی در ادامه کلام خود، به دلیل قرآنی پرداخت و در این راستا به آیه 10 از سوره فتح اشاره کرد: «إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى‏ نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفى‏ بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً»

(به يقين كسانى كه با تو بيعت مى‏كنند، جز اين نيست كه با خدا بيعت مى‏كنند [دست تو كه به منزله‏] دست خدا [ست‏]، بالاى دست هاى آنان است. پس كسى كه پيمان مى‏شكند فقط به زيان خود مى‏شكند، و كسى كه به پيمانى كه با خدا بسته است وفا كند، خدا به زودى پاداشى بزرگ به او مى‏دهد.)

 

وی افزود: بيانش اين است كه كلمه «انّما» در اينجا موجب حصر در مفعول «يبايعون» است؛ بر اساس اين حصر، آنان كه با پيامبر بيعت مي‌ كنند فقط و فقط و انحصارا با خدا بيعت مي ‌كنند؛ اما اين انحصار در صورتي تحقق مي ‌يابد كه پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم هيچ انانيتي مغاير با هويت خداوند در وجودش باقي نمانده باشد؛ بلكه كاملا در حضرت حق، فاني باشد؛

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: علت این است که اگر هر گونه هويت مغايري براي پيامبر اكرم باقي باشد، بايد گفت طبق فرض، بيعت ‌كنندگان با دو شخصيت متغاير بيعت مي ‌كنند و نه منحصرا با خدا و اين خلاف حصري است كه در آيه آمده است.

 

وی اضافه نمود: بنابراين بايد گفت: انانيت پيامبر كاملا در حضرت حق، فاني بود و از اين‌ رو اسناد هر فعلي به پيامبر اكرم واقعا اسناد حقيقي به خداوند است.

 

استاد عشاقی خاطرنشان کرد: همين مسئله براي حضرت صادق آل محمد (علیه السلام) نيز واقع شد.

 

وی افزود: این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: از این رو آنگاه كه امام مي ‌فرمود: «قال الله ...»، مقول قول خداوند، همان گفته ‌‌اي بود كه از دهان آن حضرت في المجلس صادر مي‌ شد و آن حضرت في الواقع لسان الله بود كه آن گفته را مي ‌گفت چنان كه در آيه «ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى»، مرمي رمي خداوند همان بود كه از كمان پيامبر پرتاب مي‌شد؛ و ازين‌ رو است كه در روايات آمده است: «نَحْنُ‏ لِسَانُ‏ اللَّهِ»./270/260/21/

د, 04/02/1399 - 17:21