خطرناک تر از ویروس کرونا

پس از شیوع ویروس کرونا در دنیا، تا به اکنون بیست و چند میلیون نفر، به این ویروس منحوس، مبتلا شده اند. متاسفانه خطر ابتلا به این بیماری، در کشور عزیزمان هست و با نزدیک شدن  فصل بازگشائی حوزه های علمیه، دانشگاه ها، مدارس و ...  نگرانی ها  از این ناحیه بیشتر می شود.

 

در این ماجرا، نگران کننده تر ازخطر این ویروس، اقدام دشمنان دین است که بعد از رعایت مقرّرات بهداشتی که منجرّ به تعطیلی عمومی مراسم حج، مراقد شریف ائمه علیهم السلام و سایر بِقاع متبرکه شد، فرصت را غنیمت شمردند و در قالب روشنفکری، شبهات واهی را  نسبت به دین، مطرح کردند. علیه مذهب حقّ تشیع، به خصوص در باره حضرت صاحب الزمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف، شبهه افکنی کنند.

 

 غصّه دارتر از این حرکت شوم، عدّه ای هستند که در کِسوت روحانیّت، هم صدا با معاندین، تیشه به ریشه دین می زنند. البته این فتنه، امر جدیدی نیست؛ «لیست هذه اوّلُ قارورةٍ کُسِرت فی الاسلام». به هر صورت کار اینان، دغدغه خاطر متدینین را فراهم کرد، این افراد، طوری کینه پنهان خود را نسبت به دین و مقدّسات ابراز می کنند، حتی افرادی که مغزشان زنگ زده است و آدم های بی هویّت و معاند هستند، به مانند اینها، نسبت به دین حنیف پرده دری نمی کنند.

 

 ما در پی علّت مخالفت دسته اوّل نیستیم؛ چرا که آنان از اول، خودشان را مخالف عقاید دینی می دانند و از نظر باطلشان برنمی گردند. خداوند متعال می فرماید: «سَوَاءٌعَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ‌» ﴿المنافقون‏: 6﴾ برای آنان یکسان است، چه برای آنان آمرزش بخواهی چه نخواهی، خدا هرگز آنان را نمی آمرزد. مسلماً خدا مردم فاسق را هدایت نمی کند.

 

در آیه دیگر می فرماید: «إِنَّ الَّذِينَ کَفَرُوا سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ‌» ﴿البقرة، 6﴾ بی تردید برای کسانی که [به خدا و آیاتش] کافرند مساوی است چه [از عذاب] بیمشان دهی یا بیمشان ندهی، ایمان نمی آورند.

 

سخن این مقاله با  فتنه دسته دوم است که با تظاهر به اصلاح گری و تلبّس به لباس دین، مردم را می فریبند و مبانی تشیع را هدف قرار می دهند؛  البته این اشخاص  از قبل، عُقده عمیق خودشان را نسبت به مبانی تشیع و مراجع تقلید، علمای گذشته و  شیعیان ابراز کرده اند، به گونه ایی که اقدام ناپسند شان، مورد تأئید و حمایت فرقه باطل وهابیّت واقع شد که در این مقام، فعلا به این جهت نمی پردازیم و همچنین به علّت موضع گیری هنجارشکنانه و اَسف بار این گروه مفسد و علیم اللسان، کاری نداریم. غرض ما در این مقاله، پاسخ به شبهات این دسته، در این دوران کرونایی است.

 

عمده حرف باطل این گروه مُغرِض، عبارت است از:

  1. مرزبندی دین و علم و غلبه دادن علم بر دین.
  2. عدم جامعیّت دین.
  3. ناتوانی اعتقاد به امام زمان عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف.
  4. توهین و تعییر به شیعیان در بسته شدن درب حرم ها و مشاهد مشرفه.
  5. عدم کارکرد توسل و استغاثه به معصومین علیهم السلام در دوران کرونائی .
  6. ترسیم ناروا از امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف.
  7. بالاخرة در یک جمله، تبلیغ ناکارمدی و ناتوانی دین و توسل در عصر کنونی است که همان حرف مخالفین و معاندین دین است. ان شاءالله،  به حول و قوة الهی، به این شبهات  پاسخ می دهیم.

 

اما پاسخ به شبهه اول، مشکل اصلی این افراد عدم تعریف صحیح از دین اسلام و اذعان به آن است. همه میدانیم، دین اسلام آخرین و کامل ترین مجموعه مقررات و دستوراتی است که از طرف خداوند متعال توسط حضرت محمد صلی الله علیه و آله، برای بشر به ارمغان  آورده است، تا انسان زندگی دنیوی خودش را بر اساس آن تعالیم نورانی قرار دهد و به عنوان مقدمه زندگی اخروی فراهم سازد.

 

حضرت رسول الله صلی الله علیه وآله تمام نیازهای بشر برای دست یابی برای حیات طیّبه و سعادت ابدی و کمال حقیقی را بیان کرده است. خداوند متعال می فرماید: «بالْبَيِّنَاتِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنْزَلْنَا إِلَيْکَ الذِّکْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَکَّرُونَ‌» ﴿النحل‏،44 ) [همه پیامبران را] با دلایل روشن و کتاب های آسمانی [فرستادیم]، و قرآن را [هم] به سوی تو نازل کردیم به خاطر اینکه برای مردم آنچه را که برای [هدایتشان] به سویشان نازل شده بیان کنی و برای اینکه [در پیامبری تو و آنچه را به حق نازل شده] بیندیشند..  

 

نگاه به دین از نظر این دسته، بالاخرة و خواه و ناخواه، به همان دیدگاه جامعه شناسی و دوره رنسانسی بر می گردد که دین را مخالف با علم و پیشرفت و افیون جامعه می دانند. آن را ابزارِ زورگویان و حاکمان، برای به بند کشیدن توده مردم، می پندارند.

 

 اما علم از مقوله کیف نفسانی است و بر اساس آزمون و خطا استوار است و دائره اش در امور محسوس است. با این ضعف و ناتوانی علم برچه اساسی آن را بر دین که ضامن سعادت دنیا و آخرت است، غلبه داده اند. امّا دین اسلام برخلاف علم، امر وحیانی است و قابل خطا و آزمون نیست و جامعیّت کامل دارد و همه ابعاد زندگی بشر را در برمی گیرد چرا که از طرف پروردگار عالمیان است.

 

امّا رابطه دین و علم، رابطه تعاضد است. در اسلام سفارش اکید به علم شده و طلب آن فریضه و واجب کفائی است. درست است که  علم دین بنا بر موضوع ، شریف ترین علوم است. ولی تمامی علوم در هر سطحی که باشد، در حفظ و بقای نظام اسلامی دخیل هست. فضیلت، شرافت و ضرورت را دارا می باشد.  ممنوعیّت بعضی علوم مانند کِهانت و جادوگری و نجوم  ( نه علم فیزیک و اخترشناسی) و...  به دلیل خاص و شاید جهت حفظ امنیّت و سلامتی  فردی و جمعی می باشد . اما مخالفت دین با  بعضی از امور مانند فرضیه فرگشت داروین آشکار است چرا که در بین زیست شناسان هم،  این فرضیه مورد اشکال فراوان است.

 

 اشکال اساسی در رابطه دین و علم از سوی  تجربه گرایان و الحادگران است که می گویند تا خداوند را زیر چاقوی جراحی نبینند، قبول نخواهند کرد. اینها باورشان بر این است که رابطه علم و دین را رابطه تضاد می دانند. آشکار است که این اشکال نه از ناحیه علم است و نه از ناحیه دین. بلکه از ناحیه افرادی است که مُغرضانه به علم و دین  نظر می کنند. نمی توانند محدودیّت علم که ذاتی است، بپذیرند و هر معرفتی را فقط در معرفت تجربی خلاصه می کنند. این دسته افراد که به تجربه علمی باور دارند، کافی است، تجربه شخصی را در  ضعف و نقص معرفت، بررسی کنند. پس قواعد و قوانین غیر دینی برای زیست دنیوی بشری ناتوان است تا چه رسد برای زندگی ابدی و سعادت جاودانی؟ اما کار ملحدان سامان ندارد و وقتی  مانند استیون هاوکینگ دانشمند فیزیک نظری، با آن الحاد، بالاخرة قبل از مرگ به خداوند و ماوراء طبیعت معتقد شد، دیگر کار بقیه ملحدان روشن است که باید تأمل و عبرت بگیرند و از لجاجت  الحاد دست بردارند.

 

اگر به آیات الهی و احادیث معصومین علیهم السلام توجّه شود، یقین پیدا می کنیم که دین اسلام  با علم، رابطه بالاتری از رابطه تعاضدی دارد. در لیلة القدر به علم آموزی سفارش شده است و ثواب آن در لیلة القدر اگر بیشتر از سایر عبادات نباشد، کمتر نیست.   

 

به نظر صحیح، علم، زیر مجموعه دین است و تمامی احکام الهی ، مبانی تصوری و تصدیقی  و مسائل هر علم را، در بر می گیرد. نشان این مدّعا، کلام نورانی خداوند متعال است که میفرماید: «عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ»‌ ﴿العلق‏، 5) [و] به انسان آنچه را نمی دانست تعلیم داد.

 

همچنین در رابطه دین و علم و عقل  می توان گفت، پروردگار عالمیان  دین اسلام یعنی  وحی الهی  را برای تکمیل بشر توسط نبی مکرّم صلی الله علیه و آله فرو فرستاد. خداوند متعال  می فرماید: «الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَ الْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلاَلَ الَّتِي کَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ‌»  ﴿الأعراف‏، 157﴾

 

همان کسانی که از این رسول و پیامبر امیّ که او را نزد خود [با همه نشانه ها و اوصافش] در تورات وانجیل نگاشته می یابند، پیروی می کنند؛ پیامبری که آنان را به کارهای شایسته فرمان می دهد، و از اعمال زشت بازمی دارد، و پاکیزه ها را بر آنان حلال می نماید، و ناپاک ها را بر آنان حرام می کند، و بارهای تکالیف سنگین و زنجیره ها [یِ جهل، بی خبری و بدعت را] که بر دوش عقل وجان آنان است برمی دارد؛ پس کسانی که به او ایمان آوردند و او را [در برابر دشمنان] حمایت کردند و یاریش دادند و از نوری که بر او نازل شده پیروی نمودند، فقط آنان رستگارانند.

 

علم می تواند  در پُست خود، منافع قضایای دینی را به خوبی تبیین و توضیح دهد. ولی ملاک ، مصلحت و حکمت امور که احکام و قضایای حقیقیّه  دینی هست و بر آن اساس جعل شده است ُدر توان اثبات یا ردّ ، علم نیست. بلکه باید ظرفیّت و توان علم را در ماموریت محوّل به  آن را مدّ نظر گرفت لذا کاوش علمی در شریعت اسلام ، ممنوع نیست.بلکه در باب علم ، تعلیم ،عالم و متعلم، روایات متواتر نقل شده است و بدان دستور داده شده است  که  به طور قطع،  به مناسبت حکم و موضوع و وجوب حفظ نظام اسلامی  فراتر از علوم دینی است و منحصر به آن هم نیست.

 

علم ذاتاً در اموری که قابلیّت آزمون و خطا ندارد نمیتواند کارآیی داشته باشد . محدوده علم  و کارکرد آن  فقط در  ادراک موضوعات و اشیاء مادی و احکام ضروری و بدیهی مانند حُسنِ عدل ، قُبحِ ظلم ، شُکرِ مُنعم  ،طاعت مولی و ... است .علم می تواند ضررهای ناشی از حرام بودن بعضی از موضوعات،  مانند شُرب شراب یا خوردن مردار را به خوبی توجیه کند ولی معنای گناه و معصیت را  درک نمیکند.همچنین علم ، منافع وجوب عبادت  را  میتواند درک کند و توضیح بدهد اما کیفیت ، کمیّت، حکمت و ملاک عبادات را نمیداند.

 

خداوند متعال می فرماید: «يَسْأَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ کَبِيرٌ وَ مَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُمَا أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا وَ يَسْأَلُونَکَ مَا ذَا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ کَذٰلِکَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ‌» ﴿البقرة، 219﴾.

درباره شراب و قمار از تو می پرسند، بگو: در آن دو، گناهی بزرگ و سودهایی برای مردم است، و گناه هر دو از سودشان بیشتر است. و از تو می پرسند: چه چیز انفاق کنند؟ بگو: از آنچه افزون بر نیاز است. خدا این گونه آیاتش را برای شما بیان می کند تا بیندیشید.

 

خلاصه، قرآن مجید حاوی مبانی و حقایق تمامی علوم هست خداوند متعال میفرماید: «وَ عِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَ يَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ مَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُهَا وَ لاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَ لاَ رَطْبٍ وَ لاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي کِتَابٍ مُبِينٍ‌» ﴿الأنعام‏، 59﴾ و کلیدهای غیب فقط نزد اوست، و کسی آنها را جز او نمی داند. و به آنچه در خشکی و دریاست، آگاه است، و هیچ برگی نمی افتد؛ مگر آنکه آن را می داند، و هیچ دانه ای در تاریکی های زمین، و هیچ تر و خشکی نیست مگر آنکه در کتابی روشن [ثبت] است.

 

اما قرآن مجید ،کتاب فیزیک یا کتاب شیمی و... نیست. و هیچ کس تا به حال از مسلمانان انتظار نداشته است  اگر دین ، به علم دعوت کرده است باید فقط مسلمان، مثلا واکسن کرونا را بسازند یا موشک یا هواپیما ی پیشرفته بسازد. حال آنکه عالم مسلمان و غیر مسلمان در دستیابی به اختراعات و اکتشافات ، یکسان هست. همه افراد ،  نتیجه زحمات خود را میبرند خداوند متعال می فرماید: «وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلاَّ مَا سَعَى‌» ﴿النجم‏، 39﴾ و اینکه برای انسان جز آنچه تلاش کرده [هیچ نصیب و بهره ای] نیست.

 

 هدف نهائی دین رشد و کمال سعادت معنوی و ابدی است خداوند متعال می فرماید: «هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَ يُزَکِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلاَلٍ مُبِينٍ‌».﴿الجمعة، 2﴾ اوست که در میان مردم بی سواد، پیامبری از خودشان برانگیخت تا آیات او را بر آنان بخواند و آنان را [از آلودگی های فکری و روحی] پاکشان کند و به آنان کتاب و حکمت بیاموزد، و آنان به یقین پیش از این در گمراهی آشکاری بودند؛ نه اینکه این امر، امکان وقوعی ندارد که مسلمانان با تجهیز به دین، به اختراعات و اکتشافاتی نائل شوند که منحصر به آنان باشد و غیر مسلمان از آن عاجز باشد.البته این اتفاق در عصر طلایی به مدت چند قرن  برای مسلمانان اتفاق افتاده است که ناشی از سعی و تلاش مسلمانان و  با استعانت از خداوند متعال بود .

 

فرق عالم مسلمان با غیر آن، در تعبد ، تسلیم ، توجّه به احکام الهی و رعایت تقوای الهی می باشد. در سایه ایمان و تقوا با بن بست مواجهه نمیشود و از آن گذر می کند خداوند متعال می فرماید: «... وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً»  ﴿الطلاق‏: 2﴾ و هر که از خدا پروا کند، خدا برای او راه بیرون شدن [از مشکلات و تنگناها را] قرار می دهد.

 

عالم مسلمان، در سایه تقوا و کوشش، باید خودش را به آن  جایگاه  رفیع گذشته برساند.متاسفانه رشد همه جانبه علمی که در گذشته بود و در تمامی علوم به خصوص پزشکی و ریاضیات،  دانشمندان اسلامی، تفوّق بر دیگران  داشتند، متوقف شده است ، انشاء الله با توکل و جهاد علمی  آن منزلت علمی  را دوباره به دست آورند.

 

 با این بیان ،شبهه این دسته،  کاملا پاسخ داده شد این که دین باید از موضع سیطره بر علم عقب نشینی کند . دوران غلبه دین تمام شد و باید امثال درمان بیماری ها  و سایر مشکلات را به علم واگزارد. این شبهه یک مغالطه واضح است.کجا در تعریف دین گفته شد  مثلا دین مراجعه به پزشک یا کارشناس را ممنوع کرد؟ واین امر، منافات با دستورات روایی پزشکی ندارد. چرا که در زمان معصومین علیهم السلام ، پزشک غیر مسلمان هم فعالیت می کرد. یا وجوب هجرت در زمان شیوع همگانی بیماری ها،دستور دینی است نوعی رعایت پروتکل های بهداشتی است حفظ سلامتی عقلا و شرعا واجب است.

 

پس از این رو نه دین و نه علم از جایگاه شان خارج نشده اند. بلکه پندار غلط، این دسته این تمایز باطل  را رقم زد. واقع مطلب همین است که بیان شد. بنابر این ، این دسته مجاز نیستند برای لاپوشانی از رفتار ناپسند شان، به مرز بندی نادرست  بین علم و دین  توسط برخی افراد، دستاویز قرار دهند و خودشان را مصون بدانند که توجیهه یک خطا با هزار دلیل می شود هزار و یک خطا./270/260/21/

نوع مطلب:

د, 06/31/1399 - 10:54