لایه های نهفته در قرآن کریم

چکیده:

قران کریم، بر خلاف سایر کتاب ها، برای تمام زمان ها و مکان ها و برای  همه مردمان نازل شده و شایسته است، بتواند از نظر فکری، افکار آنها را در طول زمان و با بسیاری مخاطبان تأمین کند، از این جهت پرداختن به بطون قران و بر شمردن ادله اثبات آن در زمان ما ضروری به نظر می رسد و جا دارد، ادله آن به نحو شایسته بازگو شود. در این مقاله تلاش شده است، گونه هایی از این لایه های پنهانی بازگو شود، امید است مورد توجه اهل ذوق قرار گیرد.

کلید واژه: قرآن، بطن، ظاهر، تفسیر، تأویل

مقدمه

قرآن تجلی جلوه رحمانی خداست که در بسترآفرینش انسان ها، با بسیاری مخاطبان و در ردیف های طولی متفاوت، به جریان افتاده است. این فیضان جوشنده، همچون رودخانه ای عظیم و خروشان و سرشار از فیض معنوی، از سرشاخه های بزرگ علم الهی، نشأت گرفته و در مسیر خود همه کشتزارها و مزارع و دشت های عقل و اندیشه بشری را سیراب می کند و تالاب ها و دریاچه ها فهم بشر را پر می کند. در این میان، گروهی به ضیافت معنوی قرآن بار می یابند و از نسیم روح افزا و دلنواز آن، قلب و جانشان را صفا می دهند و دل در گرو آهنگ معنوی دوست می سپارند و از ظاهر الفاظ قرآن عبور کرده و به هفت بطن صندوق خانه اسرار و نهان آن پی می برند.

 

گروهی نیز عقل و اندیشه خود را معطوف به ظاهر آن  کرده و به تفکر و تعقل و تدبر در آینه الفاظ آن می پردازند و به خوبی درک می کنند که برخی از آیات قران کریم برای متعمقین آخرالزمان نازل شده است، تا تمام نقطه های تاریک درونشان را روشن نماید و به عمق وژرفای  نهان خانه آنان، نور معرفت را بتاباند و با نزول چند آیه سوره توحید، تمام اندیشه آنان رابه میدان آورد و همه خرد ورزان جهان را در این مسابقه خرد ورزی، به تماشا نشیند .1

 

عده ای نیز گرد این سفره فراهم آمده، از غذاهای روحانی و معنوی متنوع و سبدهای گوناگون چیده شده از علم و معرفت، حلقه زده و گوش جان به صدای دلدار بی نیاز می سپارند و صبح و شام از این نوای دل نشین معنوی، قوت و طراوت و نیرو می گیرند .

 

برخی نیز دردهای درونی و بیماری های ناشی از خستگی و دل زدگی از همه مظاهر مادی و طبیعی را با خویش به سوی این داروخانه شفابخش می کشند و با تجویز طبیب دوّار آن، نسخه شفا، طلب می کنند. بی جهت نیست که امیر بیان در توصیف کلام الهی، آن را به سه بخش تقسیم  کرده و می فرماید: بخشی از قران را، عالم و جاهل می فهمند و بخشی را فقط کسانی که صفای باطنی داشته باشند، در می یابند و بخش سوم را تنها و تنها خدا و راسخان در علم می فهمند: ثم ان الله عزوجل ذکره، قسّم کلامه ثلاثة اقسام:فجعل قسما منه یعرف العالم و الجاهل و قسما لا یعرفه الا من صفا ذهنه و لطف حسه و صحّ تمییزه ممن شرح الله صدره للاسلام وقسما لایعرفه الا الله و امناوه الراسخون فی العلم ...2

امام حسین (ع) نیز کلام خدا را بر عبارت و اشارت و لطائف و حقایق، مشتمل می داند وعبارت را برای توده مردم و اشارت را برای خواص و لطائف را برای اولیاء و حقایق را برای انبیا می داند: کتاب الله عزوجل علی اربعة اشیاء: علی العبارةوالاشارة اللّطائف و الحقایق، فالعبارة للعوام و الاشارة للخواص و اللطائف للاولیاء و الحقایق للانبیاء ...3

 

پیامبر (ص) نیز در مورد حقیقت قرآن می فرماید: "انما یعرف القران من خوطب به ."4 (تنها  مخاطبان حقیقی هستند که از حقیقت قرآن آگاهی دارند) این فراز و فرود فراوان قرآن، در مواجهه با بستر وسیع مخاطبان، از  زمان نزول آن تا کنون، و در ردیف های طولی وعرضی متفاوت با خطاب های مختلف از: (یاایها الناس ...) گرفته تا: (یا ایها الذین آمنوا...) و از: (هدی للناس ...) گرفته تا: (هدی للمتقین...) و از: (نذیرا للبشر...) گرفته تا: (نذیرا للعالمین ...) و از دعوت به تفکر گرفته تا  تدبر و تذکر، همه و همه،  نشان از آن دارد که این خزانه اسرار آفرینش و گنجینه  پنهان دانش، فراتر از آنچه ما تصور می کنیم، در نهان خود، درون مایه های گسترده و بی انتها دارد که تا هفت بطن تو در تو، به پیش می رود و بدین جهت امام صادق (ع) می فرماید: "انّ القرآن نزل علی سبعة احرف و ادنی ما للامام ان یفتی علی سبعة وجوه ... (قرآن بر هفت حرف نازل شده است و کمترین حق برای امام آن است که به هفت صورت فتوا دهد .5"

و امام باقر (ع) به جابر می فرماید: "یاجابر ان للقران بطنا وللبطن بطن...6 (ای جابر؛ همانا برای قران بطنی است و برای آن بطن، بطن دیگر... )

 

 با این پیشینه فکری – عقیدتی جستجوی خود را برای فهم دقیق تر و تدبر بیشتر بطون قرآن و درون مایه های آن آغاز می کنیم.

الف) مراداز بطن چیست؟ مطابق دیدگاه مفسر اعظم قرآن، نبی مکرم که فرمودند: "ما نزل من القران من آیة الا ولها ظهر و بطن ...7 (هیچ آیه ای نازل نشده، جز اینکه  ظاهر وباطنی دارد.) و به دیدگاه امیر بیان علی (ع) که فرمودند: "ما من آیة الا و لها اربعة معان: ظاهر و باطن وحدّ و مطلع...8 (هیچ آیه ای نیست جز اینکه چهار معنا دارد: ظاهر، باطن، حد و مطلع ...)

 

جای تردید باقی نمی ماند که آیه های قرآن، لحظه به لحظه، و آن به آن، با مخاطبان طولی متفاوت ودر ردیف های گوناگون سخن می گوید و هر مخاطب بسته به ظرفیت و استعداد خداداد خود، ازاین نغمه آسمانی بهره می جوید و در می یابد که ظاهر و باطن و حد و مطلع، مفاهیم نسبی هستند، آن چنان که عامیان از مفهوم خورشید، جرم نورانی می فهمند و عارفان، نور مجرد ازماده.

 

مطابق این دیدگاه، تمام آیات قرآن یک ظهورفراگیر و همه فهم دارند که در برگیرنده همه کسانی می شود که حداقل نصاب لازم را برای فهم آیات بصورت مستقیم یا ترجمه داشته باشند.

 

گام بعدی شامل مخاطبان خاص دیگر می شود که با ادبیات باطنی قرآن سر و سّری داشته باشند و رمز عبور به لایه های میانی آن را بدانند؛ فی المثل وقتی به موسای کلیم (ع) خطاب می شود: "فاخلع نعلیک ...9 مخاطبان فراگیر قرآن، چنین می فهمند: زمانی که به سرزمین مقدس رسیدی، پای افزار خود راکنار بگذار و با احترام وارد شو.

 

درهمان حال مخاطبان خاص، چنین می فهمند که تعلقات مادی و محبت به اهل وعیال خود را از دل بیرون کن و دل را مخصوص حبیب متعال نما.10 و گروهی نیز چنین می فهمندکه: ای موسی آنجا جای مشاهده و مکاشفه است و باید دو مقدمه استدلال را کنار گذاری چون (پای استدلالیان چوبین بود    پای چوبین سخت بی تمکین بود) اینجا جای نظاره کردن، با چشم دل است و فضای شهود و دل سپردن به محبوب، نه جای استدلال.11

با بیان فوق روشن می شود که چگونه یک آیه می تواند معانی متفاوتی را عرضه کند، و در عین حال  ظهور فراگیر آن نیز محفوظ بماند.

 

نمونه دیگر، این آیه شریفه است: "قل ارأیتم ان اصبح ماؤُکم غورا فمن یأتیکم بماء معین.12 مخاطبان عام و فراگیر قرآن از "ماء معین " آب گوارا و نشاط آور، می فهمند و ضیافت یافتگان حریم دوست، گامی جلوتر می روند و معتقدند آب گوارا، امام بر حقی است که آب زلال بی آلایش و رقیق چشمه معرفت را به قلب ها سرازیر می نماید و قلوب زنگار گرفته را شستشو می دهد.13

 

بنابراین، پس پرده ظاهر این الفاظ، لایه های شگفت باطنی نهفته ای، وجود دارد که مخاطبان خاص قرآن، از آن بهره می برند؛ از این منظر گاه است که در برخی از روایات، بطن، همسان با تأویل آمده است؛

 

امام باقر (ع) می فرماید: "ظهره تنزیله وبطنه تأویله ...14 (آنچه نازل شده است ظاهر قرآن و بطن آن تأویلش است) و در برخی از روایات، بطن، همسان با فهم آمده است؛ علی (ع) می فرمایند: "فالظاهرالتلاوة والباطن الفهم ...15 و در برخی از روایات، بطن، همسان با عمل کنندگان به آیه آمده است.16 و در برخی، بطن، همسان با علم الهی و اسرار خداوند آمده است.17

 

 همه این معانی را می توان در پرتو دیدگاه آیة الله بروجردی (ره) در اصول و علامه طباطبائی (ره) در تفسیر، چنین جمع بندی کرد که، قرآن لایه های معرفتی طولی فراوانی دارد که هر لایه معرفتی، مخاطبان خاص خود را به همراه می آورد و در هر مرتبه، "لفظ " به دلالت مطابقی در یک معنا، استفاده می شود و مخاطبان به حسب استعداد خود در یک جایگاه قرار می گیرند و این رویه به حسب طولی ادامه پیدا می کند، نه عرضی.19

 

ب) دلائل وجود بطن در قرآن:

1- قرآن:

اولین منادی و پرچم دار اثبات بطن در محتوای آیات، قران کریم است؛ آنجا که باصراحت می فرماید: "انزل من السماء ماء فسالت اودیة بقدرها ...20 (هم اوست که چشمه سار معرفت را ازآسمان عرش الهی سرازیر نموده ودرمسیر خود، تمام برکه ها و رود های افکار بشر راپرکرده وظرف جان هرانسان رادر پرتوی استعداد نهفته دراو لبریز نمود.)

ردپای این تفکر را می توان در این آیه شریفه نیز دنبال نمود: "افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها ...21 و آیات دیگری که تشویق به تفکر و تعقل و تفقّه کرده است؛ همه این آیات، فطرت انسان را ازقشر بیرونی آیات، به سوی لایه های درونی آن دعوت می کند و جمود و واماندگی بر ظواهر را، نوعی کوتاهی و تقصیر و تعطیلی آیات بر می شمرد.22

 

از برخی از آیات دیگر نیز که قرآن را "تبیانا لکل شیء." 23 و "تفصیل کل شیء."24 می داند، و روایتی که از امام باقر(ع) نقل شده است که: هرگاه درباره چیزی با شما سخن گفتیم از اصل آن در کتاب خدا بپرسید.25؛ به این  نتیجه رهنمون می شویم که این دریای بیکران معرفت، در درون خود گوهرهای  نابی پرورش داده است که راکبان سطحی این اقیانوس از آن بی خبرند و تنها غواصان این حریم، استعداد و شرائط لازم را برای کسب آن دارا هستند و پیوند با غواصان آل محمد (ص) می تواند، چشم و دل دیگران را تا حدی باز نماید.

                                                                                                                                                

2) روایات:

پس از قرآن، روایات فراوانی که در منابع کهن روائی وتفسیری شیعه و سنی از "نهج البلاغة " گرفته تا "کافی " و "من لا یحضره الفقیه " و از "وسائل الشیعه " و "بحارالانوار" گرفته تا "محاسن برقی " و از "تفسیرعیاشی" و "نورالثقلین" و "صافی" گرفته تا "صحاح ستة" و "جامع الصغیر" سیوطی  و "معجم الکبیر" طبرانی و "احیاء علوم" غزالی تا "اتقان" سیوطی و "روح المعانی " آلوسی، همه و همه روایات بطون قرآن را دست به دست منتقل کرده اند.26 که در آن نصاب قبولی لازم، برای اعتماد مخاطب به این روایات، تا حد مقبولی یافت می شود که در این نوشتار به چند نمونه اشاره می شود.

 

پیامبر (ص)می فرماید: "انّ للقران ظهرا و بطنا ولبطنه بطن الی سبعة ابطن.27 (همانا برای قرآن ظاهر و باطن است و برای باطن آن نیز باطنی تا هفت بطن.) و نیز می فرما ید: "انزل القران علی سبعة احرف لکل حرف منها ظهر و بطن.28 (قران برهفت حرف، نازل شده است که، برای هر حرفی ظاهر و باطنی است )

 

و درحدیثی دیگر چنین می فرماید: "لکلّ آیة ظهر و بطن و لکل حرف حدّ و لکلّ حدّ مطلع. 29 (برای هر آیه ظاهر و باطنی است و برای هر حرفی، حدّی و برای هر حدّی، مطلع و آغازی است.)

 

 3) دیدگاه دانشمندان:

علماء و دانشمندان نیز از منظرگاه خود به موضوع بطون قرآن نگریسته و اهمیت آن را فریاد کرده اند،آن چنان که صدرای شیرازی، بسنده کردن به معنای ظاهر وغافل شدن از لایه های پنهانی را نادیده انگاشتن غنا و ژرفای این کلام آسمانی می داند. 30

 

حضرت امام خمینی (ره) قشری گری و جمود و وقف بر ظواهر را موجب هلاکت و انکار نبوت و امامت دانسته و مقتدای صاحب این صفات ناصواب را شیطان می داند.31

 

استاد مطهری(ره) نیز علت ماندگاری قران را، بُعد باطنی آن می داند.32 وابواسحاق شاطبی نیز بُعد باطنی قرآن را علت هماهنگی ویک دستی آیات برشمرده ودست نیافتن به آن را، علت انحراف ازصراط مستقیم برمی شمرد.33

 

و در نهایت ناصر خسرو قبادیانی به زبان شیوای فارسی می گوید: اگرچیزهای باطنی نبودی، هیچ کس را به یکدیگر فضل نبودی، از بهر آنکه چیزهای ظاهر مر خلق را به یک مرتبه است و خدای تعالی همی گوید: "و رفعنا بعضهم فوق بعض درجات. 34 پس این آیات دلیل همی کنند بر اثبات چیزهای پنهان و چون درجات به فرمان خدای متعال ثابت است، پس عالم، ثابت است. 35

 

4) عقل:

 در قدمگاه بعدی، عقل درمی یابد کتابی که از سرچشمه جوشان و نامتناهی حق تعالی سرریز می شود و داعیه حل نیازهای مادی و پایان دادن به اختلاف های آنان و توان آشکارسازی دفینه های عقول آدمیان و به رخ کشیدن عجز و ناتوانی آنان را در سر دارد و در این رهگذر انسان ها را می آزماید و نهایتا حقانیت خویش را به اثبات می رساند، چنین کتابی باید از درون مایه های محکم و کافی برخوردار باشد و ادبیات آن به شیوه ای خاص و متفاوت از دیگر کتب آسمانی، فرا مکانی و فرا زمانی و برای همه نسل ها طراحی شود؛ به گونه ای که با سیر تکاملی علوم و جوشش استعدادهای تازه، پاسخگوی نیازهای دائمی آنان باشد، که این رویه عقلائی انطباق قانون کلی بر جزئی است که دانشمندانی همچون علامه طباطبائی (ره) و استاد مطهری (ره) به آن اشاره کرده اند.36 و باید این رویه، در قرآن کریم از طریق اثبات بطن، بطور اکمل موجود باشد و الا توان پاسخگوئی به نیازها را نخوهد داشت.

 

برخی از نمونه ها:

در پایان این نوشتار به برخی از آیات که لایه های درونی آن توسط معصومین بازگو شده است، اشاره می شود.                                                                               

  الف) آیاتی که به پیامبر (ص) وعلی (ع) و حضرت زهرا (س) تطبق شده است:

  1. فردی نصرانی ازامام کاظم (ع) از لایه های درونی و بطن آیه: حم و الکتاب المبین. انّا انزلناه فی لیلة مبارکة...37 سوال کرد و امام (ع) فرمودند: "حم" حضرت محمد (ص) است که نام ایشان در کتاب نازل شده بر هود (ع)، با حروف ناقص آمده است و "کتاب مبین "علی (ع) است و "لیلة مبارکة" حضرت زهرا (س) است.38

 

  1. ابو حمزه ثمالی از تفسیر آیه: "والسماء ذات الحبک...39 سؤال کرد و امام باقر (ع) فرمودند: منظور از "سماء" رسول خدا و مراد از "حُبُک" امیرالمؤمنین (ع) و پیامبر (ص) است.40

 

  1. جابر از تفسیر آیه: "والّو استقاموا علی الطریقة لاسقیناهم ماء غدقا...41 سؤال می کند و امام باقر (ع) آن را بر ولایت امیر المومنین (ع) تطبیق می کند .42 و در روایات دیگر، بر علم و ایمان و رزق نیز تطبیق شده است.43

 

 

ب) آیاتی که برسایرمعصومین تطبیق شده است:

 1- از امام صادق (ع) ازتفسیر آیه: "و لقد آتیناک سبعا من المثانی و القرآن العظیم ...44 سؤال شد و حضرت فرمودند: ظاهر آن سوره حمد و باطن آن، فرزند است و هفتمین آن قائم (ع) است.

2- عبدالله سنان می گوید درمحضر امام صادق (ع) از آیه: "ثم لیقضوا تفثهم ولیوفوا نذورهم ...46 سؤال کردم و امام فرمودند: کوتاه کردن شارب و ناخن ها است، عرض کردم ذریح گفته است منظورامام است؛ فرمود: راست گفته است و راست گفتیم، همانا برای قرآن ظاهر و باطن است، چه کسی تحمل می کند آنچه را که ذریح تحمل کرده است .47

 

آیات فراوان دیگر همانند: "امّن یجیب المضطر 48 و آیه: "و اسبغ علیکم نعمه ظاهرة و باطنة49 و آیه: "و الذین یؤمنون بالغیب 50 و آیه: "خذوا زینتکم عند کل مسجد 51 و آیه: "یا ایتها النفس المطمئنة .52 و آیه: "بل یداه مبسوطتان 53 و آیه: " نورعلی نور.54 نیز بر ائمه تطبیق شده است.

 

پی نوشت:

1.اصول کافی، شیخ کلینی ج1ص91

2.وسائل الشیعه-شیخ حر العاملی ج18-ص143

3.بحارالانوار ،مجلسی  ج89-ص20

4.تفسیر سوره ی حمد، امام خمینی(ره)ص78

5.خصال، شیخ صدوق ص358

6.بحارالانوارج89-ص95

7.المیزان،علامه طباطبائی ج3 ص72

8.ترجمه تفسیر صافی ج1 ص50

9.طه -12

10.تفسیر صافی ج4 ص376

11.آیة الله جوادی آملی، درس تفسیر

12.ملک-30

13.المیزان ج19 ص365

14.بحار الانوارج89ص97

15.تفسیر صافی ج1ص50

16.بحار ج89-ص83

17. همان ص17

18.کنزالعمال ج10ص284

19.المیزان ج10-ص284

20.رعد-17

21.محمد-24

22.شرح دعای سحر، امام خمینی(ره) ص108

23.نحل-89

24.یوسف-111

25.فروع کافی ج5ص300

26.پژوهشی دربطون قران، سید حیدر طباطبائی ص166

27.تفسیر صافی ج1ص50

28.همان ص50

29.همان ص50

30.تفسیرقران کریم ، صدرالدین شیرازی-ج161

31.شرح دعای سحرص108

32.مجموعه آثار، استاد مطهری ج2ص195

33.الموافقات ج3-ص243

34.زخرف-32

35.وجه الدین، ناصر خسرو،ص61

36.مجموعه آثارج2ص197

37.دخان-1-3

38.کافی ج1ص479

39.ذاریات-7

40.تفسیر برهان ج3ص1045

41.جن-16

42.برهان-ج3ص1153

 43.همان-ص1153

44.حجر-87

45.نورالثقلین ج3ص492

46.حج-29

47.نورالثقلین ج3ص492

48.نمل-62

49.لقمان-20

50.بقره-3

51.اعراف-72

52.فجر-27

53.مائده-64

54.نور-35

 

منابع:

1-قران کریم

2-بحار الانوارالجامعه لدرر اخبار ائمه الاطهار،مجلسی، محمد باقر،بیروت، موسسه الوفاء،1433 ق،1983م.

3-پژوهش در بطون قران،طباطبایی، سید حیدر،قم،مرکز تحقیقات قران کریم المهدی،1387ش.

4-تفسیر سوره حمد،تهران،موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)،1375ش.

5-تفسیر القران الکریم،شیرازی،صدر الدین محمد،بیروت، دار التعارف للمطبوعات،1419ق ،1998م.

6-تفسیر نور الثقلین، الحوزی،عبد علی بن جمعه،قم،اسماعیلیان،1412ق،1370.

7-خصال، شیخ صدوق، محمد بن علی بن باویه، قم، منشورات جامعه المدرسین،بی تا.

8-شرح دعای سحر،تهران،موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)،1374ش،1416ق.

9-مجموعه آثار، استاد مطهری، مرتضی،قم، انتشارات صدرا،1374ش.

10-المیزان فی تفسیر القران، علامه طباطبایی،محمد،قم، منشورات جامعه مدرسین،بی تا.

11-وجه دین، ناصر خسرو،ابو معین،تهران،انتشارات طهوری،1348ش.

12-وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه،شیخ حر عاملی، محمد بن الحسن،قم،موسسه آل البیت لاحیاء التراث،1412ق،1372ش.

 

/270/260/21/
 

نوع مطلب:

پ, 08/22/1399 - 12:42