آیت االله مصباح یزدی:

کسی که بدون بصیرت حرکت کند هرچه شتاب بگیرد از هدفش دورتر می شود

آیت االله مصباح یزدی اظهار داشتند: علم امام عقل است، ماده ای است که عقل رویش کار می کند، ممکن است انسان قوه عاقله داشته باشد و بتواند تشخیص دهد اما اگر ماده علم در اختیار عقل نباشد نمی تواند کاری کند یعنی عقل به علم نگاه می کند و قضاوت می کند.

 

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، درس اخلاق هفتگی آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، چهارشنبه گذشته در دفتر مقام معظم رهبری در قم برگزار شد.

 

در این جلسه پس از قرائت آیاتی از کلام الله مجید، آیت الله مصباح یزدی بیاناتی ایراد نمودند که به این شرح است:

 

محور بحث هایمان در این دوره فضائل اخلاقی است که مربوط به خود شخص است که حتی اگر انسان تنها هم باشد باید سعی کند تا این فضائل را کسب کند، برخلاف برخی فضائل اخلاقی که در ارتباط با جامعه و دیگران پدید می آید مثل حسن خلق. اینکه انسان توجه به خدا داشته باشد و به لذت های این دنیا دل نبندد، قوامش به زندگی دیگران نیست، البته اگر دیگران باشند می توانند کمک کنند. در این رابطه عرض کردیم که اولین قدم این است که آدم از حالت غفلت بیرون بیاید، ببیند کجا است و به کجا باید برود. برای اینکه پاسخ این سوالات را داشته باشد قدم دوم تحصیل علم است. آن فقط توجه بود که سوالات برایش مطرح شود، حالا باید به این سوالات پاسخ دهد.

 

بعد گفتیم که علومی که انسان باید یاد بگیرد در یک سطح نیست، هر چه بیشتر در سعادت انسان اثر داشته باشد، اهمیت بیشتری دارد. عصاره اش این بود که چون سعادت ابدی ما در گرو اطاعت و عبادت خدا است و هیچ راه دیگری ندارد، چیزهایی که به متن عبادت مربوط می شود در درجه اول اهمیت قرار دارد. اما برخی چیزهای دیگر هست که خودش این مطلوبیت ذاتی را ندارد که انسان را خود به خود به خدا نزدیک کند، اما اگر نباشد آن مرحله را انسان نمی تواند طی کند. فرض کنید غذا خوردن، عبادت نیست، اما اگر غذا نخورد زنده نمی ماند، یا اگر ازدواج نکند نسل انسان منقرض می شود، اینها مقدمه است برای عبادت و اطاعت خداوند. اگر این کارها را به عنوان مقدمه انجام دهد، این ها هم عبادت است. در مورد کسب درآمد هم همین طور است که خود پول در آوردن محبوبیت ذاتی ندارد و اگر این پول در راه خدا استفاده شود عبادت است.

 

علم هم همینطور است، اگر کسی از اول می رود به دنبال علم، که فقط دوست دارد بداند این طور نیست که چون گفته اند علم به دست آوردن عبادت است، مثلا علم موسیقی هم عبادت باشد، آن علمی عبادت است که یا خودش در متن عبادت باشد مانند خداشناسی و یا مقدمه باشد برای این که انسان بتواند عبادت را انجام دهد، این علم عبادت است.

 

اینها همه بحث های عقلانی بود که انجام شد، ان شاالله می خواهیم مروری بر روایات انجام دهیم و کلمات اهل بیت علیهم السلام را در این زمینه بیینیم. این مرور روی روایات چند فایده دارد، اولا ما معتقدیم و تجربه هم نشان داده که خود کلمات خدای متعال و اهل بیت علیهم السلام یک نورانیتی دارد. آنهایی که دل آگاهی دارند وقتی که یک حدیث یا آیه قرآن را می شنوند، احساس می کنند که دلشان نورانی شده است. حالا اگر بنده این را نمی فهمم این به دلیل کدورت قلب من است ولی این یک واقعیتی است.

 

دومین فایده این است که در بحث های عقلی انسان گاهی اوقات شک می کند که مثلا شاید مقدمات درست نبوده و یا در آن مغالطه رخ داده است، اما وقتی می بیند که روایات و آیات همان مطلب را افاده می کند، خاطرجمع می شود که درست فکر کرده است. عقل و وحی همدیگر را تقویت می کنند، هم بیانات وحیانی باعث می شود تا انسان به تفکرات عقلانی بیشتر مطمئن شود از آن طرف هم اینها موید آن می شود که اگر ضعفی در روایات است و خبر واحدی است که سند معتبری ندارد، وقتی دلیل عقلی همراه آن است، انسان به مضمونش مطمئن می شود.

 

خواندن روایات برای ما طلبه ها فایده دیگری هم به همراه دارد. نکته هایی در این روایات مشاهده می شود که با خواندن آنها، این توفیقی که خداوند به ما عنایت نموده است را بیشتر می دانیم. فکر نمی کنیم که اینکه ما می آییم و چندین سال در حوزه درس می خوانیم مثل یک حرفه دیگری است. وقتی انسان بیانات اهل بیت علیهم السلام را در باب اهمیت علم می بیند، خاطرجمع می شود که این یک حساب دیگری دارد. برای تبرک و تیمن برخی از روایاتی که در این باب آمده است را می خوانیم. البته در جلسه قبل هم عرض کردم که اگر تمام روایاتی که در باب علم آمده است را بخواهیم بخوانیم سالها باید در مورد آنها بحث کنیم. هزارها روایت شاید در مورد مسائل مربوط به علم وجود داشته باشد که مثلا فقط در مجموعه ای مثل بحار جلد اول و بخشی از جلد دوم همه مربوط به روایات علم است.

 

کسی که بدون بصیرت حرکت کند هرچه شتاب بگیرد از هدفش دورتر می شود

 

برخی روایات که به نظرم بیشتر بر خواننده اثر می گذارد را برای شما تلاوت می کنم.  روایتی است از امام صادق علیه السلام که فرمودند: «الْعَامِلُ عَلَى غَيْرِ بَصِيرَةٍ كَالسّائِرِ عَلَى غَيْرِ الطّرِيقِ لَا يَزِيدُهُ سُرْعَةُ السّيْرِ إِلّا بُعْدا» خوب است که انسان اهل حرکت باشد، خود حرکت کردن یک مطلوب ذاتی است. کسانی بودند که می گفتند نایست تو حرکت کن، راه پیدا می شود، نگو اول راه را پیدا کنم تا بعد حرکت کنم. این با منطق اسلام سازگار نیست، روایت می فرماید، اگر می خواهی حرکت کنی باید اول راه را پیدا کنی. اگر راه  را ندانی هر قدر سرعت داشته باشی، امکان دارد تا از هدفت دورتر شوی. کسی که تلاش می کند اما نمی داند که چه کار باید بکند، مثل کسی است که می خواهد جایی برود اما راه را گم کرده است، هرچه شتاب بگیرد، از هدفش دورتر می شود.

 

حدیث دیگری از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم هست که ایشان می فرمایند: «طَلَبُ العِلمِ فَريضَةٌ عَلى كُلِّ مُسلِمٍ أَلا ان اللّه‏َ يُحِبُّ بُغاةَ العِلمِ». طلب علم بر هر مسلمان واجب است و خدا جویندگان علم را دوست دارد. اینجا ممکن است کسانی فکر کنند که نگفت چه علمی، هر علمی مورد نظر این روایت است، در ادامه بحث به این مطلب هم می پردازم.

 

باز روایتی است از امام صادق علیه السلام که می فرماید: «لو يعلم الناس ما في طلب العلم لطلبوه ولو بسفك المهج و خوض اللجج». اگر مردم می دانستند که علم چه اندازه ارزش دارد، ولو مستلزم ریختن خونها و فرورفتن در دریاها هم بود، آن را کسب می کردند. یعنی اگر می خواستند به دنبال علم بروند و احتمال می دادند که خونشان ریخته شود، یا زحمت های بسیاری را باید تحمل کنند که معلوم نیست بتوانند سالم از آن بیرون بیایند یا نه، باز هم دست از علم نمی کشیدند.

 

خیلی ها هستند زحمت ها می کشند تا گنج پیدا کنند، حضرت می فرمایند به دنبال علم برو چون هیچ گنجی با ارزش تر از آن نیست

 

روایت دیگری در کافی نقل شده از حضرت علی علیه السلام که ایشان می فرمایند: «لا كنز أنفع من العلم». هیچ گنجی سودمندتر از علم نیست. خیلی ها هستند زحمت ها می کشند تا گنج پیدا کنند، حضرت می فرمایند به دنبال علم برو چون هیچ گنجی با ارزش تر از آن نیست.

 

هیچ تضییع عمری مثل ترک تحصیل علم نیست

 

یک روایت دیگری امام صادق علیه السلام از لقمان نقل فرموده: «فيما وَعَظَ لُقمانُ ابنَهُ ان قالَ لَهُ: يا بُنَيَّ، اِجعَل في أيّامِكَ ولَياليكَ وساعاتِكَ نَصيباً لَكَ في طَلَبِ العِلمِ، فَإِنَّكَ لَن تَجِدَ لَهُ تَضييعا مِثلَ تَركِهِ».  از جمله مواعظی که لقمان به فرزندش کرد این بود که فرزندم در بین روزها و شب ها و ساعات زندگی ات بخشی را برای علم قرار بده، اگر این کار را نکنی هیچ چیزی جای این را نمی تواند بگیرد. هیچ تضییع عمری مثل ترک تحصیل علم نیست. خوب این ها به قول ما طلبه ها اطلاق عموم دارد. روایت ها نگفته که چه علمی و هر علمی  را شامل می شود. در جلسات پیش عرض کردیم که این ها در مقام اطلاق نیست و می خواهد اصل مساله را بفرماید که خود علم فی حد نفسه ارزشمند است.

 

شیخ طوسی در امالی حدیثی را از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده اند که «من خرجَ يطلبُ باباً من العلمِ لِيردَّ به الباطلَ الی الحقِّ و ضالّاً الی الهدی کان عملهُ کعبادة اربعينَ عاماً». اگر کسی دنبال علم برود به این نیت که حقی را احیا کند و باطلی را که خودش را به جای حق نشانده ابطال کند و مردم را به وسیله علمش راهنمایی کند، این تحصیل علم ارزشش بیش از چهل سال عبادت کسی است که کارش عبادت است. اینجا اشاره ای دارد به اینکه این علم ها که ما  تعریف کردیم باید بتواند جلو باطل را بگیرد و مردم را از گمراهی نجات دهد و الا علمی که این کاربردها را نداشته باشد این اندازه ارزش را ندارد و اگر ارزشی دارد مراتب خیلی نازل تری است.

 

ارزش علم به این دلیل است که ما را به هدفمان برساند که همان قرب خدا است

 

باز روایتی است از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که می فرماید :«اطلبوا العلم فانه السبب بينکم و بين الله عزوجل»؛ دنبال علم بروید زیرا که این علم رابطه ای است بین خداوند و شما. حالا اگر فرض کنید یک علمی است که رابطه بین انسان است و ابلیس، آیا آن هم همین ارزش را دارد؟ پس ارزش علم به این دلیل است که ما را به هدفمان برساند که همان قرب خدا است.

 

نگاه به صورت عالمی عبادت است که وقتی به صورت او نگاه می کنی به یاد آخرت بیفتی

 

روایت دیگری را از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در حضور امام صادق علیه السلام نقل کرده اند که «النَّظَرُ إِلَى وَجْهِ الْعَالِمِ عِبَادَة»؛ نگاه به صورت عالم کردن عبادت است. از امام صادق علیه السلام سوال شد که این روایت یعنی چی؟ حضرت می فرمایند:« هُوَ الْعَالِمُ الَّذِی إِذَا نَظَرْتَ إِلَیْهِ ذَكَّرَكَ الْآخِرَةَ وَ مَنْ كَانَ خِلَافَ ذَلِكَ فَالنَّظَرُ إِلَیْهِ فِتْنَةٌ». نگاه به صورت عالمی عبادت است که وقتی به صورت او نگاه می کنی به یاد آخرت بیفتی، امام اگر خلاف این بود، یعنی مثلا اگر به صورت او نگاه می کنی به یاد دنیا بیفتی، این نه تنها ثواب ندارد بلکه می تواند باعث گمراهی شود.

 

یک روایت نسبتا مفصلی هست که نکات زیادی را در بر دارد، این را شیخ صدوق در امالی از امام علی علیه السلام نقل کرده اند: «تعلموا العلم فان تعلمه حسنة و مدارسته تسبیح و البحث عنه جهاد و تعلیمه لمن لا یعلمه صدقة و هو انیس فی الوحشة و صاحب فی الوحدة و سلاح علی الاعداء يرفع الله به أقواماً يجعلهم في الخير أئمة يقتدي بهم ترمق أعمالهم، و تقتبس آثارهم و ترغب الملائکة في خلّتهم يمسحونهم بأجنحتهم فی صلاتهم لأن العلم حياة القلوب و نور الأبصار من العمي، و قوة الأبدان من الضعف و يمنحه مجالس الأبرار في الدنيا و الاخرة؛ بالعلم يطاع الله و يعبد و بالعلم يعرف الله و يؤخذ و بالعلم توصل الأرحام و به يُعرَف الحلال و الحرام، و العلم إمام العقل».

 

حضرت فرمودند، بروید و علم بیاموزید برای اینکه اولا یادگرفتن آن حسنه است و ثواب دارد و در اطرافش فکر کردن، مثل مشغول تسبیح بودن است. اگر در مورد مسأله ای تحقیق کنید، ثواب جهاد دارد و اگر به کسی علم را بیاموزید مثل این است که به کسی صدقه داده اید.  علم در تنهایی شما را از وحشت در می آورد و انیسی است برای شما. بر ضد دشمنانتان سلاحی است. دوستانی که اهل علم باشند زینت برای شما هستند، شما هم اگر عالم باشید برای دوستانتان زینتید. خداوند به واسطه علم کسانی را به درجاتی می رساند که آنها پیشوایان مردم شوند و دیگران به آن ها اقتدا کنند. ائمه در اینجا به معنای اصطلاح خاصش نیست که یعنی امام معصوم در اینجا یعنی پیشوا. وقتی اینها پیشوا شدند، اعمالشان مورد توجه دیگران قرار می گیرد و از آثارشان اقتباس می کنند، یعنی دیگران از آثارشان منتفع می شوند.

 

فرشتگان علاقه دارند که با شخص عالم دوست شوند، وقتی رفیق شدند آثارش این است که شخص عالم وقتی برای نماز می ایستند، فرشتگان بالهایشان را بر سر و صورت او می کشند. چرا آنها این کار را انجام می دهند؟ برای اینکه علم دلها را زنده می کند. حالا توضیحات اینها خیلی وقت می گیرد ولی به طور خلاصه می توان گفت که قرآن معتقد است که دل انسان هم حیات و مرگ دارد، حیات فقط برای بدن نیست. کسانی هستند که خیلی آدم های قوی و سالمی هستند اما از نظر قرآن اینها مرده هستند. در قرآن داریم که «فَإِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى» یا در جای دیگر «اومن کان میتا فاحییناه و جعلنا له نورا یمشی به فی الناس». چیزی که باعث می شود تا دلها نمیرد و زنده بماند علم است.

 

علم باعث می شود که انسان هم در دنیا همنشین خوبان باشد و هم در آخرت

 

حالا باید دید که کدام علم زنده کننده دل است. در ادامه روایت می فرماید که علم نور برای چشم های نابینا است. این تعبیر قرآن را شما آشنا هستید که قرآن می فرماید:« فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَـٰكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ» می فرماید که نابینایی این نیست که چشم های ظاهری شما نبیند، نابینایی این است که دلتان نبیند. دل همانطور که حیات و موت دارد بینایی و کوری هم دارد. علم باعث می شود که انسان هم در دنیا همنشین خوبان باشد و هم در آخرت. کسانی که اهل گناهند نمی روند تا با عالمی رفیق شوند، کسانی با عالم رفیق می شوند که یا از علمش استفاده کنند، یا از مصاحبتش لذت ببرند، یعنی خودشان هم علم دوستند. نه تنها این در دنیا هست بلکه در آخرت هم وجود دارد.

 

در ادامه که روایت می گوید که تنها به علم است که خدا اطاعت و پرستش می شود. کسی که علم نداشته باشد نه خدا را می شناسد و نه عبادت می کند. با علم است که یگانگی خدا اثبات می شود. با علم است که صله رحم گسترش پیدا می کند و با علم حلال و حرام مشخص می شود که مصداقش همین علم فقه است. علم پیشوای عقل است. این خیلی مباحث پیچیده ای است که عقل چیست و علم چیست؟ حالا این طور مثال بزنم که ما چشم سالم داریم و می تواند ببیند، اما آیا همیشه این چشم می تواند ببیند، در تاریکی مطلق ما چیزی نمی توانیم ببینیم. شرط دیدن این است که نوری بتابد، ممکن است که انسان قوه عاقله داشته باشد و بتواند تشخیص دهد، اما اگر ماده علم در اختیار عقل نباشد، کاری نمی تواند بکند. علم غذای عقل است. ماده ای است که عقل رویش کار می کند و به تعبیر روایت امام عقل است. یعنی عقل به علم نگاه می کند و قضاوت می کند. با توجه به همه اینها اجمالا به دست می آید که ملاک ارزش علم این جور علم ها است. این همان تعبیری است که گفتیم «هر چه انسان را به خدا نزدیک می کند».

 

این درس خواندن ها را ساده نگیرید/ أولوا العلم قرین ملائکه هستند

 

باز شیخ صدوق در امالی روایتی را از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم آورده اند که: «فإنّ العبد إذا خرج في طلب العلم ناداه الله عزّ وجلّ من فوق العرش مرحباً بک يا عبدي أتدري أي منزلة تطلب، وأية درجة تروم ؟.. تضاهي به ملائكتي المقرّبين لتكون لهم قريناً، لأبلغنّك مرادك ولأوصلنك بحاجتک»

 

وقتی بنده از بیرون می آید برای کسب علم، خدای متعال از عرش با او صحبت می کند که خوش آمدی یا خوب رفتاری کردی، می دانی که دنبال چه جایگاهی می روی و می خواهی به چه جایگاهی برسی؟ بعد خود خداوند جواب می دهد که با این کار خودت، به ملائکه شباهت پیدا می کنی و این شباهت باعث می شود تا تو قرین ملائکه شوی. این درس خواندن ها را ساده نگیرید.

 

در ادامه می فرماید من تو را به مرادت می رسانم و حاجت تو را روا خواهم کرد. این روایت پیامبر در حضور امام سجاد علیه السلام نقل شد و از ایشان سوال کردند که این یعنی چه که انسان شبیه ملائکه می شود و بعد همنشین ملائکه می شود؟ « فقیل لعلی بن الحسین علیهما السلام : ما معنى مضاهاة ملائكة الله عزّ وجلّ المقرّبین لیكون لهم قریناً؟» حضرت جواب می دهند که « فقال علیه السلام: أما سمعت قول الله عزّ وجلّ(شهد الله أنه لا إله إلا هو والملائكة وأولوا العلم قائماً بالقسط لا إله إلا هو العزیز الحكیم)» بعد حضرت اضافه می فرمایند که «فبدأ بنفسه، و ثنّى بملائكته، و ثلّث بأُولی العلم»

 

حضرت می فرمایند که خداوند می فرمایند که شاهد توحید سه دسته هستند، یکی خود خداوند، دوم ملائکه هستند و سوم أولوا العلم هستند، پس آنها شدند قرین ملائکه. کسی که به دنبال علم است می شود «أولوا العلم» و «أولوا العلم» قرین ملائکه است. البته اگر همان علمی باشد که نتیجه اش همان شهدالله باشد.

 

در ادامه روایت حضرت می فرمایند که این «أولوا العلم»، درجاتی دارند؛ «سیدهم رسول الله، ثانیهم علی علیه السلام و ثالثهم اهله و احقه بمرتبته» اولین درجه از اینها، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است، بعد از ایشان امام علی علیه السلام هستند و در درجه سوم همه آن کسانی از اهل بیت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم هستند که احق به علی علیه السلام باشند، یعنی سایر ائمه معصومین علیهم السلام. بعد حضرت فرمود «ثم انتم معاشر الشیعه» بعد، شما هستید که از علوم ما فرا می گیرید. در ادامه حضرت می فرمایند که «الْعُلَمَاءُ بِعِلْمِنَا تأولون [تَالُونَ لَنَا] مَقْرُونُونَ بِنَا وَ بِمَلَائِكَةِ اللَّهِ الْمُقَرَّبِين» شما که از علم ما استفاده می کنید، قرین ملائکه و قرین انبیا هستید.

و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین/250/21/20

ش, 09/15/1393 - 10:22

دیدگاه جدیدی بگذارید