استاد بطحائی گفت: این یک قاعده و نظم جهانی است که هر متکامل و هر شخصی که میخواهد به جایی برسد باید از وادی عسر حرکت کند تا به وادی یسر برسد، این استثناء بردار نیست و دُردانه این عالم پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم نیز از این قاعده مستثنی نبوده است.
استاد سید هاشم بطحائی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دورهای اساتید، به مناسبت شهادت یا رحلت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم و سبط گرامیش حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام و همچنین شهادت جانکاه ثامن الحجج علی بن موسی الرضا علیهما السلام گفت: رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم در حقیقت یک عنایت مطلق حضرت احدیت به بشریت بوده است، در روزگاری که جهان بشریت در بربریتی به سر میبرد که جان همه انسانها در تباه و نابودی بود، به خصوص جزیرة العرب که غرق در توحش و بربریت بود، خداوند متعال منتی بر بشریت گذاشت و از خود بشر یک چنین انتخابی کرد و او را مبعوث به رسالت گردانید.
استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم اظهار داشت: پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم در دوران بعثتش سیزده سال در مکه و ده سال در مدینه، در تربیت بشر هیچ فروگذار نکرد و از این جهت هیچ پیامبری مثل او آزار و اذیت نشد که خود ایشان فرمود: «ما أوذي نبي مثل ما أوذيت» هیچ پیغمبری مانند من اذیت و آزار نشده است، حتی یونس پیامبر علیه السلام، موسی بن عمران علیه السلام و سایر انبیاء که آنها هم بسیار رنج کشیدند، هم زخم زبانها و اذیتهای ناروا و هم توهینها و ناسزاها و دیگر شدائد را تحمل کردند، اما اینکه رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم بفرماید: «ما أوذي نبي مثلما أوذيت» هیچ پیغمبری مانند من اذیت و آزار نشده است، حاکی از آن است که مردم زمان پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم حتی از مردم زمان پیامبران دیگر هم نادانتر و وحشیتر بودند.
وی افزود: حتی قوم بنیاسرائیل که به موسی علیه السلام ایراد میگرفتند و تقاضای عدس و خیار میکردند و بهانههای بنیاسرائیلی میگرفتند، مانند مردم زمان رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم نبودند و خیلی از آنها بدتر بودند، شاید نکتهاش این باشد که زمان پیامبران گذشته وقتی پیامبر دینش را ارائه میکرد، مردم تسلیم میشدند، دیگر خلع سلاح میشدند و کوتاه میآمدند، اما با کمال تأسف در جزیرة العرب یک سرسختی و مقاومتی در مقابل حضرت داشتند.
استاد بطحائی بیان کرد: آنها به حدی سماجت داشتند که در کلام امیرالمؤمنین علیه السلام در خطبه قاصعه میفرماید که وقتی پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم دعوت به توحید کرد، اینها گفتند که اگر این درخت پیامبری شما را قبول کند ما آنگاه تسلیم میشویم و به پیامبری تو ایمان میآوریم، بر حسب بیان امیرالمؤمنین علیه السلام ریشههای درخت زمین را شکافت و شاخهها سرازیر شدند و با زبان فصیح به پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم سلام کردند و تعظیم کردند، باز گفتند خوب باشد اگر درخت به جای خود برگردد و دو نیم گردد و یک نیم بماند و یک نیم دیگر بیاید و تسلیم شود ما قبول میکنیم.
استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: با اینکه اگر درخت بخواهد جدا شود، ملکولهای آن از هم جدا شود و فاصله بگیرد حالت حیاتی درخت از بین میرود، این معجزه است و همین طور شد درخت به دو نیم تقسیم شد و نیمی به خدمت پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم آمد و نیمی در جای خود ماند، در آخر اینها در برابر یک چنین معجزهای ایمان نیاوردند، معجزه را معجزه میگویند چون از دست بشر خارج است، غیر از صنعت، اختراع و ابتکار است که دیگران هم میتوانند انجام دهند، معجزه را احدی نمیتواند مقابله به مثل کند، در عین حال اینها با دیدن این معجزه گفتند تا حال اگر شک داشتیم ساحر هستی یقین کردیم.
وی متذکر شد: پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم با یک چنین مردمی مواجه بود که فرمود: «ما أوذي نبي مثل ما أوذيت» یا اینکه فرمود که «شیبتنی سوره هود»؛ گفتند: یا رسول اکرم زود پیر شدی! پیامبر اکرم در سن 63 سالگی رحلت فرمودند، سنی از حضرت نگذشته بود که موهای حضرت سفید شده بودند، گفتند: یا رسول الله زود سفید کردی! حضرت فرمود: «شیبتنی سوره هود» قرآن که آدم را پیر نمیکند، قرآن نور است، خواندن قرآن به چشم دید میدهد، به انسان نشاط میدهد، سوره هود مرا پیر کرد یعنی چه؟ اشاره دارد به آیهای که در این سوره است «فاستقم كما أمرت و من تاب معك» پیغمبر باید استقامت کنی در مقابل طرحهایی که اینها در سیزده سال در مکه برای بایکوت کردن این مرد از طریق تطمیع و تهدید و نقشههایی مانند هوهو کردن، به کار بردند، که در این مورد قرآن وارد میشود و میفرماید: «إِنّا كَفَیْناكَ الْمُسْتَهْزِئینَ» معلوم میشود که طرح هو کردن و مسخره کردن یک طرح بسیار خطرناک، آسیب رسان و اثر بخش است که اگر فرد هدف مقدس و بنیه ایمانی کلانی نداشته باشد و توکل محکمی نداشته باشد از پای در میآید.
وی خاطرنشان کرد: هو کردن و مسخره کردن از ترور فیزیکی اثرش بیشتر است که قرآن میفرماید: «إِنّا كَفَیْناكَ الْمُسْتَهْزِئینَ» ما مسخره کنندگان را از کنار تو بردیم و نابود کردیم، که در تاریخ دارد اینها هفده نفر بودند و مبتلا به اسهال خونی شدند و از بین رفتند، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم با این طرحهای گوناگون درگیر بودند، پیام آمد که «فاستقم كما أمرت» پیغمبر که اهل استقامت است، جای آن نیست که امریه حضرت احدیت بر ایشان وارد شود که «فاستقم كما أمرت» پیغمبر کمر خودش را محکم بسته است که کلمه توحید را در محیطی که 360 بت، خانه کعبه را اشغال کردهاند، این را جا بیندازد و پیشنهادهای تطمیعی آنها را رد کند و در مقابل تهدیداتشان پوزخند به آنها بزند.
استاد بطحائی گفت: پس این چیست که «فاستقم كما أمرت» پیامبر را پیر کرده باشد؟ گفته میشود آن جمله بعدی است که «و من تاب معك» هم خودت باید پایدار باشی هم آنهایی که ظاهراً با تو آمدند و قول همکاری دادهاند، پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم در فکر این بود که اینها را چگونه با خود بیاورم و یدک بکشم، که همینطور هم بود که زندگی پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم سرشار از مشکلات بود، حضرت وارد مدینه شدند که ظاهراً در آنجا زمینهای است که انصار از ایشان دعوت کردند، مهاجرین هم به ایشان ملحق شدند، قاعدتاً پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم در مدینه باید زمینه را برای نشر توحید و نشر معارف اسلامی فراهم شده ببیند و مشغول نشر احکام شود ولی با کمال تأسف 66 فقره غزوه و سریه اتفاق افتاد، 66 فقره را تقسیم کنیم بر ده سالی که حضرت در مدینه بودند، تقریباً میشود سالی شش تا جنگ آن هم با آن جمعیت و مردم فقیر، به حق سیمای زندگی پر خیر و برکت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم برای بشریت مهمترین آموزه و مهمترین زمینه است برای اینکه اگر انسان استقامت کرد به تعبیر قرآن «ان مع العسر یسرا، فان مع العسر یسرا» در این آیه دو مطلب را بیان میکند.
وی ادامه داد: مطلب اول این است که عسر بدون یسر ممکن نیست، این یک قاعده و نظم جهانی است و اقتضاء میکند که هر متکامل و هر شخصی که میخواهد به جایی برسد، باید از وادی عسر حرکت کند تا به وادی یسر برسد، این استثناء بردار نیست لذا دُردانه این عالم که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم است، با همه عظمتش که «لولاک لما خلقت الافلاک» اگر تو نبودی اصلاً عالم را خلق نمیکردیم، به تعبیر فلسفی رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم علت غائی خلقت است، علت فاعلی ذات اقدس احدیت و علت غائی که عالم را خلق کردیم به خاطر این که تو گُل وجود تبلور پیدا کنی.
استاد سطح عالی حوزه بیان داشت: با این حال پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم نیز از این قاعده مستثنی نبوده است، دوران زندگی ایشان «أ لم یجدک یتیما فأوی، و وجدک ضالّا فهدی، و وجدك عائلا فأغنى» سه مرحله، سه مقطع بسیار مشکل داشته است، مقطع یتیمی، در خانوادهای فقیر دیده به جهان گشود، در طفولیت پدر و مادر را از دست داد، در کفالت جد والایش سید بطحاء عبدالمطلب علیه السلام بزرگ شد، مقطع دوم «ضال» در اینجا به معنای گمراهی نیست، رهیابی است، در یک محیطی که آدم کشی، اولاد کشی، توحش، بربریت، فحشاء و منکرات، غارتگری و شرارت فرهنگ رسمی آن جامعه است، از بین این جامعه که نه آموزشی، نه مکتب و دانشگاهی بود، روزنهای برای پیشرفت به چشم نمیخورد.
وی اظهار داشت: در این محیط راهی بلد نبودی چه کنی، در محیطی که نه مکتبی بود و نه دانشگاهی، نه حوزهای و نه رجالی و هیچ چیز نبود، جهل مطلق بود، در این محیط خداوند بارقه هدایت را بر وجود پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم روشن کرد، مقطع سوم تهیدست بودی، چیزی در بساط نداشتی و ما ترا از همه چیز بی نیاز کردیم، بنابراین پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم نیز مانند همه مردم عسرت را تجربه کرده است.
وی در پایان یادآور شد: این بزرگ مرد سالی یک ماه در کوه حراء بزرگترین کوه مکه و در تاریکی، در آن غار تنگ با خدای خود راز و نیاز و مناجات میکرد، در نهایت اگر سربالاییهای زندگی را، دشواریهای کوه حراء را طی کردی هنگام برگشت «یسری» نصیبت میشود، نکته دوم در این آیه همین است که اگر انسان عسر را پشت سر گذاشت، قطعاً به یسر دست مییابد، نکته اول اینکه یسر بدون عسر ممکن نیست؛
نابرده رنج گنج میسر نمیشود مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
این حتمی است و نکته دوم اینکه حال اگر ما عسر را پشت سر بگذاریم یسر هست، آیه بعد با تأکید میفرماید: «فان مع العسر یسرا» بله اگر عسر را پشت سر بگذارید یسر در انتظار شما است، به هر صورت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم با زحمات فراوان این اواخر دیگر موفق شد با آن سرمایه کلان اخلاقی اش «انک لعلی خلق عظیم» و با آن سیاست منحصر به فردش مردم را به دین اسلام دربیاورد در حالی که بعضیها از این اسلام آوردن مقاصد دیگری را دنبال میکردند و دنبال جانشینی پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم و حکومت بودند./220/21/20
دیدگاه جدیدی بگذارید