لزوم رابطه علمی، معنوی و رابطه مشاوره‌ای استاد و شاگرد

استاد علی خادم زاده

استاد علی خادم زاده در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره‌ای اساتید، درباره ارتباط اساتید با طلاب مطالبی گفت که به این شرح است:

 

در ابتدا چند نکته را به عنوان مقدمه عرض می کنم، اولین نکته اینکه از متولیان محترم نشست دوره‌ای اساتید تشکر می کنم که این موضوع خیلی مهم و مورد احتیاج را برای این نشست اخیر اساتید انتخاب کردند، حقیقتاً موضوعی بود که جایش خالی بود و انتخاب کاملاً به جایی است و همین جا پیشنهاد می دهم حسب اینکه این موضوع خیلی با اهمیت است در نشست آینده هم که اوایل سال آینده تحصیلی برگزار می شود این موضوع دنبال شود و گزارشی از جلسه این هفته ارائه بشود، در هر صورت به نظر می‌رسد که یک جلسه برای این موضوع با اهمیت کم باشد، پیشنهاد دیگر اینکه چون موضوع دو سویه است یک سو اساتید و سوی دیگر پیرامون طلاب است جا دارد که هم در این جلسه آتی و اگر دوستان تصویب بکنند که جلسه بعدی هم ادامه این موضوع باشد، طلاب هم وارد جلسه بشوند و حرفهای خودشان و درد دلهای خودشان را به صورت مستقیم ارائه بدهند و این می تواند در پیشبرد موضوع جلسه خیلی کمک بکند.

 

اما در مورد سه محوری که زیر مجموعه موضوع جلسه است یک رابطه علمی استاد و شاگرد، دو رابطه اخلاقی و معنوی استاد و شاگرد، سه رابطه مشاوره‌ای و خانوادگی استاد و شاگرد باید عرض کنم که آنچه مطلوب ماست و سیره سلف صالح علما هم بر آن بوده جمع بین این سه محور بوده است، البته ما نمی خواهیم بگوییم که الان این مسئله به طور کلی نابود شده اما به حداقل رسیده است و خیلی موارد نادری را انسان پیدا می کند که در حال حاضر در حوزه‌های علمیه این سه محور را در خودش جای داده باشد.

 

متاسفانه این سه محور به یک محور تقلیل یافته و آن رابطه علمی است و این رابطه علمی هم یک رابطه علمی کاملی نیست می‌شود اسمش را رابطه درسی گذاشت، بنابراین رابطه جو غالب به جز موارد استثنا حوزه های علمیه نه تنها در هر سه مورد و سه شاخه نیست بلکه در یک شاخه است و آن هم در یک حد محدود که رابطه درسی باشد، حتی ما اگر بخواهیم همین رابطه علمی را هم بررسی کنیم می بینیم که در گذشته رابطه علمی استاد و شاگرد منحصر در درس نبوده است، وقت‌هایی که اساتید محترم می گذاشتند برای شاگردانشان برای سوال و جواب برای طرح اشکالات و شبهات درس شان این خیلی به پیشبرد علم و ترقی علم و دانش در شاگردانشان کمک می کرد، ما الان وقتی که با اساتید فعلی صحبت می کنیم برخی از آنان اعتراف می کنند که برخی از مراجع فعلی یا گذشته هم درس رسمی داشتند و هم گعده‌های علمی بعد اعتراف می کنند که استفاده ما از آن گعده‌های علمی و آن وقتی که استاد برای ما می گذاشت اگر بیش از درس نبوده باشد کمتر از درس نبوده است، بنابراین رابطه علمی یک رابطه وسیعتر از رابطه درسی هست که امروز حوزه ما مبتلای به آن شده است.

 

خلاصه بحث تا اینجا این است که وجه تمایز حوزه‌های علمیه با دانشگاه‌ها در همین است که رابطه استاد و شاگرد منحصر در رابطه علمی نیست بلکه رابطه اخلاقی و معنوی مشاوره‌ای و خانوادگی و اجتماعی را هم در برمی گیرد و رابطه علمی هم منحصر در رابطه درسی نبوده و ان شاءالله که در آینده هم این چنین باشد.

 

ارتباط علمی با طلاب

 

سیره علمای سلف در ارتباط علمی با طلاب چه بوده؟

علمای سلف تمام تلاششان بر این بوده در هر سه محور با شاگردها ارتباط داشته باشند، اگر یک مثال بخواهیم بزنیم رابطه استاد و شاگرد در گذشته یک رابطه پدر و فرزند بوده شما اگر با طلبه های قدیم یک گفتگویی داشته باشید به این نکته اذعان دارند، مثلاً آیت الله مجتهدی تهرانی، چرا ایشان این همه توفیق در تربیت طلبه پیدا کرد حقیقتاً رابطه ایشان با طلاب یک رابطه پدر و فرزندی بوده است، یا خوب است نام ببریم از مرحوم آیت الله علوی خوانساری در خوانسار ایشان مجتهد مسلمی بودند که برخی از شاگردان ایشان الان نقل می کنند که رابطه ما با ایشان یک رابطه پدر و فرزندی بوده یا در سایر نقاط کشور این سیره را ما در بزرگان می دیدیم.

 

در ارتباط علمی با طلاب هم بدین گونه بودند؟

 

در ارتباط علمی شان می توان گفت حقیقتا اساتید جهاد می کرد یعنی از حیث علمی آنچه که مقدورشان بوده در طَبَق اخلاص می‌گذاشتند، گاهی در غالب درس، گاهی مشاوره، گاهی پاسخ به اشکلات و رابطه علمی به معنای واقعی کلمه بوده الان رابطه علمی استاد و شاگرد یک رابطه درسی است طلبه و استاد در کلاس درس همدیگر را می بینند تا جلسه آینده دیگر ارتباطی ندارند اما رابطه علمی در گذشته اینگونه نبوده است و یک جهت اینکه در حوزه‌ها مرسوم بود به درس آقایان مراجع و اساتید«مباحثه» می گفتند، یک جهتش خوب طبیعتا حیث تواضعشان بوده و یک جهتش هم معنای واقعی کلمه بوده یعنی مباحثه بوده این گونه نبوده که استاد متکلم وحده باشد، اساساً از لحاظ علمی سطح استاد و شاگرد خیلی با هم متفاوت نبوده است این طور نبوده که استاد در عرش و شاگرد در فرش باشد، یک سطح نزدیک به هم داشتند مثلاً استاد مجتهد مسلم بوده و شاگرد قریب اجتهاد بوده لذا می‌توانسته مباحثه کند، می توانسته اشکالات جدی مطرح کند، ما الان می بینیم که هم در رسائل مرحوم شیخ و هم در کفایه مرحوم آخوند برخی از شاگردان ایشان که حاشیه دارند اینها همان سوال و جوابهایی است که حین درس یا بعد از درس صورت می گرفته است در همین عصر خودمان مرحوم آیت الله العظمی بروجردی از ایشان تقرییراتی ایشان به نام «تبیان الصلاة» چاپ شده که هشت جلد تقریرات صلاة ایشان است یک پاورقی‌هایی دارد مولف این کتاب مرحوم آیت الله حاج آقا علی صافی گلپایگانی که انصافاً علمی است، بعد این پاورقی‌ها در حین درس یا پس از درس توسط مقرر مطرح می شده و استاد جواب می داده است بنابراین رابطه علمی یک رابطه درسی نبوده است، ورای درس بوده لذا رشد علمی هم یک رشد خاصی بوده است، در گذشته شکل القای مطلب به صورت منبر و خطابه نبوده الان متاسفانه یک مقداری درسها حالت خطابه پیدا کرده، استاد گوینده و شاگرد شنونده است و آن حالت مباحثه خیلی کم رنگ شده است.

 

یعنی مانند دانشگاه شده است؟

 

همان ایرادی که ما به دانشگاه داریم که رابطه یک رابطه یک سویه است متاسفانه این ایراد در حوزه های علمیه هم کم کم دارد نهادینه می شود.

 

آثار این ارتباط چه خواهد بود؟

 

به نظر می رسد یکی از نکاتی که می تواند در رشد علمی طلاب موثر واقع شود این است که ما برای شاگردهایمان و طلاب شخصیت علمی قائل شویم یعنی آنها را به حساب بیاوریم، هم اینکه طلبه احساس کند استاد او را به حساب می آورد ولو اینکه از نظر من استاد اشکال او اشکال واردی نبوده باشد، اما همین که یک شاگرد فکر کرده، جرات و جسارت کرده، اشکالی را مطرح کرده، حرف زده است من باید او را تشویق کنم، متاسفانه برخی از اوقات شاگردها با بی مهری مواجه می شوند این باعث سرخوردگی طلبه می شود بنابراین اگر این رابطه شکل بگیرد استعدادها شکوفا می شود، سطح علمی بالا می رود، رابطه استاد و شاگرد در زمینه اخلاقی و اجتماعی به هم نزدیک می شود، بنابراین ما اگر توانستیم در رابطه علمی توفیقاتی بدست بیاوریم خود به خود رابطه اخلاقی و اجتماعی را نیز به هم نزدیک می کند، بنده فکر می کنم این سه اثر را می توانیم برای این رابطه علمی جدی در نظر بگیریم.

 

علل بی مهری بعضی از اساتید نسبت به شاگردان چیست؟

 

شاید یک علتش مربوط به شخصیت استاد باشد، ممکن است شخصیت استاد شخصیت صبور و حلیمی نباشد، واقعیت مطلب این است که استاد حلم و بردباری را ندارد و از لحاظ علمی هم نمی تواند شاگرد را رشد دهد و غیر از بحث علمی باعث می شود شاگرد هم این خوی را در خودش داشته باشد و آن وقت همین خوی عدم تحمل نظر مخالف در مسائل سیاسی هم خودش را نشان می دهد، در مسائل اخلاقی هم، در مسائل خانوادگی هم خودش را نشان می دهد، اگر ویژگی حلم و بردباری در مباحث علمی باشد خودش را در مباحث دیگر هم نشان می دهد اگر هم نباشد آثار منفی‌اش متاسفانه در جاهای دیگر هم کشیده می شود، البته علل دیگری هم می تواند داشته باشد و آن اینکه برخی از اشکالات هم آقایان اساتید را ناراحت می کند چون ممکن است برخی از مستشکلین می خواهند زحمت مطالعه را به خودشان ندهند، می خواهند یک اشکال غیر واردی را مطرح کنند یا در برخی دیگر از موارد که غالباً هم همین طور است شاگرد زمان اشکال را نمی داند یعنی استاد هنوز مطلب را به تمامی مطرح نکرده است، می‌خواهد همان وسط القای مطلب توسط استاد اشکال کند و این هم غلط است و ممکن است باعث شود رشته کلام از دست استاد خارج شود و استاد هم اجازه نمی دهد که شاگرد آنجا اشکال کند بنابراین ما باید شاگردها و طلبه ها را هم تربیت کنیم و شیوه طرح اشکال و زمان طرح اشکال را هم به آنها یاد دهیم البته یک آسیب شناسی خیلی جدی می خواهد ولی برخی از علل آن به اساتید و برخی نیز به شاگردان برمی گردد.

 

تحلیل وضعیت موجود و بررسی و مقایسه آن با وضعیت سابق حوزه

 

بنده تصور می کنم که شرایط از این لحاظ شرایط مطلوب و مناسبی نیست، نه اینکه ما در زمینه نیروی بالقوه مشکل داشته باشیم الحمدالله مجموعه اساتید حوزه علمیه مخصوصاً حوزه علمیه قم مجموعه افتخار آفرین و پر ظرفیتی است یعنی این ظرفیت بحمدالله در آقایان اساتید وجود دارد، حقیقتاً برخی از اساتید را که ما از نزدیک می شناسیم از لحاظ علمی در سطح عالی و بسیار خوبی قرار دارند لذا ما بحمدالله از این نظر مشکلی نداریم فقط مشکل ساماندهی اینها را داریم، یعنی بنده تصور می کنم که اگر متصدیان امر مسئله ساماندهی ارتباط بین استاد و شاگرد را به عهده بگیرند خیلی از این مشکلات حل می شود طرحش هم طرح تقسیم بندی طلاب است یعنی ما اگر هر بیست تا سی نفر طلبه را به دست یک استاد بسپاریم یعنی طلاب در درس فقه یا اصول یک استاد شرکت کنند علاوه بر این درس، استاد مشاور و راهنما آنها نیز بشود، بسیاری از این مطالب را استاد می تواند به شاگردها تعلیم بدهد و آن گروه ساماندهی هم خود اساتید را ساماندهی می کنند، ممکن است برخی از اساتید هم نیاز به بعضی از آموزش‌ها ولو مختصر و مجمل برای این امر داشته باشند، به نظر می رسد متولیان امور اساتید حالا یا مجموعه نشست دوره‌ای اساتید یا مدیریت محترم حوزه علمیه قم می توانند این طرح ساماندهی را انجام دهند ولو طرح مشکلی است ولی محال نیست.

 

در گذشته طلاب معمولاً هر کتاب را پیش یک استاد می خواندند، اما امروزه هر کتاب را به چندین بخش تقسیم کرده اند و طلاب غالبا یک کتاب را با چندین استاد می خوانند، نظر شما در این رابطه چیست؟

 

به نظرم یکی از امتیازات حوزه گذشته همین بوده است، این شیوه برکات بسیار خوبی می تواند برای استاد، شاگرد و حوزه می‌تواند داشته باشد، یکی از برکاتی این روش صرفه جویی در وقت است ببینید وقتی یک شاگرد با شیوه ورود و خروج یک استاد انس گرفت طبیعتا مسائل مشکل را براحتی می تواند از آن استاد یاد بگیرد بسیاری از نکات کلیدی که استاد در ابتدای کتاب آنها را بیان کرده در وسط و انتهای کتاب نیاز نیست دوباره تکرار کند بنابراین این شیوه در صرفه جویی وقت خیلی می تواند موثر باشد، به نظر من این هم یکی از سنت های حوزه هست که احتیاج دارد احیا شود منتهی مشکلات خاص خودش را هم دارد یعنی با توجه به اینکه الان طلبه باید در پایه هشتم سه تا رسائل بخواند خوب طبیعتا یک استاد نمی تواند سه تا رسائل را مطالعه و تدریس کند یعنی آن شیوه لوازم خاص خودش را دارد که فعلا با برنامه های موجود حوزه خیلی قابل دستیابی نیست، از برکات دیگرش هم گواهی علمی است به طور مثال اگر طلبه ای پیش من کل رسائل را بخواند من می توانم شهادت به علمیت او بدهم یا ندهم اما وقتی یک بخشی را پیش من می خواند و یک بخش را پیش کس دیگری می خواند طبیعتاً شهادت قابل اعتنایی نمی شود برای علمیت او داد، از دیگر برکات این روش این است که چون اساتید کم هستند باعث می شود رابطه اخلاقی معنوی و مشاوره‌ای و خانوادگی هم بیشتر شود چون وقتی شما ارتباط علمی یتان با یک نفر بیشتر باشد خود به خود از سیره عملی او الگو می گیرید چون مستحضرید که در اخلاق عمده اخلاق عملی است نه اخلاق علمی ، اخلاق عملی هم با مصاحبت و همراهی حاصل می شود و این مصاحبت و همراهی لازمه اش ارتباط علمی استاد و شاگرد زیاد باشد، در رابطه زیاد استاد و شاگرد آن الگو برداری‌ها هم خود به خود شکل می گیرد بنابراین این یک مجموعه به هم پیوسته است که متاسفانه مجموعه اش از هم گسسته شده است. البته این نکته را نیز نباید نادیده گرفت که این شیوه‌ای که به وجود آمده، یک مقداری از آن هم منطقی است زیرا که با تخصصی شدن رشته ها طبیعتاً یک استاد ممکن است در یک رشته تخصص داشته باشد بنابراین او نمی تواند همه دروس را تدریس کند و تا حدی تعدد استاد نیاز بوده است، اما به نظرم این را می شود به گونه‌ای اصلاح کرد و آن هم استاد مشاوره است یعنی اگر طلبه استادهای متعددی برای دروسش داشته باشد ولیکن یک استاد مشاور واحد داشته باشد جمع بین هر دو است یعنی هم نیاز امروز که تعدد استاد است تامین شده هم آن سیره سلف که ارتباط مستمر با یک استاد است تعیین شده بنابراین استاد مشاور می تواند خلا موجود را پر کند.

 

ارتباط اساتید با طلاب در زمان حاضر چگونه است و اگر کمتر شده، علت آن چیست؟

 

یکی از علت های کمتر شدن این ارتباط کثرت شاگرد است، به هر حال در حوزه های قدیم این تعداد شاگرد نبوده است، جمعیت کشور و دنیا را بخواهیم نسبت به امروز بسنجیم خیلی متفاوت است و در گذشته جمعیت خیلی کمتر بوده بنابراین تعداد شاگردان کم بوده است، در زمان حاج شیخ موسس حوزه علمیه قم مجموعه طلاب قم چهارصد نفر بوده است و آن با جمعیت الان که بیش از هفتاد هزار طلبه فقط در قم هستند، این قابل قیاس نیست، کثرت شاگرد خودش یکی از عوامل مهم کاهش ارتباط بین استاد و شاگرد شده است.

 

آیا این مراحل پنج گانه یادگیری که عبارتند از پیش مطالعه، درس، مطالعه، پیش مباحثه، مباحثه را در روند یادگیری قبول دارید؟ استاد در این مراحل مذکور چه نقشی می تواند ایفا کند؟ آیا الان همه این مراحل انجام می شود؟ چه باید کرد که همه این مراحل انجام شود؟

 

اصلاً امتیاز حوزه علمیه به همین چند مرحله بودن درس بوده است یعنی ما اگر بخواهیم برای حوزه و دانشگاه یک فرق اساسی را در نظر بگیریم عمده فرقش همین است ولی شما تعداد دروس الان را با گذشته مقایسه کنید در گذشته این تعداد دروس نبوده است یعنی یک طلبه امروزه چهار الی پنج درس را باید شرکت کند فرض کنید سال هفتم دو رسائل دو مکاسب وقتی شما چهار درس اصلی را باید در یک روز شرکت بکنید آیا زمانی برای پیش مطالعه و مطالعه و پیش مباحثه و مباحثه می توانید پیدا کنید طبیعتاً نه؛ لذا اگر می شنویم در گذشته درس را در چند مرحله یاد می گرفتند خوب تعداد دروس هم اندک بود و مثل الان نبوده است، استاد در این مراحل یادگیری خیلی نمی تواند نقش داشته باشد برنامه ریزی‌های حوزه است که نقش را مشخص می کند وقتی حوزه به طلبه می گوید شما از صبح تا عصر باید چهار تا پنج در را بروید طبیعتاً او فرصتی را برای این مراحل ندارد چون او زندگی هم دارد، نیازهای فردی و خانوادگی هم دارد، استراحت می خواهد یعنی این طور نیست که به یک شاگرد بگوییم شما باید بیست ساعت فعالیت داشته باشید او وظایف دیگری هم دارد باید به مجموعه وظایف جامه عمل بپوشاند، طبیعتاً بخشی از وقتش را می تواند برای مسائل علمی و درسی بگذارد آنهم صرف رفت و آمد و حضور در کلاس درس می شود، بنابراین شرایط موجود اجازه انجام این مراحل را نمی دهد، یکی از علل تعطیلی مباحثه که یکی از مراحل یادگیری است و عمده یادگیری هم در همین مرحله است، متاسفانه الان اکثر طلاب که مورد سوال قرار می گیرند اعتراف می کنند که مباحثه ندارند یکی از عوامل آن فاصله‌های محیط زندگی افراد است، شهر بزرگ شده است فاصله‌ها زیاد شده برای یک مباحثه نمی توانند یک زمان زیادی را برای رفت و آمد بگذارند، بنابراین مجموعه مشکلات نشان می دهند که باید مسئولین یک فکر اساسی بکنند به نظرم این نظرات و پیشنهادات و زحماتی که الان در حوزه صورت می گیرد در حد یک مُسَکن است اینها هیچکدام داروی اصلی نیست، داروی اصلی تفکیک طلاب است یعنی این مشکلاتی که اشاره شد اگر ریشه یابی شود به این برمی گردد که ما طلاب را در یک سطح نگاه و برنامه ریزی می کنیم در حالیکه سطوح طلاب مختلف است و برنامه ما واحد است یک برنامه واحد برای یک جمعیت کثیر با طبقه بندی‌های مختلف جوابگو نیست، ریشه اصلی مشکلات حوزه به این برمیگردد که ما طبقه بندی طلاب را در برنامه‌هایمان نداریم یک نسخه واحدی داریم این نسخه واحد را برای انسان باهوش، کم هوش و هوش متوسط داریم اجرا می کنیم و به طبعش این مشکلات هم پیش می آید، به نظرم طلاب باید هم از نظر هوش و استعداد، هم از لحاظ انگیزه و هم امکانات طبقه بندی شوند.

 

آسیب شناسی وضعیت موجود چگونه می بینید؟ چه اتفاقی افتاده است که ما به اینجا رسیده ایم و چه باید کرد که به نقطه مطلوب برسیم؟

 

مهمترین آسیبی که امروز حوزه را تهدید می کند عدم تخصصی بودن مراکز حوزوی است، مراکز حوزوی خیلی قبل از این باید تخصصی می شد، مقام معظم رهبری در فرمایشاتشان که به مناسبت مباحث حوزوی داشتند فرمودند که اگر حوزه به نیازهای جامعه پاسخ ندهد منزوی خواهد شد و حق هم همین است که ایشان هم فرمودند، هر علم و دانشی که اجتماع به آن نیاز دارد اگر ما عَلَم آن علم را بلند نکنیم ما عقب می مانیم به عنوان مثال علم فلسفه، البته ممکن است در حوزه خیلی‌ها از نظر مبنایی رابطه خوبی با فلسفه نداشته باشند اما به هر حال یک علمی است که عده‌ای به آن نیاز دارند و ما باید به حد کفایت نیازهای جامعه را برآورده کنیم، الان اگر رشته‌های فلسفه در دنیا و در کشور خودمان نیاز به استاد فلسفه داشته باشند ما آن استاد را نتوانیم تامین کنیم اساتیدی که صلاحیت ندارند می روند آن جایگاه را اشغال می کنند و ما هم در اشتباهات آن استاد و شاگردانش طبعاً بی تقصیر نیستیم، یکی دیگر از علومی که دنیا به آن احتیاج دارد و ما کمتر به آن پرداختیم علم حقوق است، علم حقوق امروز شاخه‌های مختلفی در دنیا پیدا کرده است، ما الحمدالله مبانی و اقتضائات خوبی برای پاسخگویی به نیاز دنیا داریم اما اینها بروز نشده و شاخه‌های مختلف آن تبین نشده است در حقیقت می شود گفت که فقه ما به معنای اخص و معارف اسلامی ما به معنای اعم مبتلا به یک مظلومیت شده و این غبار مظلومیت را باید حوزه علمیه از چهره فقه و حوزه پاک کند.

 

به نظر می رسد که واقع نگری بتواند به ما خیلی کمک کند اگر ما واقع نگر باشیم و نیازهای جامعه را درک کنیم به اینجا خواهیم رسید من پیشنهاد می کنم که دست اندرکان امر یک مسافرتهایی را برای آقایان اساتید ترتیب بدهند کشورهای شرقی، غربی، اروپایی، آمریکایی، کشورهای جهان سوم، پیشرفته، مجموعه این کشورها را ببینیم، دانشگاه‌های آنها را ببینیم، مردم عادی را ببینیم، اگر توسط آقایان محترم اساتید یک گشتی در دنیا زده شود من مطمئن هستم که بسیاری از دیدگاه‌هایشان را تغییر می دهند و اصلاح می کنند.

 

اینکه چه اتفاقی افتاده که به اینجا رسیده‌ایم، شاید یک غفلت ناخواسته‌ای صورت گرفته است، یک زمانی علم منحصر در حوزه‌های علمیه بود ما چیزی به نام دانشگاه نداشتیم یا مثلاً در همین کشور ایران سابقه دانشگاه شاید به دو قرن هم نرسد مقصود دانشگاه کاملاً مستقل است چون ممکن است مراکزی قبلاً بوده باشد اما نوعاً این مراکز توسط تحصیل کرده‌های حوزوی اداره می شده است، اینکه علم در انحصار حوزه‌های علمیه بود یک مقدرای سبب شد از نیازهای واقعی روز غفلت شود یعنی حوزه‌ها احساس کمبود نمی کردند و در زمانه خودش هم درست بود و کمبود نداشت اما دانشگاه به میدان آمد و به سرعت شاخه‌های مختلف دانش را در برگرفت و ما هم آنچنان که باید نتوانستیم پیش برویم.

 

راهکارهایی که حوزه باید اندیشه کند کدام است؟ راهکارهای که اساتید محترم باید اندیشه و اجرایی کنند کدام است؟

 

یکی اینکه نیازهای جامعه را استخراج کنیم اگر نیازهای جامعه را استخراج کردیم طبیعتاً بدنبال پاسخگویی به آن نیازها حرکت می کنیم، یکی دیگر از راهکارها ساماندهی طلاب است یعنی به همان طریقی که عرض کردم طبقه بندی طلاب از حیث استعداد انگیزه و امکانات، اگر ما طلاب را با محوریت این سه رکن تقسیم بندی کردیم طبیعتاً برنامه ریزی‌های مختلفی هم برای آنها خواهیم داشت، به نظرم این دو کار بتواند کمک شایانی را به پیشرفت حوزه داشته باشد.

 

اساتید هم می توانند در اینجا نقش محوری را داشته باشند، جایگاه اساتید باید شناخته شود اساتید هم چنان که اساتید بالفعل امروز هستند مراجع بالقوه فردا نیز هستند، مراجع آینده هم از میان همین اساتید به وجود می آیند و رشد می کنند بنابراین هم حوزه یعنی دست اندرکاران، مراجع و طلاب باید جایگاه اساتید را کما هو حقه بشناسند و هم خود اساتید باید جایگاه خودشان را بشناسند، متناسب با جایگاه رفیعی که اساتید دارند هم خودشان در اختیار مذهب باشند، هم دست اندرکاران از وجود آنها استفاده کنند، به نظرم ظرفیت‌هایی که در مجموعه اساتید وجود دارد یک ظرفیت بسیار بالایی است که متاسفانه الان در حداقل آن استفاده می شود نه در حداکثر.

 

ارتباط اخلاقی و معنوی اساتید با طلاب

 

سیره سلف در ارتباط اخلاقی و معنوی با طلاب چگونه بوده است؟

 

اصلاً در گذشته رابطه استاد و شاگرد بدون رابطه اخلاقی و معنوی اصلاً امکان نداشته است، شما کتاب «القواعد» را که نگاه کنید مرحوم صاحب قواعد وقتی که یک دوره فقه را برای فرزندش می نویسد شروع می کند به نوشتن یک سری توصیه‌های اخلاقی تحت عنوان وصیت، یک وصیت نامه اخلاقی می نویسد و در حدود بیست نکته مهم اخلاقی را به فرزندش تذکر می دهد یعنی یک کتاب فقهی خالی از مباحث اخلاقی نیست یا دیگر بزرگان هم همین گونه بودند در کنار مباحث علمی، فقهی و اصولی خودشان از حیث اخلاقی حقیقتاً برای شاگردانشان مایه می گذاشتند و در عرایضم هم گفتم که بیشتر اخلاق عملی بوده همان انس و رابطه شدید علمی ناخودآگاه ارتباط اخلاقی را هم پوشش می داده است و طبیعتاً وقتی هم ارتباط علمی و اخلاقی بوده ارتباط اجتماعی و خانوادگی هم شکل می گرفته خوب این شاگردی که بیشترین وقتش را با استاد می گذاراند برای ازدواجش هم با استادش مشورت می کند، مشکلات خانوادگی یا مالی‌اش را هم با استادش در میان می گذاشته است یا بهتر بگوییم اساتید سراغ مشکلات آنها را می گرفتند شاید مناعت طبع شاگرد اجازه ندهد که او مراجعه بکند اما استاد پیگیر مشکلات اقتصادی و خانوادگی شاگرد هم بوده یک رابطه جامع و کاملی بوده است که نگاهی به کتابهای تراجم و احوالات علما این معنا را برای ما روشن می کند.

 

آثار این ارتباط چه می تواند باشد؟

 

آثارش هدایت کامل است، یعنی آن هدایت کاملی که هر انسانی در دنیا باید بشود در همین رابطه‌ها شکل می گرفته یعنی رابطه جامع علمی، اخلاقی، اجتماعی سبب می شد که این شاگرد به یک انسان نسبتاً کاملی ارتقا پیدا کند و آن شاگرد در گذر زمان خودش تبدیل به یک استاد جدیدی می شده، تبدیل به یک معلم جدیدی می شده یعنی هم خودش ساخته می شد و هم یک استاد جدیدی خود به خود تربیت می شده است.

 

وضعیت موجود را تحلیل بفرمایید؟

 

در این رابطه کما اینکه می بینیم متاسفانه بسیار ضعیف شده و عوامل آنهم می تواند یکی کثرت شاگرد باشد، مشغله‌هایی که الان آقایان اساتید و شاگردان دارند باشد و یکی از مشکلات هم این است که نقش وساطت اساتید بین طلاب و مدیریت کم رنگ است، ببینید اقتضائات زمان و کثرت جمعیت حوزه اقتضا می کند که یک مدیریتی در رأس حوزه باشد که سیستم حوزه را مدیریت بکند اما متاسفانه در این میان یک غفلتی ناخواسته‌ای صورت گرفته و نقش اساتید کم رنگ شده است، اگر ما امکانات و فعالیت‌های حوزه را نسبت به طلاب از کانال و واسطه اساتید انجام بدهیم آن ارتباط هم خود به خود شکل می گیرد، اما اگر بخواهیم امکانات حوزه و امور اداری را مستقیم و از سوی خود طلاب پیگیری کنیم، استاد خود به خود منزوی می شود یعنی نقش استاد نقش کم رنگی می شود و می شود آنچه امروز شده است.

 

آسیب‌های وضعیت موجود را بیان بفرمایید

 

عرض کردم ما چاره‌ای جز اینکه در حوزه یک تشکیلات اداری داشته باشیم حقیقتاً نیست و مسئولان محترم حوزه هم به صورت شبانه روزی فعالیت می کنند اما بنده فکر می کنم مهمترین نکته‌ای که می تواند این خلاء را پر کند این است که فعالیت‌های مدیریتی حوزه برای طلاب، اگر از کانال اساتید صورت نگیرد یک آسیب است، حال این فعالیت‌ها گاهی در غالب خدمات است، گاهی در غالب جزئیات اداری است، اما اگر از کانال اساتید صورت بگیرد یک ظرفیتی است که طلاب بتوانند یک رابطه سه گانه علمی اخلاقی خانوادگی را با اساتید خودشان داشته باشند و شکل بدهند.

 

راهکارهای حوزه، راهکارهای اساتید

 

اولین راهکار را می گویم بقیه به دنبال آن است، اولین راهکار جلسات هم اندیشی است تا این جلسات هم اندیشی میان بدنه حوزه یعنی اساتید و مدیریت حوزه به صورت مستمر و برادرنانه شکل نگیرد هر چه هم ما پیشنهاد بدهیم عملی نخواهد شد اما اگر این جلسات هم اندیشی مستمر و برادرانه شکل بگیرد خود به خود آنجا راهکارهای اصلی خودشان را نشان خواهند داد، آقایان اگر می‌خواهند کاری صورت بگیرد باید این را مد نظر قرار دهند ولی اگر خدای ناکرده بوی تقابل به مشام برسد صد راهکار که بنده یا کس دیگری ارائه دهد جز در عالم تصور هیچ کارایی دیگری نخواهد داشت.

 

مشاوره در امور اجتماعی و خانوادگی

 

چگونه طلبه در تشکیل خانواده صحیح و در انتخاب همسر موفق عمل کند؟

 

طبیعتاً یک استاد نسبت به شاگرد از تجربه زندگی بیشتری برخوردار است اگر یک صاحب تجربه‌ای، تجربه خودش را مشفقانه منتقل کند تاثیر خیلی فراوانی خواهد داشت و آسیب‌های اجتماعی و خانوادگی را برای طلبه به حداقل می رساند.

بی پیر مرو تو در خرابات       هر چند سکندر زمانی

یا حضرت امیر علیه السلام می فرمایند: «التجربة فوق العلم» تجربه بالاتر از علم است، یک استادی که اولاً عالم و دانشمند است ثانیاً دارای تجربه است اگر در مقام یک مشاور قرار بگیرد طبیعتاً می تواند یک نقشۀ راه صحیحی را برای انتخاب همسر و ازدواج و شیوه زندگی به شاگردش ارائه دهد و من مطمئن هستم اگر این شیوه شکل بگیرد آسیب خانوادگی در میان طلاب بسیار کاهش پیدا می کند ولیکن الان ما متاسفیم که آسیب‌های خانوادگی در میان طلاب وضعیت‌اش چندان بهتر از قشرهای دیگر نیست.

 

آیا در گذشته هم اساتید در این زمینه‌ها به طلاب خود مشاوره می داده‌اند؟

 

حتماً همین طور بوده است، عرض کردم در گذشته رابطه یک رابطه پدر و فرزند بوده طبیعتاً پدر به فرزند خودش آنچه تجربه و امکانات فکری و مشاوره‌ای دارد منتقل می کند، لازمۀ آن رابطه پدری و فرزندی همین مشاوره در امر ازدواج هم بوده است.

 

وضعیت موجود چگونه است آیا اساتید چنین مشاوره‌هایی با طلاب خود دارند؟

 

در موارد بسیار اندکی مشاوره میان استاد و شاگرد امروز در حداقل است اگر متولیان امر امروز یک ساماندهی را شکل ندهند وضعیت در آینده هم بهتر از امروز نخواهد بود.

 

آثار و پیامدهای این مشاوره‌ها چیست؟

 

مهمترین اثر این مشاوره کاهش محسوس و فوق العاده اختلافات خانوادگی در قشر روحانیون است آن موقع اگر این روابط خانوادگی روحانیون تربیت شد در تربیت قشرهای مختلف جامعه هم موثر خواهد بود، شما فرض کنید یک فامیلی که یک روحانی در میان آنها هست وقتی که رابطه میان همسر و شوهر یک رابطه حسنه‌ای باشد خود به خود الگو برای بقیه فامیل هم می شود بنابراین در مرحله اول آسیب‌ها را در قشر روحانی پایین می آورد در مرحله دوم آسیب‌ها را در جامعه کاهش خواهد داد.

 

پرداختن به این مباحث چه حساسیت هایی را دارد؟

 

طبیعتاً ممکن است همه آقایان اساتید نتوانند در این زمینه مشاوران خوبی باشند بنابراین مهمترین حساسیت آن این است که آقایان اساتیدی که خودشان را صالح می دانند اما صلاحیت کامل را ندارند از دیگران استفاده بکنند که خدای ناکرده مشاوره معکوسی را منتقل نکنند یعنی طبیعتاً برخی از اساتید در این زمینه کار کردند و تخصص بهتری دارند، هیچ مانعی ندارد از اینکه آقایان اساتید جلساتی را از محضر اساتیدی که تخصص در امور مشاوره خانوداه دارند استفاده کنند بعد به مشاوره بپردازند.

 

استادی که بخواهد در این امور ورود کند باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟

 

به هر حال مهمترین ویژگی این است که یا تخصص در امر مشاوره داشته باشند یا اگر ندارند دوره کوتاه مدتی را از محضر اساتید مشاوری که متخصص هستند و اتفاقاً از قشر روحانی خود ما هم هستند استفاده بکنند.

 

آیا نیاز هست که در حوزه هم مراکز مشاوره راه اندازی شود تا طلاب بتوانند مراجعه کنند؟

 

حتماً همینطور است و این نیاز بوده و تا مقداری اقداماتی صورت گرفته هم توسط مدیریت محترم حوزه مرکز مشاوره‌ای تشکیل شده، هم توسط «جامعة المصطفی العالمیه» و هم اخیراً توسط نشست دوره‌ای اساتید مرکز مشاوره‌ای را ترتیب داده‌اند اما نیاز به حمایت و گسترش و نهادینه کردن این مراکز مشاوره است یعنی این بهایی که باید به آن داده شود هنوز به این مراکز داده نشده است.

 

در پایان اگر نکته نظر دیگری دارید بیان بفرمایید؟

 

فقط عرض بنده همان نکته‌ای است که در مقدمه گفتم الان تکرار می کنم ضمن تشکر از انتخاب زیبای این موضوع من مستدعی هستم که موضوع را در جلسه آینده نشست دوره‌ای اساتید هم ادامه دهید و گزارشی از این جلسه ارائه بشود که صرفاً یک جلسه بدون پیگیری نباشد ان شاالله جلسه کاربردی باشد./220/51/20

 

نوع مطلب:

چ, 02/30/1394 - 04:54

دیدگاه جدیدی بگذارید