عدم تضاد تکفیری‌ها با صهیونیسم بین الملل و ساخته شدن هر دو برای مبارزه با تفکر اسلام ناب

استاد علی احتشام

اشاره: در تاریخ سیاسی اسلام، حوادث و رویدادهایی وجود دارد که پس از گذشت بیش از هزار سال همچنان برای مسلمانان و حتی غیر مسلمانان موضوعات قابل توجهی در بر دارد.

 

شکل گیری و پیدایش جریانی که در تاریخ اسلام به «خوارج» معروف شدند از جمله این موارد است که بی تردید بازخوانی و بررسی همه جانبه ماهیت آن می تواند در تعمیق شناخت و آگاهی شیعیان و مسلمانان و همچنین تحلیل و برسی جریانهای تکفیری نوظهور بسیار مؤثر باشد و حتی در برخی شرایط، شناخت این جریان از استراتژیک ترین مسائل حکومت اسلامی تلقی می شود.

 

پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید در آستانه برگزاری اجلاسیه عمومی نشست با موضوع «نقد مبانی فکری جریانات تکفیری» در گفتگو با استاد علی احتشام به بازخوانی تفکر تکفیر در صدر اسلام و جهان معاصر و راهکارهای مقابله با آن پرداخته است که متن آن در ذیل می آید:

 

1ـ لطفا در رابطه با منشا پیدایش تفکر تکفیر و سیر تاریخی این تفکر در جوامع مسلمین توضیحاتی بفرمایید؟

 

پیرامون بحث تکفیر خصوصا در سالهای اخیر بعد از پدید آمدن گروهک هایی مثل داعش یا النصره یا جیش الاسلام که باز خوردها و بازتابهای تفکر وهابیت و قبل از محمد ابن عبد الوهاب، ابن تیمیه است باید از دو زاویه و دو دیدگاه تحلیل کرد.

 

یک نگرش و دیدگاه، دیدگاه دینی و خواستگاه و زایشگاه این فکر از صدر اسلام تاکنون است و دیدگاه دوم دیدگاه سیاسی و بازخورد سیاستهای استعمارگران و مستکبرین آنهاست.

 

بدون تردید خواستگاه این تفکر، تحجر و فاصله گرفتن از اسلام نابی است که از غدیر شروع شد عده ای نخواستند که از مدینه علم نبی صلی الله علیه و آله  و سلم امیرالمومنین علیه السلام استفاده کنند که علی القاعده در طول زمان یا متقدم می شدند یا متأخر، متقدمها معمولا سر از مرق و انحراف خوارج در می آوردند و متاخرها هم از گردونه زمان عقب می افتادند و به موقع نمی توانستند به وظیفه عمل کنند.

 

آنچه که خوارج در جنگ صفین انجام دادند و در برابر خلیفه و امام مسلمین سر به تمرد گذاشتند نقطه آغازین این تفکر انحرافی در بستر تحجر و دوری از مبانی اصیل دین بود. از نشانه ها و آثار این تفکر متحجرانه برداشت سطحی از آیات و روایات و جمود نسبت به بعضی از ظواهر الفاظ است. کلمه ترکیبی «لا حکم الا لله» و لو در قرآن است اما چون تحلیل عقلانی نبود و نمی توانستند درک کنند همان خدایی که فرموده «لا حکم الا لله» امر کرده که «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» اگر «لا حکم الا لله» درست است پس این آیه چه می فرماید که باید از خدا و پیامبر و صاحبان امر اطاعت کرد؟

 

2ـ لطفا به نمونه هایی از عقائد و تفکرات این فرقه ها اشاره بفرمایید.

 

این نهضت تحجر مآب تکفیری به جایی رسید که هرکس که مقابل اینها با تمسک به آیات و روایات استدلال اینها را رد می کرد قبول نداشتند و کافر می پنداشتند حتی مرتکب کبیره را حکم به کفر کردند و از مشکلات تاریخی اسلام و مسلمین در کنار کسانی که به قیاس تمسک کرده اند و دین را از گردونه تعبد بیرون برده اند و در مقابل نص اجتهادهای بی دلیل انجام داده اند اگر یک لبه قیچی تمسک به قیاس بود لبه دیگر قیچی تمسک به ظواهر بدون استفاده از عنصر عقل و برداشتهای آن بود که در طول تاریخ این نگرش وجود داشت. ابن تیمیه که به این تفکر خارجی و متحجرانه سر و سامانی داد نه تنها مکتب تشیع بلکه بسیاری از نمادهای دینی رایج در جهان اسلام را انکار کرد.

 

وی توسل به انبیا علیهم السلام، استفاده از مظاهری که انبیا و اولیاء و معصومین علیهم السلام داشتند، تمسک به صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، تجلیل و تعظیم از قبور آنها و در گرفتاریها پناه بردن و دعا کردن و واسطه قرار دادن و شفاعت انبیاء و اولیاء علیهم السلام و تمام اینها را زیر سؤال برد.

 

وی برای اینکه با آن نحله تحجر مآبانه خود بتواند در مقابل تفکر رایج مسلمین بایستد تلاش فراوانی کرد درحالیکه هم از شیعه و هم از اهل تسنن مقابل این تفکر و انحراف بزرگ همواره در طول تاریخ موضع داشته اند.

 

3ـ در سالهای اخیر چه کسانی سعی در تقویت این طرز تفکر و این گروههای تکفیری داشته اند و انگیزه آنها چه بوده است؟

 

به خاطر سختگیریهایی که بر علیه ابن تیمیه و و تفکر وی شد مدتی این نظریه و تفکر در حالت اغماء بود تا اینکه تفکر تحجر مآبانه خارجی گری و تکفیر دیگران پشتوانه سیاسی پیدا کرد. وقتی که در قرون اخیر استعمارگر پیر انگلیس دید این تفکر برای ایجاد اختلاف در میان مسلمین تفکر قابل اعتنایی است و با سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن آنها جور است با یافتن شخصی به نام محمد ابن عبدالوهاب که از پیروان ابن تیمیه بود توانستند از نظر دینی او را مرجع قرار دهند و از نظر سیاسی هم خاندان آل سعود را پشتوانه این طرز تفکر قرار بدهند تا بتوانند در این منطقه مهم که از نظر منافع اقتصادی و فرهنگی منطقه مهمی است در برابر مسلمین همواره نقطه ای برای ایجاد اختلاف و کارخانه ای برای صدور اختلاف تاسیس کرده باشند یعنی حتی مقدمه تشکیل اسرائیل را به ظهور این فرقه می توان مستند کرد.

 

وقتی که این فرقه در میان مسلمین پیدا شدند و در منطقه ای برای حفظ خود نیاز به تایید حامی خارجی داشتند همواره باید ابرقدرتی پیدا می شد در برابر خیل عظیم مسلمین این فکر را تقویت می کرد لذا همیشه تفکر وهابی برای بقاء و استمرار نیاز به حامی خارجی داشته است. وقتی این حامی خارجی پیدا می شد به راحتی تابع سیاستهای همان نیروی حامی بودند.

 

وقتی نیروی حامی بعد از جنگ جهانی دوم احساس کرد نیاز به یک پادگان در منطقه برای کنترل کشورهای اسلامی هست و نطفه اسرائیل بسته شد لذا جزء کسانی که همواره مؤید بوده اند همین طرز تفکر بوده است که با بقیه مسلمین در جنگ و ستیز هستند ولی با صهیونیست بین الملل هیچ دوئیت و تضادی ندارند بلکه هر دو ساخته شده اند برای مبارزه با تفکر اسلام ناب.

 

4ـ تحلیل شما از تکفیری های امروزی چیست؟

 

به طور اجمال و خلاصه باید گفت: آنچه در جهان کنونی برای تحلیل داعش و امثال داعش مهم است این است که اینها گروههای خودساخته نیستند بلکه گروههای ساخته و پرداخته سیاستهای مستکبرین عالم هستند. داعش جنگ نیابتی از آمریکا و اسرائیل و انگلیس انجام می دهد. به همان میزان که با ساماندهی شیعیان جنوب لبنان و سوریه و یمن دشمن احساس خطر کرد آنها در مقابل برای اینکه بتوانند اسلام ناب را در مضیقه قرار دهند وسایل مادی و حمایتهای معنوی برای تقویت این طرز تفکر را فراهم کردند.

 

وقتی آمریکا دید در دو جنگ بزرگی که خود مباشر بود نتوانست به اهداف استعماری خود در منطقه برسد به جنگ نیابتی روی آورد و این جنگ نیابتی آمریکا و اسرائیل را بهترین کسی که می توانست انجام دهد و مقاومت اسلامی منطقه را از بین ببرد توسط گروههای متحجر تکفیری با استفاده از جهل و جهالت جوانها و نوجوانهایی که از مسائل پشت پرده خبر نداشتند توانست رقم بزند.

 

5 اهداف این گروههای تکفیری مثل داعش چیست؟

 

متاسفانه آنچه که ما امروز از اهداف اینها می بینیم چند هدف بسیار مهم است؛ هدف اولیه آنها خراب کردن اصل اسلام و ارائه اسلام خشن اسلام بی عاطفه و بدون تفکر و عقلانیت که بتوانند اسلام را در دنیا به سبک اسلام داعش در مقابل کسانی که تشنه اسلام ناب هستند حتی در بین کشورهای اروپایی یکی از دغدغه های اصلی گرایش های شدید به اسلام است بتوانند کنترل کنند بگویند اسلامی که شما به دنبال آن هستید مظهرش دولت اسلامی عراق و شام است. با این جنایتها این یکی از هدفهایشان که تخریب چهره اسلام و مسلمین است.

 

هدف دومشان از تقویت این طرز تفکر تکفیری ایجاد اختلاف بین کشورهای اسلامی است. همه به یاد داریم که در قضیه حمله داعش به سوریه حتی کشور تازه انقلاب کرده و از طاغوتی مثل حسنی مبارک جدا شده را به نفع داعش و بر علیه نظام سوریه وادار کردند و بعضی از کشورهایی که تا یک دهه قبل جزو محور مقاومت بودند و در برابر اسرائیل موضع قوی داشتند توانستند در مسائل حمایت از داعش یا به کمک مالی یا کمک لجستیکی و نیروی نظامی یا استفاده اطلاعاتی یا بهره وری از تکنیکهای پزشکی و بیمارستانی وارد کنند که بتوانند آنها را روی پای خود نگه دارند.

 

هدف سومی که دارند در تقویت داعش این است که بتوانند در آینده اگر اسرائیل احساس خطر و نگرانی کرد هر وقتی کسی خواست با اسرائیل منازعه ای داشته باشد از نیروهای حامی برای اسرائیل در منطقه از این طرز تفکر استفاده کنند لذا در طول این چند سال که به عنوان دولت اسلامی عراق و شام ابراز وجود کرده است سراغ نداریم جایی بر علیه اسرائیل و منافع اسرائیل اقدامی کرده باشند.

 

بنابراین نتیجه بحث تا اینجا این می شود که اگر خوستگاه و زایشگاه این تفکر تحجر و استفاده ظاهری از نصوص و روایات بوده است در ادامه بقاء و استمرار این طرز تفکر با پشتیبانی های مستکبرین عالم و استعمارگران همراه شده است تا عامدانه و عالمانه بتوانند از این عنصر اختلاف افکن در میان مسلمین به نفع منافع خودشان استفاده کنند.

 

6 به نظر حضرتعالی راهکارهای مقابله با این گروه های تکفیری از سوی جوامع مسلمین چیست؟

 

قطعا هر چالش و آسیبی باید مورد کنکاش و بررسی قرار بگیرد تا مناسب با آن چالش و آسیب ابزار لازم و مناسب به حسب زمان و مکان پیدا شود در مورد هدف اولی که ارائه چهره مخدوش از اسلام ناب است می توان به چند راهکار اشاره کرد.

 

راهکار اول برگزاری همین همایشها است .همایشهای تبیینی نه تنها برای خواص حتی برای عوام هم تاثیر گزار است چرا که امروز این طرز تفکر بیشترین بهره را از عوام اهل تسنن می برد. وقتی که به موصل وارد شدند بسیاری از جوانهای نادان و فریب خورده را مسلح کردند و بازوی نظامی خود را از همین جوانان اهل تسننی که از مسائل پشت پرده خبر نداشتند تشکیل دادند. قصدشان در تصرف سامرا این بود که اهل تسنن آنجا را هم مسلح کنند که الحمدلله در آنجا موفق نشدند. بنابراین در دو بُعد باید نیروهای اصیل وجهه همتشان تبیین باشد، یکی نسبت به خواص که لازمه این تبیین بحثهای استدلالی و فنی است اما تبیین نسبت به عوام با استفاده از رسانه ها، فیلم، هنر هفتم و حتی استفاده از فراورده های جدید برای ساختن اذهان کودکان از همان اول تلاش کرد یعنی همانطور که دشمن به گونه ای پیش رفته است که حتی از کودکان برای داعش جذب نیرو کرده است ما باید با ساختن بازی های کامپیوتری که بتواند این وجهه اسلام را به جای خشونت و شمشیر کشی و تیر اندازی وجهه رحمانی نشان بدهد انیمیشنهای مناسب که این چهره رحمانی اسلام را نشان دهد چون دنیای امروز دنیای فن آوری و تکنولوژی هنری است نمی شود تنها با تولید کتاب و مقاله به جنگ این طرز تفکر رفت باید از همه ابزارها استفاده کرد.

 

پس بخشی از مبارزه تبیینی ما با این طرز تفکر جاهلانه و مرتجعانه همایشها است اما برد همایشها بیشتر برای خواص است. برای توده های ناآگاه باید از ابزارهای فنی هنری و تکنیکهای روز استفاده کرد که راهکار بسیار مهمی است. همانطوری که امثال هالیوود برای مخدوش شدن چهره اسلام از همین ظرفیتهای خشن آلود استفاده می کند ما باید جنبه های رحمانی اسلام را در فیلمها و فراورده های جدید هنری به دنیا اعلام کنیم.

 

از راههای دیگری که بسیار مؤثر است این است که در نظامهای اداری کشورهای اسلامی بتوانیم همه طرز تفکرها را به اندازه سهم خودشان در قدرت و اداره وارد کنیم. در قضایای عراق وقتی که در انتخابات مجلس قانون گذاری عراق اهل تسنن رأی چندانی نیاوردند مرجعیت بیدار شیعه حضرت آیت الله العظمی سیستانی حفظه الله از موضع یک فقیه روشن و بیدار به مسئولین توصیه کرد در نوشتن قانون اساسی از اهل تسنن هم استفاده کنند ولو رأی نیاورده بودند و حضور نداشتند ولی کشوری که به هر حال 30 یا 40درصد اهل تسنن در استانهایی در آنجا حضور دارند نمی شود قانون اساسی نوشت منهای آنها چون به مرور زمان دشمنان خارجی از این کنار بودن سوء استفاده می کنند.

 

این مطلب مورد اهتمام اهل بیت علیهم السلام هم بوده است. اگر روایاتی داریم که اهتمام داشته باشید اقتدا کنید به اینها کسی که پشت اینها نماز بخواند «کمن صلی خلف رسول الله صلی الله علیه و آله» این به جهت این است که چه بخواهیم و چه نخواهیم خیل عظیمی از دنیای اسلام امروزه با تفکر مکتب خلافت اهل تسنن اداره می شود. اگر بنا باشد ما همه جا موضع بگیریم در قبال نتیجه اش زایش تفکرهای چنینی برای مبارزه با شیعه و مکتب اهل بیت علیهم السلام خواهد بود. اینکه سفارش کرده اند در عیادت آنها حضور داشته باشید، به تشییع جنازه آنها حاضر شوید چون حضرات معصومین علیهم السلام پیش بینی می کردند که همواره اختلاف عقیدتی نطفه اختلاف در سنت و سیرت زندگی را به واسطه خباثت دشمنان اسلام در پی خواهد داشت لذا توصیه می کردند با حفظ عقیده شیعه بداند که در میدان عمل نباید این اختلاف عقیده را وسیله ای برای مبارزه و دشمنی قرار بدهند چرا که ما دشمن مشترک داریم. منافقین و کفار و مشرکین و صهیونیسم بین الملل تشنه به خون فرزندان اسلام از هر دو طرف اهل تسنن و شیعه هستند.

 

از راهکارهای دیگری که بسیار می تواند در التیام این فضا مؤثر باشد چرا که فقط برخورد نظامی با این طرز تفکر کافی نیست برخورد نظامی فقط می تواند بخشی از مسأله را حل کند آنچه که مشکل را از اساس حل می کند برخورد و تبیین فرهنگی است. در تبیین فرهنگی باید جهات آسیب آفرین را شناسایی و حذف کرد. مثلا چگونه می شود امام معصومی که فرموده است در تشییع جنازه شان شرکت کنید اقتدا کنید در نماز جمعه هایشان حاضر باشید، امام صادق علیه السلام به زراره فرمود به نماز جمعه می روی یا نه؟ وقتی زراره گفت نه حضرت فرمود من دوست ندارم کسی از دوستان من باشد و در طول عمر در نماز جمعه ای شرکت نکرده باشد وقتی که او عرض کرد نماز جمعه را دیگران اقامه می کنند حضرت فرمود عیبی ندارد خوب نیست شیعه ای باشد و در عمرش نماز جمعه نرفته باشد.

 

قطعا نمی شود امام معصوم که با این دید وسیع راهکار اتحاد و تقیه مداراتی را ارائه کرده راضی باشد به اینکه علنا به مقدسات آنها توهین شود. این طرف نقیض است و تناقض صدر و ذیل لازم می آید. اگر بنا است دیگران را با لعن و سب به مقدساتشان تحریک کنیم تشییع جنازه و عیادت دیگر اثری نخواهد داشت. حتی پشت سر آنها نماز هم بخوانیم اثری دیگر نخواهد داشت و اینها را حمل خواهند کرد به ظاهرسازی ما بنابراین یکی از راهکارهای تبیینی مبارزه با این تفکر خطرناک منها کردن و حذف مبادی و مبانی و گویشهایی است که موجب سوءاستفاده دشمنان می شود و باعث ازدیاد دشمنی و دوئیت در ذهن اهل تسنن می شود، این هم یکی از راهکارها است که باید مد نظر باشد و الحمدلله فتاوای همه مراجع بیدار ما این است که سب و لعن آشکار به مقدسات اهل تسنن جائز نیست یعنی به اصطلاح امروز حتی ولایتی ترین مرجع تقلید ما هم از نظر سب و لعن آشکار و توهین به مقدسات آنها مقلدین خود را منع کرده اند و اگر کسانی علیرغم تاکید مراجع عظام باز هم بخواهند در این مسأله گام بردارند این یا ناشی از جهالت منغمر و متراکمشان است و یا ناشی از آلت دست شدن استعمارگران خارجی است./210/53/20

 

نوع مطلب:

د, 09/10/1393 - 19:45

دیدگاه جدیدی بگذارید