رابطه دو سویه فقه و حکومت در دوره صفویه

استاد صادق طهوری

رابطه دو سویه فقه و حکومت در دوره صفویه تاثیری شگرف بر فرهنگ و تمدن ایران اسلامی بجای گذارد و موجب رشد و تعالی علم و دیانت و ولایتمداری مردم این مرز و بوم گردید که تاثیر آن حوزه جغرافیایی خاورمیانه تا شبه قاره و بلکه فراتر را در برگرفت که در این مقال به بخشی از آن خلاصه وار اشاره می شود:

 

  

ا. تاثیر فقه در فرهنگ و تمدن دوره صفویه

اولین كسی كه دعوت دولت صفویه را اجابت كرد شیخ نورالدین كركی، معروف به محقق ثانی و توانست  در سایه این دولت به نشر فقه اهل بیت بپردازد. وی در زمان شاه اسماعیل صفوی و فرزندش شاه طهماسب، منصب «شیخ الاسلام» را به عهده داشت. حكومت صفوی، مشروعیت خویش را از او كه به عنوان «نایب الامام» شناخته می شد می دانستند. برای مثال، شاه طهماسب به محقق كركی می گفت: تو به حكومت سزاوارتری، تو نایب امام زمان(علیه السلام)هستی و من یكی از كارگزاران تو بوده و پیوسته اوامر و نواهی تو را اطاعت می كنم.

 

ب. تحولات و پیشرفت های فقه در این دوران

 

فقه دوره صفویه به سه بخش تقسیم می شود؛

1) مکتب محقق کرکی (م ۹۴۰) که وجه تمایز مکتب فقهی او با دیگران نخست استدلال های قوی او در هر مبحث فقهی و دیگر اجتهاد در مسائل جدیدی است که مورد نیاز حکومت شیعه صفوی است مانند حدود اختیارات فقیه، نماز جمعه، خراج و مقاسمه و نظایر اینها.

حسین بن عبدالصمد عاملی، عبدالعالی کرکی، بهاءالدین عاملی معروف به شیخ بهایی، میرداماد، جمال الدین خوانساری و عده یی دیگر از پیروان او هستند.

2) مکتب مقدس اردبیلی (م ۹۹۳) که در فقه روشی مستقل و خاص خود داشت و بر فکر و اجتهاد تحلیلی و تدقیقی بدون توجه به آرا و نظرهای پیشینیان متکی بود. گروهی از بهترین فقهای این دوره پیرو روش اردبیلی هستند.

3 ) اخباریان؛ گرچه مکتب اهل حدیث در اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم به دست متکلمان شیعی در هم کوبیده شد، لیکن معدودی از هواداران آن در گوشه و کنار باقی بودند، تا اینکه در اوایل قرن یازدهم بار دیگر این مکتب به وسیله محمدامین استرآبادی (م ۱۰۳۶) تجدید حیات یافت. این گرایش اجتهاد و تفکر تعقلی و تحلیلی را در فقه شیعی محکوم و به پیروی از ظواهر احادیث دعوت می کرد. این گرایش کم کم به عراق و بین النهرین نفوذ کرد و به مرور در ایران نیز هوادارانی یافت. اصفهان که بزرگ ترین مرکز علمی شیعه در آن ادوار بود بیشتر در دست اصولیان بود، هر چند مجلسی اول متمایل به اخباری گری بود و مجلسی دوم محمدباقر بن محمدتقی (۱۱۱۰) نگارنده مرآت العقول و بحارالانوار، خود می گوید که روش او حد وسطی بود میان اخباریان و اصولیان. زین الدین بحرانی (م ۱۰۶۴) این گرایش را از ایران به بحرین برد. اخباری گری از دهه های نخستین قرن دوازدهم بر همه مراکز علمی شیعه در ایران و عراق غلبه کرد و چند دهه فقه شیعی را در تصرف انحصاری خود داشت تا اینکه در نیمه دوم این قرن به وسیله وحید بهبهانی به سختی شکست خورد و از ایران و عراق به بحرین عقب نشینی کرد که هنوز هم در آنجا باقی است. از فقهای مشهور اخباری در این دوره ملامحسن فیض کاشانی و یوسف بن احمد بحرانی و محمدبن الحسن الحرالعاملی (م ۱۱۰۴) نگارنده وسایل الشیعه و سیدنعمت الله جزایری (م ۱۱۱۲) و عده یی دیگر هستند

جریان دینی دوره صفوی با دو تفکر اصولی آغاز شد. با مکتب محقق کرکی و مکتب مقدس اردبیلی. این دو مکتب فقهی که اصولی بود جریان حاکم در دوره صفوی بود. جریان اخباری نشانه هایش از دوره شاه عباس اول آغاز شد. البته این آغاز بسیار محدود بود و بیشتر در نیمه دوم قرن یازدهم جریان اخباری از طریق بحرین به سمت شیراز و سپس اصفهان آمد. فیض کاشانی یکی از کسانی بود که تحت تاثیر این جریان واقع شد و به تدریج یک فقیه اخباری – اصولی شد. یعنی اخباری گری او مقدم بر اصولگرایی او بود. پدر علامه مجلسی یعنی محمد تقی مجلسی هم همین مشی را حتی پیش از فیض داشت. اما از آخرین دهه قرن یازدهم و بیشتر در سه دهه اول قرن دوازدهم بود که جریان اخباری بر حوزه اصفهان و برخی از شهرها غلبه کرد. تازه معنای آن این نبود که اخباری گری کاملا غلبه کرده است. فاضل هندی که در جریان فتنه افغان و به احتمال ۱۱۳۷ درگذشت یک فقیه کاملا اصولی و در اصفهان محبوب بود. با این حال این درست است که مشی اخباری در اصفهان تحت تاثیر برخی از مناطق عربی – شیعی غلبه کرد. شبیه این جریان برای فلسفه و کلام هم رخ داد.

 

                  ج. برخی ویژگی های این دوره        

1.تنقیح احادیث كتب اربعه; بعضی اخبار موجود در كتب اربعه، ضعیف و غیرقابل اعتمادند. صاحب معالم، فرزند شهید اول اولین كسی بود كه با نوشتن كتاب منتهی الجمال فی الاحادیث الصحاح و الحسان تلاش شایسته ای در شناسایی اخبار موثق و غیرموثق ارائه داد.

2.تنقیح و تنظیم مبحث اصولی; صاحب معالم با نوشتن كتاب معالم الدین و ملاذالمجتهدین اولین قدم را در راه تنظیم و تبویب اصول فقه برداشت. این كتاب از گذشته تاكنون مورد توجه طلاب حوزه های علمیه بود. كتاب هدایة المسترشدین نوشته شیخ محمدتقی اصفهانی، یكی از كتاب های مهم اصولی در شرح كتاب معالم الدین است. كتاب اخیر مورد توجه مرحوم شیخ انصاری بود. از این رو، در نوشتن كتاب فزائد الاصول تنها به مباحث «قطع، ظن و شك» اكتفا كرد.

3. تدوین فقه; كتاب لمعه و شرح لمعه نوشته شهید اول و شهید ثانی، كتاب فقهی مختصر در استدلال های فقهی است. كتاب فقهی دیگر مدارك الاحكام فی شرح شرائع الاسلام نوشته سیدمحمد موسوی عاملی (متوفای 1009 هـ. ) است.

4.تدوین قواعد فقهی; منظور از «قاعده فقهی»، احكام كلی فقه است كه فقیه با استفاده از آن می تواند حكم مصادیق جزئی و فرعی را بیان كند. شهید اول با نوشتن كتاب القواعد و الفوائد اولین كسی است كه قواعد فقهی را در دو جلد جمع آوری كرد. این كتاب شامل «330 قاعده» و حدود «100 فائده» می باشد.

5.دائرة المعارف های اسلامی و فقهی تدوین شدند; مانند بحارالانوار، وسائل الشیعة، الوافی. بحارالانوار حدود 110 جلد است كه نه تنها بزرگ ترین بلكه اولین دائرة المعارف جهان اسلام است. به عبارت دیگر، پیش از آن، هیچ دائرة المعارفی به این وسعت و عظمت نگارش نشده است.

 

د. توجه فقهاءبه  مسائل جدید و مقتضیات زمان

علماء دوره صفویه توجه کامل و وافری به پاسخ گویی نیازها و سوالات روز داشتند مثلا مرحوم شیخ بهایی رساله فقهی در پاسخ به درخواست شاه عباس می نگارد و به زبان روز احکام مربوط به مسائل مبتلا به آن زمان را بیان می کند

در مقدمه زیبای کتاب جامع عباسی می نویسد :

امّا بعد چون توجّه خاطر ملكوت ناظر اشرف اقدس كلب آستان على بن ابى‌طالب عليه السلام «شاه عبّاس الحسينى الموسوى الصفوى بهادرخان» كه اسم اشرفش از بيّنات «خلّداللّه ملكه» [1] هويدا و ظاهر است، به انتشار مسايل دينى و اشتهار معارف يقينى مصروف و معطوف است، و ارادۀ خاطر اقدس آن است كه جميع خلايق و شيعيان و غلامان حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام عارف به مسايل دين مبين و واقف بر احكام حضرات ائمّه معصومين- صلوات اللّه عليهم اجمعين- باشند، لهذا امر اشرف اقدس عزّ صُدور يافت كه اين بنده دعاگوى «بهاء الدّين محمّد عاملى» كتابى ترتيب نمايد كه مشتمل باشد بر مسايل ضرورى دين مثل وضو و غسل و تيمّم و نماز و زكات و حج و جهاد، و زيارت حضرت رسالت پناه و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و باقى حضرات ائمّه معصومين عليهم السلام و ايّام مولود و وفات ايشان، و مسايلى كه اغلب اوقات به آن احتياج واقع مى‌شود، مثل مسايل وقف و تصدّق و بيع و نكاح و طلاق و نذر و كفّاره دادن و بنده‌

______________________________
[1] زُبُر كلمۀ «شاه عبّاس» به حساب حروف أبجد عدد 439 است، و بيّنات «خلّد اللّه ملكه» نيز 439 مى‌باشد.

آزاد كردن، و مقدار خونبهاى [قتل] آدمى و مقدار خونبهاى قطع اعضاى او و زخمهايى كه شخصى بر شخصى بزند، و آدابى كه از حضرات ائمۀ معصومين- صلوات اللّه وسلامه عليهم اجمعين- نقل شده در باب طعام خوردن و آب نوشيدن و رخت پوشيدن و شكار كردن و امثال آن امتثالًا لأمر الأشرف الأرفع اين كتاب سمت تحرير يافت، و مسائل آن را به عبارات واضح نزديك به فهم مؤدّى ساخت تا جميع خلايق از خواصّ و عوامّ از مطالعۀ آن نفع يابند و بهره‌مند گردند، و ثواب آن به روزگار فرخنده آثار نوّاب اقدس همايون- خلّد اللّه مُلكه- عايد گردد و اين كتاب را به «جامع عبّاسى» موسوم ساخت. واللّه ولىّ التوفيق وعليه التكلان.

ه. رابطه بین فقه و فقهاء و تحولات سیاسی

در فقه شیعه، همیشه اصل بر همکاری با حکومت ها برای حفظ منافع شیعیان بوده که در اقلیت قرار داشتند. شیعیان در دوره خلفای عباسی و بعدها در دوره دولت های مستقل ایرانی مانند سلجوقی ها مناسبات مثبتی با حکومت داشتند. حتی در دوره ایلخانان مغول نیز این روابط مثبت و مساعد است. آنان برای این اقدام خود توجیهات فقهی هم داشتند. شاید یکی از قدیمی ترین رساله‌های مستقل فقهی در باره همکاری باحکومت رساله سید مرتضی باشد که بارها تحلیل شده است. در عمل هم رویه علما همین طور بوده است. آنچه از علمای شیعه در آن ادوار شهید شده اند کسانی هستند که مثل شهید اول یا ثانی به دست متعصبان مذهبی به شهادت رسیده‌اند و الا خود آنها همواره رویه تقیه را عمل می کردند. این همکاری با دولت صفوی صورت جدی‌تری گرفت. تحلیل آنها این بود که بالاخره بعد از هزار سال یک دولت شیعه تشکیل شده و لزوم همکاری با آن بیشتر گذشته است. با این حال، بنیاد فقه شیعه همان طور که شما گفته اید روی مفهوم امامت است نه سلطنت. این اساس کار است. بنابرین شما باید بین دو نکته جمع کنید. اول این که همکاری با سلاطین در نظر و عمل امری پذیرفته شده بوده. ثانیا اینکه مشروعیت روی مفهوم امامت است نه سلطنت. بدین ترتیب همیشه نوعی کشمکش مفهومی میان این دو مسأله وجود داشته و هر بار، هر کدام که شرایط بروز بهتری یافته، به همان عمل شده است.

در ایران دولت همیشه متاثر از شریعت بوده است.

وقتی این دولت شیعی شد، فقه شیعه مبنا قرار گرفت.

 با این حال بخشی از دولت با عرف خاص خود کار دارد. به ویژه سلطنت و اخلاقیات سلطنت نقش مهمی در آن داشت.

 در دوره صفوی ترکیبی از عرف و شرع بر دولت حاکم بود.

عرف نیز بخشی از آن اخلاقیات سلطنت از نوع سنتی آن و قواعدی بود که در تفکر سیاسی _ اخلاقی ایرانشهری وجود داشت.

 

ـ اغلب علمای شیعه از حکومت صفوی حمایت می‌کنند از امکانات حکومتی برای بسط و ترویج نظرات خود استفاده می‌کنند.

در میراثی که از تاریخ این دوره باقی مانده جریان انتقادی مهمی نمی شناسیم. انتقادها معمولا ساده و با حفظ حرمت اساس دولت صفوی است.

 برای علمای حاضر در دولت صفوی، این دولت یک نعمت خدادادی بود که پس از هزار سال نصیب شیعه شده است. انتقادها از نوع آنچه مثلا محمد تقی مجلسی مطرح می کرد یا برای مثال عبدالحی رضوی در کتاب حدیقه الشیعه خود مطرح کرده،

 بیشتر انتقادهای درونی و ساده از رفتارهای عادی است.

و. وضعیت فقه سیاسی شیعه در این دوره و نقش آن در تمدن شیعی

 

در آن شرایط تاریخی و در این پهنه جغرافیایی، جز به وسیله تشیع نمی توانستند بدین هدف برسند، زیرا دو رقیب سرسخت چون امپراتوری عثمانی در غرب و ازبک خان شیبانی در شرق با ادعای تسنن قدعلم کرده بودند و تنها انگیزه یی که می توانست اکثریت مردم ایران مرکزی و خراسان را علیه دشمن یا دشمنانی بسیج کند، تشیع بود، اما این انگیزه مورد سوءاستفاده سیاسی شدید شاهان صفوی قرار گرفت و به سود استعمارگران که به تازگی شروع به حرکت به سوی شرق کرده بودند، تمام شد.

 

ز. تأثیرگذاری فقه شیعه بر دیگر حوزه­های تمدنی

بعضی ویژگی های این دوره

فقه داخل اجتماع و حكومت سیاسی شد و فقها نیز مسئولیت اجتماعی و سیاسی پیدا كردند.

و موضوعات و مسائل مستحدثه فقهی و فقه الاجتماع و مدیریت جامعه از اینجا کلید خورد وپیش زمینه های تئوریک آن آماده گشت./0/0/20

 

نوع مطلب:

ي, 11/19/1393 - 00:23

دیدگاه جدیدی بگذارید