یادی از شیخ الفقهاء، آیت الله العظمی حاج شیخ محمد علی اراکی

استاد محمد صادق الهی قمی

بسم الله الرحمن الرحیم

 

خداوند تبارک و تعالی، انبیای عظام و ائمه کرام علیهم السلام را به عنوان الگو برای بشریت معرفی نموده است. قرآن کریم در خصوص پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می­فرماید: (لَقَدْ كانَ لَكُمْ في‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ)؛[1] کما اینکه در مورد ابراهیم خلیل الرحمن علیه السلام نیز می­فرماید: (قَدْ كانَتْ لَكُمْ اُسْوَةٌ حَسَنَةٌ في‏ إِبْراهيمَ وَ الَّذينَ مَعَهُ). کسی که در پی مبدأ و معاد است و با این باور، سعادت و کمال را می­جوید، با تمسک به این الگوها در مسیر­ سعادت قرار گرفته و به آن غایت مقصود نائل می­شود. خصوصیت الگو، ایصال الی المطلوب است؛ یعنی انسان سرگشته را با نور هدایت، از ظلمت گمراهی نجات می­بخشد؛ لذا در ادامه آیه می­فرماید: (لَقَدْ كانَ لَكُمْ فيهِمْ اُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ).[2]

 

 

عالمان دین و فقیهان عظام نیز در ادامه راه انبیا و ائمه علیهم السلام، راهنمای امت، جهت طی کردن مراحل ترقی و کمال هستند، تا آدمی را در فراز و نشیب حیات دنیوی، هدایت و رهبری کنند و در نهایت تا رسیدن به یوم­الموعود ارشاد نمایند.

 

حضرت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله و سلم که خود بالاترین اسوه هستند، در معرفی جایگاه عالمان می­فرمایند: «العلماء قادة و المتّقون سادة و مجالستهم زيادة»[3] یعنی عالمان دینی، رهبران جوامع هستند و سرّ این توصیف آن است که علماء، حامل ودیعة الله فی الارض و امانتداران آن هستند؛ کما اینکه آن حضرت در جای دیگر می­فرماید: «العلم وديعة اللّه‏ في‏ أرضه، و العلماء امناؤه عليه‏»[4] و یا آنجا که فرمود: «رَحِمَ‏ اللَّهُ‏ خُلَفَائِي،‏ فَقِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ خُلَفَاؤُكَ قَالَ الَّذِينَ يُحْيُونَ سُنَّتِي ويُعَلِّمُونَهَا عِبَادَ اللَّه‏».[5] از مجموع این روایات، اعتبار کلام علما و حجیت آن نزد شارع فهمیده می­شود. همان مضمونی که حضرت ولی عصر ارواحنا فداه در عبارت «فَإِنَّهُمْ‏ حُجَّتِي‏ عَلَيْكُمْ‏ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْهِم»[6] به آن تصریح می­فرمایند.‏

 

پس از غیبت حجت بن الحسن العسکری عجل الله تعالی فرجه الشریف، سکان هدایت به دستان مبارک امثال شیخ صدوق افتاد، که امام حسن عسکری علیه السلام خطاب به ایشان می­فرماید: «اوصیک یا شیخی و معتمدی و فقیهی ...»[7] که اینگونه تعابیر از عظمت مقام علم و عالم حکایت دارد؛ همچون شیخ طوسی­ها و شیخ مفیدها از علمای سلف الی زماننا هذا، که در طول عمر بابرکت خویش در هدایت تشیع و زنده نگاه داشتن فقه جعفری و تاریخ نورانی اهل بیت علیهم السلام و روایات ایشان نهایت تلاش خود را ‌نمودند.

 

از جمله فقهای گلستان فقاهت، بقیة الماضین شیخ الفقها والمجتهدین حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ محمد علی اراکی «قدّس الله نفسه الزکیه» است که سیره انبیاء و ائمه معصومین علیهم السلام را سرلوحه حیات خویش قرار داد و همچون فقهاء ‌سلف زندگی کرد.

 

 

 

ایشان در خاندان علم و فضیلت، با تربیت پدری روحانی و متقی، و در دامان مادری از سلاله رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم مراحل ترقی را طی نمود.

 

پس از آن در محضر علمای بزرگ و اساتید مبرزی همچون حضرات آیات حاج شیخ جعفر شیثی، حاج شیخ محمد سلطان­العلماء صاحب حاشیه بر کفایة الاصول و حاج آقا نورالدین اراکی شرکت کردند؛ اما بیشترین استفاده را از محضر درس آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری مؤسس حوزه علمیه قم برده، و از متقدمین حوزه درس حاج شیخ بودند و مدارج عالی علمی و فقهی را نزد ایشان کسب نمودند، تا آنجا که آیت الله اراکی را گنجینه علم حاج شیخ می­دانستند، و آنقدر ارتباط بین این شاگرد و استاد نزدیک و قوی بوده که به دست مبارک مرحوم حائری ملبس به لباس روحانیت شده و امر ازدواج ایشان هم با عنایت حاج شیخ فراهم می­گردد.

به نظر می­رسد این ویژگی­ها در زندگی پربار آیت الله العظمی اراکی بسیار شاخص و ممتاز بود:

 

1. احاطه و تسلط کامل ایشان بر مسائل علمی و غوامض فقهی و اصولی؛ گواه بر این جهت، مکتوبات و نوشته­های ایشان است که در قالب مجلدات متعدد به چاپ رسیده و در اختیار علما و فضلای حوزه قرار گرفته است.

 

توغّل در مباحث اصولی و فقهی و نحوه استظهار ایشان از آیات و روایات، زبانزد فقهای هم­عصر خود می­باشد. یکی از بزرگان می­فرمود: این دقت ایشان در ارائه مطالب دقیق علمی چیزی نبود که صرفاً برگرفته از مباحث علمی و کنکاش در آنها حاصل شده باشد؛ بلکه تقوا و ورع مثال­زدنی آقای اراکی حقیقتاً در این امر اثرگذار بود که «العلم نورٌ یقذفه الله فی قلب من یشاء».

 

 

درس ایشان به شهادت بزرگان حوزه، خارجِ خارج بود؛ زیرا مباحثی که ارائه می­دادند حشو و زوائد نداشت و کاملاً متقن بود؛ لذا با اینکه حوزه درس گسترده­ای نداشتند؛ اما شاگردپروری ایشان در حوزه فعلی کاملاً مشهود است و بسیاری از استادان باسابقه و برجسته حوزة علمیه از محضر او كسب فیض نموده­اند.

 

2. تأکید خاص بر مسأله تولی و تبری به عنوان عامل اصلی رشد معنوی؛ رساله ایشان در باب ولایت و امامت امیرمؤمنان علیه السلام نمونه­ای است از توجه به مسألة ولایت و وظیفه­ای که در احیای این امر احساس می­کردند. حالت حزن و چشمان اشکبار ایشان در مجالس عزای خاندان نبوت علی الخصوص أباعبدالله الحسین علیه السلام به یادماندنی است.

 

3. اهمیت به اوقات نماز و تهجد و شب­زنده­داری؛ این امر در نماز جماعت مدرسه فیضیه و حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها و در نماز جمعه در مسجد امام حسن عسکری علیه السلام و حرم مطهر، کاملاً مشهود، و در نوع خود ممتاز و بی­نظیر بود. نمازهایی که با حضور قلب، طمأنینه و اشک همراه، و بدین جهت محل اجتماع مؤمنین، علما و اعاظم حوزه، همچون امام خمینی رحمةالله علیه بود که به فرموده آیت الله اراکی، پاكي نفس و طهارت روح در شخصیت ایشان نمود داشت.

 

نزدیکان ایشان بارها شاهد بودند که آیت­الله اراکی نیمه­های شب از میان سجاده عبادت برخاسته، بر بام منزل می­رفتند و رو به سوی حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها دقایقی طولانی را به نجوا و دعا می­گذراندند.

 

4. زهد، تقوی و پرهیز از تعلقات و مقامات دنیوی؛ در واقع ایشان یکی از مصادیق بارز فرمایش امام حسن عسکری علیه السلام بود که فرمود: «فَأَمَّا مَنْ كَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ‏ حَافِظاً لِدِينِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يُقَلِّدُوه‏». وی از اعماق وجود‌ به مبدأ و معاد و مکتب اهل بیت علیهم السلام معتقد بود و در حقیقت، این حالت نورانی و این برجستگی مسأله­ای نیست که یک­شبه به دست آمده باشد. به تعبیر والد معظم «ایشان از صباوت سن مُجِد و کوشا در این جهت بوده است و حقیقتاً به مبدأ و معاد معتقد بود و ایمان با وجودشان خلط و مزج شده بود». این کلام از شخصیتی صادر می­شود که خود سال­ها در حوزه درس ایشان حاضر بوده و جدا از علقه سببی، انس و الفتی خاص میانشان برقرار بوده است.

 

این نورانیت از طفولیت ایجاد شده و استمرار داشته تا این نتایج را به دنبال آورده است و اگر قرار باشد کسی به این درجه از مقامات معنوی و روحانی نائل شود، هرآینه عاملش تربیت و تهذیب روح، و کف نفس از سنین صباوت است.

 

اما چه کنیم که لقاء الله، سنت محتوم الهی است و «کل نفس ذائقة الموت»؛ و سرانجام، این وجود نورانی و بابرکت، با بیش از یک قرن تلاش و مجاهدت، نهم آذرماه 1373، مطابق 24 جمادی الثانی 1414 و دقیقاً در همان روز ولادت و ایام متعلق به حضرت صدیقة طاهره سلام الله علیها بار سفر بسته، به ملکوت اعلی پیوست و حوزه­های علمیه و تشیع را از فقدان خود محزون ساخت و پس از تشییعی بی­نظیر، در کنار مضجع نورانی و ملکوتی حضرت فاطمة معصومه سلام الله علیها آرام گرفت؛ اگرچه اولیاء الهی هرگز نمی­میرند و مرگ برای آنان مرافقت با ابرار است و این معیّت، پاداش تسلیم و اطاعت در برابر خدا و رسول است؛ که (وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأولئِكَ مَعَ الَّذينَ أنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ اُولئِكَ رَفيقاً).

 

با این اوصاف بر حوزه­های علمیه و نظام اسلامی است که هر چه بیشتر یاد و خاطره آن فقیه وارسته و پشتیبان نظام اسلامی را به عنوان یک الگوی جامع و باتقوی زنده نگاه دارد؛ همانگونه که ایشان عمر و هستی خویش را خالصانه در راه دین مبین اسلام مصروف ساخت، علی الخصوص آن زمانی که تمام چشم­ها به ایشان دوخته شده بود و سکان امر مرجعیت به دستان ایشان قرار داشت.

 

 

اللهم احشره مع الانبیاء والاوصیاء ‌الطاهرین وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین./0/0/20

 

 

 


[1]. سوره احزاب: آیه 21.

[2]. سوره ممتحنه: آیه 4 و 6.

[3]. نهج الفصاحه: ص581، ح 2015.

[4]. الدرة الباهرة: ص 14.

[5]. منیة المرید: ص 101.

[6]. كمال الدين و تمام النعمة: ج‏2، ص 484.

[7]. معادن الحكمة في مكاتيب الائمّة، محمد كاشانى: ج 2، ص 265، چاپ جامعه مدرّسين حوزه علميه قم.

 

نوع مطلب:

د, 01/24/1394 - 23:25

دیدگاه جدیدی بگذارید