استاد مسیحالله آصفی، از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دورهای اساتید به تبیین و شرح حکمت ۱۴۷ نهجالبلاغه و تحلیل جایگاه علم در برابر مال پرداخت.
/270/260/22/
استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو با استناد به روایتی از کمیل بن زیاد نخعی، به شرح گفتگوی امیرالمؤمنین علی (ع) پرداخت و خاطرنشان کرد: حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) با تشبیه دلها به ظرف، بر اهمیت نگاهداری و حفظ علوم الهی تأکید کرده و انسانها را به سه گروه تقسیم نمودهاند: دانشمند ربانی، دانشجوی در راه نجات و گروه سوم، تودههای نادانی (همج رعاع) که بدون بصیرت و نور دانش، همچون مگسانی در باد به دنبال هر صدایی حرکت میکنند.
وی تأکید کرد: هر انسانی باید همواره در مقام «متعلم» باشد تا بتواند به مقام «عالم ربانی» دست یابد و از سقوط در گروه سوم در امان بماند.
این استاد حوزه علمیه قم در تحلیل برتری علم بر ثروت تصریح کرد: دانش برخلاف مال، پاسدار انسان است، در حالی که انسان باید پاسدار مال خود باشد. ثروت با خرج کردن کاهش مییابد، اما دانش با بخشیدن و آموختن فزونی مییابد.
وی افزود: گردآورندگان مال حتی در زمان حیات نیز به دلیل دلبستگی به ماده، در حقیقت هلاک شدهاند؛ اما علما به دلیل جایگاهی که در دلها دارند، تا ابدیت باقی میمانند و اگرچه جسمشان (عین) از بین میرود، اما شخصیت و آثارشان در عالم مثال و در قلبها موجود است.
استاد آصفی با اشاره به دغدغهی امیرالمؤمنین علی (ع) در یافتن حاملان شایسته برای علوم الهی اظهار داشت: حضرت (ع) از افرادی که ابزار دین را برای دنیا به کار میگیرند یا غرق در لذتها و انباشت ثروت هستند، ابراز تأسف فرمودهاند؛ چرا که این افراد پاسداران حقیقی دین نیستند.
وی در این زمینه تذکری به جامعه طلبگی داد و گفت: یکی از آفات فعلی، گردش روحی تحصیل از علم به سمت مال است. در حالی که طبق فرمایش امام علی (ع)، مال مقسوم و تضمین شده است، اما علم در نزد اهلش ذخیره شده و باید برای دستیابی به آن تلاش کرد.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم با استناد به روایتی از کتاب کافی، علم حقیقی را در سه محور «آیه محکم»، «فریضه عادله» و «سنت قائمه» تعریف کرد و افزود: هر چه خارج از این سه باشد «فضل» است و نه علم بالمعنی؛ لذا عالم ربانی کسی است که در این علوم بنیادین تخصص یافته تا بتواند از آنها برای طاعت در زندگی، ایجاد یاد نیک پس از مرگ و هدایت جامعه استفاده کند.
وی با تبیین ویژگیهای حاملان علم الهی در حکمت مذکور، تصریح کرد: کسانی که به حقیقت امر دست یافتهاند، سختیهای راه حق را آسان میبینند و در حالی که در دنیا حضور دارند، ارواحشان به مقامهای برتر آویخته است. این افراد، جانشینان حقیقی خداوند در زمین و دعوتکنندگان به دین حق هستند که با بصیرت خود، مسیر نجات را برای دیگران هموار میسازند.
حکمت 147 نهج البلاغه به روایت امامزاده ناصرالحق
استاد مسیح الله آصفی اظهار داشت: حکمت 147 نهج البلاغه به روایت امامزاده ناصرالحق است؛ آنجا که سید ابوطالب آملی در تیسیر المطالب از این امامزده واجب التعظیم می نویسد: «وَ بِهِ قَالَ: أَخْبَرَنَا أبو عَبْدِ الله مُحَمَّدُ بن زَيْدٍ الْحُسَيْنِي رحمه الله تعالى، قَالَ: أَخْبَرَنَا النَّاصِرُ لِلْحَقِّ الْحَسَنُ بن عَلِيّ رَضِيَ الله تَعَالَى عَنْهُ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بن عَلِيِّ بن خَلَفٍ العَطَّارُ، قَالَ: حَدَّثَنَا عِيسَى بن الْحَسَنِ بن عِيسَى بن زَيْدٍ، عَنْ إِسْحَاقَ بن إبْرَاهِيمَ الْكُوفِي، عَنِ الكَلْبِي، عَنْ أبي صَالِحٍ، عَنْ كُمَيْلِ بن زِيَادِ النَّخَعِي، قَالَ: أَخَذَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بن أبي طَالِبٍ رَضِيَ الله تَعَالَى عَنْهُ بِيَدِي وَ أَخْرَجَنِي إِلَى الْجَبَّانَةِ فَلَمَّا أَصْحَرَ تَنَفَّسَ الصُّعَدَاءَ ثُمَّ قَالَ: «يَا كُمَيْلُ بن زِيَادٍ! إنَّ هَذِهِ القُلُوبَ أَوْعِيَةٌ وَ خَيْرُهَا أَوْعَاهَا فَاحْفَظْ مِنِّي مَا أَقُولُ لَكَ. النَّاسُ ثَلاثَةٌ:
فَعَالِمٌ رَبَّانِيٌّ، وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِيلِ نَجَاةٍ، وَ هَمَجٌ رُعَاعٌ أَتْبَاعُ كُلِّ نَاعِقٍ لَمْ يَسْتَضِيئُوا بِنُورِ العِلْمِ، وَ لَمْ يَلْجَأُوا إِلَى رُكْنٍ وَثِيقٍ.
يَا كُمَيْلُ بن زِيَادٍ، العِلْمُ خَيْرٌ مِنَ الْمَالِ، العِلْمُ يَحْرُسُكَ وَ الْمَالَ تَحْرُسُهُ، وَ الْمَالُ تَنْقُصُهُ النَّفَقَةُ، وَ العِلْمُ يَزْكُو عَلَى الإنْفَاقِ، وَ العِلْمُ حَاكِمٌ وَ الْمَالُ مَحْكُومٌ عَلَيْهِ.
مَاتَ خُزَّانُ الأَمْوَالِ وَ الْعُلَمَاءُ بَاقُونَ مَا بَقِيَ الدَّهْرُ، أَعْيَانُهُمْ مَفْقُودَةٌ، وَ أَمْثَالُهُمْ فِي القُلُوبِ مَوْجُودَةٌ، هَاه هَاه إنَّ هَاهُنَا عِلْماً جمَّاً -وَأَوَمَأَ بِيَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ- لَوْ أَصَبْتُ لَهُ حَمَلَةً، بَلْ أَصَبْتُ لَهُ لَقِناً غَيْرَ مَأْمُونٍ مُسْتَعْمِلاً آلَةَ الدِّينِ لِلدُّنْيَا يَسْتَظْهِرُ بِحُجَجِ الله عَلَى خَلْقِهِ وَ بِنِعَمِهِ عَلَى عِبَادِهِ، أَوْ مُنْقَاداً لِلشَّكِّ يَنْقَدِحُ الشَّكُّ فِي قَلْبِهِ بِأَوَّلِ عَارِضٍ مِنْ شُبْهَةٍ، لاذَا وَ لاَ ذَاكَ أَقَمْنَ، أَوْ مَنْهُوماً بِاللَّذَّاتِ، سَلِسَ القِيَادِ للشَّهَوَاتِ، أَوْ مُغْرَماً بِالْجَمْعِ وَ الادِّخَارِ لَيْسَا مِنْ رُعَاةِ الدِّينِ، أَقْرَبُ شِبْهاً بِهِمَا الأَنْعَامُ السَّائِمَةُ، كَذَلِكَ العِلْمُ يَمُوتُ بِمَوْتِ صَاحِبِهِ، اللَّهُمَّ بَلَى لاَ تَخْلُو الأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ بِحُجَّةٍ كَيْلا تُبْطَلُ حُجَجُ الله وَبَيِّنَاتِهِ أَوْلَئِكَ الأَقَلُّونَ عَدَداً الأَعْظَمُونَ عِنْدَ الله قَدْراً، بِهِمْ يَدْفَعُ الله عَنْ حُجَجِهِ حَتَّى يَرُدُّوهَا إِلَى نُظَرَائِهِمْ وَيَزْرَعُوهَا فِي قُلُوبِ أَشْبَاهِهِمْ، هَجَمَ بِهِمُ العِلْمُ عَلَى حَقِيقَةِ الأَمْرِ فَاسْتَلانُوا مَا اسْتَوْعَرَهُ الْمُتْرَفُونَ، وَ أَنِسُوا بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجَاهِلُونَ، صَحِبُوا الدٌّنْيَا بِأَبْدَانٍ أَرْوَاحُهَا مُعَلَّقَةٌ بِالْمَحَلِّ الأَعْلَى، أَوْلَئِكَ خُلَفَاءُ الله فِي أَرْضِهِ وَالدُّعَاةُ إِلَى دِينِهِ، هَاه هَاه شَوْقاً إِلَى رُؤْيَتِهِمْ وَأَسْتَغْفِرُ الله لِي وَلَكَ. إذَا شِئْتَ فَقُمْ.» (تيسير المطالب في أمالي أبي طالب الآملی، ص: 203؛ نهج البلاغه امیرالمؤمنین علی علیه السلام، نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 495)