نگاهی به فاجعه منا و پاسخ به شبهه قضا و قدر
استاد مرتضی ترابی

مقدمه

حادثه دلخراش منا که منجر به کشته شدن هزاران انسان بی گناه در حرم امن الهی در حال احرام گردید قلوب همه مسلمانان را جریحه دار نموده است راه صحیح برخورد با آن انجام تحقیقات بی طرفانه و شناسایی عوامل به وجود آوردنده آن و اجرای حکم الهی در مورد آن است ولی متاسفانه عده ای سعی می کنند با تبلیغات گمراه کننده واقعیت های تلخ مربوط به آن را پنهان نموده و از پذیرش مسوولیت خود سر باز زنند.  

 

شرح واقعه

در روز عید قربان سال جاری (سال ۱۳۹۴) هنگامی که حاجیان پس از طلوع آفتاب وارد سرزمین منا شدند و طبق روال پس از  گذاشتن کوله بار در خیمه های خود با حالت احرام برای رمی جمرات حرکت کردند کسی فکر نمی کرد که حادثه دردناکی در پیش است. اولین چیزی که برای کسانی که سالهای قبل نیز از ایران به حج مشرف شده بودند جلب توجه می کرد این بود که حاجیان منطقه ربوه منا که شامل حجاج ایران و آفریقای سیاه بود توسط ماموران سعودی تنها به یک مسیر سوق داده می شوند یعنی مسیر ۲۰۴ در حالی که در سالهای گذشته حجاج از مسیرهای موازی مانند سوق العرب و جوهره نیز می توانستند استفاده کنند. علاوه بر جمعیت منطقه ربوه حجاجی که در خود مسیر یاد شده خیمه داشتند مثل مصریها و الجزائریها نیز به این جمعیت اضافه می شدند لذا هرچه جلوتر می رفتیم جمعیت فشرده تر می شد ولی همه این ها مشکل چندانی را ایجاد نمی کرد تا وقتی که به نزدیکی پل عبد الملک خالد رسیدیم حدود ساعت هشت و نیم صبح جمعیت از حرکت ایستاد معلوم بود که جلوی حرکت حجاج گرفته شده است این در حالی بود که از عقب جمعیت مثل سیل در حال سرازیر شدن بودند و امکان برگشت وجود نداشت.

 

و این جا بود که جمعیت در اثر فشار دنبال راه مفری بودند ولی متاسفانه هیچ راهی برای گریز و نجات از مهلکه نبود و خیمه های اطراف ورودی های خود را به روی حجاج بسته بودند. و لذا ضعیفتر ها به زمین می افتادند. ولی فشار جمعیت اجازه کمک به کسی را نمی داد اگر کسی توانایی داشت سعی می کرد خودش را سر پا نگه دارد و عده ای کمی هم توانستند خودشان را به سختی به بالای خیمه ها برسانند ویا از بالای میله های داخل خیمه های اطراف بیندازند. نگارنده سطور نیز با عنایت الهی توانستم جزء معدود افرادی باشم که خود را از بالای میله به داخل خیمه های الجزائر بیندازم. سپس از درون چادر الجزائری ها نظاره گر صحنه های دلخراش به زمین افتادن و جان دادن تعدادی زیادی در همان محدوده بودیم و حتی برخی هم که با زحمت خود را به درون راه روهای چادر های الجزائر رسانده بودن همان جا در اثر گرما زدگی جان دادند و ما که رمقی داشتیم در حد توان به افراد داخل راه روها کمک می کردیم. این قسمت ها تازه منطقه شروع محل حادثه بود هر چه جلوتر نگاه می کردیم تراکم بیشتر می شد و کلا زمین پر از جنازه ها یا افراد بی هوش بود که روی هم افتاده بودند به این صورت فاجعه منی شکل گرفت یعنی عده ای زیادی به زمین افتادند و در اثر کمبود اکسیژن و تشنگی و فشار فیزیکی از پا در می آمدند یا بی هوش می شدند. این وضعیت ناگوار حدود دو ساعت ادامه داشت در این مدت کمکی به حجاج نشد تا این که با فشار جمعیت درب های ورودی خیمه های اطراف باز شد و مردم به راهروهای خیمه های اطراف پناه برده به این صورت برخی نجات یافتند و این در حالی بود که هزاران نفر به روی زمین افتاده بودند. یا جان داده بودند یا از هوش رفته بودند.

 

پس از چند ساعت آمبولانس های سعودی و کشورهای دیگر آمدند و برخی از حجاج را به بیمارستان ها منتقل نمودند. تعداد جانباختگان به قدر زیاد بود که تا نزدیک غروب تعدادی از جنازه ها روی زمین مانده بود.

 

قضا و قدر و فاجعه منا

در چهارچوب تبلیغات فراوانی که برای کمرنگ کردن مسؤلیت مجریان حج در فاجعه روز عید قربان در وادی منی امسال (۱۳۹۴) انجام می گیرد برخی تلاش دارند این حادثه را تقدیر الهی بنامند و بگویند مفری از قضا و قدر الهی نیست.

 

بر اساس گزارش خبرگزاری عربستان (واس) شیخ عبد العزیز عبد الله آل شیخ مفتی اعظم عربستان فاجعه منی را قضا و قدر الهی دانسته و مدعی شده است که مقامات عربستان دراین فاجعه مقصر نیستد. وی گفت: شما در حادثه ای که رخ داده مسوول نیستید چرا که تمام آنچه که در اختیار و توان داشتید ارائه کردید اما در مورد این حادثه کاری از عهده انسان برنمی آید چرا که قضا و قدر بوده که انسان در آن نقش نداشته و به هر حال رخ می داد. پاسخ این شبهه به صورت مختصر به شرح زیر است:

 

پاسخ:

قضا و قدر الهی به معنای نظام مند بودن حوادث عالم است به عبارت دیگر «قدر» به معنای اندازه گیری است به این معنی که خداوند هر چیزی را با اندازه و استعداد و قابلیت خاص آفریده است. خداوند متعال می فرماید: انا کل شیئ خلقناه بقدر. ما هر چيزى را به اندازه‏اى آفريده‏ايم. (سوره قمر آیه ۴۹)

 

و «قضا» به معنای تحقق یکی از آن استعدادها و قابلیت هاست که بر اساس سنن الهی به فعلیت می رسد. مثلا یک قطعه چوب استعداد دارد که به شکل های مختلف در آید هر چه این استعدادها متعدد هم باشد ولی قطعا محدود است مثلا قابلیت های که در یک قطعه آهن هست در آن نیست به این استعداد و قابلیت ها «قدر» یعنی اندازه آن شیئ گفته می شود حال اگر یکی از آن استعداد ها در اثر عوامل ارادی یا غیر ارادی محقق شد تبدیل به قضا می شود.

 

بنابر این اعتقاد به قضا و قدر اعتقاد به این است که در نظام هستی هر چیزی با محاسبه دقیق و معین به طور قانونمند و سازوار در چهارچوب نظام علت و معلول قرار داده شده است و این عقیده ربطی به عقیده نادرست جبر ندارد. تردیدی نیست که هیچ رخدادی در عالم جز به تقدیر الهی به معنای فوق رخ نمی دهد چه برگی که از درخت می افتد وچه کاری که از انسان سر می زند هر دو به تقدیر الهی است ولی جریان مشیت و تقدیر در آن دو متفاوت است و آن وجود اختیار در افعال انسان است که آن هم جزء مشیت الهی است. یعنی خدا خواسته است که انسان مختار باشد و به اختیار خود کاری را انجام دهد.

 

بنابر این برای تحقق افعال ارادی (که ویژگی انسان است) تحقق اسباب آن از جمله اراده لازم است که اگر آگاهانه باشد فعل عمدی خواهد بود و اگر نا آگاهانه باشد شبه عمد یا خطاست. که هر کدام آثار حقوقی خود را دارد.

 

و قران کریم نیز بر اختیار و مسوولیت انسان در قبال افعال ارادیش تاکید دارد و می فرماید که:

«إنّا هَدَيْناهُ السَّبْيلَ إمّا شاكِراً وإمّا كَفُوراً»

ما به او راه را نشان داده‏ايم خواه سپاسگزار باشد يا ناسپاس. (سوره انسان: ۳)

 

قرآن کریم با نقل منطق مشرکان که گمراهی خویش را به مشیت الهی پیوند می زدند و می گفتند:

«لو شاءَ اللَّه ما أَشْرَكْنا وَلا آباؤُنا وَلا حَرَّمنا مِن شي‏ءٍ». مشركان (براى تبرئه خويش) مى‏گويند: «اگر خدا مى‏خواست، نه ما مشرك مى‏شديم و نه پدران ما و نه چيزى را تحريم مى‏كرديم!»

 

این منطق را مردود شمرده و پاسخ می گوید که: «كَذلِكَ كَذَّبَ الّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ حَتّى ذاقوا بأسَنا». كسانى كه پيش از آنها بودند نيز، همين گونه دروغ مى‏گفتند و سرانجام (طعم) كيفر ما را چشيدند. (سوره انعام آیه ۳۵)

 

عقیده جبر نقش آن عملکرد حاکمان

هميشه در جامعه بشرى هر قدرت جابره‏اى هر اندازه زور داشته باشد بالأخره نياز به يك پشتوانه فكرى و فلسفى و عقيدتى دارد، که بتواند عملکرد خود را بر اساس آن توجیه کند یکی از اساسی ترین این فلسفه ها ترویج جبرگرائی و تحریف عقیده به قضا و قدر الهی بوده است. وقتى كه دستگاههاى جبّار مى‏خواهند عملکرد خودشان را توجيه كنند، جبرگرا مى‏شوند يعنى همه چيز را مستند به خدا مى‏كنند و می گویند: كار خدا بود كه اين‏جور شد، اگر مصلحت نبود كه اين‏جور نمى‏شد، خدا خودش نمى‏گذاشت كه اين‏جور بشود.

 

ابن زياد بعد از شهادت اباعبداللَّه وقتى كه مردم را در مسجد بزرگ كوفه جمع كرد تا قضيه را به اطلاع آنها برساند، گفت:

 «الْحَمْدُ للَّهِ الَّذى اظْهَرَ الْحَقَّ وَ اهْلَهُ وَ نَصَرَ اميرَالْمُؤْمِنينَ وَ اشْياعَهُ»

 خدا را شكر مى‏كنيم كه حقيقت را پيروز كرد و یزید و پیروانش را نصرت داد.

 

باز ابن زیاد در مواجهه با حضرت زینب سلام الله علیها می گوید:

«الْحَمْدُ للَّهِ الَّذى فَضَحَكُمْ وَ قَتَلَكُمْ...». خدا را شكر، اين خدا بود شما را رسوا كرد و شما را كشت...

 

این منطق از آن روزگار در منظومه عقائد مسلمانان گنجانده شد و در طول تاریخ حاکمان ظالم عملکرد خویش را بر مبنای آن توجیه کردند.

 

و اهل بیت علیهم السلام همواره در مقابل این منطق ایستاده اند.

نمونه آن مقابله امام زین العابدین با ابن زیاد است:

ابن زیاد در مجلس کوفه به امام زین العابدین گفت «مَنْ انْتَ؟» تو كى هستى؟ فرمود: «ا نَا عَلِىُّ بْنُ الْحُسَيْنِ» من على بن حسين هستم. گفت: «ا لَيْسَ قَدْ قَتَلَ اللَّهُ عَلِىَّ بْنَ الْحُسَيْنِ؟» مگر على بن حسين را خدا در كربلا نكشت؟ فرمود: من برادرى داشتم، نام او هم على بود و مردم در كربلا او را كشتند. گفت: خير، خدا كشت. فرمود: البته كه قبض روح همه مردم به دست خداست، اما او را مردم كشتند.

 

و امام صادق علیه السلام فرمودند که: مردم در باره قدر بر سه مرامند، برخی بر این گمانند که خدای متعال مردم را بر گناهان مجبور می سازد این نسبت ظلم دادن به خداست و در حد کفر است و برخی بر این باورند که همه چیز به آنها واگذار شده است. اینان سلطه پروردگار را موهون شمردند و این نیز در حد کفر است و گروه سوم آنانند که می گویند خداوند آنچه در حد طاقت بشر است بر عهده او نهاده و تکلیف مالایطاق را از عهده برداشته است اگر نیکی کند خدا را سپاس می گوید و اگر سرپیچی کند استغفار می کند و این گروه مسلمانان آگاه هستند. (التوحید، شیخ صدوق ص ۳۶۰)

 

بنا بر این حادثه دردناک منی امر خارج از اراده بشری نبوده و با تدبیر صحیح قابل پیشگیری بوده و در صورت عدم وقوع نیز داخل قضا و قدر الهی بود نه مخالف آن مگر بر اساس منطق جبرگرائی که بطلان آن بر اساس تعالیم دین روشن است.

 

فاجعه منی و چگونگی تحمل آن

یک بعد فاجعه عظیم منی چگونگی مواجه شدن با آن برای کسانی که مستقیما نزدیکان خود را در آن از دست داده اند است. عمق مصیبت و غیر منتظره بودن آن، طوری است که تحمل آن را برای خیلی ها دشوار نموده است در این رابطه  شایسته است به حکمت مصیبتها در زندگی انسان و راه های که بزرگان دین برای کیفیت مواجه شدن با مصائب بیان نموده اند نگاهی داشته باشیم.

 

نقش مصیبت ها در زندگی انسان

مصیبت ها در زندگی بشر یک امتحان الهی است که در زندگی بشر جاری است حتی زندگی انبیاء و اولیاء و مومنان و اقعی در طول تاریخ آکنده از انواع مصائب و ابتلائات بوده است. و عمده حکمت و فلسفه آن بر اساس آیات قرآن و احادیث تربیت مومنان است که در روح آنها مقام صبر، استقامت و یقین و تسلیم و رضا به فعلیت برسد تا شایسته دریافت پاداش های قرارداده شده برای این مقام ها بشوند.

 

قرآن می فرماید:

و هر آينه شما را به چيزى از بيم و گرسنگى و كاهش مالها و جانها و ميوه‏ها مى‏آزماييم و شكيبايان را مژده ده. آنها كه هر گاه مصيبتى به ايشان مى‏رسد، مى‏گويند: «ما از آنِ خدائيم و به سوى او بازمى‏گرديم!   اينها، همانها هستند كه الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده و آنها هستند هدايت‏يافتگان! (سوره بقره آیه ۱۵۵- ۱۵۷)

 

و در حدیثی از پیامبر گرامی چنین نقل شده است که فرمود:

هرگاه خدا بنده ای را دوست داشته باشد او را مبتلا می کند پس اگر صبر پیشه کند او را برمی گیزند و اگر خوشنود باشد او را برتری داده و ممتازش قرار می دهد.[۱]

 

 و از  امام جعفر صادق علیه نقل شده است که فرمود:

در بهشت مقامی است که بنده به آن نمی رسد مگر با درد و رنجی که در بدن او بر او عارض می شود.[۲]

 

راه های رسیدن به آرامش در حین مواجهه با مصائب

بر اساس آنچه روایات اهل بیت علیهم السلام می توان از راههای زیر را برای کاهش سختی بلا و تحمل پذیر بودن آن کمک گرفت:

 

۱. یاد آوری مصائب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت علیهم السلام

شایسته است یک فرد مومن در مواجهه با مصائب به یاد مصائب اولیاء الهی و ائمه اطهار ع بیفتند و با یاد آن مصائب  مصیبت های خود را قابل تحمل کند.

 

امام رضا علیه السلام به فرزند شبیب فرمودند که:

ای فرزند شبیب اگر می خواهی برای چیزی گریه کنی بر حسین بن علی گریه کن چون که او را مانند سربریدن گوسفند سر بریدند و همراه او هیجده نفر از جوانان اهل بیتش شهید شدند که همانندی در روی زمین نداشتند.[۳]

 

امام جعفر صادق فرمودند که هر که را مصیبتی رسد مصیبت از دست دادن پیامبر را یاد کند که از بزرگترین مصیبتهاست.[۴]

 

لذا  علی علیه السلام وقتی خبر شهادت مالک اشتر به او رسید خود را با یاد مصیبت از دست دادن پیامبر ص تسلی می داد.

 

۲. یاد آوری پاداشهای که خداوند برای صابران قرار داده است

قرآن کریم می فرماید: آنان كه گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پايدارى كردند، فرشتگان فرود مى‏آيند كه نهراسيد و اندوهناك نباشيد و شما را به بهشتى كه وعده مى‏دادند مژده باد![۵]

 

امام جعفر صادق علیه السلام می فرماید:

اگر مومن می دانست که در مصائب چه پاداشی هست آرزو می کرد که با انبر بدن او را تکه تکه ی کردند.[۶]

 

۳.  آنچه که انسان دارد امانت های خدا نزد اوست

همه دارائی ها انسان، امانت های خدا در نزد اوست و خدا هر وقت خواست امانت خود را می گیرد. با چنین نگرشی به زندگی است که انسان با از دست دادن نزدیکان خود از نظر روحی آسیب نمی بیند.

 

در نامه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به معاذ سوگ فرزند برای او گران آمده بود چنین آمده است:

جانها و اموال  فرزندان ما از مواهب و عاریه های خداوند است که تا مدتی مشخص در اختیار ما گذاشته و در وقت مشخصی آنهارا پس می گیرد.[۷]

 

امید است مومنان با تقویت دیدگاه توحیدی در خود و توجه بیشتر به عنایات خدا این حادثه تلخ و مصیبت بزرگ را وسیله ای برای رسیدن به همه پاداش های الهی که برای صابران قرار داده بسازند./۰/۰/۲۰

 

 


[۱] َ قَالَ النَّبِيُّ ص إِذَا أَحَبَّ اللَّهُ عَبْداً ابْتَلَاهُ فَإِنْ صَبَرَ اجْتَبَاهُ وَ إِنْ رَضِيَ اصْطَفَاهُ المستدرک ج ۲ ص ۴۲۷

[۲] عَنْ فُضَيْلِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ فِي الْجَنَّةِ مَنْزِلَةً لَا يَبْلُغُهَا عَبْدٌ إِلَّا بِالِابْتِلَاءِ فِي جَسَدِهِ الكافي ج : ۲ ص : ۲۵۵

[۳] عَنِ الرَّيَّانِ بْنِ شَبِيبٍ عَنِ الرِّضَا ع فِي حَدِيثٍ أَنَّهُ قَالَ لَهُ يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ كُنْتَ بَاكِياً لِشَيْ‏ءٍ فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع فَإِنَّهُ ذُبِحَ كَمَا يُذْبَحُ الْكَبْشُ وَ قُتِلَ مَعَهُ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ رَجُلًا مَا لَهُمْ فِي الْأَرْضِ شَبِيهُونَ.

[۴] عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ عَمْرٍو النَّخَعِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ أُصِيبَ بِمُصِيبَةٍ فَلْيَذْكُرْ مُصَابَهُ بِالنَّبِيِّ ص فَإِنَّهُ مِنْ أَعْظَمِ الْمَصَائِب‏

[۵] فصلت ۳۰

[۶] لَوْ يَعْلَمُ الْمُؤْمِنُ مَا لَهُ فِي الْمَصَائِبِ مِنَ الْأَجْرِ لَتَمَنَّى أَنْ يُقْرَضَ بِالْمَقَارِيضِ

[۷]  إِنَّ أَنْفُسَنَا وَ أَمْوَالَنَا وَ أَهَالِيَنَا مَوَاهِبُ اللَّهِ الْهَنِيئَةُ وَ عَوَارِيهِ الْمُسْتَرِدَّةُ بِهَا إِلَى أَجَلٍ مَعْدُودٍ وَ يَقْبِضُهَا لِوَقْتٍ مَعْلُوم‏. بحارالأنوار ج : ۷۴ ص : ۱۷۴

 

نوع مطلب:

۱۳۹۴/۷/۲۷ - ۱۱:۲۸

دیدگاه جدیدی بگذارید

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.