عنصر نظم در نظام طلبگی

استاد حسین رضوانی راد

بسم الله الرحمن الرحیم

نظم در زندگی فردی و اجتماعی یکی از جلوه های برازنده و والای اخلاق است و متقابلا انسان ها در برابر بی نظمی و عدم تعهد مبتلا به خسارت های مختلف و احیانا جبران ناپذیری می شوند. نظم در تکوین خود آموزندگی دارد که هر چیزی در جای خود قرار دارد و به همین جهت نیکو است. نیکویی و ثمر بخش بودن به خاطر وجود نظم در عالم وجود است. بزرگان و اولیا دین به این خصیصه و به این ویژگی دستور داده اند. امیر المومنین سلام الله علیه در وصیت خویش به دو فرزند عزیزش می فرماید: «أُوصِیکُمَا وَ جَمِیعَ وَلَدِی وَ أَهْلِی وَ مَنْ بَلَغَهُ کِتَابِی بِتَقْوَى اللَّهِ وَ نَظْمِ أَمْرِکُم» بعد از سفارش به تقوای الهی سفارش به نظم در امور زندگی می فرماید کلمه «نظم امرکم» اطلاق دارد چه امر فردی و چه امر اجتماعی هر دو را شامل می شود و این تعبیر کاشف از اهمیت این خصیصه و ویژگی اخلاقی است. روایات دیگری وجود امام علیه السلام در نظم و نظام داشته اند. در مورد سالار شهیدان ابا عبد الله الحسین علیه السلام وارد شده است یکی از سلام هایی که به محضر آن مولا عرضه می داریم این است که بگوییم «السلام علیک یا نظام المسلمین» در هر حال نظم و نظام و انتظام امور کمالی مطلوب است که می بایست آن را ایجاد و احیا نمود و بلکه بالاتر بگوییم یک ضرورت است و الا زحمات و مشقت هی عقیم بی فایده خواهد بود. اگر امروز در یک شغل و در یک رشته وارد شویم و فردا در رشته و مطلب دیگری حرکت کنیم، مطمئنا سر از هرج و مرج در می آوریم و تلاش ها بدون نتیجه و عقیم خواهد بود. وقتی یک قیاس منطقی منتج است که شرایط انتاج در آن محقق باشد و آن عقیم است. مقدمات کامل است که نتایج پر باری را به دنبال خواهد داشت. در نظام طلبگی این یک خیال خام است که کسی فکر کند نظم او در بی نظمی است. اگر کجی ابرو زیبا است نظم او همان است نه آنکه در اثر بی نظمی و کجی غیر متعارف زیبا شده است. اینکه گفته شود نظم ما در بی نظمی ما است مانند کجی ابروی ما است حرف غلطی است. اساسا نظام کون بر نظم آفریده شده است و صدفه و اتفاق مورد قبول نیست. قرآن کریم فرمود: « كُلِّ شَيْ ءٍ مَوْزُونٍ». حکیم متاله فیلسوف والامقام مرحوم ملا هادی سبزواری در منظومه اش آورده است: «ما لیس موزوناً لبعض من نغمففی نظام الكل كلّ منتظم» یا در جای دیگر از منظومه اش فرموده است: «فالكلُّ من نظامه الكياني ينشأ من نظامه الرّباني»

 

از جمله مصادیق نظم، رعایت حال مستمع است. درس های طولانی ملال آور است. خضر نبی به موسی بن عمران علیه السلام توصیه کرد: «یا طالب العلمان القآئل اقل ملالة من المستمع فلا تُمِل جلساءك اذا حدثتهم» نوعا تلامیذ، جوانان با نشاطی هستند که در کلاس استاد شرکت می کنند و استاد می بایست توجه به روح لطیف و پر نشاط شاگرد داشته باشد و شاگرد از استاد الگو بگیرد. یکی از موارد مهم الگو پذیری نظم، در حضور در روش و نظم و دسته بندی مطالب در تدریس است.

 

نگارنده این سطور هرگز فراموش نمی کند زمانی را که در درس سطح کفایه الاصول در محضر آیت الله حاج شیخ جعفر سبحانی حاضر می گردید، چنان استاد نظم در حضور در کلاس و درس داشتند که فراموش ناشدنی است.

 

رسول خدا فرمود: «اوصيكُمْ بِالشُّبّانِ خَيْرا فَاِنَّهُمْ اَرَقُّ اَفـْئِدَةً اِنَّ اللّه َ بَعَثَنى بَشيرا وَ نَذيرافَحالَـفَنِى الشُّبّانُ وَ خالَفَنِى الشُّيوخُ» امام صادق  علیه السلام به ابوجعفر احول فرمود: «عَلَيكَ بِالأَحداثِ فَإِنَّهُم أسرَعُ إلى كُلِّ خَيرٍ» امید است که اساتید بزرگ و فضلا گرانمایه گذشته از رعایت نظم در حضور نظم را به شرکا درس خود عملا بیاموزند و آنان را طوری تربیت کنند که اولا برای خودشان نافع باشند و ثانیا در جامعه اسلامی توفیق خدمت رسانی را به خوبی پیدا کنند و به اصل رحمانی تحول بیندیشند. امام سجاد سلام الله علیه درباره استاد فرمودند: «واما حق رعیتک بالعلم ؛ فان تعلم ان الله قـد جعلک لهم فیما آتاک مـن العلم ؛ و ولاک من خزانه العلم». تو خزانه و مخزن علم الهی هستی می بایست سخاوتمندانه تشنگان وادی علم را سیراب کنی اگر خوب عمل کردی راشد هستی و الا خائن خواهی بودو متقابلا تلامیذ و شاگردان محضر درس استاد می بایستی در برابر استاد ادب و تعظیم داشته باشند. «فاما حـق سائسک بالعلـم فالتعظیـم لـه و التوقیـر لمجلسه و حسن الاستمـاع الیـه  و الإقبـال علیه» یک متعلم خوب و یک مدرس ارزشمند و اما مقام با نظم در حضور و در تدریس و شاگرد پروری محک زده می شود چرا که عمل نیک لازمه عمل به نیکی است. اگر کسی نیکی را تشخیص داد، البته به بدی نمی گراید. فضیلت نتیجه علم است، می بایست کوشید علم را خوب آموخت و به فضیلت رسید. در شان امام خمینی قدس الله نفسه الزکیه نقل می کنند که منظم در مکان و زمان تدریس حاضر می شدند. اگر احیانا طالب علمی دیرتر حاضر می شد باعث رنجش امام بود و رنجور و محزون می گردیدند.

 

همواره می بایست از وسوسه نفس پرهیز داشت و همواره می بایست نفس را مهار کرد. نفس انسان، راحت طلب و میال به خوشی ها است. حضرت علی سلام الله علیه فرمود: «النفس میاله الی الشهوات» او اژدر واقعی است.

 

نفس اژدرهاست او کی مرده است      از غم بی آلتی افسرده است

 

مار و اژدر و عقرب و عقارب در زمستان یخ زده هستند، همین که مقداری هوا گرم می شود گزندگی را شروع می کنند باید مواظب وسوسه نفس بود.

 

گر بگویم مکر نفسی ذو فنون      طاقدیسم می شود از حد فزون

 

نظم مقتضای عدالت است والا بی نظمی مساوی با بی عدالتی است. وقت و عمر شاگرد و شاگردان همه و همه حق الناس است که بر عهده استاد می باشد. اگر رعایت اوقات آنان نشود حقی را ضایع کرده است و بایستی در محضر عدل مطلق و ولی مطلق و علم مطلق و قدرت مطلق پاسخگو باشد.

 

اى برادر اين ره بازار نيست                  زاد اين ره درهم و دينار نيست

راه عشق است اين نه راه شهر و ده           ترك سر كن پس در اين ره پاى نه

هست اين ره راه اقليم فنا                 شرط اين ره توبه از ميل و هوا

مركب اين راه عزم است و وفا             توشه آن رنج و اندوه و عنا

آب عذبش اشك اندوه و غم است                  عجز و زارى هر چه بردارى كم است

 

 

این استاد است که با نظم خویش می تواند شرایط یک کلاس خوب و آموزش عملی روشمند و هدفمند را ایجاد کند. اگر شرایط یک کلاس خوب آماده شد آن کلاس به خوبی به نتیجه می رسد شرط جزء العله است. اگر شرایط فراهم شد نتیجه خوب، مسلم است. مدرس باید با نظم و ترتیب و بدون وقفه و فاصله تدریس خود را ادامه دهد و متقابلا محصل با نظم درس بخواند و با نظم مطالعه کند. امام سجاد علیه السلام در رساله حقوق فرموده اند: «وَ أَمّا حَقّ بَصَرِكَ ان تَسْتَفِيدُ بِهَا عِلْماً» اگر چنین شد ثمرات شیرین و شگفتی حاصل می شود. باید زمان و مکان درس بر اساس خاصی و اندازه خاصی باشد و کم گویی مخل است و اطاله کلام ممل. قرآن کریم فرمود: «انا خلقنا کل شی بقدر» باید استاد از خوش بینی و خوش باوری و زود باوری در حق خودش سخت پرهیز داشته باشد که این یک آفت است زود اعتقاد به اجتهاد خود پیدا نکند، وادی عمیقی است. بزرگان ما آن گونه که تاریخ فقه شیعه می گوید در تراجم و شرح حال بزرگان منقول است در خود نکردند نگاه. مرحوم آیه الله حاج آقا مرتضی حائری قدس الله نفسه الزکیه نقل فرمود وقتی پدرم می خواست اجازه اجتهاد به کسی بدهد او را یک ماه تمام می فرستاد خدمت مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ ابوالقاسم قمی، آن فقیه سترگ اگر اجتهاد او را تصدیق می کردند مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری به ایشان اجازه اجتهاد می دادند.

 

نظم ضمانت اجرایی می خواهد و آن هم تعهد و تقید است چرا که نظم و عافیت طلبی چندان تناسبی با هم ندارند. امام خمینی قدس الله نفسه الزکیه در شهر لورسای ترکیه در طول ۱۱ ماه کتاب «تحریر الوسیله» را نوشتند، با توجه به آنکه در تبعید بودند از نظر امکانات و همراه داشتن کتاب درعسرت و سختی بودند اما نوشتند. مرحوم آیت الله العظمی آقا نورالدین اراکی در جنگ با انگلیسی ها و کفار کتاب ارزشمند «القران و العقل» را نوشت در حالی که فقط کتاب معالم الاصول را به همراه داشت. مرحوم حاج شیخ مسلم ملکوتی فرموده بودند که بیش از صد جلد کتاب در علم النفس و علم الاخلاق در سر سفره در همین فاصله های چند دقیقه ای تا غذا را بیاورند من مطالعه کردم. بزرگان و مشایخ ما اینگونه از وقت خویش بهره می گرفتند و اینگونه هدفمند درس می خواندند و مطالعه می کردند و درس می گفتند. مقوله ای به نام تعطیلی در قاموس زندگانی ایشان نبود. در عین حال استعظام نفس و عجب نداشتند. وزان یک انسان عالم فرهیخته و مربی والا مقام وزان یک درخت پر میوه است. همگان باید از وجود او بهره ببرند. رسیدن به حقیقت و یافتن علم صبر و شکیبایی می خواهد و علم در سایه تلاش پیگیر و مرارات مستمر میسر می شود. علم مانند اسب سرکشی است که در برابر هر کسی به آسانی رام نمی شود. مانند باران نیست که ناگهان بر قلب کسی وارد شود. نظم درعمل و صبر و تلاش، ثمره شیرین علم را به دنبال خواهد داشت.

 

علم و حقیقت را نمی توان با تن آسایی به سرانجام رسانید. کوشش پیگیر و خستگی ناپذیری لازم دارد. راه پر پیچ و فراز و نشیب است. آنان که در طلب علم و حقیقت هستند، به جاده های دشوار و صعب العبور گام می نهند و آرامش خود را در بی قراری می بینند و راحتی خود را در رنج می دانند. روشنایی درون خود را در سوخن می بینند و جستجو می کنند و چونان شمع می سوزند و خود را روشن می کنند. انسان عافیت طلب و راحت خواه چونان مسافر سرگردانی است که در بیابان وسیع و صحرایی کویر و بی آب و علف در جستجوی آبادی و محل امن و آسایش است و لذا وقتی به یک یا دو درخت یا به یک جویبار باریک و کم آب می رسد، خود را پیروز می انگارد و خود را به مقصد رسیده می پندارد و مفهوم آبادی و آبادانی را این گونه ترجمه می کند.

 

بارالها ما را از سرگردانی و حیرت و تحیر و بی نظمی در زندگی فردی و اجتماعی مان وارهان.

والسلام علیکم

/250/20/20

 

نوع مطلب:

س, 10/15/1394 - 01:30

دیدگاه جدیدی بگذارید