دروس آزاد

دروس آزاد و دروس تحت برنامه محور بسیاری از بحث های مطرح شده توسط صاحب نظران حوزوی در سال های اخیر بوده است پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید در گفتگویی با استاد رضوانعلی مسیبی نظرشان را در مورد آسیب ها و فواید دروس آزاد در مقایسه با دروس تحت برنامه جویا شد.

 

لطفا بفرمایید دروس آزاد چه سابقه و تاریخچه ای دارند؟

دروس آزاد در حوزه های علمیه به عصر شیخ طوسی و نظیر ایشان بر می گردد. این دروس در مدرسه ای برقرار می شد و کسانی که پایه های بالاتر را می خواندند به افرادی که در پایه های پایین تر تحصیل می کردند درس می دادند، این روش تدریس را درس آزاد می نامند که مبتنی بر یک استاد خاص برای جمعیتی خاص نیست بلکه استاد را انتخاب می کنند و در حلقه درسش شرکت می کنند. این سیره ظاهرا سیره مستمره هست، از ابتدا تا کنون ادامه دارد اما در سال های اخیر مقداری کم رنگ شده است.

 

دیدگاه علمای قدیم و جدید نسبت به دروس آزاد چیست؟

علمای جدید نسبت به دروس آزاد یا سبک قدما دو نظر دارند، عده ای روش سابق را روشی مترقی می دانند و عده ای نواقصی بر آن بار می کنند و دروس کلاسیک را ترجیح می دهند به این علت که در نظر آنها درس های کلاسیک نظم و ترتیب بیشتری دارند اما در مباحث دروس آزاد ممکن است که روش مندی و حضور و غیاب مستمری نباشد در حالی که از سیره علمای قدیم بر می آید آن ها برای تدریس هیچ مسامحه ای نداشتند و تنها کارشان حاضر شدن در کلاس درس و رعایت وقت بود. درس آزادی که در قدیم مرسوم بود با آن چه که هم اکنون در دسترس ما است بسیار متفاوت می باشد اما اساتیدی هستند که می گویند سیزده سال در درس آزاد شرکت کردند اما فقط دو جلسه غیبت داشته اند و این جوابی می باشد برای آنانی که به عدم نظم و ترتیب در ساعات حضور کلاس به روش دروس آزاد اشکال می گیرند. اشکال دیگری که به اساتید وارد است و باید به صورت ریشه این مشکل مرتفع شود این است که برخی از اساتید چندین شغل دارند، در موسسات و دانشگاه همزمان تدریس می کنند و برای درس آزاد وقت نمی گذارند.

 

به نظر حضرتعالی وضع موجود دروس آزاد چه آسیب هایی برای طلاب، اساتید و حوزه دارد و چرا این آسیب ها وجود دارد؟

آسیبی که در این بخش برای طلاب درس آزاد است گریزپا بودن طلاب، عدم مباحثه، عدم پیش مطالعه و اشکال نگرفتن در سر درس بر طلاب که این آسیب سبب شده که روش قدیمی یا روش درس آزاد برای طلبه های جوان امروز مقداری بی حاصل شود چون پایبندی اساتید و طلاب به درس کم شده است. یکی از دلایل عدم پایبندی و علاقه اساتید و طلاب به درس بحث معیشتی، بحث اجتماعی یا بحث مدرکی است. اساتید چندین سال دروس سطوح عالی را تدریس می کنند اما از هیچ مدرکی برخوردار نیستند و هیچ ماهیت علمی در اجتماع و ادارات کشور و مراکز علمی ندارد و اساتید باید برای کسب برخی از مدارک به دانشگاه رجوع کنند یا به بعضی از موسسات بروند و مدرکی دریافت کنند.

 

لطفا بفرمایید راهکار به حداقل رساندن آسیب ها و بالا بردن فوائد و آثار مثبت دروس آزاد چیست آیا اساسا دروس آزاد را باید از آزاد بودن درآورد یا راهکار دیگری را باید دنبال کرد؟

مسئولین حوزه باید این مشکل اساتید حوزه را مرتفع کنند. این مساله چندین بار در نشست دوره ای مطرح شده است اگر حوزه به مدرک اساتید توجهی نداشته باشد این کمبود مدرک باعث می شود که اساتید به سمت دانشگاه ها و هیئت علمی شدن سوق پیدا کنند و کمبود مدرک خود را جبران کنند اما چرا در حوزه نباید این چنین باشد در صورتی که این افراد پرورش یافته حوزه هستند. در صورتی که مدارک و مدارج علمی در حوزه باشد این افراد یقینا برای طلبه ها بیشتر دلسوزی می کنند و درسشان هم برای طلاب روان تر خواهد شد. در صورت بر طرف نشدن مشکلات، این نواقص و معایب مانع از ممحض شدن اساتید در تدریس دروس آزاد می شوند.

 

بحث دیگر تشویق و ترغیب طلاب ممتاز توسط اساتید است که این باعث افزایش علاقه مندی طلاب به درس می شود. به قول امیرالمومنین علی علیه السلام که به مالک فرمود: مبادا در پیش تو آدم خوب کار و آدم بد کار به یک چشم نگاه شود، اگر ما طبق سیره بزرگان رفتار کنیم یقینا فردی که فعالیت بیشتری دارد، سر درس اشکال و مباحثه می کند، و او را تشویق و ترغیب کنیم یقینا آسیب ها کم کم مرتفع می شود.

 

در گذشته پیشنهادی داده بودم که در حال بررسی بود اما متاسفانه اجرا نشد. پیشنهاد بنده این است که پانزده نمره کتبی باشد و پنج نمره اختصاص داده شود به اساتید برای تشویق طلاب. طلبه ای که بهتر درس می خواند و مقاله می نویسد باید تشویق شود تا بتوانیم آسیب ها را اصلاح کنیم.

 

تنها مزیت موسسات داشتن مدرک است اما از لحاظ بار علمی و سواد حوزوی مفید نیستند. وقتی بحث و جدل می شود افرادی که درس آزاد خوانده اند حریف تر از افرادی هستند که به طرق دیگر درس خوانده اند. اگر طلبه در درس آزاد با برنامه باشد و استادِ راهنمای خوبی داشته باشد یقینا تاثیر بیشتری دارد همان طور که اکثر اساتید و مشایخ از همین راه به جایی رسیدند. برای مثال بعد از انقلاب که دروس حوزوی را به دانشگاه بردیم آیا توانستیم در آن جا مجتهد مسلط به امور فقهی و امور فلسفی و نظایر این ها تربیت کنیم؟ این نشان می دهد که درس آزاد خوب است اما باید آسیب هایش را مرتفع کرد و نقاط مثبتش را برجسته نمود.

 

لطفا بفرمایید دروس پایه یک تا شش تحت برنامه چه خروجی ها و محاسنی دارند که در دروس آزاد نیست و آیا ما را به این تصمیم می رساند که دروس آزاد تحت برنامه بَریم؟

در سطح مقدمات مشکل این است که افرادی در نظام آموزشی راهنمایی و دبیرستان ساماندهی شده اند و برای همین مشکل باید در پایه یک تا شش آن ها را تحت نظام واحدی نگه داریم. در صورتی که اگر از همان پایه های پایین طلبه با استاد به صورت منظم درس آزاد را شروع کند بهتر درس می خواند و آسیبی نمی بیند. نظام مدرسه ای که در حال اجراست از نظر کیفیت اساتید در سطح پایینی قرار دارد و دروسی که ضرورت ندارد به عنوان مواد درسی باشد به طلبه ها ارائه می شود و باعث تلف شدن وقت طلبه ها می شود. مثلا فقه فارسی، بحث های کلامی که برای طلاب پایه های اول و دوم و سوم گذاشته اند اتلاف وقت است و طلبه ها در آغاز راه باید در ادبیات ممحض شوند که نیاز اصلی آنها است و از برنامه های فرعی باید کاسته شود.

 

تعداد دروسی که در روز در نظر گرفته می شود چهار تا پنج تا درس است، که بسیار زیاد است این چه حاصلی دارد؟ این همان نظام آموزشی و نظام فرنگی ای است که به ما تحمیل شد و بازدهی را کم کرده است و همان نظام را ما در مدارس پیاده کرده ایم و طلبه هایی که از پایه شش فارغ التحصیل می شوند در رسائل و مکاسب بسیار ضعیف هستند در صورتی که طلاب درس آزاد و یا مدارس خوب بسیار بهتر می باشند. این مسائل باید پالایش شود و به صورت امور تجزیه شده در اختیار ما قرار گیرد و بررسی شود که کدام روش نتیجه بخش تر است اما آن چه که تا کنون مشاهده شده است این است که به نظر می رسد که درس آزاد اگر از ابتدا تحت نظر استادی خوب هدایت شود نتیجه بهتری خواهد داشت.

 

به نظر حضرتعالی دلائل کسانی که معتقدند دروس آزاد باید به حالت سنتی باشد و همچنین دلائل کسانی که معتقدند این دروس باید مانند مدارس تحت برنامه درآید چیست؟

دوستانی که می گویند دروس آزاد باید تحت برنامه باشد، این افراد سوابق و مدارک دانشگاهی دارند که در حوزه هم مشغول به کار هستند، آنها نظم تشکیلاتی دانشگاه و مزیت هایش را دیده اند و می خواهند که نظام حوزه را که تاکنون خوب جواب داده است و مشایخی خوبی را تحویل جامعه داده است را به یکباره متحول کنند اما معلوم نیست که این نظریه های جدید راهگشا هستند یا نه. به هیچ وجه این گونه نیست که من یقین داشته باشم این نظام الگو برداری شده از دانشگاه جواب می دهد و ما بیاییم یک امر قطعی را به وسیله یک امر ظنی ترک کنیم «لا تنقض الیقین بالشک» الان این نظریه ها شک است، راه اسلاف ما هم یقین است ما نمی توانیم یقین را به وسیله شک از دست دهیم، اگر شک داریم روش قدما برای ما کارساز نیست آن موقع می توانیم این را با روش جدید تعارض دهیم اما این راهی که برای ما قطعیت ندارد از کجا بفهمیم بعد از ده سال دوباره بر نمی گردیم به این که این روش جدید اشتباه بوده است، در حوزه کاربردی نداشته است.

 

این آزمایش ها هست معونه های بسیاری دارد لذا بنده به این نتیجه نرسیدم چرا که ما به این روش درس نخواندیم، ممکن است که متوجه هم نشویم چون نه در دانشگاه درس خواندیم و نه در نظام دانشگاه، در حوزه درس خواندیم، در موسسات و الی آخر هم درس نخواندیم. برای ما شاید زیاد ملموس نیست یعنی ما در آن وادی هیچ کاری نکردیم اما دوستان و شاگردان ما که به دانشگاه رفتند اعتراف دارند به این که راه راهی نیست که انسان از طریق دانشگاه به جایی رسد./۲۶۰/۴۳/۲۰

 

نوع مطلب:

۱۳۹۴/۱۰/۲۳ - ۷:۳۶

دیدگاه جدیدی بگذارید

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.