طلبه ها باید در حیطه ارتباطات نگاه کلان جهانی داشته باشند

روابط اجتماعی طلاب در ابعاد مختلف قابلیت بحث و گفتگو و تحقیق دارد در این مورد پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفتگویی با استاد سید محمد جواد مظفری انجام داد و نظر این استاد حوزه علمیه قم را در این مورد جویا شد.

 

نظر حضرتعالی در مورد بحث روابط اجتماعی طلاب چیست؟

مسأله مهم دین در روابط اجتماعی عزیزان اهل علم دینی همان آیه شریفه ای است که سیر حرکت جامعه دانش آموختگان حوزه را مطرح می کند قرآن مجید در این آیه می فرماید: « فلولا نفر من کل فرقه منهم طائفه لیتفقهوا فی الدین ولینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم لعلهم یحذرون» دقت در مفاد آیه شریفه این مطلب را به ذهن و نفس ما می تاباند که انسان دعوت شده در دین، یک حرکت به سوی هدف دارد و یک رجعت هم به سوی مردم دارد. این رفت، این سیرِ صعود، یک سیر رو به جلو و پس از آن سیر نزول، تنزل و یا عقب افتادگی نیست بلکه یک حرکت ارتقایی و تکاملی است که این حرکت تکاملی به اقتضای موقعیت و در یک شرایطی باید بازگردد، منتهی گردش و رجعتش با تکامل است.

 

در این حرکت یک حبلی تشکیل می شود که مجموعه این حبل، این ریسمان یک سویش به سمت خدا و سوی دیگرش به سمت مردم است، یعنی مرحله اول دعوت به حق و رفتن به سوی حق است و در مرحله بعد وظیفه این است که این انسان به حق رسیده باید به سوی مخلوقات و جامعه انسانی توجه کند. در رتبه اول این رجعت انسان کامل قرار دارد که در اعتقادات ما یک انسان معصوم یعنی نبی گرامی اسلام صلی الله علیه و آله سلم و ائمه علیهم السلام هستند و به تبع آنها جامعه متفقهین فی الدین که چنین مسئولیت سنگینی را بر عهده دارند قرار دارند.

 

طلبه ای که مطلوبش خداست و رجوعش بر اساس آیه قرآن به سوی مخلوقات است مجموعه این رفت و برگشت یک حبل می شود. این حبل و ریسمان، پنبه نیست که ریسیده شده باشد، این ریسمان مجموعه ای از اعمال و عقاید انسان ها است که حبل الهی را تشکیل می دهد. حبل الله از مجموعه عقاید و اعمال انسان تشکیل شده است. خداوند در قرآن کریم می فرماید: «الیه یصعد کلم الطیب» کلمه طیب چیست؟ کلمه طیب عقیده انسان است، «و العمل الصالح یرفعه» و آن عقیده سالم را عمل سالم به خدا می رساند.

 

در مرحله بعد این صعود و این رفعت بر می گردد و می شود «اذا رجعوا الیهم» اما مراد از این رجعت، رجعت چه کسانی است؟ در مرحله اول معصومین سلام الله علیهم و در رأسشان رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و امیرالمومنین علیه السلام ولی در مرحله بعد انسان غیر معصوم اما تالی تلو انسان معصوم مانند جناب سلمان و جناب عمار باید قرار گرفته اند و در جامعه غیبت در صف اول رجعت کنندگان مجتهدین هستند.

 

در قرآن به تفقه در دین نه به تفقه در بخشی از دین دعوت شده ایم. مجموعه دین عبارت است از مجموعه مفاهیم و معارف اعتقادی و مجموعه ای از واقعیت های اخلاقی، یعنی یک حرکت ترسخی نفسانی انسانی که به معنای آن حرکتی است که باید در نفس راسخه شود که همان علم اخلاق است که مقام شهود انسان را تامین می کند و بخش دیگری از دین عنایت حضرت باری تعالی توسط انسان کامل به ظواهر انسان است که مجموعه فقه را تشکیل می دهد. مجموعه فقه که از ائمه معصومین علیهم السلام برای ما به ارث رسیده و بخش اصولی این علم در قرآن و احادیث به عنوان فروع دین مطرح شده است از طهارت و صلاة تا دیات اینها مجموعه اعمال انسان هستند که علم فقه را تشکیل می دهد و تفقه در دین بخش فقهی این تفقه است.

 

مسئولیت یک طلبه در این مقدمه ای که عرض کردم این است که طلبه به عنوان طالب علم، طلب کننده مطلوب است، نمی شود طالب باشد ولی مطلوب نباشد، طلب چیست؟ مطلوب چیست؟ طالب کیست؟ این جا است که جایگاه طالب را باید در اجتماع دقیقا بررسی کنیم و این مسئله در دو مرحله امکان دارد. مرحله اول این است که طالب در رسیدن به مطلوب خود به چه هدف بلندی باید دست پیدا کند و در مرحله موجود چگونه باید به مطلوب خود نگاه کند، این جا است که ما طلبه را در ارتباط با اجتماع بررسی می کنیم تا در یابیم موجودیتی که در روابط طلبه در اجتماع وجود دارد چه موجودیتی است و در مرحله دوم باید مطلوب طلاب مورد بررسی قرار گیرد.

 

بحث روابط اجتماعی طلاب را از چه دیدگاهی می توان بررسی کرد؟

در سطح اجتماع طلبه از نظر وضع موجود دارای دو دید است، دید مادی طلبه و دید معنوی طلبه. وصول به مطلوب در این مسئله منحاز از حرکت تکاملی جامعه ایران نمی باشد و در حوزه های ایران منحاز از انقلاب نمی تواند باشد. انقلاب اسلامی همچنان که در همه اقشار مردم ما تاثیر فراوانی گذاشته است در قشر طلبه هم تاثیرگذار بوده است. چون انقلاب حرکتی تحولی است، حرکتی نوخواهانه است و انقلاب اسلامی هم به دلیل صبغه اسلامی و شیعی در قشر طلبه خواه ناخواه موثر بوده است و در حوزه ها هم استقبال عظیمی نسبت به آن وجود دارد، حوزه ایران نسبت به حوزه های در سطح جهان از حوزه های مهم نشر و تبلیغ اسلام است و به حوزه های دیگر غذای تبلیغی و معارفی هم می دهد و بنیه های علمی آنها را هم تقویت می کند.

 

حوزه های ایران مجموعه ای از طلبه ها را دارد و طلبه ها با تاثیرپذیری از حرکت انقلاب اسلامی امروز دو نقش در جامعه دارند. یک نقش عنصر مادی طلبه ها می باشد مانند این که طلاب از چه موقعیت سکونتی برخوردار هستند و از چه موقعیت رفاهی برخوردار هستند. اما مرحله دوم که بررسی مطلوب است که همان چیزی است که از قرآن مطرح شد که حرکت به سوی افق های بلند خداخواهی است که این حرکت در وضعیت فعلی دچار فراز و فرود شده است و ما باید در این فراز و فرود ها طلبه ها را هدایت کنیم و برای ایجاد این هدایت و راهنمایی در صحنه عمل، آن چه را که در صحنه نفس و باطن برای اساتید حوزه و قشر فرهیخته و دانش آموختگان به نتیجه رسیده است، نسبت به تبلور آنها برای طلاب بیشتر عنایت داشته باشیم.

 

منظور از عنایت، تعامل و برخورد حضوری اساتید و شاگردان است. طلبه ها به شدت نیاز به محبت اساتید دارند و به شدت علاقه به یگانگی بین اساتید و شاگردان مشهود است. گاهی بنده موفق می شوم با یک سلام، با یک احترامی که از آداب ابتدایی جامعه مردم ایران است که آن هم از اسلام سرچشمه گرفته است با طلبه ها در سطوح مختلف حوزه برخورد کنم و این رفتار برای آنها بسیار جذب کننده است. بنده حتی مسن ترهایی را می بینم و با آنها در برخورد ابتدایی با اکرام و سلام و احترام مواجهه می کنم و مشاهده می کنم که آنها جذب می شوند و انتظار دارند از طلبه ای که در احترام گذاشتن به آنها تلاش کرده است مطلبی بیاموزند.

 

چه مسائلی باعث می شود که طلبه ها در روابط اجتماعی وضعیت مطلوبی نداشته باشند؟

این که ما بررسی کنیم که طلبه به عنوان طلبه با همسایه اش چگونه باید برخورد کند قبل از این باید بررسی کنیم که طلبه در وجود خود و در نفس خود چه دارد و به چه چیزهایی نیاز دارد، در این زمان است که می توانیم انتظار اسلام از طلبه را در رعایت حق شهروندی و حق همسایگی و حق ذوی الارحام و حق استاد که همه این موارد برخوردها و روابط طلبه با اجتماع را تشکیل می دهد را بررسی کنیم.

 

یک طلبه در برخورد با اجتماع باید برخوردار از احترام به همنوعانش باشد اما آیا خود طلبه را از درون و باطن مملو از بی نیازی و ارزش ها کرده ایم؟ آیا او را واقعا ارزشی بار آورده ایم؟ یکی از ارزش های درونی طلبه این است که علم را فهم کند یعنی علومی که می آموزد خوب یاد گیرد و روش یادگیری صحیح علم برای طلبه وجود داشته باشد. و آن چه را که بعد از این روش تحصیلی علم برای خودش فراهم کرده بازدهی داشته باشد و بتواند به دیگران انتقال دهد اما طلبه ای که علومی را فراگرفته در هر سطحی که باشد باید چگونه با هم مباحث خود بحث کند و چگونه باید علمش را به هم مباحثش انتقال دهد، بدون این که هم مباحثش از او ناراحت شود بلکه به او جذب شود.

 

«اذا رجعوا الیهم لعلهم یحذرون» مسئله رجعت همان مسئله بازگشت تکاملی انسان به سوی انسان ها است و این تعبیر عقلانی نیست بلکه تعبیری وحیانی است. خدای سبحان عالمان جامعه اسلامی را کسانی می داند که نفر می کنند یعنی سیر به سوی خدا انجام می دهند «فلولا نفر من کل فرقه طائفه منهم» در این جا تحذیر نهفته است، از هر جمعیت کلانی کمی از آنها چرا کوچ نمی کنند، کوچ به سوی چه؟ به سوی تفقه در دین که در مرحله اول انسان کاملی چون رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم این نفر را انجام می دهد.

 

وجود مبارک رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم در دورانی که به بعثت ختم می شود آیا حضورشان در غار حرا کوچ نبود؟ حرکت نبود؟ الهام از خدا نبود؟ آن جایی که خطاب وحی الهی می رسد که «یا ایها المدثر قم فانذر» این به معنای حرکت به سوی انسان ها نیست؟ این رجعت نیست؟ در مورد هر یک از ذوات مقدسه معصومین سلام الله علیهم چنین حرکتی به سوی خدا وجود دارد.با این اعتقاد طلبه یکی از شاگردان رتبه اول و مقدم به سوی معصومین است.

 

اگر قرار باشد مردم به سوی معصومین حرکت کنند در صف اول طلاب علوم اهل بیت سلام الله علیهم قرار دارند این جا است که باید تمام هم و غم طلبه به نحوی جهت داده شود که به سوی خدا باشد. یعنی به سوی دین و خواسته ها و مطالبات الهیه باشد که مطالبات الهیه مطالبات معصومین سلام الله علیهم اجمعین است.

 

امروزه در حوزه یک مشکل اساسی ای که در طلبه ها وجود دارد و موجب سستی کارشان می شود و شاید افسردگی که امروز در اقشار مختلف طلبه ها وجود دارد علتش همین است که طلبه ها در یک خلأ تفقدی قرار دارند و به شدت نیاز به محبت عملی و کاربردی دارند.

 

حضرت آیت الله اشتهاردی یا حضرت آیت الله مظاهری در آن مقطعی که اخلاق می فرمودند و در حوزه قم بودند طلبه ها وقتی در جلسات اخلاق این اعاظم شرکت می کردند و مخصوصا چون به این دو بزرگوار بیشتر دسترسی داشتند برای آنها بسیار موثر بود و برای بنده بسیاری از غم ها، افسردگی ها و خستگی های مباحثات علمی در ملاقات با حضرت آیت الله اشتهاردی در نماز جماعت هایی که ایشان داشتند رفع می شد.

 

امروزه در اقشار مختلف طلبه ها این حالت را می بینم که از یک نشاط و بالندگی به سوی افق ها برخوردار نیستند. وقتی پرس وجو و تحقیق می کنم می بینم که از اعاظم حوزه کم بهره می برند و نسبت به آنها شناخت ندارند و ارتباطشان هم با آنها کم است و رفته رفته این مسئله بیشتر می شود. در گذشته حوزه های ما ارتباط بین طلبه و اعاظم حوزه بسیار محسوس و نزدیک بود به نحوی که از آقایان متقدم حوزه گاهی می شنوم که آیت الله العظمی مرعشی نجفی ولو با نان و پنیری در منزلشان شام داشتند. مثلا طلبه های آن زمان حضرت آیت الله مرعشی نجفی یا حضرت آیت الله گلپایگانی را در یک صبحانه ای، روضه ای، دعای ندبه ای که می گرفتند دعوت می کردند و ایشان با این که مرجع عالم تشیع بودند تشریف می بردند.

 

به هر حال ارتباط های محسوسی باید بین دانش آموختگان با فضیلت و طلبه ها در صحنه اجتماع حس شود و شروعش هم از بزرگان و اعاظم است. یعنی بزرگان و اعاظم در حوزه باید در ملاقات با طلبه ها این مطلب را بخواهند و طلب کنند.

 

مدیریت در حوزه چه نقشی در ایجاد افسردگی و انزوای طلبه ها داشته است؟

در حال حاضر بنده مسئله افسردگی را در بین طلبه ها می بینم. اگر امروز ادعا شود که جمعیت کلانی از طلبه ها داریم بنده این را قبول دارم اما آیا این جمعیت مدیریت جامعه شناسانه و روان شناسانه شده اند؟ الان حوزه ما در عین این که از محسنات کلانی برخوردار است به دلیل غفلت ها یا عدم توجه هایی که هنوز به غفلت نرسیده در مدیریت های کلان یا استانی حوزه یا مدارس در نقشه راهی که وجود دارد، درست است که برخی عناصر پیشرفت را می بینند اما ممکن است نسبت به عناصر آسیب زا غفلت بورزند یا حداقل توجه نداشته باشد و امروز آن عناصر آسیب زا دارد مثل خوره ای نقاط مثبت را از بین می برد.

 

آیا موسسات علمی و پژوهشی که در حوزه شناخته شده است باید این مقدار باشند؟ در یک آمارگیری و به اصطلاح رسیدگی در صحنه عملی در حوزه، جایگاهی وجود دارد که بیان کند چقدر موسسه علمی باید داشته باشیم؟ در باب تفسیر قرآن، در مسئله کلام، در مسئله امام شناسی و شیعه شناسی در کجا کمبود داریم، در کجا تورم ایجاد شده است و در کجا حد تعادلی وجود دارد.

 

آیا آماری نسبت به این مسئله در حوزه وجود دارد که عرضه شود و به دید اساتید برسد و از اساتیدی که حرکت آفرین هستند و توفندگی ای در باب آموزش علم و روش علم و رسیدن به حقیقت علم دارند، این اساتید را شناسایی کنند، اساتیدی که با تمام عشق و علاقه در حوزه از همه مشکلات خودشان گذشتند و می خواهند حضور علمی داشته باشند و حمایت نمی شود. بنده اساتیدی که با نیت خدایی مثل آن سربازی که اسلحه دست می گیرد و در سنگر مقدم جبهه می ایستد و می خواهد دشمن را بکشد و به دنبال دشمن می گردد را می شناسم اما افرادی از این نیروی زنده با نشاط و در صف مقدم غافل می شوند و در جاهایی دیگری می روند که احتمال حضور دشمن نیست و تراکم ایجاد می کنند و این به خاطر عدم مدیریت درست مسئله است.

 

بنده خطابم به جامعه حوزوی به طور کلی است و در جامعه حوزوی این انتقاد به بنده هم وارد است. بحث شخص نیست، بحث رسیدگی در صف اول حوزه است، مراجع عظام مسئولیت های سنگینی دارند بنده از استاد خودم حضرت آیت الله العظمی آقای وحید خراسانی این مسئله را سراغ دارم و روز به روز در کنار ایشان بودم و درس ها از ایشان آموختم و می دانم ایشان چگونه می لرزد و ناراحت می شود از این که به طلبه ای رسیدگی نشود، چه رسیدگی مادی، چه رسیدگی موقعیت شناسانه در مورد طلبه ها، امروز این ضعف بزرگ وجود دارد. طلبه سریعا در مسیری قرار نمی گیرد که مسیر سنتی حوزه است، یا منزوی می شود و یا به فراموشی سپرده می شود و در حالی که از استعداد بالایی برخوردار است انتظار انزوا و فراموشی می کشد.

 

در بخش آموزش علوم حوزوی روش علم آن چیزی است که در یک نگاه کلان نفرِ به سوی خدا و آموختن مطالبات خدا و انتقال رجعت گونه به سوی انسان در رجعت تکاملی است، در نگاه مادی شما می بینید که اول رشد وجود دارد و بعد از رشد کهولت است، اما در یک نگاه دینی رشد و برگشت هر دو رشد است. برای این که شما باید برگردید و آن چه را از حق گرفتید به خلق منتقل کنید و «اذا رجعوا الیهم» این مطلب را پوشش می دهد، با این نگاه روابط اجتماعی طلاب یک مرحله موجود و یک مرحله مطلوب دارد.

 

ما پایه ها و بخشی از بنا را در حوزه ها گذاشتیم دیگر خیالمان جمع شد و رفتیم که دیوار خودش بالا آید اما دیوارها بدون مراقبت بالا نمی آیند ولو پایه ها را محکم کنیم باید روی دیوارها نظارت کنید. طلبه ها به کدام سو می روند؟ به سمت دانشگاه می روند، این یک شعار نیست این یک حقیقت است. الان ممکن است آمار دهیم این تعداد طلبه از دانشگاه به حوزه آمده اند، چه کسی می گوید طلبه ها به دانشگاه می روند؟ درست است بنده هم این را می دانم ولی در درون و باطن آیا واقعا این طلبه ها رسائل را یاد می گیرند؟ یا منتظر این هستند که جایی پیش آید که دست از اینها بکشند و بروند آن جا؟ اما راه حل این مشکل چیست؟ راه حل این مشکل به دست خود اساتید حوزه است که باید علاقه مندی خودشان و ارتباط خاضعانه اخلاقیشان را با طلبه ها زیاد کنند.

 

قشر طلبه به برکت علم الهی استعدادهایی برایش به وجود می آید که رشد یابنده است، بالندگی دارد، شیخ پرور است یعنی این علوم الهی است که شیخ پرور است به عنوان مثال رسائل و مکاسب از صغریات و کبریاتی بحث می کنند و روش علمشان یعنی روش شناسی علمی که مرحوم شیخ و حتی صاحب معالم و مرحوم مظفر در سلسله کتاب هایی که از آنها وجود دارد به گونه ای است که استعدادها کاملا شکفته می شود به نحوی که طلبه ها وقتی به دانشگاه می روند، درس دانشگاه را به راحتی تمام می کنند که این مطلب هم قبل از انقلاب بوده است و هم بعد از انقلاب که این پیوستگی در موفقیت برکت داشتن علم در حوزه را می رساند. نخبگان دانشگاه چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب وقتی وارد علوم حوزوی می شدند، می گفتند این جا یک توجه و نورانیتی در استعداد ما ایجاد می شود که ما درب های گشوده نشده استعدادها و توان خودمان را این جا گشوده شده می بینیم.

 

به نظر حضرتعالی مسائل مادی و مسکن طلاب چه تاثیری بر روی وظایف و ارتباطات طلبه ها دارد؟

طلبه ها امروزه مشکلات مادی بسیاری دارند و به شدت از وضعیت مسکن ناراحت هستند اما فورا تا این صحبت در حوزه قم مطرح می شود می گویند خانه های پردیسان را برای طلبه ها ساخته ایم، اما باید در مورد این مسئله بررسی درونی شود تا مشاهده گردد که طلبه ها همه مقروض هستند و باید وام های خود را پس دهند، آن دستگاه وام گیرنده با این که بسیار سالم و دلسوز است اما مسئله اخذ وام خودش را به شدت دنبال می کند حتی به گونه ای دنبال می کند که احساس می کنم که طلبه ممکن است درس را رها کند و دنبال این رود که قسط مرکز خدمات را دهد. البته مرکز خدمات واقعا به معنای واقعی و مدلول مطابقی کار خدماتی کرده است ولی در اخذ وام جدی است. به خاطر این که می گوید طلبه های دیگر نیازمندی هم هستند.

 

طلبه هایی که در سطوح متوسط هستند یا در سطوح بالاتر قرار دارند استعدادهای آینده ما هستند. در آنها مراجع، فقها و متکلمین آینده وجود دارند، اما بالندگی ای در آنها مشهود نیست این طلبه ها چنان بی نشاط هستند که بنده از این که طلبه ها نتوانند این دستورات اساسی و افق های آینده را پوشش دهند خوف دارم و به این واسطه احتمال این را می دهم که دستور قرآن به حرکت رجعت گونه از فهم دین و برگشت به سوی جامعه بشری خدشه دار شود. بنده این خطر بزرگ را احساس می کنم. رابطه بین طلبه و خانواده اش، رابطه یک طلبه و همسایه اش، طلبه ای که طالب علم اسلام و به مثابه یک سرباز است، نسبت او و همنوعانش یک دوستی دینی نیست، یک دوستی بر محور اقتصاد است، برمحور بازار است.

 

در بحث ارتباط اجتماعی طلبه ها باید چه افق هایی را در نظر داشت؟

امام در سیر حرکت خودش وقتی انقلاب اسلامی را دنبال کرد و از نظر سیاسی حاکمیت شاه را سرنگون کرد و حاکمیت اسلامی را نه به تمام معنا مستقر کرد ابتدا به دنبال حذف جریان کمونیست از صحنه جهان رفت و این بحث را مردانه در سطح رهبری با بعضی از جمعیت های کمونیستی در میان گذاشت و آنها را به حوزه دعوت کرد.

 

این بی توجهی در حوزه ها و نواقص حوزه که عمدی در به وجود آمدن آنها نبوده، از روی کار زیاد بوده است باید اینها رفع شود تا این جمعیت های کلان جهانی بتوانند از فرصت های موجود در حوزه استفاده کنند. الان گروه هایی می گویند رهبر انقلاب شما مدعی بوده است که شما در حوزه فارابی و بوعلی سینا دارید، کلام دارید، بحث های سلوک باطنی دارید، فقه دارید، اینها الان کجا هستند؟ حوزه فعلا در این جا مشکل دارد و با همه این خرج های کلانی که هر روز انجام می شود، این همه موسسات تحقیقی و پژوهشی که وجود دارد این مشکل برطرف نشده است و به سبب عدم وجود یک آمار دقیق یا سنجیده شده حتی طلبه ها از نشاط و پویایی هم افتاده اند.

 

ما در حوزه مطالبه نیازهای فردی و اجتماعی را می کنیم. که بیایید غسلتان را درست کنید طهارتان را درست کنید اما بازارتان را درست نکنید، مدیریت کلان وزارتی کشورتان را درست نکنید، فقط طهارت و نماز فردی خودتان را درست کنید، اما این مطالب برای حوزه امروزی کافی نمی باشد، حوزه امروز باب وسیعی در پیش روی خود می بیند که یکی از مظاهرش این است، وقتی امام خمینی رحمة الله علیه گورباچف را خطاب می کند، یک منطقه بزرگی از جغرافیای زمین را خطاب می کند چون این آقا رئیس اتحادیه جماهیر شوروی آن زمان است حرکت در حوزه امروز باید به این صورت باشد و باید با حرکت خود برای هدف «لیظهره علی الدین کله» زمینه سازی کنیم.

 

چرا آن چه را سی سال در حوزه آموختیم در جامعه بشری با این وسیله هایی که امروز وجود دارد اعلام نکنیم؟ امروز تمام مراجع ما سایت جهانی دارند یک کلمه از مراجع حرفی شنیده شود در سطح آفریقا هم مطرح می شود. باید چنین فرصتی را تبدیل به چالش و تهدید برای کفار کنیم، پس روابط اجتماعی طلبه ها در نگاه بنده چگونگی ارتباط طلبه با همه جهان است.

 

روابط اجتماعی طلبه ها را بنده در بعد برخورد با همسر یا برخورد با دوستان یا همسایه مطرح نکردم بلکه یک نگاه اجتماعی کلان تری دارم و آن این که طلبه مسئولیت سنگین جهانی دارد و باید این باب را جلو طلبه ها گشود و امروز پاسخگویی حوزه به جنبه های فردی شخص از حیث طهارت و صلاة و مال و تزکیه اموال و مناسک حج فردی فقط نیست، امروزه مسائل به صورت نظام برای حوزه مطرح است یعنی نظامی آمده است که به حوزه می گوید در بحث های کلان بهداشت باید قانون تدوین کنید و در بحث های کلان مسکن و شهرسازی و عبور و مرور در فضای آسمان و زمین و دریا باید برنامه ارائه کنید.

 

یک بخشی از این تولید برنامه برمی گردد به مسئله هنر که ما باید دین پژوهی را در حوزه تقویت کنیم. مجموعه نیاز بشر را دین پاسخ می دهد اما در زمان غیبت چه کسی به این نیاز پاسخ می دهد نواب عام، مراجع فرصت نمی کنند که همه چیز را در همه جا پاسخ دهند. باید در این زمینه مساعدانی باشند که آن مساعدان طلبه ها هستند و در زمینه های مختلف باید به صورت دقیق صحنه و نقشه دین طراحی شود و بر اساس آن بدون تعارف، روز به روز بودجه خرج شود به عنوان مثال امروزه متاسفانه در قم می بینیم که مدارسی با امکانات بسیار عالی وجود دارد اما نقشه راهی ندارند در حالی که اگر با دید نظام وار به حیطه های پاسخ گویی دین در جامعه امروز نگاه شود می توان این نقشه راه را به صورت دقیق ترسیم کرد./260/53/20

 

نوع مطلب:

د, 10/28/1394 - 23:49

دیدگاه جدیدی بگذارید