حضرت خدیجه هرچه داشت در راه خدا عطا کرد و خدا هستی خود حضرت فاطمه را به او داد

سید احمد دارستانی

سخن از این بانو در حقیقت سخن از یک دنیا عظمت و پایداری و استقامت در راه هدف است، تاریخ در مقابل عظمت ام المومنین خدیجه سلام الله علیها سر فرود می‌آورد و در برابرش متواضعانه دست بسته می‌ایستد و نمی‌داند نام این بانو را در کدام شناسنامه بزرگان ثبت نماید.

 

او از قبیله هاشم بود و اقوامش از ثروتمندان قریش بودند، شصت و هشت سال قبل از هجرت به دنیا آمد و در بین اقوام خود یگانه روزگار بود.

 

اما چند نکته و فضیلت از زندگی ایشان:

1ـ کیمیا شناس و با بصیرت بود، اندیشه‌ای والا و دقتی عمیق داشت و از نظر عقل و زیرکی نیز، بر همه زن‌های عصر خود برتری فوق العاده داشت، او در انتخاب خاتم الانبیاء محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم با آن همه خرده گیری زن‌های مکه ذره‌ای عقب نشینی نکرد و پیامبر را با جان و دل پذیرفت و انتخاب کرد؛ این یعنی حقیقت کیمیا شناسی.

 

2ـ ایمان محکم و پایدار، در تمام مسیر زندگی، جانانه پای پیامبر ایستاد و طعنه‌ها، عیب جویی‌ها، مذمت‌ها و آزار و اذیت‌ها در ایمان مستحکم او ذره‌ای اثر نداشت.

 

3ـ از برترین بانوان دو سرا، خیر نساء العالمین؛ مریم، آسیه، خدیجه و فاطمه سلام الله علیهن (خصال صدوق).

 

4ـ برترین همسر پیامبر، امام صادق علیه السلام: تزوج رسول الله (صلی الله علیه و آله) بخمس عشر امراة، افضلهن خدیجة بنت خویلد (خصال صدوق).

 

ذهبی می‌گوید: مناقب و فضایل خدیجه (سلام الله علیها) بسیار است او از جمله زنان کامل، عاقل، والا، پای بند به دیانت و عفیف و کریم و از اهل بهشت بود، پیامبراکرم کرارا او را مدح و ثنا می‌گفت و بر سایر زنانش ترجیح می داد و از او بسیار تجلیل می‌کرد؛ به حدی که عایشه می گفت: بر هیچ یک از زنان پیامبر صلی الله علیه و آله به اندازه خدیجه رشک نورزیدم و این بدان سبب بود که پیامبر بسیار او را یاد می‌کرد.

 

5ـ اولین بانویی که اسلام آورد، قبل از اسلام وی را طاهره و مبارکه و سیده زنان می‌نامیدند، ایشان اولین بانویی بودند که به اسلام ایمان آوردند و حدود سه سال فقط ایشان و امیرالمومنین علی مرتضی علیهماالسلام در نماز به پیامبراکرم صلی الله علیه و آله اقتدا می کردند.

 

6ـ مادر حضرت زهرا سلام الله علیهما، اگر فقط همین یک فضیلت برای او بود، کافی بود که بر همه اهل آسمان و زمین فخر کند، به قول یک عالم که می فرمود: این بانوی بزرگوار هر چه داشت در راه خدا عطا کرد و خدا هم هرچه داشت به او عطا کرد که هستی خدا فاطمه سلام الله علیها است.

 

7ـ ثروت و سخاوت، مورخان ثروتش را این طور نوشته اند: هزاران شتر که اموال او را حمل می کردند و چهارصد غلام و کنیز که خدمات ارجاعی ایشان را انجام می دادند، به حقیقت او جزء تجار بزرگ و ثروتمند حجاز به شمار می‌رفت، اما سخاوتش؛ حضرت ابوطالب علیه السلام هنگام عقد بین پیامبر صلی الله علیه و آله و خدیجه سلام الله علیها، خطبه‌ای جانانه در مدح رسول اکرم خواندند، در این هنگام عموی خدیجه خواست پاسخ ابوطالب را با سخنی بگوید ولی به لکنت افتاد لذا خدیجه کبری سلام الله علیها به سخن آمده و فرمود: و اینک ای محمد! من خود را به همسری تو در می آورم و مهریه نیز هرچه باشد بر عهده خودم و در مال خودم خواهد بود، آنگاه ابوطالب علیه السلام فرمود: گواه باشید که خدیجه (سلام الله علیها) محمد (صلی الله علیه و آله) را به همسری خویش پذیرفت و مهریه را در مال خود ضمانت کرد.

 

برخی قریشیان با تعجب گفتند: شگفتا! که زنان مهریه مردان را به عهده بگیرند! ابوطالب سخت به خشم آمده روی پای خود ایستاد و گفت: آری اگر مردی همانند برادر زاده من باشد، زنان با گرانبها‌ترین مهریه خود، خواهانشان می‌شوند و اگر مردان همانند شما باشند، زنان جز با مهریه گرانبها حاضر به ازدواج نمی‌شوند. سپس خدیجه کبری سلام الله علیها رو به عموی خود کرد و فرمود: بر بلندی مکه بایست و فریاد بزن از امروز تمام ثروت خدیجه متعلق به محمد امین (صلی الله علیه و آله) اس، چون خطبه عقد تمام شد و پیامبر و عموی خویش عزم رفتن نمودند، خدیجه کبری سلام الله علیها رو کرد به پیامبراکرم و عرض کرد: «الی بیتک، فبیتی بیتک و انا جاریتک» کجا می روید؟ بیاید به سمت خانه خودتان و از این لحظه خانه من خانه شماست و من نیز کنیز شما هستم.

 

8ـ صبر و بردباری بی مانند، کسی که آن‌همه ثروت داشت و در آن‌همه ناز و نعمت زندگی می‌کرد، حالا دیگر کسی با او رفت و آمد نمی‌کند، عموما هر روز با آن کهولت سن از مکه تا غار حرا می‌رفت و برای پیامبراکرم آب و غذا می‌برد، کسی که صدها کنیز و غلام را هر روز غذا می‌داد، حالا در شعب ابی طالب از تشنگی و گرسنگی و سرما و گرما بی‌تاب شده است. بانویی که زن‌های بزرگ مکه برای دیدنش منت می کشیدند، حالا در وضع حملش او را تنها گذاشته اند، به واقع این بانو در کنار پیامبر خدا و در یاری ایشان خیلی اذیت شده و زود پیر شدند.

 

9ـ محب امیرالمومنین علی علیه السلام، علامه مجلسی می گوید: پیامبر خدا خدیجه کبری علیهماالسلام را از دوستی و محبت علی علیه السلام خبر داد، خدیجه به علی علیه السلام محبت فراوان داشت و برای او لباس و زیور آلات و... می‌فرستاد؛ به گونه‌ای که مردم می‌گفتند: علی (علیه السلام) نور چشم خدیجه به حساب می‌آید. دیگر اینکه هنگام ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها بیشتر با ولایت آشنا شد، چرا که با چشمان خود دید، دخترش هنگام تولد بعد از شهادت به توحید و رسالت فرمود: «و ان بعلی سید الاوصیاء و ولدی سادة الاسباط».

 

10ـ مقامی والا نزد خدا و اهل بیت علیهم السلام؛

الف) امام باقر علیه السلام می فرماید: پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم هنگام بازگشت از معراج به جبرئیل فرمود: آیا حاجتی داری؟ عرضه داشت: خواسته‌ام این است، که از طرف خدا و من به خدیجه سلام برسانی.

 

ب) امام حسن مجتبی علیه السلام در مجادله با معاویه لعنت الله علیه در مسجد کوفه فرمود: تو پدرت ابوسفیان و من پدرم امیرالمومنین علی است، تو مادرت هند جگرخوار ولی من مادرم فاطمه زهرا است؛ تو جدت حرب من جدم رسول الله است؛ تو جده‌ات فتیله و من جده ام خدیجه کبری است.

 

ج) امام حسین علیه السلام در روز عاشورا در معرفی خود فرمود: «...انشدکم الله هل تعلمون ان جدتی خدیجه بنت خویلد اول نساء هذه الامة اسلاما؟ قالوا نعم»؛ امالی شیخ طوسی/463.

 

د) حضرت زینب سلام الله علیها در روز یازدهم در کنار پیکرهای پاره فرمود: «بأبی خدیجة الکبری» پدرم به فدای خدیجه بانوی بزرگ اسلام؛ بحار/56/45.

 

ه) امام سجاد علیه السلام در مجلس یزید لعنت الله علیه فرمود: «انا ابن خدیجة الکبری»؛ بحار/174/44.

 

11ـ رعایت آیین همسر داری؛

الف) ترجمه شعر خدیجه کبری سلام الله علیها درباره محبتش به رسول اکرم صلی الله علیه وآله: اگر تمام نعمت‌های دنیا و سلطنت پادشاهان را داشته باشم و سلطنت آنان همیشه از آن من باشد در چشم من به اندازه بال پشه‌ای ارزش ندارد، وقتی که چشمم به چشم تو نیفتد.

 

ب) تعریف پیامبر از ایشان: خدیجه زنی بود که چون همه از من روی می‌گردانیدند، او به من رو می‌کرد، چون همه از من می‌گریختند، او به من محبت و مهربانی می‌کرد. چون همه دعوت مرا تکذیب می‌کردند، به من ایمان می‌آورد و مرا تصدیق می‌کرد. در مشکلات زندگی مرا یاری می‌کرد و با ثروت خود کمکم می‌کرد و غم از دلم می‌برد.

 

12ـ قبلا ازدواج نکرده بود، ایشان وقتی که به عقد رسول اکرم صلی الله علیه وآله در آمدند دوشیزه بودند.

سیدمرتضی علم الهدی در کتاب الشافی الامانه؛ شیخ طوسی در کتاب تلخیص للشافی؛ احمد بلاذری در کتاب الانساب الاشراف؛ ابوالقاسم کوفی در الاستغاثه فی بدع الثلاثه؛ سید محسن امین در اعیان الشیعه؛ جعفر مرتضی عاملی هم شواهد فراوانی آورده که ثابت می کند ایشان قبلا همسری اختیار نکرده بودند و این‌ها همه جعل تاریخ است.

 

13ـ برترین معیارهای انتخاب همسر، ام المومنین خدیجه کبری سلام الله علیها در هنگام ازدواج با رسول خدا صلی الله علیه وآله عرض کرد: به خاطر خویشاوندیت با من، بزرگواریت، امانت داری شما در میان مردم، اخلاق نیک و راستگوییت مایلم با شما ازدواج کنم، در تاریخ آمده که بسیاری از مردم مکه به احترام او به رسول خدا صلی الله علیه و آله احترام می‌گذاشتند و از ترس او به پیامبر آزاری نمی‌رساندند.

 

14ـ ادب و وفا در هنگام وصیت، سه سال قبل از هجرت بیمار شد و بیماریش که شدت گرفت فرمود: یا رسول الله چند وصیت دارم.

ا) من در حق شما کوتاهی کردم مرا ببخش. پیامبر فرمود: هرگز از شما تقصیری ندیدم، شما نهایت تلاش خود را به کار بستی و در خانه‌ام بسیار خسته شدی و اموالت را در راه خدا مصرف کردی.

ب) وصیت دومم این است که مواظب این دختر(فاطمه) باشید، چون او بعد از من یتیم و غریب خواهد شد؛ پس مبادا کسی از زنان قریش به او آزار برساند، مبادا کسی به صورتش سیلی بزند، مبادا کسی بر او فریاد بکشد، مبادا کسی با او برخورد غیر ملایم و زننده‌ای داشته باشد.

ج) وصیت سومم را شرم دارم، برایت بگویم آن را به دخترم عرض می‌کنم تا او برایت بازگو کند، سپس فاطمه‌اش را خواست و گفت: نور چشمم به پدرت رسول الله بگو که مادرم می گوید، من از قبر در هراسم از شما می‌خواهم مرا در لباسی که هنگام نزول وحی به تن داشتی کفنم کن. پیامبر بعد از شنیدن وصایای همسرش آن پیراهن را نزد همسرش آورد و او بسیار خوشحال شد.

 

این بانوی بزرگوار در سن شصت و پنج سالگی در خارج از شعب ابیطالب از دنیا رفت. رسول خدا صلی الله علیه و آله غسل و کفن وی را به عهده گرفت، ناگهان جبرئیل نازل شد و کفنی از بهشت همراه داشت و عرض کرد: یا رسول الله خداوند به تو سلام می‌رساند و می‌فرماید: ایشان اموالش را در راه ما صرف کرد و ما سزاوارتریم که کفنش را به عهده بگیریم، رسول الله شخصا ایشان را غسل داده و کفن نمودند و وارد قبر شدند و بدن ایشان را در قبر گذاشتند. آنگاه سنگ لحد را چیدند و برایشان اشک می‌ریختند و آمرش می‌طلبیدند.

 

حرف آخر: این بانوی بزرگوار که قلم در مقابل عظمتش ناتوان و شکسته و زبان در توصیفش عاجز و لال است متاسفانه بین ما شیعیان خیلی غریب و ناشناخته‌اند، اگر همتی که اهل سنت برای تصویر سازی و بزرگ نمایی دیگر همسران پیامبر بکار بستند و از کاه کوه ساختند ما در حق این بانوی دوعالم بکار می‌بستیم؛ امروز دهها کتاب ارزشمند از زندگی این مادر بزرگوار در مباحث اخلاقی و رفتاری و ... در دسترس جوانان و مردم دنیا قرار ‌داشت، از همه محققین و طلاب خاضعانه درخواست دارم که قدری بیشتر به زندگی و شیوه‌های رفتاری این بانوی دوعالم بپردازند و نکات بسیار زیبا، ارزشمند و راه گشا از زندگی ایشان را به جان و دل مشتاقان سرازیر کنند.

 

خدا محبت این مادر را شامل حال همه ما و شیعیان بفرماید.

«اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و امها و بنیها».

/0/0/20

نوع مطلب:

د, 04/16/1393 - 20:03

دیدگاه جدیدی بگذارید