استاد شاه آبادی مطرح کرد؛

معرفی مختصری از خاندان بزرگ شاه آبادی (1)

باید این مرکز شراب سازی خراب و تبدیل به مسجد شود. آنها تسلیم می ‌شوند و مسجد را می‌ سازند و قصیده مفصلی هم درباره آن می ‌سرایند که بیتی از آن بر سر در مسجد نصب می‌شود: «حسن توفیق بین که مسجد کرد  سـطح میـخانه را سـراج الملک» بعد از ساخت مسجد، میرزا محمد جواد ماندگار می‌شود و در همان جا نماز می ‌خواند و به درس و بحث ادامه می ‌دهد.

 

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، استاد محمد رضا شاه آبادی، فرزند آیت الله نصرالله شاه آبادی که از خاندان علم و فضل هستند، به بیان زندگی نامه خاندان مکرم شاه آبادی پرداخت.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ابتدا به بیان مختصری از زندگی نامه آیت الله میرزا محمد جواد حسین آبادی اصفهانی پرداخت و در این زمینه خاطرنشان کرد: جدّ ما مرحوم آیة الله میرزا محمد جواد، چون اصالتشان از حسین آباد اصفهان بود، به «حسین آبادی» معروف بودند و چون منزلشان در محله بیدآباد اصفهان قرار داشت، به «بیدآبادی» هم شهرت داشتند.

 

وی افزود: پدر ایشان میرزا محمد حسن، روحانی نبود؛ ولی اهل فضل و کمال بود و خط خوشی هم داشت. وی از شاگردان صاحب جواهر بود و تصدیق اجتهاد مفصلی هم از ایشان داشت.

 

استاد شاه آبادی در ادامه خاطرنشان کرد: البته خواندنِ خط این اجازه نامه بسیار دشوار بود و مرحوم پدرمان که متن اجازه نامه را حفظ بودند، آن را برای ما خواندند و ما آن را نوشتیم و آن را به خطاط دادیم تا با خط خوب بنویسند.

 

وی اضافه نمود: ایشان اجازه روایتی هم از صاحب جواهر داشتند که متن آن نیز موجود است.

 

ناقل قضیه معروف

استاد محمد رضا شاه آبادی در بخش دیگری از این گفتگو بیان کرد: پدرم از مرحوم جدّ ما میرزا محمد جواد، از استادشان صاحب جواهر نقل می ‌کرد: صاحب جواهر در زمان تألیف کتاب جواهر مقیّد بود هر روز چند سطر از آن را بنویسد. جد ما می‌ گفت: من شاهد بودم زمانی که پسرش به سبب بیماری از دنیا رفت، صاحب جواهر مطابق برنامه روزانه در روز وفات فرزند نیز چند سطری از کتاب جواهر را نوشت و پس از فراغت از آن، بر جسد فرزند حاضر شد و مرگ پسر، ایشان را از نوشتن کتاب جواهر باز نداشت.  

 

اجرای حدود در اصفهان

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه افزود: بعد از آن که میرزا محمد جواد از محضر صاحب جواهر در نجف استفاده کرد، به اصفهان بازگشت و مشغول تدریس و حل و فصلِ امور شد.

 

وی خاطرنشان کرد: ایشان در زمان ناصرالدین شاه در اصفهان حدود جاری می ‌کرد و هنگامی که ظل السلطان فرزند ناصرالدین شاه و حاکم اصفهان، مانع شد و ممانعت او در اراده وی اثری نگذاشت، در حدود سال 1304 هـ ق از اصفهان به تهران تبعید شد. 

 

نوه آیت الله العظمی محمد علی شاه آبادی اضافه نمود: در آن زمان پدرم حدوداً دوازده ساله بود که میرزا محمد جواد، ایشان را به همراه عمو، مرحوم آشیخ علی محمد الشریف و یکی از عمه هایم، با خود به تهران می ‌آورند و در تهران، خیابان امیرکبیر، کوچه سراج الملک، منزلی می ‌گیرد و مشغول درس و بحث می ‌شوند.   

 

 

تبدیل میخانه به مسجد

استاد محمد رضا شاه آبادی از اساتید حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: روزی مرحوم میرزا محمد جواد متوجه می ‌شود در همان نزدیکی، در محلی متعلّق به کُنت ارمنی مرکز شراب سازی و شراب ‌خواری است. بسیار ناراحت می ‌شود و از جمعی از مردم می ‌خواهد که این مرکز را از اینجا جمع کنند. لذا وارد آنجا می ‌شوند و به مردم می ‌گوید: «من شروع می‌ کنم و شما تمامش کنید؛ حواستان باشد که خمره ‌ها و شیشه‌ ها مالیت دارد و حق شکستن ظروف را ندارید، اما محتویاتش مالیت ندارد». ابتدا خمره‌ ای را خالی می‌ کند و بعد هم دیگران سایر خمره ‌ها را خالی می‌ کنند. 

وقتی کُنت ارمنی می ‌آید، می ‌بیند چیزی برایش باقی نمانده، به ناصرالدین شاه شکایت می‌ کند و چون شراب مخصوص دربار هم از آنجا تأمین می ‌شد، ناصرالدین شاه ناراحت می‌ شود و چون دقیق نمی ‌دانسته مسبب این کار چه کسی است، دستور می ‌دهد که میرزا محمد جواد را بگیرند و مجازات کنند.

 میرزا محمد جواد ناراحت می‌ شود و به ناصرالدین شاه نامه ‌ای می‌ نویسد: «من خیال می‌ کردم تو «ناصرالدین» هستی، حال آن که تو «کاسر الدین» هستی؛ با این احوالات به شهر خود باز می ‌گردم».  ظل السلطان وقتی از حرکت ایشان با خبر می ‌شود به پدرش می ‌گوید: این کار اصلاً به صلاح نیست و به این بیان پدرش را از پیگیری این کار منصرف می‌ کند.

از طرفی هم، هر کاری می ‌کنند که جد ما در تهران توقف کند، ایشان نمی‌ پذیرد و می‌ گوید: من باید بروم. از این رو دربار از سراج الملک که یکی از محترمین و به میرزا محمد جواد علاقه‌ مند بوده و ارتباطی هم با دربار داشت، می‌ خواهد که به هر قیمتی شده، نگذارد ایشان از تهران برود.

 سراج الملک به جد ما می‌ گوید: شما هر چه بفرمایید، ما انجام می‌دهیم؛ به شرطی که دیگر عازم اصفهان نباشید.
 ایشان می ‌گوید: باید این مرکز شراب سازی خراب و تبدیل به مسجد شود. آنها تسلیم می ‌شوند و مسجد را می‌ سازند و قصیده مفصلی هم درباره آن می ‌سرایند که بیتی از آن بر سر در مسجد نصب می‌شود: 

«حسن توفیق بین که مسجد کرد  سـطح میـخانه را سـراج الملک»

بعد از ساخت مسجد، میرزا محمد جواد ماندگار می‌شود و در همان جا نماز می ‌خواند و به درس و بحث ادامه می ‌دهد.

 

وفات در اصفهان

استاد محمدرضا شاه آبادی افزود: ایشان بعد از مدتی تصمیم می‌ گیرند جهت زیارت به کربلا مشرف شوند. در آن وقت‌ ها از راه اصفهان و از طریق آبادان به سمت عتبات می‌ رفتند.

 

ایشان به اصفهان می ‌روند و مرحوم پدر را هم با خود به اصفهان می ‌برند. بعد از مدت کوتاهی جدّ ما در اصفهان مریض می ‌شوند و در همان جا به رحمت خدا می ‌روند و در تخت فولاد دفن می‌ شوند. بعد از ایشان، امامت مسجد سراج الملک به آیة الله سید ریحان الله کشفی بروجردی، فرزند مرحوم علامه سید جعفر کشفی و بعد از وی امامت به اولادش واگذار شد. روزی آقای سید محمد باقر کشفی بروجردی که آنجا نماز می‌ خواند، در نجف از من پرسید: در متن وقف نامه آمده است که محراب به عرض مسجد، ملک جدّ شما می‌ باشد و الآن به شما منتقل شده، تکلیف چیست؟

گفتم: در اولاد ایشان قطعا کسی با نمازخواندن مخالف نیست و به نظر من هیچ اشکال ندارد. شما بخوانید.

 

تألیفات

استاد محمد رضا شاه آبادی در بخش دیگری از این گفتگو خاطرنشان کرد: میرزا محمد جواد تألیفات بسیاری داشت که یکی از آنها «ترتیب خلاصة الأقوال» علامه حلی است، که چند ماه قبل از وفات ایشان در اصفهان چاپ شده است و تنها کتاب مطبوع ایشان است.

 

وی افزود: مرحوم آیة الله میرزا محمد جواد حسین آبادی، دربارۀ کثرت تألیفات خود در اجازه اش به فرزندش شیخ احمد می ‌نویسد: «تصنیفاتی کثیرة جداً بحیث کادت ان تنکر لو صرح بمقدارها و لذلک خفی مقدارها».

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: از تألیفات آن مرحوم با فحص و جستجو 9 عنوان به دست آمد، یک مورد چاپی و مابقی مخطوط است:

  1. بحر البکاء فی مصائب المعصومین النجباء، در چهار مجلد،

 جلد اول: در سی مجلس در تفسیر سوره فاتحه،

جلد دوم: تفسیر سوره یوسف،

جلد سوم: تفسیر سوره واقعه،

جلد چهارم: در احوالات فاطمه زهرا سلام الله علیها، موسوم به بحر البکاء الفاطمیة.

نسخۀ این چهار مجلد، نزد فرزند ایشان، مرحوم آیة الله شیخ علی محمد الشریف بوده است. (الذریعه ج 26 ص 84)

2) کنوز الئالی در علم اصول، (کتابخانه آیةالله مرعشی، شماره 8248)

3) السراج الوهاج در علم اصول، شرح کتاب نتائج الافکار سید ابراهیم قزوینی صاحب ضوابط. 

4) الخزائن فی اصول الفقه، بخش هایی از نسخه خطی آن نزد حجة الاسلام سعید شاه ‌آبادی است.

 5) بساتین الریاحین در علم اصول.

 6) الرسالة الاحمدیة، تعلیقات بر کتاب قوانین الاصول. وی این تعلیقات را در زمان تدریس قوانین به فرزندش شیخ احمد نوشته و در ابتدای آن به این موضوع اشاره کرده است: «فهذه تعلیقات علّقته علی کتاب القوانین عند قرائته علی من هو قرة عینی المسمّی بأحمد حفظه الله من کلّ سوء و حسد حاسد إذا حسد، و سمّیتها بالأحمدیّة». 

7)  الریاحین در علم فقه.

8) ترجمة نجاة العباد که صاحب جواهر بر آن تقریظ نگاشته است، در تقریظ صاحب جواهر آمده است: «أمّا بعد فقد لاحظنا بعض ما ترجمه ولدنا و قرة أعیننا العالم العامل و الفاضل الکامل التقی النقی و المهذّب الصفی المحروس بربّ العباد جناب الآخوند ملا محمد جواد سلّمه الله تعالی، فوجدناه صحیحا جیّداً و حصل لنا الإطمینان بالباقی؛ فلا باس بالعمل بالترجمة». تنها صفحه اول این ترجمه در کتابخانه آیةالله مرعشی به شماره 8248، موجود است.

9) ترتیب خلاصة الاقوال علامه حلی، که در قطع جیبی طبع شده است. وی ممدوحین و مذمومین خلاصه را یکجا آورده و ممدوحین را با یک خط و مذمومین را با دوخط بر بالای هر اسم از یکدیگر متمایز و اسماء را بر اساس ترتیب حروف الفبا مرتّب ساخته است. این کتاب در ماه صفر سال 1312 هـ ق در اصفهان چاپ شده است.

 

وی افزود: از جمله آثاری که از مرحوم آیة الله میرزا محمد جواد در کتابخانه آیة الله حاج آقا نصرالله شاه ‌آبادی یافت شد، دفتری 300 برگ به همراه اوراق متفرقه است.

مباحث این دفتر و اوراق متفرقه از این قرار است:

  • تفسیر سوره یوسف
  • مصائب سید الشهداءع و تاریخ کربلا
  • تفسیر سوره واقعه (ناقص)
  •  فضائل شهر رمضان و صیام
  •  جزوه ‌ای به نام «هدیة الاِخوان فی حکایة الاَخوان» در تفسیر سوره یوسف (ناقص) و ...
  • در سایر مباحث گریزهای متعددی به مقتل امام حسین؟ع؟ دیده می‌شود.

با توجه به خصوصیاتی که برای کتاب بحر البکاء ذکر گردیده احتمال می ‌رود این دفتر و اوراق پراکنده مجلداتی از کتاب «بحر البکاء» باشد.

 

/270/260/20/

ي, 07/27/1399 - 09:54