استاد مظاهر:

مرور فرازهایی از زندگی با عزت زین العابدین (ع)

زندگانی آقا زین العابدین علیه السلام از همان آغاز ولادت قرین با مصائب بوده که اوج آن در واقعه کربلا است. به گونه ای که سی و پنج سال بعد از آن واقعه، اشک چشمانشان خشک نگردید.

 

به مناسبت شهادت امام زین العابدین علیه السلام، استاد محمد علی مظاهر، از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگویی با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به بیان نکاتی از زندگانی آن امام همام پرداخت.

 

این استاد درس خارج حوزه علمیه در ابتدای گفتگو به بیان مختصری از زندگانی آقا امام سجاد علیه السلام پرداخت و خاطرنشان کرد: ولادت امام علیّ بن الحسین علیهما السلام، در سال 38 هجری قمری، یعنی دو سال قبل از شهادت آقا امیرالمؤمنین علیه السلام بوده است و بعد از آن، بیست سال ایام امامت آقا امام مجتبی علیه السلام و پدر بزرگوارشان را درک نمودند و بعد از شهادت ابا عبدالله الحسین علیه السلام، امامت به ایشان رسید.

 

وی افزود: زندگانی آقا زین العابدین علیه السلام از همان آغاز ولادت قرین با مصائب بوده که اوج آن در واقعه کربلا است. به گونه ای که سی و پنج سال بعد از آن واقعه، اشک چشمانشان خشک نگردید.

 

استاد مظاهر در ادامه اضافه نمود: امام علی بن الحسین علیهما السلام، بعد از واقعه کربلا و در روزهای اسارت، به همراه خانم زینب کبری سلام الله علیها با خطبه هایی غرّا، واقعه عاشورا را حفظ و پیام سیدالشهداء علیه السلام را منتقل نمودند و زمینه را برای تغییر مردم، آماده کردند.

 

وی در ادامه به شهادت پیرمرد نابینایی به نام عبدالله بن عفیف ازدی، به عنوان اولین اثر خطبه ایشان در کوفه اشاره نمود و در این باره افزود: بعد از بیان خطبه های آقا امام سجادعلیه السلام، ابن زیاد در مسجد خطبه خواند و به ابا عبدالله الحسین علیه السلام و پدر بزرگوارشان، آقا امیر مؤمنان علی علیه السلام جسارت نمود که با عکس العمل این جانباز صفین روبرو شد و ابن زیاد را رسوا نمود. ابن زیاد دستور داد او را دستگیر کنند. او با سردادن شعار طایفه‌اش (یا مبرور)، آنها را به کمک فراخواند، بستگانش او را از مجلس بیرون بردند. شب هنگام اطرافیان ابن زیاد خانه‌اش را محاصره کردند. وی نابینا بود، اما دخترش صفیه او را به جنگ راهنمایی می‌کرد. او را دستگیر کرده و نزد عبیدالله بن زیاد بردند پس از گفت‌و‌گویی بین آن دو، به دستور ابن زیاد گردنش را زدند و بدنش را در کناسه کوفه در جایی به نام سبخه به‌دار آویختند. او اولین شیعه‌ای بود که پس از واقعه عاشورا کشته شد.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه به کلمات آقا امام زین العابدین علیه السلام در شام پرداخت و خاطرنشان کرد: یکی از وقایع در شام، معرفی اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم توسط امام سجاد علیه السلام به مردم شام بود؛ یک نمونه از این معرفی در مناظره امام علیه السلام با پیرمردی شامی بود:

حرم پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم را از دروازه ای که «تَوما» نامیده می شد، وارد شهر دمشق کردند، پیرمردی جلو آمد و به آنان نزدیک شد و گفت: ستایش ویژه خدایی است که شما را کُشت و هلاکتان ساخت و مردان را از آزار شما آسوده کرد و شما را در اختیار امیرمؤمنان نهاد!

امام زین العابدین علیه السلام به او فرمود: «ای پیرمرد! آیا قرآن خوانده ای؟»،

گفت: آری، آن را خوانده ام،

 فرمود: پس این آیه را می دانی «قُلْ لاَ أَسْئَلُکمْ عَلَیهِ اَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی»

 پیرمرد گفت: آن را خوانده ام.

امام سجاد علیه السلام فرمود: «فَنَحْنُ الْقُرْبی یا شَیخُ»؛ ای پیرمرد! قربی ما هستیم؛ آیا در سوره بنی اسرائیل خوانده ای: «و حقّ نزدیکان را به آن ها بده»؟»

 پیرمرد گفت: آن را خوانده ام.

حضرت زین العابدین علیه السلام فرمود: ای پیرمرد! آن نزدیکان، ما هستیم، آیا آیه «وَ اعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَیء فَأَنَّ للهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی» را خوانده ای؟

 

پیرمرد گفت: آن را خوانده ام، امام علیه السلام فرمود: ای پیرمرد! آن نزدیکان، ما هستیم، آیا این آیه را خوانده ای: «إِنَّمَا یریدُ اللهَ لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَکمْ تَطْهیراً»

پیرمرد گفت: آن را خوانده ام.

فرمود: «ما آن اهل بیتیم و خداوند، آیه طهارت را مخصوص ما کرده است»،

 پیرمرد، لحظه ای خاموش و از گفته خویش پشیمان شد، سپس سرش را به سوی آسمان، بالا برد و گفت: خدایا! من از آنچه گفتم و از دشمنی با این اهل بیت، توبه می کنم، خدایا! من از دشمن محمّد و خاندان محمّد ـ جن باشد یا انسان ـ به درگاه تو بیزاری می جویم.

سپس گفت: آیا می توانم توبه کنم؟ حضرت زین العابدین علیه السلام به او فرمود: «آری، اگر به سوی خدا باز گردی، خدا هم به سوی تو باز می گردد و تو با ما خواهی بود»، پیرمرد گفت: من توبه کارم!

ماجرای پیرمرد به گوش یزید بن معاویه رسید و او فرمان داد پیرمرد را بکُشند.(بحارالانوار، ج 45، ص 129. این ماجرا در ملهوف (لهوف)، ص 211-212 و احتجاج، ج 2، ص 120-122، با مقداری تفاوت آمده است.)

آن مرد، در شام، در حالی که پایتخت یزیدیان بود، به سربازان حمله ور شد کشته گردید؛

 

استاد مظاهر افزود: معاویه تا سال60 هجری قمری در منطقه شام حکومت کرد و دستگاه تبلیغاتی او بر علیه اهل بیت علیهم السلام کار می کرد؛ امام سجاد علیه السلام، در همان مدتی که در شام بودند، توانستند تا اهل بیت را به مردم شام معرفی نمایند و از این رو یزید نتوانست تا اهل بیت علیهم السلام را بیشتر در شام نگاه دارد؛ و از این رو دستور داد تا به مدینه بروند.

 

وی در ادامه به کلامی از آقا امام سجاد علیه السلام اشاره نمود که فرمود: آخرین کلامی که پدرم به من سفارش کرده بودند، این بود:

«لا ترجمن احدا لا ناصر له الا الله» (فرزندم  به کسی که غیر از خدا یاری ندارد، ظلم نکن.)

 

استاد محمد علی مظاهر در ادامه به کلامی دیگر از آقا امام زین العابدین علیه السلام  اشاره نمود که در مدینه فرمودند: اگر آن مقدار که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، نسبت به اهل بیت خودشان، به مردم سفارش کرده بودند، به قتال آنها دستور می دادند، بیش از این نمی شد که به ما اهل بیت ظلم شود؛ در حالی که پیامبر خدا صلی الله علیه وآله به محبت و مودت اهل بیت سلام الله علیهم سفارش کرده بودند. آیات قرآن هم حکایت از همین سفارش داشته است. حدیث ثقلین که سفارش به کتاب الله و عترت است، نمونه دیگری از سفارش رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است و همین طور حدیث سفینه نوح که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، مثل اهل بیت را مثل کشتی نوح معرفی کردند که هر کس در آن سوار شود، از طوفان در امان می ماند.

 

وی افزود: در سی و چند سال بعد از واقعه کربلا، اشک چشمان امام سجاد علیه السلام، خشک نشد؛ با دیدن هر غذا و هر آبی به یاد مظلومیت ابا عبدالله الحسین علیه السلام و واقعه کربلا گریه می کردند. امام سجاد علیه السلام و حضرت زینب سلام الله علیها، در حیات خود، حیات کربلا را استمرار بخشید.

 

استاد محمد علی مظاهر در بخش پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به فقره هایی از خطبه خانم زینب کبری سلام الله علیها و امام سجاد علیه السلام در شام اشاره نمود.

 

وی در ابتدا به کلامی از خانم عقیله بنی هاشم سلام الله علیها اشاره نمود که به یزید لعنة الله علیه فرمود:

«فَکِد کَیْدک وَاسْعَ سَعْیک و ناصِبْ جُهْدَک فوالله لا تمحُو ذکرنا و لا تُمیتُ وَحْیَنا»(هر چه می‌توانی نقشه بکش و تلاش کن و بکوش، به خدا سوگند یاد ما محو شدنی نیست و وحیِ ما را هم نمی ‌توانی از میان برداری) (مقتل الحسین مکرّم،‌ ص 464)

 

کلام پایانی این استاد حوزه علمیه قم، بخش هایی از خطبه غرّاء آقا زین العابدین علیه السلام بود:

«أَیُّهَا النَّاسُ أُعْطِینَا سِتّاً وَ فُضِّلْنَا بِسَبْعٍ أُعْطِینَا الْعِلْمَ وَ الْحِلْمَ وَ السَّمَاحَةَ وَ الْفَصَاحَةَ وَ الشَّجَاعَةَ وَ الْمَحَبَّةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ وَ فُضِّلْنَا بِأَنَّ مِنَّا النَّبِیَّ الْمُخْتَارَ مُحَمَّداً وَ مِنَّا الصِّدِّیقُ وَ مِنَّا الطَّیَّارُ وَ مِنَّا أَسَدُ اللَّهِ وَ أَسَدُ رَسُولِهِ وَ مِنَّا سِبْطَا هَذِهِ الْأُمَّةِ مَنْ عَرَفَنِی فَقَدْ عَرَفَنِی وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْنِی أَنْبَأْتُهُ بِحَسَبِی وَ نَسَبِی، أَیُّهَا النَّاسُ أَنَا ابْنُ مَکَّةَ وَ مِنَی أَنَا ابْنُ زَمْزَمَ وَ الصَّفَا أَنَا ابْنُ مَنْ حَمَلَ الرُّکْنَ بِأَطْرَافِ الرِّدَا أَنَا ابْنُ خَیْرِ مَنِ ائْتَزَرَ وَ ارْتَدَی أَنَا ابْنُ خَیْرِ مَنِ انْتَعَلَ وَ احْتَفَی أَنَا ابْنُ خَیْرِ مَنْ طَافَ وَ سَعَی أَنَا ابْنُ خَیْرِ مَنْ حَجَّ وَ لَبَّی أَنَا ابْنُ مَنْ حُمِلَ عَلَی الْبُرَاقِ فِی الْهَوَاءِ أَنَا ابْنُ مَنْ أُسْرِیَ بِهِ مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الْأَقْصَی أَنَا ابْنُ مَنْ بَلَغَ بِهِ جَبْرَئِیلُ إِلَی سِدْرَةِ الْمُنْتَهَی أَنَا ابْنُ مَنْ دَنا فَتَدَلَّی فَکانَ قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنی أَنَا ابْنُ مَنْ صَلَّی بِمَلَائِکَةِ السَّمَاءِ أَنَا ابْنُ مَنْ أَوْحَی إِلَیْهِ الْجَلِیلُ مَا أَوْحَی أَنَا ابْنُ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَی أَنَا ابْنُ عَلِیٍّ الْمُرْتَضَی أَنَا ابْنُ مَنْ ضَرَبَ خَرَاطِیمَ الْخَلْقِ حَتَّی قَالُوا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، أَنَا ابْنُ مَنْ ضَرَبَ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ بِسَیْفَیْنِ وَ طَعَنَ بِرُمْحَیْنِ وَ هَاجَرَ الْهِجْرَتَیْنِ وَ بَایَعَ الْبَیْعَتَیْنِ وَ قَاتَلَ بِبَدْرٍ وَ حُنَیْنٍ وَ لَمْ یَکْفُرْ بِاللَّهِ طَرْفَةَ عَیْنٍ أَنَا ابْنُ صَالِحِ الْمُؤْمِنِینَ وَ وَارِثِ النَّبِیِّینَ وَ قَامِعِ الْمُلْحِدِینَ وَ یَعْسُوبِ الْمُسْلِمِینَ وَ نُورِ الْمُجَاهِدِینَ وَ زَیْنِ الْعَابِدِینَ وَ تَاجِ الْبَکَّائِینَ وَ أَصْبَرِ الصَّابِرِینَ وَ أَفْضَلِ الْقَائِمِینَ مِنْ آلِ یَاسِینَ رَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِینَ أَنَا ابْنُ الْمُؤَیَّدِ بِجَبْرَئِیلَ الْمَنْصُورِ بِمِیکَائِیلَ أَنَا ابْنُ الْمُحَامِی عَنْ حَرَمِ الْمُسْلِمِینَ وَ قَاتِلِ الْمَارِقِینَ وَ النَّاکِثِینَ وَ الْقَاسِطِینَ وَ الْمُجَاهِدِ أَعْدَاءَهُ النَّاصِبِینَ وَ أَفْخَرِ مَنْ مَشَی مِنْ قُرَیْشٍ أَجْمَعِینَ وَ أَوَّلِ مَنْ أَجَابَ وَ اسْتَجَابَ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ أَوَّلِ السَّابِقِینَ وَ قَاصِمِ الْمُعْتَدِینَ وَ مُبِیدِ الْمُشْرِکِینَ وَ سَهْمٍ مِنْ مَرَامِی اللَّهِ عَلَی الْمُنَافِقِینَ وَ لِسَانِ حِکْمَةِ الْعَابِدِینَ وَ نَاصِرِ دِینِ اللَّهِ وَ وَلِیِّ أَمْرِ اللَّهِ وَ بُسْتَانِ حِکْمَةِ اللَّهِ وَ عَیْبَةِ عِلْمِهِ، سَمِحٌ سَخِیٌّ بَهِیٌّ بُهْلُولٌ زَکِیٌّ أَبْطَحِیٌّ رَضِیٌّ مِقْدَامٌ هُمَامٌ صَابِرٌ صَوَّامٌ مُهَذَّبٌ قَوَّامٌ قَاطِعُ الْأَصْلَابِ وَ مُفَرِّقُ الْأَحْزَابِ أَرْبَطُهُمْ عِنَاناً وَ أَثْبَتُهُمْ جَنَاناً وَ أَمْضَاهُمْ عَزِیمَةً وَ أَشَدُّهُمْ شَکِیمَةً أَسَدٌ بَاسِلٌ یَطْحَنُهُمْ فِی الْحُرُوبِ إِذَا ازْدَلَفَتِ الْأَسِنَّةُ وَ قَرُبَتِ الْأَعِنَّةُ طَحْنَ الرَّحَی وَ یَذْرُوهُمْ فِیهَا ذَرْوَ الرِّیحِ الْهَشِیمَ لَیْثُ الْحِجَازِ وَ کَبْشُ الْعِرَاقِ مَکِّیٌّ مَدَنِیٌّ خَیْفِیٌّ عَقَبِیٌّ بَدْرِیٌّ أُحُدِیٌّ شَجَرِیٌّ مُهَاجِرِیٌّ مِنَ الْعَرَبِ سَیِّدُهَا وَ مِنَ الْوَغَی لَیْثُهَا وَارِثُ الْمَشْعَرَیْنِ وَ أَبُو السِّبْطَیْنِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ ذَاکَ جَدِّی عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ثُمَّ قَالَ أَنَا ابْنُ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ أَنَا ابْنُ سَیِّدَةِ النِّسَاءِ .....». /270/260/20/

د, 06/17/1399 - 17:59