جدای از تجارب موجود پیرامون عادی سازی روابط کشورهای عربی با اسرائیل طی 40 سال گذشته، طی دوره ریاست جمهوری ترامپ کاملا مشخص شده بود که سنگینی بار طرح دار و دسته ترامپ برای مسأله فلسطین موسوم به معامله قرن، بر دوش اعضای شورای همکاری خلیج فارس سنگینی می کند.
با توجه به علنی شدن برخی از ارتباطات بین کشورهای عربی و رژیم جعلی اسرائیل، استاد مهدی مسجد جامعی از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در سال های گذشته فروش جنگنده هایی نظیر F16E و F15SA توسط امریکا به ترتیب به امارات و عربستان سعودی موجب نگرانی و اعتراض مقامات اسرائیل شده بود؛ زیرا مدل صادر شده به این دو کشور از نسخه تحت کاربری نیروی هوایی رژیم صهیونیستی پیشرفته تر بوده و برتری تکنولوژیک این رژیم را از بین می برد.
وی اضافه نمود: این موضوع با فروش جنگنده های نسل پنجم F35 به اسرائیل و خودداری امریکا از تحویل این جنگنده به کشورهای عربی و ترکیه (به علت خرید سامانه پدافندی روسی S400 ) تا حدودی حل شده بود؛ اما در سال های اخیر رهبران اماراتی بارها برای خرید این جنگنده به بهانه مقابله با خطر ایران اصرار کرده بودند که ظاهرا پس از توافقنامه عادی سازی روابط با اسرائیل این جنگنده پیشرفته نیز به این کشور صادر شده است.
استاد مسجد جامعی افزود: همچنین امریکا سال ها از تحویل تسلیحات دور ایستای هواپایه و موشک های کروز دوربرد به ارتش امارات به علت نگرانی اسرائیل و حتی قطر در این خصوص خودداری می کرد؛ اما طبق اعلام منابع اماراتی این محدودیت تسلیحاتی نیز به زودی برداشته شده و احتمالا این کشور دست به سفارش موشک هایی نظیر AGM158_JASSM ER با بردی حدود 1000 کیلومتر خواهد زد که بیش از دو برابر بیشینه برد تسلیحاتی فعلی این کشور خواهد بود.
اشتباه راهبردی امارات عربی متحده بر عادی سازی روابط با اسرائیل؛ دیپلماسی ایرانی
آنچه ابوظبی نمی داند.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: جدای از تجارب موجود پیرامون عادی سازی روابط کشورهای عربی با اسرائیل طی 40 سال گذشته، طی دوره ریاست جمهوری ترامپ کاملا مشخص شده بود که سنگینی بار طرح دار و دسته ترامپ برای مسأله فلسطین موسوم به معامله قرن، بر دوش اعضای شورای همکاری خلیج فارس سنگینی می کند.
وی افزود: در این رابطه می توان به تماس ها و همکاری های سیاسی و امنیتی آشکار و پنهان سعودی و امارات عربی متحده با اسرائیل، سفر نتانیاهو به کشور سلطان نشین عمان و برگزاری نشست معامله قرن در منامه پایتخت بحرین در ژوئن 2019 با حضور برنار کوشنر داماد ترامپ و به عنوان یکی از طراحان این ایده اشاره کرد.
دیپلماسی ایرانی
استاد مهدی مسجد جامعی خاطرنشان کرد: ترامپ رئیس جمهور امریکا از طریق توئیت، خبر عادی سازی روابط همه جانبه امارات عربی متحده با اسرائیل را اعلام کرد. این توئیت آن هم در این موقعیت زمانی 3 چیز را ثابت کرد:
اول: عدم استقلال دولت امارات عربی متحده و اجبار این دولت به پذیرش تصمیم اتخاذ شده در واشنگتن علی رغم میل باطنی دولت ابوظبی.
دوم: شکست سیاست ها و تلاش های حکومت ترامپ و متحدین آن در غرب آسیا در دو راهبرد اعمال فشار بر ایران و حل و فصل مسأله فلسطین در چارچوب معامله قرن؛ در نتیجه حالا دولت ابو ظبی ناچار است به عنوان متحد ترامپ، تاوان شکست هر دو سیاست کاخ سفید در غرب آسیا را بپردازد.
سوم: استفاده مقطعی و کوتاه مدت ترامپ و نتانیاهو از برگه دولت ابوظبی صرفا برای مقاصد انتخاباتی و زودگذر خود.
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: این موضوع در کنار زمان نامناسب عادی سازی روابط با اسرائیل به خاطر تشدید فشارهای رژیم صهیونیستی بر فلسطینیان در کرانه باختری و قدس شریف به معنای آن است که دولت ابو ظبی خود را به ارزان ترین قیمت قابل تصور فروخت که طبیعتا اتخاذ چنین تصمیمی از طرف ابوظبی بیشتر حکایت از مجبور بودن حکومت امارات به تن دادن به چنین کاری دارد تا اتخاذ تصمیمی حساب شده و عقلانی از طرف حاکمان ابوظبی.
وی خاطرنشان کرد: واقعیت سیاسی، امنیتی امارات عربی مؤید آن است که این کشور فاقد ظرفیت کافی برای ورود به ماجراجویی و بحران های منطقه ای است؛ چنان که ورود در دخالت امارات در هر بحران و پرونده امنیتی در منطقه تاکنون مانند سمی مهلک به ضرر امنیت، سیاست و اقتصاد این امیرنشین عمل کرده است. رمز اصلی موفقیت های ظاهری دولت امارات در جذب سرمایه گذاری های خارجی و تبدیل کردن امیرنشین دبی به مجموعه ای از ساختمان های مجلل، همانا دور نگاه داشتن این کشور از بحران ها و جنگ های منطقه ای بوده است؛ چنان که امارات تا قبل از دخالت در یمن و لیبی، موفق شده بود طی هشت سال جنگ ایران و عراق همچنین دیگر بحران های سخت خلیج فارس و غرب آسیا نظیر جنگ های امریکا علیه عراق یا حتی منازعه عربی، اسرائیلی یا شورش های موسوم به بهار عربی و جنگ داخلی در سوریه خود را از گزند بحران ها مصون نگاه دارد.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه افزود: امارات متحده عربی طی این سال ها در افکار عمومی مردم ایران و جهان عرب تبدیل به الگویی از موفقیت به خاطر دوری گزیدن از بحران های منطقه ای و تمرکز بر جذب سرمایه خارجی و توسعه اقتصادی شده بود.
وی افزود: در حالی که از میان هفت امیرنشین امارات متحده عربی تنها دو امیر نشین دبی و ابوظبی از موقعیت ممتازی برخوردار شده اند و این امارات از تضاد شدید سطح توسعه در میان بخش های مختلف کشور رنج می برد؛ ولی شاخص های اقتصادی چند سال اخیر به خوبی نشان می داد که حتی قبل از شیوع کرونا دو امیر نشین دبی و ابوظبی نیز بر خلاف سال های درخشان و پر رونق گذشته از مدت ها قبل در شرایط اقتصادی ناخوشایندی قرار گرفته اند؛ چنان که سه بخش اصلی و قدرتمند اقتصادی در دبی یعنی املاک و مستغلات، گردشگری و بازار سرمایه مدت ها است دچار بحران شده است و گسترش ویروس کرونا طبیعتا اوضاع اقتصادی امارات را بدتر کرده است.
استاد مسجد جامعی خاطرنشان کرد: اخیرا در امارات عربی متحده برای تصمیم گیران و افکار عمومی کاملا روشن شده بود که دخالت های این امیرنشین در بحران ها و ماجراجویی هایی مثل یمن و لیبی و قرار گرفتن در صف دشمنی با ایران، ترکیه و قطر نه تنها هیچ سودی برای این کشور نداشته است؛ بلکه مضرات آن برای اقتصاد، سیاست و امنیت امارات بیشتر بوده است؛ چنان که برخی صاحب نظران انعطاف های اخیر امارات در مقابل ایران و سوریه را نشانه آگاهی حاکمان این کشور نسبت به بیهودگی ماجراجویی های منطقه ای از طرف ابوظبی تفسیر می کردند.
وی افزود: امارات در کنار مشکلات ناشی از دخالت های بیجای خود در بحران های منطقه ای نظیر جنگ یمن و جنگ داخلی در لیبی چند سالی است که گرفتار تنش شدید در روابط خود با ایران، ترکیه، قطر، گروه های مقاومت اسلامی و تشکل های اخوان المسلمین در جهان اسلام شده است. بدون تردید تداوم این تنش ها به هیچ وجه به نفع امارات نیست بنابراین قرار دادن فلسطینیان در صف دشمنی با امارات، آن هم در چنین شرایطی حتما به زیان این کشور است؛ مخصوصا که رژیم اشغالگر قدس قطعا هیچ کاری به نفع امارات نخواهد کرد و عادی سازی روابط با اسرائیل طبق تجارب قبلی کشورهای عربی حتی به نفع بهبود اوضاع اقتصادی امارات نیز نخواهد بود.
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: در حالی که چند سالی است سفارت قطر در ابوظبی به خاطر قطع روابط دو کشور تعطیل شده است و امارات چند سالی است که حاضر به پذیرش سفیر ایران نشده است و روابطش با کشور اسلامی ترکیه به شدت ملتهب است؛ حالا چگونه می خواهد پذیرش سفیر رژیم اشغالگر قدس را توجیه نماید؟
وی در ادامه بیان کرد: موضوع بسیار مهم در عادی سازی روابط رژیم صهیونیستی با امارات عربی متحده، واکنش متحد و یکپارچه فلسطینیان در محکوم ساختن این اقدام و تعبیر کردن از آن به عنوان خیانت علیه آرمان ملت مظلوم فلسطین و قدس شریف به ویژه در شرایط فعلی مسأله فلسطین است؛
استاد مسجد جامعی خاطرنشان کرد: از طرف دیگر دولت های عربی دارای روابط دیپلماتیک با اسرائیل تاکنون از این اقدام امارات استقبال نکرده اند؛ زیرا اقدام امارات بدون مشورت با دیگر دولت های عربی و برخلاف تمامی مصوبات اتحادیه عرب و سازمان همکاری اسلامی در مسأله فلسطین صورت گرفته است؛ چنان که طبق مصوبات یاد شده عادی سازی روابط کشورهای عربی با اسرائیل به تشکیل دولت مستقل فلسطینی در سرزمین های اشغالی 67 منوط شده است. برای افراد آشنا به حوزه های عربی کاملا مشخص است که پیش قراولان عادی سازی روابط با اسرائیل در جهان عرب از جمله حکومت های مصر، اردن و دولت خودگردان فلسطینی خوش ندارند که دیگر دولت های عربی و اسلامی بدون جلب رضایت آنان پای در وادی عادی سازی روابط با اسرائیل بگذارند؛ چون در نهایت تحقق چنین مسأله ای را از نظر سیاسی، امنیتی و اقتصادی به ضرر خودشان ارزیابی می کنند.
وی افزود: اینک ابومازن به عنوان رئیس سازمان آزادی بخش فلسسطین و رئیس دولت فلسطین با سابقه طولانی سازش با امریکا و اسرائیل همان موضعی را نسبت به اقدام امارات اتخاذ کرده است که گروه های مقاومت فلسطینی نظیر حماس و جهاد اسلامی فلسطین!
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: تعجب مردم فلسطین بیشتر از آن جهت است که این عادی سازی در روابط، زمانی صورت می گیرد که رژیم اشغالگر قدس رسما پیوستن کرانه باختری، قدس شریف و بلندی های جولان به اسرائیل را اعلام کرده است و حتی پایتخت خود را قدس قرار داده است.
وی اضافه نمود: در چنین شرایطی توجیه حاکمان ابوظبی برای عادی سازی روابط با اسرائیل برای تمامی مردم فلسطین که در خطّ مقدم مقاومت در برابر اشغالگری اسرائیل قرار گرفته اند، بسیار مضحک و خنده آور به نظر می رسد!
استاد مسجد جامعی در ادامه بیان کرد: رژیم اشغالگر قدس از سال 1967 تاکنون هرگاه می توانسته است کرانه باختری را به صورت کامل ضمیمه خود سازد، حتما این کار را می کرده است و اگر تاکنون چنین انضمامی به صورت کامل صورت نگرفته است، دلیلش فقط این بوده است که عملا چنین امکانی وجود نداشته است؛ چنان که رژیم اشغالگر برای هر گونه ظلم علیه مردم فلسطین تنها عاملی را که هیچگاه در نظر نگرفته است، واکنش دولت های عربی منطقه به اقدامات اسرائیل بوده است.
وی افزود: اگر بخواهیم نگاهی به سابقه روندهای سازش و گفتگوهای عربی با اسرائیل بیاندازیم، بهتر است به 3 مورد بسیار مهم از این روندها یعنی کمپ دیوید، صلح اردن با اسرائیل (توافقنامه ئوادی عربه) و گفتگوهای فلسطینیان با اسرائیل اشاره کنیم.
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: قرارداد صلح کمپ دیوید و وادی عربه به هیچ وجه نه باعث توسعه و پیشرفت مصر و اردن و رفع فقر اقتصادی در این دو کشور شد و نه کمکی به مشکلات فراوان موجود بر سر راه روابط رژیم صهیونیستی با مصر و اردن کرده بود.
وی اضافه نمود: بر اثر کمپ دیوید مصر حاکمیت کامل خود بر بخشی از صحرای سینا را از دست داده است. علاوه بر آن بحران غزه در کنار زیر ساخت گسترده و عمیق دشمنی با اسرائیل در میان مردم مصر به عنوان استخوان های لای زخم توافقنامه کمپ دیوید میان مصر و اسرائیل باقی مانده است. نه تنها انتظارات اردن از توافقنامه صلح با اسرائیل به هیچ وجه برآورده نشده است بلکه رفتارهای اخیر اسرائیل در شهرک سازی در دره رود اردن و اعلام انضمام کرانه باختری و قدس شریف به اسرائیل کاملا بر خلاف مفاد توافقنامه مزبور صورت گرفته است.
استاد مسجد جامعی در ادامه بیان کرد: فلسطینیان هم از مذاکره با اسرائیل از دهه 80 میلادی تا کنون هیچ نتیجه ای بجز تحمل اشغالگری و تجاوزات بیشتر از ناحیه اسرائیل عایدشان نشده است؛ بنابراین معلوم نیست که انتظار امارات عربی متحده از عادی سازی روابطش با اسرائیل چیست!
وی افزود: حاکمان امارات عربی متحده باید بفهمند که پاکسازی این کشور از هویت عربی و اسلامی قطعا بخشی از اهداف پنهان اسرائیل و غرب برای ان کشور در آینده است. تغییر هویت کشوری که هشتاد درصد ساکنین آن از میان اتباع کشورهای غیر عربی و حتی غیر اسلامی است، به مراتب راحت تر از پاکسازی سرزمین های اشغالی فلسطین از هویت عربی و اسلامی خواهد بود و متأسفانه حاکمان ابوظبی متوجه دشمنی ذاتی اسرائیل با دو هویت عربی و اسلامی در منطقه نیستند.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: در حالی که برایان هوک عادی سازی روابط امارات با اسرائیل را ضربه ای بزرگ به ایران توصیف کرده است؛ ولی:
اولا انتشار این خبر به صورت مقطعی سبب کاهش فشارها بر دولت لبنان به خاطر فاجعه اخیر انفجار بندر بیروت شد.
دوم عادی سازی مزبور سبب چسبندگی بیشتر سرنوشت فلسطین و قدس شریف و ایران به همدیگر شده است؛ به عبارت بهتر زین پس جهان متوجه خواهد شد که حلّ مسأله فلسطین بدون حضور ایران میسر نخواهد بود.
سوم اعلام روابط آشکار دیپلماتیک میان اسرائیل و امارات به زیان حضور امنیتی و اطلاعاتی درازمدت صهیونیست ها در منطقه خلیج فارس و به ویژه امارات خواهد بود و این موضوعی است که حتما مسئولین سیاسی و امنیتی اسرائیل متوجه آن هستند و نتانیاهو و ترامپ را به خاطر اعلام بی هنگام عادی سازی روابط اسرائیل و امارات و بهره برداری های شخصی و انتخاباتی این دو نفر از همکاری های امنیتی امارات با اسرائیل سرزنش خواهند کرد. هر گونه نمایندگی آشکار اسرائیل در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس حتما به زیان مناسبات آن کشور با رژیم صهیونیستی بلکه به زیان دولت پذیرنده نمایندگی دیپلماتیک اسرائیل خواهد بود؛ چنان که طی سال های طولانی گذشته همین ملاحظات مانع از اعلام روابط دیپلماتیک و همکاری های امنیتی اعضای شورای همکاری خلیج فارس با اسرائیل بوده است. در همین راستا دیپلمات های اماراتی در اسرائیل درست مانند دیگر دیپلمات های عرب در سرزمین های اشغالی به خاطر محدودیت های شدیدی که بر فعالیت ایشان حاکم است، قادر به انجام هیچ فعالیتی به نفع فلسطینیان و قدس شریف نخواهند بود.
چهارم آنکه نتیجه طبیعی مجبور ساختن امارات به ورود به پرونده فلسطین این خواهد شد که دولت امارات از طرف امریکا و اروپا مجبور خواهد شد تا هزینه های مالی و سیاسی فلسطینیان را به جای کشورهای غربی و اسرائیل تأمین کند؛ بنابراین طبق طرح معامله قرن احتمالا تأمین بخشی از هزینه های جاری دولت خودگردان فلسطینی در آینده بر عهده دولت ابوظبی قرار خواهد گرفت.
پنجم تمامی شواهد حاکی از کاهش اعتبار امارات عربی متحده در جهان عرب به خاطر عادی سازی روابطش با اسرائیل است؛ در نتیجه دولت ابوظبی مجبور به تحمل هزینه های اقتصادی بیشتری برای احیای اعتبار خود در جهان عرب و نزد فلسطینیان، آن هم در شرایط بد و نامطلوب اقتصادی خواهد شد.
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: پیش بینی می شود به خاطر عادی سازی مزبور از قدرت مانور امارات در یمن و لیبی کاسته شود؛ همچنین انتظار می رود موضع امارات در دشمنی با ایران، قطر و ترکیه تضعیف شود.
وی افزود: عادی سازی روابط با اسرائیل می تواند زمینه ساز کاشته شدن بذر اختلاف میان برخی دیگر از امیرنشین های این کشور با ابوظبی به سبب اتخاذ سیاست خارجی یک جانبه از ناحیه ابوظبی شود.
استاد مسجدجامعی اضافه نمود: فقدان توزیع مناسب پیشرفت و رفاه اقتصادی در میان امیرنشین های امارات متحده عربی در کنار فقدان چشم انداز بهبود اقتصادی این کشور، همچنین مخالفت بخشی از مردم عرب امارات با عادی سازی روابط با اسرائیل این کشور را در شرایط بغرنجی قرار خواهد داد.
وی در ادامه بیان کرد: کلام آخر اینکه بهتر است حاکمان ابوظبی نتیجه دوستی با امریکا و اسرائیل و اصرار بر دشمنی با ایران را از ابومازن رئیس دولت خودگردان فلسطینی پرسش نمایند.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم افزود: واقعا جای این پرسش باقی است که امثال شاه ایران، صدام، حسنی مبارک، معمر قذافی، علی عبدالله صالح، ابومازن و بسیاری دیگر چه نفعی از دوستی با امریکا نصیبشان شد؟
استاد مهدی مسجد جامعی در کلام پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: حاکمان ابوظبی باید بفهمند که امریکا و اسرائیل نهایتا هیچ تفاوتی میان کشورهای اسلامی نظیر ایران، ترکیه و کشورهای عربی قائل نخواهند شد و حتما در پی تضعیف و نابودکردن تمامی دولت ها و قدرت های اسلامی هستند و البته بهترین، مناسب ترین و ارزان ترین راه برای دستیابی به این هدف تضعیف دولت های اسلامی به دست همدیگر است./270/260/20/