استاد طواف زاده حقّی مطرح کرد؛

معرفت، زهد، مجاهدت، سه ویژگی برجسته سلمان محمدی

هدف از بعثت انبیا جریان مصفا شدن و تزکیه انسان از صفات پلید و تحلیه انسان به صفات عالی و تربیت شدن به تربیت خدای متعال است که در این آیه شریفه و آیات دیگر به این مطلب اشاره شده است و همه احکامی که بیان شده است، مقدمه ای برای رسیدن به این مقصد است؛ در این راستا ما می فهمیم که احکام تشریعیه ای که بیان می شود، باید در راستای صفات حمیده انسان باشد تا انسان به مقام متعالی خودش برسد.

 

به مناسبت سالگرد رحلت سلمان فارسی، صحابی بزرگ پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم، استاد سید عبدالله طواف زاده حقی از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.

 

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: جناب سلمان فارسی از شخصیت های ناب و اصیلی است که از مفاخر ایران به شمار می آید.

 

وی افزود: ما درباره مقام و منزلت سلمان فارسی عاجز هستیم. چه اینکه می گویند: معرِّف باید اجلای از معرَّف باشد اما شاید بتوانیم به گوشه هایی از دریای شخصیت سلمان فارسی اشاره نماییم.

 

استاد طواف زاده حقی اضافه نمود: آیات مختلفی بر این شخصیت اسلامی تطبیق شده است؛ از جمله آیاتی از سوره جمعه که خدای متعال می فرماید: «هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ» (2) وَ آخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (3) ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ (4)»

اوست كه در ميان مردم بى‏سواد، پيامبرى از خودشان برانگيخت تا آيات او را بر آنان بخواند و آنان را [از آلودگى ‏هاى فكرى و روحى‏] پاكشان كند و به آنان كتاب و حكمت بياموزد، و آنان به يقين پيش از اين در گمراهى آشكارى بودند. (2)

و [نيز پيامبر را] بر مردمى ديگر [از عرب و غير عرب‏] كه هنوز به آنان نپيوسته ‏اند [برانگيخت‏]. و او تواناى شكست‏ ناپذير و حكيم است. (3)

اين [برانگيختن به پيامبرى و مسئوليت عظيم تعليم و تربيت‏] فضل خداست كه آن را به هر كس بخواهد عطا مى ‏كند، و خدا صاحب فضل بزرگ است. (4)

 

وی افزود: هدف از بعثت انبیا جریان مصفا شدن و تزکیه انسان از صفات پلید و تحلیه انسان به صفات عالی و تربیت شدن به تربیت خدای متعال است که در این آیه شریفه و آیات دیگر به این مطلب اشاره شده است و همه احکامی که بیان شده است، مقدمه ای برای رسیدن به این مقصد است؛ در این راستا ما می فهمیم که احکام تشریعیه ای که بیان می شود، باید در راستای صفات حمیده انسان باشد تا انسان به مقام متعالی خودش برسد.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: به همین اندازه بسنده می کنیم که جناب حضرت سلمان سلام الله علیه دارای صفات عالی و حمیده ای بودند که کلمات رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه معصومین علیهم السلام درباره این شخصیت بزرگوار و همچنین کلماتی که از خودِ ایشان به ما رسیده است، همگی حکایت از همان صفات پسندیده می کند که در وجود سلمان فارسی بوده است.

 

وی خاطرنشان کرد: مرحوم امام رضوان الله علیه بسیار سفارش می کردند که انسان انکار مقامات اهل معرفت را نداشته باشد که این انکار موجب باز داشته شدن انسان از رسیدن به مقامات بالا است؛ و از این رو اگر چیزی از او بر نمی آید و این توفیق را ندارد که به مبارزه با نفس بپردازد، حداقل انکار مقامات اهل معرفت را در پرونده خود نداشته باشد.

 

استاد طواف زاده حقی اضافه نمود: یکی از توصیه های امام رضوان الله تعالی علیه این بود که از مجالست با منکرین مقامات اولیای الهی اجتناب شود.

 

وی در همین راستا به روایتی اشاره نمود: امام صادق علیه السلام به نقل از امام سجاد علیه السلام می فرماید: «لوْ عَلِمَ أَبُوذَر مَا فِي‏ قَلْبِ‏ سَلْمَانَ‏ لَقَتَلَهُ»؛ اگر ابوذر به آنچه در قلب سلمان است، آگاه بود، سلمان را می کشت؛ و یا شاید ضمیر به خود ابوذر برگردد؛ به این معنا که اگر ابوذر به آنچه در سینه سلمان بود، آگاه می بود، خودش را می کشت. اصل روایت از این قرار است:

«أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ مُوسَى عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: ذُكِرَتِ التَّقِيَّةُ يَوْماً عِنْدَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیهما السلام فَقَالَ وَ اللَّهِ لَوْ عَلِمَ أَبُو ذَرٍّ مَا فِي‏ قَلْبِ‏ سَلْمَانَ‏ لَقَتَلَهُ وَ لَقَدْ آخَى رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم بَيْنَهُمَا فَمَا ظَنُّكُمْ بِسَائِرِ الْخَلْقِ إِنَّ عِلْمَ الْعُلَمَاءِ صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا يَحْتَمِلُهُ إِلَّا نَبِيٌّ مُرْسَلٌ‏ أَوْ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ أَوْ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ فَقَالَ وَ إِنَّمَا صَارَ سَلْمَانُ مِنَ الْعُلَمَاءِ لِأَنَّهُ امْرُؤٌ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ فَلِذَلِكَ نَسَبْتُهُ إِلَى الْعُلَمَاءِ.» (الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج: ‏1؛ ص: 401)

 

استاد طواف زاده حقی در ادامه بیان کرد: شرح این حکایت خیلی عمیق است؛ جناب سلمان به چه مقاماتی رسیده بود که درک آن از بزرگانی چون ابوذر هم خارج بوده است.

 

وی افزود: سلمان فارسی از جانب شخص اول خلقت به سلمان محمدی ملقب گردیده است؛ لقب بسیار بالایی است. اصل روایت از این قرار است:

قال المفيد (رحمه الله) في الاختصاص (ص 341 من طبعة مكتبة الصدوق): «بلغنا أنّ سلمان الفارسي رضي اللَّه عنه دخل مسجد رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله ذات يوم فعظّموه و قدّموه و صدّروه إجلالا لحقّه و إعظاما لشيبته و اختصاصه بالمصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فدخل عمر فنظر اليه فقال: من هذا العجميّ المتصدّر فيما بين العرب؟! فصعد رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم المنبر فخطب فقال: انّ النّاس من عهد آدم الى يومنا هذا مثل أسنان المشط لا فضل للعربيّ على العجميّ و لا للأحمر على الأسود إلّا بالتّقوى، سلمان بحر لا ينزف و كنز لا ينفد، سلمان‏ منّا أهل‏ البيت‏، سلسال يمنح الحكمة و يؤتى البرهان».(الغارات (ط - الحديثة)؛ ج‏: 2؛ ص: 823)

 

این استاد درس خارج حوزه خاطرنشان کرد: جناب محی الدین که امام راحل نسبت به ایشان می فرماید: «شیخ الکبیر»؛ چنین شخصیتی درباره روایت «سلمان منا اهل البیت» می گوید: این پیوند، پیوند نسبی نیست؛ این پیوند بر اساس صفت عالیه انسانی است.

 

وی افزود: این شخصیت تا کجا پیش رفته است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نسبت به ایشان می فرماید: اشتیاق بهشت به ایشان بیش از اشتیاق ایشان به بهشت است؛ چه اینکه سلمان بهشت آفرین را دوست دارد و ذات خودش را فانی در اسماء و صفات خدای متعال کرده است.

 

استاد سید عبدالله طواف زاده حقی در بخش دیگری از گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به بیان برخی دیگر از ابعاد شخصیتی سلمان محمدی پرداخت.

 

وی خاطرنشان کرد: سلمان که به بردگی در آمده بود، به دست پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم آزاد شد و به دست پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مسلمان گردید.

 

ابعاد شخصیت بزرگ سلمان فارسی

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: آنچه در میان ابعاد مختلف شخصیتی سلمان فارسی، بیش از همه تلألؤ پیدا می کند، مقام زهد و معرفت ایشان است.

 

معرفت سلمان:

وی در همین زمینه اضافه نمود: ایشان از همان معدود صحابه ای است که به معرفت مقام امیرالمؤمنین علیه السلام می رسد؛ روایت می فرماید: «ارتدّ الناس بعد النبی إلّا ثلاث أو اربع»؛  که یکی از آن تعداد معدود، سلمان است. این بیان در منابع برادران اهل سنت ما مانند معجم کبیر طبرانی هم قرار دارد؛ اسد الغابه هم درباره این شخصیت بزرگ قلم فرسایی کرده است.

 

استاد طواف زاده حقّی خاطرنشان کرد: جناب مقداد با آن عظمتش که می گوید: اگر امیرالمؤمنین به من بگوید، کوه را از جای در می آورم؛ مقداد با آن عظمتش در درجه هشتم از ایمان است؛ و جناب ابوذر بر اساس نصوصی که به ما رسیده از شخصیت های عظیم از لحاظ ایمان است و او در درجه نهم ایمان است؛ و سلمان بالاتر از بقیه در درجه دهم از ایمان قرار دارد.

 

این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: سلمان فارسی شامل این کلام امیرالمؤمنین علیه السلام است که می فرماید:

«...عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:‏ خُلِقَتِ الْأَرْضُ لِسَبْعَةٍ بِهِمْ تُرْزَقُونَ وَ بِهِمْ‏ تُنْصَرُونَ‏ وَ بِهِمْ تُمْطَرُونَ مِنْهُمْ سَلْمَانُ الْفَارِسِيُّ وَ الْمِقْدَادُ وَ أَبُو ذَرٍّ وَ عَمَّارٌ وَ حُذَيْفَةُ وَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام يَقُولُ وَ أَنَا إِمَامُهُم‏» (الإختصاص؛ النص؛ ص: 5)

 

وی در همین راستا افزود: اگر زیارت جامعه کبیره را نگاه کنیم، می بینیم که سلمان فارسی تا مقام تالی تلو معصوم دارد پیش می رود و صد البته که ما ایشان را در حدّ چهارده معصوم نمی دانیم.

 

استاد سید عبدالله طواف زاده حقی خاطرنشان کرد: جا دارد که در مرحله نخست، با مقامات معنوی اینها آشنا باشیم و به اینها در کارها و مشکلات زندگانی خودمان توسل کنیم؛ چه اینکه اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام، با این فرمایشات مطالب بسیاری را به ما یاد می دهند.

 

زهد سلمان:

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه به صفت «زهد سلمان» اشاره نمود و خاطرنشان کرد: در تعابیر بزرگان اخلاقمان داشتیم که جناب سلمان گویا دارای سرمایه یا ملکی و یا چیز دیگری بوده است که با درآمد آن می توانست تا خرج یک سال خود را تأمین کند؛ اما او دغدغه این موارد را نداشته است.

 

وی افزود: خلیفه دوم حضرت سلمان را به حکمرانی مدائن می فرستند. مدائن مجموعه ای از چند شهر بزرگ بوده است. مردم آن شهر چند روز برای رسیدن حاکم جدید شهر در استقبال از آن فرد منتظر مانده بودند؛ گمان می کردند که حاکمی که برای مدائن انتخاب می شود با خدم و حشم وارد می گردد؛ اما دیدند که پیرمردی با الاغی و مختصر آذوقه ای در راه ورود به شهر است. از او سؤال کردند که حاکم ما را ندیدید؟ و باورشان نمی شد که این مرد، حاکم منطقه ای بزرگ به نام مدائن باشد.

 

استاد طواف زاده حقی اضافه نمود: در همان زمانی که این شخصیت بزرگ، حاکم مدائن که مجموعه ای از چندین شهر آباد و بزرگ بود، زندگی ایشان با بافتن حصیر و زنبیل اداره می شد.

 

وی افزود: نقل شد که آتش سوزی شد، مردم مجبور شدند تا از شهر بگریزند؛ او هم مختصر آذوقه ای بر می دارد و در زیر لب می گوید: آنان که سبکبال هستند، اینگونه نجات پیدا می کنند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: سلمان در برابر کسی که به زنبیل بافی او عیب می گرفت، گفت: زنبیل بافی زشت و عیب نیست؛ من این کار را انجام می دهم تا به مال مردم چشم طمع نداشته باشم.

 

مجاهده سلمان:

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: سلمان، نفس را ساکت کرده است و نفسانیتی از خود نداشته است.

 

وی افزود: سلمان جزو صحابی بزرگ پیامبر و امیرالمؤمنین علیه السلام بوده است؛ او تربیت شده این دو معصوم است؛ او کسی است که نماز بر پیکر او را خودِ امیرالمؤمنین آمدند و خواندند؛ چطور می توانیم راه و برنامه جامعه اسلامی را در غیر این مسیر بگذاریم.

 

این استاد درس خارج حوزه علمیه در ادامه بیان کرد: حاکم اسلامی حق ندارد که راه خود را از راه امیرمؤمنان و راه امثال این صحابی بزرگ جدا بداند و نفس خود را از نفس شریف آن معصومین و بزرگانی که تربیت شده آن انوار مقدسه هستند، عزیزتر بداند.

 

وی خاطرنشان کرد: خلاف راه آن بزرگان رفتن، به یک گونه انحراف است و موجب می شود که مردم در اعتقاداتشان هم دچار تزلزل بشوند و باید گفت: از عملکرد بدِ مسئولین است که ما به اینجا رسیده ایم./270/260/20/

 

 

 

چ, 07/09/1399 - 21:58