استاد نوآبادی مطرح کرد؛

پاسخ به برخی شبهات مطرح در شبکه های اجتماعی

خلاصه کلام آنها در این شبهه این است که دین، ما را از حقیقتِ دنیا بازداشته است! دانشمندانی چون گالیله و اینشتین و ادیسون و غیره نشان دادند که جهان، آن چیزی نیست که دین به ما می ‌گفت. جهان، آن مکان ‌هایِ خیالی نیست که آسمان‌ هایی با هفت طبقه داشته باشد و زمینش چون سفره‌ ای باشد که گسترده شده باشد. جهان آن فضاهای موهوم و هول‌انگیزی نیست که خدایش بر یک کرسی در طبقۀ بالاتر نشسته باشد. جهان، در شش روز بوجود نیامده است. میلیاردها سال و هزاران مرحله، جهانِ امروز را پدید آورده است. اگر بخواهیم به آنچه این ادیان می‌ گوید، توجه کنیم، نه می ‌توان شاتلی به فضا فرستاد و نه می‌ توان با مهندسیِ ژنتیک، طبیعتِ موجودات و انسان را تغییر داد.

 

استاد علی نوآبادی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به پاسخ برخی از شبهه های رایج در شبکه های مجازی پرداخت.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو به اصل شبهه اشاره نمود:

«چرا در طولِ ۷۰۰۰ سال زندگیِ اقوامِ سرخپوستِ آمریکا و تمدن‌ هایِ آنها، خداوندِ جهان، دینی را برایِ هدایتِ آنها نفرستاد؟ اگر کریستوف کلمب، آمریکا را کشف نمی ‌کرد، آیا خدایِ ابراهیم و موسی [علیهما السلام] به این قاره راه می ‌یافت؟

 

وی افزود: براستی این چه خدایی است که ۷۰۰۰ سال سرخپوستان را رها کرد؟ در کره، ژاپن، قطب شمال و قطب جنوب، سیبری و آلاسکا هیچ پیغمبری از جانبِ خدایِ جهان ظهور نکرد. براستی خدایِ این صد میلیارد کهکشان، چرا هدایتِ انسان را از همه زمین به غیر از خاورمیانه [غرب آسیا] دریغ کرده است؟

 

این استاد حوزه علمیه در ادامه بیان این شبهه افزود: خونِ عرب و اسرائیلی از استرالیایی و سرخپوست، رنگین‌ تر بود!؟ چه لزومی داشت که خدایِ خاورمیانه با کشتیِ کریستف کلمب به آمریکا برسد؟ مردمِ دنیایِ غرب با «قانون» و «دانش» بسویِ سعادت در حرکتند، اما آن دینی که قرار بود از قتل، تجاوز و جنگ جلوگیری کند، چنین نکرد. جهانی که ادیان ترسیم می ‌کنند، جهانی است که سقفش، آسمان است و بهشت آن بالاترهاست! فرشته ‌ها انسان را هدایت و شیاطین منحرف می‌ کنند! خشمِ خدا زلزله و سیل می ‌آفریند و رضایتش نعمت می‌ آورد!امروز مشخص شده است که پدیده ‌هایی چون زمین‌ لرزه و سیل و باد و باران و طوفان و آتش ‌فشان، همگی دلایلِ علمی دارند.

 

وی در ادامه این شبهه را این گونه مطرح کرد: اگر در ژاپن و فیلیپین همیشه زمین لرزه می ‌شود، این دلیل بر خشمِ خدا نیست و بالعکس اگر جایی مردمش از ویرانگریِ طبیعت در امانند، آن هم بخاطرِ رضایتِ خداوند از مردمِ آنجا نیست! این که در قرآن و دیگر کتبِ ابراهیمی، خشمِ خدا بلا می‌آفریند و رضایتش نعمت می ‌دهد، دلیلِ علمی ندارد و افسانه ‌ای کودکانه بیش نیست.

 

وی افزود: خلاصه کلام آنها در این شبهه این است که دین، ما را از حقیقتِ دنیا بازداشته است! دانشمندانی چون گالیله و اینشتین و ادیسون و غیره نشان دادند که جهان، آن چیزی نیست که دین به ما می ‌گفت. جهان، آن مکان ‌هایِ خیالی نیست که آسمان‌ هایی با هفت طبقه داشته باشد و زمینش چون سفره‌ ای باشد که گسترده شده باشد. جهان آن فضاهای موهوم و هول‌انگیزی نیست که خدایش بر یک کرسی در طبقۀ بالاتر نشسته باشد. جهان، در شش روز بوجود نیامده است. میلیاردها سال و هزاران مرحله، جهانِ امروز را پدید آورده است. اگر بخواهیم به آنچه این ادیان می‌ گوید، توجه کنیم، نه می ‌توان شاتلی به فضا فرستاد و نه می‌ توان با مهندسیِ ژنتیک، طبیعتِ موجودات و انسان را تغییر داد.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان کرد: و اما حقیقتِ این همه ادیانِ الهی با ۱۲۴ هزار پیغمبر چه بوده است!؟ براستی دین، جز پریشانیِ افکار و دور کردنِ خردِ انسان از حقیقتِ دنیا و تلف کردنِ عمر با موهومات به اسمِ بهشت و جهنم  و زندگی بجایِ پیدا کردنِ قوانین و حقیقتِ حاکم بر جهان، چیزی ندارد. انقلابِ فرانسه به روزگارِ سیاهی و تباهیِ مردمِ اروپا پایان داد و تنها پس از صد سال، دنیایِ غرب راهی را رفت که مللِ خاورمیانه در طیِ قرونِ ‌متمادی نرفته بود! براستی مشکلِ عربستان چیست که در طیِ ۱۴۰۰ سالِ گذشته یک دانشمندِ مخترع و‌ مکتشف، به دنیا نداده است؟ آیا مغزِ عربستانی، چیزی از آلمانی کم دارد؟ هرگز! این، بسترِ مناسبِ دانش و آگاهیِ آلمان بود که صدها دانشمندِ بزرگ را تنها در یک قرن به جهان داد. براستی کمکی که الکساندر فلمینگ، کاشفِ پنی سیلین به نجاتِ انسان‌ ها کرد، کدام مسیحِ نجات دهنده کرد؟ مرده ‌هایی را که پاستور زنده کرد، با کدام معجزه موسی و عصای سحرآمیزش مقایسه کنیم؟

 

وی افزود: به نظر این افراد این ادیان نه تنها سودی ندارند، بلکه مشکلاتِ روانی و جنگ و خون‌ ریزی و کشتارهایِ جمعی و غارتگری و تجاوز به نوامیسِ یکدیگر  را در میانِ انسان ‌ها بوجود آورده ‌اند.“علم و قانون” مدتی است که که به عنوانِ راهِ سعادتِ انسان شناخته شده است و به سرعت نتیجه داده است، اما این ادیان، سده‌ هاست که قرار است انسان را سعادتمند کنند و نکرده‌اند. این که بگوییم “این ادیان ضرری ندارند و می ‌توانند مفید باشند” مانندِ کسی است که می‌ گوید: ”کشیدنِ موادِ مخدر ضرری ندارد و می ‌تواند مفید هم باشد!

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه کرد: در نظر این افراد براستی اگر این ادیان، از زندگی حذف شوند و بجایش انسانیت و همزیستی بر اساسِ احترام به بشر و حقوقِ او جانشین شود، دنیا یک قدمِ  بزرگِ رو به جلو برداشته است. خدا پیامبر را برای همه فرستاد همین کفار و منافقان مانع رسیدن دعوت انبیا به برخی انسان ها شدند.»

 

استاد علی نوآبادی در ادامه به پاسخ برخی از شبهه های مطرح شده اشاره نمود: این که گفته اند اکتشاف امریکا توسط کریستف کلمب بوده است، ظاهرا این امر مبنای درستی ندارد و عده ای در قاره امریکا زندگی می کردند و البته گویا که جمعیت زیادی هم در آنجا نبودند؛ اما در هر صورت افرادی در آنجا زندگی می کردند.

 

 

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در مورد این شبهه  که «چرا ارسال رسل و انزال کتب تنها در غرب آسیا بوده است»، خاطرنشان کرد: کمی قبل از حیات حضرت نوح سلام الله علیه تا مدت زمانی بعد از حیات این پیامبر اولو العزم، قسمت مسکون تنها همین منطقه غرب آسیا بوده و جای دیگر منطقه مسکونی نبوده است.

 

وی در همین راستا افزود: برخی گفته اند که طوفان حضرت نوح سلام الله علیه، جهانی نبوده است، که اگر چه قائل دارد، ولی خیلی بعید به نظر می رسد؛  ظاهر در این است که این طوفان، جهانی بوده است.

 

استاد نوآبادی در ادامه به این آیه شریفه اشاره نمود:

«قِيلَ يا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلامٍ مِنَّا وَ بَرَكاتٍ عَلَيْكَ وَ عَلى‏ أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَكَ وَ أُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ يَمَسُّهُمْ مِنَّا عَذابٌ أَلِيمٌ» (هود: 48)

 

وی خاطرنشان کرد: آیه شریفه به امت های بعد از نوح اشاره دارد که امت های از نسل حضرت نوح سلام الله علیه هستند و بعد از ایشان می آیند.

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: فرزندان حضرت نوح سلام الله علیه، حام، یافث و سام بوده اند که سام و فرزندان سام در منطقه غرب آسیا زدگی کرده اند.

 

وی در ادامه بیان کرد: خداوند ارسال رسل و انزال کتب را در همین منطقه داشته است؛ البته نمی توان گفت که در جزیرة العرب بوده است؛ این کلام درستی نیست. در قسمت هایی که انسان ها زندگی می کردند، خداوند پیغمبر می فرستاده است. اگر نگوییم نص آیه شریفه باشد، حدّ اقل ظاهر آیه این را بیان می کند. «إِنَّا أَرْسَلْناكَ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلا فِيها نَذِيرٌ» (يقيناً ما تو را در حالى كه مژده دهنده و هشدار دهنده ‏اى به حق و راستى فرستاديم، و هيچ امتى نبوده مگر آنكه در ميان آنان بيم دهنده ‏اى گذاشته است.) (فاطر: 24)

 

«وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ» (و كافران مى ‏گويند: چرا از سوى پروردگارش معجزه‏ اى [غير قرآن‏] بر او نازل نشده؟ تو فقط بيم ‏دهنده ‏اى [نه اعجاز كننده ‏اى كه هر زمان هر كس و براى هر هدفى غير منطقى بخواهد، دست به اعجاز بزنى‏] و براى هر قومى هدايت ‏كننده ‏اى است.) (رعد: 7)

 

وی افزود: خداوند برای آنها پیغمبر را می فرستاده است؛ حتی ما نشانه هایی از پیغمبرانی را داریم که در منطقه ارس و آذربایجان مبعوث شده اند و قومشان به خاطر انکار آنها به عذاب دچار شده اند.

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: ممکن است کسی بگوید که بین همان سرخ پوست ها و زرد پوست ها پیغمبری مبعوث می شد؛ اگر بگویید چرا ثبت نشده است؟ مسأله دیگری است.

 

استاد نوآبادی در بخش دیگری از گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به این سؤال پرداخت: چرا قرآن کریم نام همه پیغمبرها را بیان نکرده است.

 

وی در این زمینه بیان کرد: خود قرآن کریم جواب می دهد: «وَ رُسُلًا قَدْ قَصَصْناهُمْ عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَ رُسُلًا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ وَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى‏ تَكْلِيماً» (و به پيامبرانى [وحى كرديم‏] كه سرگذشت آنان را پيش از اين براى تو گفتيم، و پيامبرانى [را برانگيخته ‏ايم‏] كه سرگذشتشان را براى تو حكايت نكرده‏ ايم. و خدا با موسى به صورتى ويژه و بى‏ واسطه سخن گفت.)

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: برخی از پیامبران را گفتیم، چه اینکه درباره حضرت یوسف علیه السلام می فرماید:

«لَقَدْ كانَ فِي يُوسُفَ وَ إِخْوَتِهِ آياتٌ لِلسَّائِلِينَ» (بى‏ ترديد [در داستان‏] يوسف و برادرانش نشانه‏ هايى [از ربوبيّت، رحمت و لطف خدا] براى مردم كنجكاو است) (یوسف: 7) و در آیه 3 از همین سوره می فرماید: «نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِما أَوْحَيْنا إِلَيْكَ هذَا الْقُرْآنَ وَ إِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغافِلِينَ» (ما بهترين داستان را با وحى كردن اين قرآن بر تو مى‏ خوانيم و تو يقيناً پيش از آن از بى‏ خبران بودى.) (یوسف: 3)

 

وی افزود: قصه های آدم، نوح، ابراهیم، یوسف، داود و قوم بنی اسرائیل بیان شده است؛ به خاطر اینکه مورد ابتلا بوده است؛ قصه های بنی اسرائیل باید بیان می شد؛ چون اعراب در مکه خودشان را وارثان حضرت ابراهیم خلیل الله می دانستند. تمام آنچه در قرآن نازل شده است، در ابتدا  باید فایده ای برای مخاطبین و در ادامه فایده برای دیگران می داشت. اگر در قرآن صحبت از یک پیامبر ناآشنایی در نقطه ای دور بیان می شد، پیامبری که آنها خبری از آن پیامبر ندارند، چه فایده ای می داشت؟ کما اینکه امیر مؤمنان در روایتی بیان می کند: خداوند پیغمبری را نازل کرد که کاملا سیاه پوست بود. بر فرض اینکه اگر در آن زمان در استرالیا یا در مالزی آن زمان، محل سکونت بوده است، چه فایده ای داشت اگر داستان پیامبر در آن نقطه را بیان می کرد؟

 

استاد علی نوآبادی خاطرنشان کرد: خداوند برای آنها پیغمبر نازل کرده است؛ علی فرض اینکه پیغمبری هم نفرستاده باشد، اشکالی وارد نیست؛ اگر اتمام حجت بشوند، بازخواست می شوند؛ اگر اتمام حجت نشوند، بازخواست هم نمی شوند. اما قرآن این کار را انجام داده است؛ حسب آیاتی که هست.

 

وی در پاسخ دیگر به این سؤال که چرا ثبت نام همه پیامبران ثبت نشده است، باید گفت: در قرآن کریم، نام 25 یا 26 پیغمبر برده شده است؛ تازه این مقدار حجم را  شده است؛ اگر بنا بود که در رابطه با یک یک پیغمبرها نام برده می شد و داستان آنها بیان می گردید، حجم عظیمی را در بر داشت.

 

این استاد حوزه علمیه قم در پاسخی دیگر اضافه نمود: اگر نام همه پیامبران هم برده می شد،  بلاغتی در کار نبود؛ در حالی که یکی از معجزات قرآن، فصاحت و بلاغت است؛ بلاغت یعنی مقتضای حال باید رعایت شود؛ نباید به گونه ای باشد که مورد تمسخر واقع شود؛ بنابراین نمی شود به قرآن خرده گرفت که چرا قرآن نقل نکرده است. لازم نبود و مناسبتی نداشت که نقل کند و اگر نقل می کرد، بر آن اشکال بود.

 

وی در ادامه بیان کرد: حتی وقتی داستان قوم عاد و ثمود را نقل می کند، در ادامه بیان می دارد که آثارشان در سرِ راهتان هستند؛ آثار عذاب بر آنها را می توانید ببینید. در مورد عذاب قوم لوط می فرماید: از جهت زمانی و مکانی از شما دور نیستند و می توانید بروید و ببینید آثار عذابی که خدا بر آنها نازل کرده است. اینها به فصاحت و بلاغت قرآن آسیب نمی زند که با افرادی صحبت کرده است و اتمام حجت بر افرادی کرده که قابل دسترس بودند. قسمت شام و قسمت یمن بروید و ببینید که در آنجا چه خبر بوده و آنها چگونه به واسطه اعمالشان عذاب دیدند؛ اگر خداوند می فرمود: در آن طرف کره خاکی قاره ای است که در آینده نامش را امریکا می گذارند و هم اکنون هم ساکنانی در آنجا زندگی می کنند ... چه فایده ای داشت!

 

این استاد سطوح عالی اضافه نمود: معلوم گشت که حسب آیات قرآن، پیغمبرانی در در همه جا که لازم بوده است، پیامبران بوده اند که به ما نرسیده است.

 

وی افزود: ایران ما پیغمبر داشته است. امیر مؤمنان در مورد سؤال یک راوی فرمود: «قبل از تو کسی این سؤال را از من نکرده و بعد از تو هم کسی این سؤال را زا من نخواهد کرد؛ پس خوب گوش کن!...» قصه اقوامی را در کنار رود ارس بیان کردند که دوازده شهر داشتند؛ فروردین و اردیبهشت تا اسفند؛ که با پیغمبرشان چکار کردند و چه بلایی سرِ پیغمبرشان آوردند.

 

استاد نوآبادی خاطرنشان کرد: چه بسا اگر از مولا علیه السلام درباره پیغمبران دوردست سؤال می کردند، حضرت علیه السلام برایشان می فرمود. امام یکی از دو ثقل اکبر است و باید از ایشان سؤال می شد.

 

وی در ادامه بیان کرد: اگر دعوت پیغمبر یا پیغمبر آخرالزمان به قومی نرسد، مشکلی را پیش نمی آورد؛ ظلم ظالمین و غاصبین و منافقین بوده که نگذاشته اند دین اسلام با سرعت بیشتری به همه جا برسد؛ باز اعجاز دین پیغمبر بوده است که ولو به هر ترتیبی عالم گیر شد و فراگیر گردید.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: در اروپا پیغمبران بنی اسرائیل هم بوده اند و حرفی در آن نیست. اروپا قاره وسیعی نیست و خبرها می رسید. اما در مورد خودِ قاره امریکا ببینید که آثار مساجد و آثار اسلامی و آثار تدین در آنجا پیدا شده بود.

 

وی افزود: سیاه نمایی هم از طرف اروپایی های مهاجر به آن سرزمین انجام شده است. این نبود که اقوام متمدنی از اروپا به سمت مردمی غیر متمدن رفته باشند؛ بلکه بر مردمی وارد شدند که خیلی مردم مهربانی بودند که تعالیم انبیا در آنها اثر کرده بود؛ اما مردم اروپا وحشی بودند؛

 

استاد نوآبادی خاطرنشان کرد: با حقّه وارد شدند و به کشتار مردم  سرزمین امریکا دست زدند. آنها به راحتی نمی توانستند بر بومی های امریکا وارد شوند و در واقع مردم آن سرزمین این میهمانان ناخوانده را راه دادند و از آنها پذیرایی کردند.

 

وی اضافه نمود: به مرور در مردم اروپا این وسوسه افتاد که چرا نباید همه منابع طلا در اختیار خودمان نباشد! به این ترتیب عده زیادی از آنها را تار و مار کردند؛ در حال حاضر حدود 3 یا 4 میلیون نفر سرخپوست باقی مانده است.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه افزود: این موضوع کشف امریکا توسط کریستف کلمپ و وارد شدن بر مردمی وحشی، هیچ کدام درست نیست؛ نه آنجا تازه کشف شده بود و نه مردم آن سرزمین وحشی بودند. مکان هایی مانند هندوستان و استرالیا و خاور دور بود که آثار اسلامی و تمدن در آنجا وجود داشت. ساکنین آن دیار چیزهایی را استفاده می کردند که مهاجران اروپا بلد نبودند؛ حتی چپق را و تنباکو را در تازه با آن آشنا شدند.

 

وی افزود: اصل کشف امریکا توسط کریستف کلمب تازه اول کلام است؛ اینکه تعالیم انبیا به آنها نرسیده باشد، هم اول کلام است؛ چرا خبرش به ما نرسیده است، هم لازم نبوده است.

 

استاد نوآبادی در ادامه بیان کرد: تاریخ آنچنانی وجود نداشته است. اگر قرار باشد تاریخ حضرت موسی علیه السلام را پی بگیریم، غیر از آیات قرآن و روایات چه منبعی دیگر وجود دارد که ثبت هم شده باشد.

 

وی اضافه نمود: اگر هم می خواستند ثبت کنند، چه را باید ثبت می کردند و کجا ثبت می کردند؛ آیا غیر از کتب آسمانی منبعی دیگر وجود داشته است؟

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه افزود: حکومت های منظمی مانند اروپا هم در آنجا نبوده است که همه چیز را با دقت بنویسند. مثل اینکه حدود 300 سال قبل از پیغمبر ما قضیه اصحاب کهف را بنویسند. حکومت هایی دراروپا بود که قصر و برنامه هایی داشتند و تاریخ را می نوشتند. از این رو این امکان وجود داشت که ماجرای اصحاب کهف به رشته تحریر در بیاید و سرِ زبان ها باشد. اما این حکومت در آن سرزمین دور وجود نداشت تا به رشته تحریر در بیاید و سرِ زبان ها بیفتد. اما اگر از پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم می پرسیدند، حضرت پاسخ می دادند  راجع به حضرت یوسف هم سؤالاتی می شد که سوره یوسف نازل شد.

 

وی خاطرنشان کرد: یک بار می گویند چرا قبل از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در مناطق دوردست پیامبری برایشان نرفته است؛ یک بار هم می گویند در زمان خود پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم چرا به آن سرزمین ها پیامبر نرفته است.

 

وی افزود: بنا شده بود که محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله و سلم آخرین پیامبر خدا باشد و دین همیشگی و جاودانه تا روز قیامت باشد. بنابر این بوده است که ترویج این دین از همین جا شروع می شد و به همه دنیا گسترش پیدا می کرد. اگر کار به روال طبیعی خود پیش می رفت و به دست ائمه ما می افتاد و کسی مانع آن نمی شد تا آنها به خلافت برسند و تفسیر قرآن بگویند و بیان احکام بدارند، همین کار انجام می شد و خیلی بهتر از این به ایران و جاهای دور و کشف نشده می رفت، چه اینکه ائمه اطهار با علمی که در سینه خود داشتند، کسانی را به آنجا می فرستادند و اینکه نشد، گناهش گردن کسانی است که نگذاشتند.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: اگر کسی حجت به آنها به طور کامل نرسیده باشد، عده ای مستضعفین هستند، عده ای به امر الهی امیدوار هستند

 

وی در ادامه بیان کرد: در زمان پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم این اشکال وارد نیست؛ مگر اینکه بگویید پیغمبر خدا دینش جهانی نبوده است؛ که البته در این مورد باید بحث کرد. ما ادله زیادی داریم که دین اسلام جهانی بوده است و همین قرآن و همین ائمه هستند که باید همه معارف را از جانشینان پیغمبر اسلام ببرند.

 

استاد نوآبادی افزود: اما اگر اشکال را به قبل از پیغمبر اسلام ببریم، عین همین اشکال را باید به دوران فترت بین پیامبر اسلام و حضرت عیسی علیه السلام داشته باشیم که خداوند هیچ پیغمبری را در این دوره نفرستاد. در این دوران اوصیایی بودند که مخفی بودند. حجت های خدا بودند اما ظاهر و مشهور نبودند؛ بلکه به فرموده امیرالمؤمنین علیه السلام خائف مغمور بودند. فی الجمله اتمام حجتی به افراد می شد.

 

وی در ادامه به این فقره از دعای معصوم علیه السلام اشاره نمود: «اللَّهُمَّ بَلَى لَا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ لِلَّهِ بِحُجَّةٍ إِمَّا ظَاهِراً مَشْهُوراً وَ إِمَّا خَائِفاً مَغْمُوراً» کسی نمی تواند بگوید که حجت نبوده و نرسیده است؛ اما چرا به دست ما نرسیده، آن مطلب دیگر است اگر تاریخ نگارانی بودند و ننوشتند، آن مطلب دیگری است. اما نبوده است.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: پیغمبرهایی بودند که چینی بودند؛ پیغمبرهایی که در طرف های آسیا طرفداران فراوان داشتند،  بودا پیغمبر بوده است، اما بعد از او پادشاهان زیادی آمدند و تحریف نمودند؛ چنان چه دین حضرت مسیح بعد از انجیل دچار تحریف شد؛ آنها هم ظالمین داشتند، پولس آمد و با نوع عرفانی که آورد، دین حضرت مسیح را منحرف کرد؛ در رابطه با بودا هم گویا چنین موضوعی صدق می کرد. در ایران زرتشت آمده بود، اما بعد او ظالمین تحریف کردند و نگذاشتند آن معارف عالی ادامه پیدا کند.

 

وی افزود: بنا بر یک روایت 124 هزار پیغمبر و  بنا بر روایتی دیگر 134 هزار پیغمبر از سوی خدا فرستاده شد؛ نه اینکه همه اینها در خاورمیانه آمده باشند! بعد از آن، حکمت خداوند بر این قرار گرفته است که خاتم الانبیا را در یک جا بفرستد و این دین، همگانی و جهانی شود و بعد از پیغمبر توسط امامان و خلفای راستین پیامبر دین را به تمام دنیا سرایت بدهند.

 

استاد نوآبادی در ادامه به آیه 19 از سوره انعام اشاره نمود:  

«قُلْ أَيُّ شَيْ‏ءٍ أَكْبَرُ شَهادَةً قُلِ اللَّهُ شَهِيدٌ بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ أُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ أَ إِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللَّهِ آلِهَةً أُخْرى‏ قُلْ لا أَشْهَدُ قُلْ إِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ وَ إِنَّنِي بَرِي‏ءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ‏»

([به كافران و مشركان كه براى حق بودنِ نبوتت گواه مى‏ طلبند] بگو: گواهى چه كسى از همه گواهان بزرگتر است [تا او را بر حقّانيّت نبوتم براى شما گواه آورم‏]؟ بگو: خدا ميان من و شما گواه است [كه گواهى ‏اش بزرگترين و مطمئن ‏ترين و صحيح‏ ترين گواهى‏ هاست‏]، و اين قرآن [كه گواهى خدا بر حقّانيّت نبوّت من است‏] به من وحى شده تا به وسيله آن شما و هر كس را كه اين قرآن به او مى ‏رسد، بيم دهم. آيا شما [با دليل استوار و محكم‏] گواهى مى ‏دهيد كه با خدا معبودهاى ديگرى به عنوان شريك هست؟ بگو: [چون دليلى وجود ندارد] من گواهى نمى ‏دهم. بگو: فقط معبود يگانه و يكتا اوست، و من از معبودهاى باطلى كه شريك او قرار مى ‏دهيد، بيزارم. (انعام: 19)

 

وی در ادامه بیان کرد: طبق روایات مراد از «لأنذرکم و من بلغ» امیر مؤمنان و یازده فرزندشان علیهم السلام است. وظیفه پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم به دوش اهل بیت علیهم السلام گذاشته شد؛ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حدیث ثقلین را پیاده کرد؛ اما نگذاشتند که مسیر در راه درست خود قرار بگیرد.

 

این استاد سطوح عالی حوزه افزود: اگر هم دین را صادر کردند، دین ناقص را صادر کردند. جنگ های  با ایران، مانند جنگ در نهاوند، به طمع خیلی چیزها و به بهانه های واهی صورت پذیرفته است؛ به طرف شمال ایران هم لشکرکشی کردند؛ ولی نتوانستند تصاحب نمایند. آنها دلسوز دین نبودند. اسلام اینگونه نیست که با کشتن افراد و به زور دین را گسترش بدهد؛ اما آنها این اشتباه را مرتکب شدند. در هر حال عده زیادی با اسلام ناب آشنا شدند و دین خشن اینها را نپذیرفتند.

/270/260/20/

 

 

س, 07/29/1399 - 17:34