در قضیه امام حسن مجتبی علیه السلام صلح و مصالحه در کار نبود؛ بلکه در حقیقت بحث آتش بس در میان بود. ایشان به خاطر برخی از مصالح دست از جنگ کشیدند و متارکه قتال کردند؛ اما اینکه صلح کرده باشند و دست بیعت با معاویه داده باشند و حکومت و ولایت وی را پذیرفته باشند، اصلا و ابدا چنین چیزی در میان نبود.
به مناسبت 25 ربیع الاول سالروز امضای آتش بس به دستان امام حسن مجتبی علیه السلام، استاد حسن رمضانی کوشک از اساتید حوزه علمیه قم به گفتگو پرداخت.
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: داستان صلح و جنگ از مسائل مهمی است که در فضای سیاست اسلامی به طور خاص و در هر کشور و مملکتی با هر دین و مرام و نظامی از مسائل مهمی است که مطرح است. قضیه صلح و قضیه جنگ، از مسائل مهم هر نظام، فرهنگ و مملکتی است؛ دین مبین اسلام هم از این قاعده کلی مستثنا نیستند.
وی افزود: هر دو اینها با توجه به شرایط و مصالح در اختیار ولیّ امر مسلمین است. نمی تواند ولی امر مسلمین فارغ از شرایطی که برای امت اسلامی مدّ نظر است، از این امور بهره بگیرد و استفاده کند؛ قطعا در آن مواردی که اعلام جنگ می شود، مصالح عامه و مصالح کلیه عالم اسلام مدّ نظر است و همین طور وقتی اعلام صلح می شود؛ این مصالح در نظر گرفته می شود.
استاد رمضانی کوشک در ادامه بیان کرد: البته گاهی از اوقات شرایطی ویژه حاکم می شود که باید آن شرایط ویژه را در نظر گرفت. از جمله مسائلی که در فرهنگ اسلام از ناحیه اهل نظر محل بحث، ردّ، ایراد و ان قلت قرار گرفته، داستان صلح امام حسن علیه السلام با معاویه است.
وی خاطرنشان کرد: در ابتدای سخن باید گفت که نامگذاری این واقعه با عنوان «صلح» مخدوش است؛ به واسطه تحقیقات شخصی نمی توانم عنوان «صلح» را بر این واقعه های تاریخی بگذارم بلکه اسمش را «آتش بس» می توان گذاشت. چون در چنین شرایطی فعلا مصالح ایجاب نمی کند که جنگ ادامه یابد؛ فعلا اعلام می کنیم که جنگی در کار نباشد؛ ما به آنها حمله نمی کنیم و آنها به ما حمله نکنند؛ فعلا متارکه کنیم؛ این عنوان، معنای خاص خودش را دارد و نمی توان معنای صلح را به آن داد.
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: صلح و مصالحه تقریبا رضایت دادن طرفین است؛ با توجه به یک داد و ستد و بده بستانی است که صورت می گیرد؛ آتش بس معنایش متفاوت با صلح است.
وی افزود: این مطلبی که بیان می کنم، با توجه به تاریخ زندگی امام حسن در مآخذ روایی و تاریخی دیده می شود. امام حسن علیه السلام خطبه ای ایراد کرده اند که مرحوم مجلسی در بحار الانوار هم آن را نقل کرده است؛ حضرت می فرماید: ما تغییر نکردیم و معاویه هم تغییر نکرده است؛ حال که با شما صحبت می کنم به این خاطر است که ما در همان جبهه که بودیم هستیم، شما در این فضا تغییر کرده اید.
استاد رمضانی کوشک در ادامه بیان کرد: تغییر را حضرت اینگونه تبیین می کند؛ می فرماید: قبلا با معاویه جنگ و مبارزه داشتیم، با دو ابزار این کار را انجام می دادیم، در فضای فکر و اندیشه شما و تصمیم گیری شما حرف اول و آخر را دین و دیانت می زد و همه گوش به فرمان دین بودید و اولویت دین بود و دنیای شما تابع دین شما بود. اما امروز قضیه برعکس شده است؛ حرف اول و آخر شما را دنیا می زند؛ نه دین؛ دین تابع دنیای شما شده است.
این استاد درس خارج حوزه خاطرنشان کرد: امام مجتبی علیه السلام به مردم یادآور می شوند که شما در قبل صبور بودید؛ در مشکلات و شداید مبارزه با دشمن اهل صبر و تحمل بودید؛ اما الآن، صبر جای خود را به جزغ و فزع داده است. این وضع شما است؛ ما که تغییر نکرده ایم؛ معاویه هم تغییر نکرده است. ما در راستای مبارزه با مستکبرین و مبارزه با اهل کفر، نفاق و فسق بودیم، هستیم و دشمن هم همان دشمن است و هیچ تغییری نکرده است. آنچه که تغییر کرده است، شما هستید؛ بنابراین شما باز هم در این زمینه می توانید تصمیم گیرنده باشید؛ می توانید من را در این راستا کمک کنید یا با توجه به شرایط تصمیم بگیرید.
وی افزود: در این فضا بود که افراد در مجتمع محل سخنرانی حضرت علیه السلام، همه ندا در دادند: «البقیه البقیه»؛ یعنی ما در مبارزه با مبارزه خیلی از افراد و امکانات خودمان را از دست دادیم و خسارت دیدیم و از این بیشتر تحمل خسارت ها را نداریم؛ اینجا بود که حضرت امام حسن مجتبی سلام الله علیه تسلیم خواسته افرادی شد که جزء خواص اصحابش بودند و نظرشان این بود که در رابطه با معاویه فعلا متارکه جنگ صورت بگیرد. از این رو آتش بس اعلام شد و از جنگ و مبارزه فعلا به خاطر مصالحی که پیش آمده و شرایطی که پیش آمده دست کشیدند.
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: از این رو من با توجه به این تاریخ که بیان کردم، به این نتیجه می رسم که قضیه صلح و مصالحه در کار نبود؛ بلکه در حقیقت بحث آتش بس در میان بود. به خاطر برخی از مصالح دست از جنگ کشیدند و متارکه قتال کردند؛ اما اینکه صلح کرده باشند و دست بیعت داده باشند و حکومت و ولایت معاویه را پذیرفته باشند، اصلا و ابدا چنین چیزی در میان نبود.
وی در ادامه بیان کرد: در زمان امام حسین علیه السلام هم اگر شرایط، همان شرایط امام حسن علیه السلام بود، همان کار را می کرد؛ امام حسین علیه السلام داستانش کاملا متفاوت است. عده ای نادان از حضرت حسین بن علی علیهما السلام طلب بیعت کردند. اگر چنانچه این فشار بر حضرت آورده نمی شد، مبارزه و شهادت امام حسین و یاران بزرگوارش اتفاق نمی افتاد. حضرت علیه السلام در خطبه ای فرمودند:
«وَ إِن الدعِی بْنَ الدعِی قَدْ رَکزَ بَینَ اثْنَتَینِ: بَینَ السلةِ وَالذلةِ، وَ هَیهاتَ مِنا الذلةُ»
یعنی راه فراری برای من نگذاشته است؛ من را در بین محذورین قرار داده است؛ یا باید دست بیعت به ایشان بدهیم و یا تن به کشته شدن بدهیم و من قطعا تن به ذلت نخواهم داد و مبارزه را بر امر ذلت بار ترجیح می دهم.
استاد رمضانی کوشک اضافه نمود: این کار را یزید نادان انجام داد و از حسین بن علی سلام الله علیهما طلب بیعت کرد؛ این امر در زمان امام حسن علیه السلام اصلا پیش نیامد؛ یعنی معاویه درست است که سردمدار کفر، نفاق، شرک و اهل ظلم و ستم بود؛ اما هیچ گاه این نادانی را به خرج نداد؛ جایگاه حسین بن علی علیهما السلام را می دانست و می دانست که این دو برادر بزرگوار، امام حسن و امام حسین علیهما السلام تن به بیعت نخواهند داد. از این رو فشار نیاورد و فقط قضیه متارکه جنگ را مطرح کرد و حضرت هم با توجه به این شرایط بود که تن به آتش بس دادند؛ نه اینکه دست بیعت با معاویه داده باشند و با معاویه صلح برقرار کرده باشند.
این استاد درس خارج حوزه علمیه به کلام آقای رییس جمهور اشاره نمود که گفته بود: امام حسن علیه السلام امام صلح هستند.
وی در این زمینه خاطرنشان کرد: بالاخره فرمایش ایشان نظر خودشان است؛ این نظر مانند نظر سابق ایشان که گفته بودند: امام حسین علیه السلام هم اهل مذاکره هستند و گفتند: اگر ما مذاکره کردیم، پیشوای ما در مذاکره امام حسین علیه السلام بود که با عمر بن سعد مذاکره کرد. چون در آنجا این حرف را زد، با همان اساس و با همان منطق این حرف را درباره امام حسن سلام الله علیه بیان کرد که امام حسن علیه السلام امام صلح است!
استاد حسن رمضانی کوشک در ادامه بیان کرد: ما با این دو سخن آقای رییس جمهور مخالفیم؛ امام حسین علیه السلام با عمر بن سعد معامله و صلح نکردند؛ بلکه نصیحت کردند و هشدار دادند از کار خطرناکی که در پیش گرفته بود، بر حذر داشتند. این کار هم دنیای عمر بن سعد را و هم آخرت عمر بن سعد را خراب کرد. امام علیه السلام به او هشدار دادند؛ نه اینکه با عمر بن سعد بده بستان داشته باشند که گفته شود، امام حسین علیه السلام با او مذاکره کرد.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه به صلح حدیبیه پرداخت و در این زمینه خاطرنشان کرد: برخی با توجه به زیر پا گذاشته شدن برجام توسط امریکا بیان می دارند که پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم هم به نقض پیمان توسط مشرکین آگاه بودند و با این وجود با مشرکین صلح بستند.
وی در این راستا بیان کرد: مقام معظم رهبری حفظه الله بارها و بارها در ایام مذاکره به مذاکره کنندگان گفتند: «من به این مذاکره خوش بین نیستم» با شناختی که نسبت به امریکا داشتند، بیان کردند که آنها هیچ گاه به پیمان و قرارداد عمل نمی کنند؛ آنها همواره در پی رسیدن به منافع خودشان هستند و اگر ما بخواهیم که پیرو سیاست ها و مطالب آنها بوده باشیم، یقینا ضرر خواهیم کرد.
استاد رمضانی افزود: این مطالب را مقام معظم رهبری چندین بار بیان فرمودند؛ و در عین حال گفتند که من مانع نمی شوم؛ اگر بتوانید برای این ملت کاری بکنید، من جلوی شما را نمی گیرم. منتها شرط و شروطی می گذارم. اگر این شرط و شروط را رعایت کردید و برای ملت منافعی را به ارمغان آوردید، خوب است؛ اما اگر این شرایط را رعایت نکردید، قطعا پیش بینی که کردم، تحقق پیدا خواهد کرد.
وی خاطرنشان کرد: ما در این زمینه چیزی را به دست نیاوردیم؛ اما یک بار دیگر صلاحدید رهبری، نفوذ و بصیرت، جهان شناسی و استکبار شناسی ایشان به همگان نشان داده شد.
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: اصحاب مذاکره خوش بین بودند و گمان می کردند که با یک لبخند قضیه را تمام می کنند. در همان زمان هم در درس ها و بحث ها به عزیزان گفتم که مگر دشمنی امریکا با ما با یک اخم درست شده است که با یک لبخند برگردد. استکبار جهانی با ماهیت نظام اسلامی در تعارض است. ارزش هایی را که ما پذیرفتیم، در تقابل با استکبار است.
وی تأکید کرد: جمع بین انقلاب اسلامی و امریکا، جمع نور و ظلمت است. اگر امریکا از ماهیت استکبارگری خود دست بردارد، ما می توانیم با او کنار بیاییم؛ تا وقتی که آدم نشود، ما نمی توانیم تا با او کنار بیاییم. این سیاستی است که از همان ابتدا امام راحل رضوان الله علیه و در ادامه مقام معظم رهبری حفظه الله بیان کرده اند.
استاد حسن رمضانی کوشک خاطرنشان کرد: امروز شاهد آن هستیم که برخی قضیه را جورِ دیگر مطرح می کنند و حاضر نیستند که اشتباهات خودشان را بپذیرند و همه امور را به رهبری، اجازه و صلاحدید ایشان محول می کنند و می گویند ما هر کاری که کردیم با صلاحدید رهبری بوده است.
وی افزود: رهبری از همان ابتدا اشاره داشتند که طرف مقابل غیر قابل اعتماد است و شرایطی که بیان کرده اند، در همان راستا بوده است و از همان ابتدا هم پیش بینی کرده بودند؛ اما چه باید کرد که دیگران جور دیگر مطرح می کنند.
این استاد درس خارج حوزه در ادامه به پاسخ این سؤال پرداخت: چه شرایطی باید باشد که با امریکا، با این شیطان بزرگ بتوانیم معامله و مذاکره کنیم؛ همان گونه که در قضیه مشرکین مکه صلح اتفاق افتاد و همچنان که قبلتر با اروپایی ها مذاکره داشتیم.
وی در پاسخ خاطرنشان کرد: شیطان بزرگ اگر از شیطنتش دست بردارد و بخواهد تا حق را بپذیرد، حقانیت جمهوری اسلامی را بپذیرد و ما را به رسمیت بشناسد و در راستای اهداف ما قرار بگیرد، دست از مبارزه علیه مظلومین جهان بردارد و ما را در جهت مبارزه با ظلم و استکبار یاری برساند و چنگ اندازی نکند، اینجاست که می توانیم با امریکا به مذاکره بپردازیم.
وی تأکید کرد: اما این تنها یک فرض است و تا وقتی که امریکا ما را به رسمیت نمی شناسد و می خواهد ریشه ما را بخشکاند و می خواهد تا نظام اسلامی را براندازد، و با ارزش های ما به تقابل بپردازد، نمی توانیم با او مذاکره داشته باشیم.
استاد حسن رمضانی در کلام پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: ما هم باید قوی بشویم؛ چنانچه آیه «و اعدوالهم ما استطعتم ....» بر این امر سفارش دارد تا بتوانیم دشمن خود و دشمن ارزش های اسلامی را بترسانیم و با دست پر به مذاکرات برویم؛ چرا که با دست خالی در مقابل این دشمن نمی توان قدم از قدم برداشت.
/270/260/20/