استاد دیباجی مطرح کرد؛

عواملی که می تواند باعث کاهش اقبال مردم به دین و روحانیت شود

«العالِمُ بِزَمانِهِ لا تَهجُمُ عَلَیهِ اللَّوابِس» امام صادق علیه السلام فرمود: شبهات به کسی که زمانه خود را بشناسد هجوم نمی ‌آورد. اگر ما به همین روایت امام صادق علیه السلام عمل کنیم، ان شاء الله حوزه ای فعال و پویا خواهیم داشت.

 

استاد سید احمد دیباجی از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید در موضوع: «عواملی که می تواند باعث کاهش اقبال مردم به دین و روحانیت شود» به گفتگو پرداخت.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: ما در طول تاریخ، مخصوصا تاریخ ایران و شیعه در زمان های مختلف نفوذ روحانیت و دین را در میان مردم می بینیم و مقدار این نفوذ در دوره های مختلف کم و زیاد شده است. وقتی اکثر حوادث مهم تاریخی را نگاه می کنیم به اثرگذاری روحانیون در آن حوادث پی می بریم. این اثر تحت تأثیر عواملی کم یا زیاد شده است.

 

وی افزود: این عوامل را با یک نگاه به سه دسته تقسیم کرده ام؛ عوامل سیاسی، عوامل فرهنگی و اجتماعی و عوامل علمی؛ در این فرصت بیشتر بر روی بحث عوامل علمی این قضیه تکیه می کنم اما از آن بابت که می خواستم بحث ناقص نماند، اشاره ای به دو عامل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی هم خواهم داشت.

 

عوامل سیاسی

اولین عامل: دین، مشرف بر سیاست و نه مجری

استاد سید احمد دیباجی در مورد عوامل سیاسی بیان کرد: اولین عامل سیاسی این است که دین مشرف بر سیاست بشود و نه مجری؛ به خاطر اهمیت این عامل ای کاش صاحب نظران بر روی آن کار کنند. ما معتقدیم که سیاست ما عین دیانت ما است و دین از سیاست جدا نیست. بر خلاف کشورهای غربی که دین را در گوشه ای قرار دادند و اجازه دخالت دین در سیاست نمی دهند. اما ما می گوییم که سیاست ما عین دیانت ما است؛ ولی ای کاش دین ما به جای اینکه مجری بشود، مشرف بر سیاست می شد.

 

وی خاطرنشان کرد: شما می بینید که حضرت امام با دخالت روحانیون در پست های سیاسی مخالف بودند؛ و مشکلاتی همانند بازرگان ها و بنی صدرها سبب شد که روحانیون وارد کارهای اجرایی بشوند.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: نظر من بر این است که یک فقیه جامع الشرایط مانند امام رضوان الله تعالی علیه و مقام معظم رهبری حفظه الله مشرف بشود و مجری کار آدم های معمولی باشند؛ چرا که هر مشکلی که مردم در سیاست و اجرا می بینند اگر به اسم دین تمام شود، کار خراب می شود.

 

وی در ادامه بیان کرد: حضرت امام رضون الله علیه فرمود: حوزه باید از دولت مستقل باشد؛ و نباید از دولت بودجه بگیرد؛ شهریه باید از جانب مراجع باشد که از خمس و زکات به دست می آید تا در مواقعی که دولت اشتباه کرد، حوزه بتواند تذکر بدهد.

 

دومین عامل: فضا سازی های مخالفین

استاد سید احمد دیباجی در بیان عوامل سیاسی که می تواند در کم شدن اقبال مردم به دین اثرگذار باشد، به دومین عامل، یعنی فضا سازی های مخالفین اشاره نمود.

 

وی در این زمینه افزود: چند سال پیش می خواندم که سنای امریکا 20000000 دلار برای مبارزه با حکومت ایران تصویب کرده است؛ اینها کجا خرج می شود؟ از جمله مواردی که این بودجه خرج می شود، رسانه های مختلف، مانند هالیوود و تلگرام است و این کشور با این شیوه مشغول تسخیر جهان است و متأسفانه باید گفت که حوزه علمیه ضعف شدیدی در استفاده از فضای مجازی، علی الخصوص در سطح جهانی دارد؛ اگر چه ممکن است که در سطح داخلی کارهایی را انجام داده باشد، اما در سطح جهانی حوزه کم کار کرده است.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: باید جلوی این جوسازی ها و تهاجمات فرهنگی و همینطور شبهاتی که برای جامعه مطرح می شود، گرفته و با آنها مقابله نمود؛ چه اینکه شاهد آن هستیم که کم کار شده است و جای کار بسیار زیادی وجود دارد و لازم است تا حوزه وارد مقوله فضای مجازی بشود و مانند آنها تبلیغ را انجام دهد.

 

عوامل فرهنگی و اجتماعی

اولین عامل: تناقض در گفتار و رفتار روحانیت و دین دارها

استاد سید احمد دیباجی در این مورد خاطرنشان کرد: مردم نگاه می کنند که منِ مسئول و دیندار و طلبه در پشت تریبون مرگ بر امریکا می گویم؛ اما فرزندان من در همان امریکا مشغول به تحصیل هستند. مردم این تناقض را در رفتار من می بینند و از دین زده می شوند. بعضی از مسئولین در هنگام بیماری و گرفتاری توصیه به توسل دارند و اینکه از ائمه اطهار علیهم السلام مدد بخواهیم؛ اما خودشان در بیماری ها به اروپا می روند. مردم این تناقض را می بینند و از دین زده می شوند.

منبری ها از ساده زیستی ائمه اطهار علیهم السلام می گویند؛ اما خودشان از ماشین ها و خانه های زیبا برخوردار هستند. مردم اینها را می بینند.روحانی ها از انفاق می گویند؛ اما وقتی نوبت به خودشان می شود، یک ریال هم نمی دهند. مردم این تناقض در رفتار، گفتار و عمل روحانیت را می بینند.

 

وی افزود:اگر چه همه روحانی ها اینچنین نیستند؛ اما برخی از ما دینداران اینچنین هستیم همین مقدار هم باعث می شود مردم از دین زده شوند. باید به این بیت معروف اشاره نمود که می گوید:

اسلام به ذات خود ندارد عیبی

هرعیب که هست، از مسلمانی ماست

 

دومین عامل: حساسیت مردم به روحانیت

استاد سید احمد دیباجی خاطرنشان کرد: مردم واقعا به روحانیت حسّاس هستند. اگر یک طلبه عملی ناپسند انجام بدهد، می گویند همه آخوندها اینچنین هستند؛ اما اگر یک نانوا یک کار ناپسند را مرتکب بشود، می گویند فلان نانوا این کار را انجام داده است. حضرت امام رضوان الله علیه فرمود: اگر طلبه ای دزدی کرد، نگویید که یک طلبه دزدی کرد؛ بگویید یک دزد لباس طلبه را پوشیده است. مردم نسبت به ما حساسیت دارند و ما باید مواظب رفتار و گفتارمان باشیم که موجب دلسردی مردم نسبت به دین و روحانیت نشویم.

 

عامل سوم: تغییر ارزش ها و اصول در زندگی مردم، تحت سم پاشی های غرب

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: اکنون نسبت به قدیم بسیاری از ارزش ها و اصول تغییر کرده است. چیزهایی ارزش شده است که واقعا ارزش نیست؛ آنها که ارزش بوده است، کم رنگ شده است. اینها به واسطه ماهواره و دیگر عوامل وارد فرهنگ ما شده است و نسل های جدید فرهنگ وارداتی را پذیرا شده اند و آنها را ارزش قلمداد می کننند. حوزه و روحانیت باید برای این مطلب راهکار داشته باشد که مردم را به ارزش ها و اصول برگرداند.

 

عامل چهارم: استفاده دین ستیزان از جهل مردم

استاد دیباجی افزود: مغالطه کردن، شبهه افکنی از امور رایجی است که اتفاق می افتد؛ من یک نمونه اش را می گویم؛ در یکی از شبکه های ماهواره ای بیان شده بود: اینها را که شما سیّد می دانید، عرب هایی هستند که به زن های ایرانی تجاوز کردند و فرزندانشان سید قلم داد شده اند. شما به کسانی که به زنان ایران تجاوز کرده اند، سیّد می گویید.

 

وی در پاسخ به این شبهه خاطرنشان کرد: اولا: چه شبهه ای بوده است! تجاوز نبوده و ازدواج بوده است. ثانیا: مگر هر عربی سید است که فرزندانشان سید قلمداد بشوند؛ یک طایفه خاص، یعنی بنی هاشم سادات هستند. ولی این شبکه های ماهواره ای از جهل مردم استفاده می کنند؛ این شبهه ها را چه کسی باید جواب بگوید! حوزه باید وارد عمل شود.

 

عوامل علمی

استاد سید احمد دیباجی در ادامه به عوامل علمی اشاره نمود: متأسفانه حوزه ما در علوم صد سال پیش فریز شده است و مانده است؛ علت شهرت شیخ اعظم ها و شیخ طوسی ها و شیخ بهایی ها این بوده است که آنها در علم روز خودشان استاد بوده اند و عالم ترین افراد در علم روز این عالمان دین بودند.

 

وی افزود: در آن زمان، علم آن روز تا همان مرحله پیش رفته بود و بالاتر نرسیده بود؛ از مردم تا پادشاهان به علوم آنها نیازمند بودند و از این رو برای آنها احترام قائل بودند و با توجه به اینکه این افراد لباس روحانیت هم داشته اند، خواه ناخواه منزلت دین هم بالا می رفت.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: برخی از ما اکنون فکر می کنیم برای اینکه شهرت آنها را پیدا کنیم، همان علومی که صد سال پیش ارائه داده اند و خوانده اند را امروز ما بخوانیم، همان منزلتی را که آنها داشته اند، ما نیز امروزه پیدا می کنیم. در صورتی که این مطلب اشتباه محض است.

 

وی در این ادامه بیان کرد: خود آن حضرات هم اگر امروزه حضور داشته اند، شاید یک هزارم سعیی که در کسب آن علوم آن روز داشته اند را نمی کردند. چه اینکه بسیاری از آن علوم دیگر حتی موضوعیتی ندارد و امروزه مبتلا به نیست؛ اما ما فکر می کنیم که اگر علومی را که آنها را مشهور و معتبر کرده است، بخوانیم و استاد بشویم و تدریس نماییم، ما هم الآن موقعیت آنها را پیدا می کنیم؛ در صورتی که امروزه علم بسیار پیشرفت کرده است؛ مردم دیگر نیازی به طلبه نمی بینند؛ نه در حوزه دین، نه در حوزه علم؛ هر علمی را که بخواهند در بهترین دانشگاه های اروپایی و غربی وجود دارد و نیاز به روحانیت ندارند؛ چرا که روحانیت فریز شده است و ده سال از بهترین سال های عمرمان را صرف کتاب هایی می کند که می توان آنها را در سه سال خواند.

 

استاد دیباجی اضافه نمود: خیلی خوب است که طلبه ادبیات، رسائل و لمعه را بخواند؛ اما تکرار مکررات، آن هم تا ده سال!

 

وی افزود: شما ببینید که علمای قدیم دائره المعارف همه علوم بوده اند؛ هم طبیب، هم اصولی، هم حکیم بود، هم فقیه، هم ریاضیدان، هم شیمیدان و...  مردم به علمش نگاه می کردند و برایش احترام قائل بودند؛ مردم برای امرار معاش روزانه خودشان، خود را محتاج آنها می دیدند؛ علاوه بر اینکه در لباس دین بودند و از این رو همه خدمات آنها به حساب دین گذاشته می شد اما اکنون مردم چه نیازی به روحانیت می بینند؛ هر چه می خواهند در جای دیگر هم وجود دارد.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: اگر چه به علت گستردگی علوم در عصر ما، یک نفر نمی تواند همه علوم را کسب نماید، اما حوزه که می تواند شاخه های مختلفی ایجاد کند؛ گروه هایی را برای کسب شیمی، ریاضی، فلسفه، طب، تربیت و ... نماید.

 

وی در ادامه به دانشمندانی چون زکریای رازی و خواجه نصیرالدین طوسی اشاره نمود که در کسوت عالم دینی در علوم عصر خود تبحر یافتند؛ زکریای رازی کاشف الکل است؛ همان ماده ای که همگان از ارزش آن آگاهند و در حیطه های مختلف، از جمله پزشکی کاربردهای فراوان دارد. چرا اکنون ناسا در علم ستاره شناسی مقدم باشد و چرا ستاره شناسی در حوزه تدریس نشود؟ در حالی که خواجه نصیرالدین طوسی از ستاره شناسان بزرگ بوده است. ناسا صد سال دیگر هم پیشرفت کند، به علم علمای صد سال پیش ما نمی رسند؛ علمایی که از روی ستاره پیشگویی می کردند؛ ما نمونه اش را در قصه موسی علیه السلام و فرعون دیدیم که گفتند: کودکی به دنیا خواهد آمد که سلطنت فرعون را نابود خواهد کرد. چه زمانی ناسا می تواند به این درجه از علم دست یابد که از روی ترتیب ستاره ها بتواند پیشگویی داشته باشد؛ در حالی که ما در علمای خودمان این علوم را داشته ایم. اما این علوم متأسفانه امروزه ممنوع شده است.

 

استاد دیباجی خاطرنشان کرد: چرا حوزه علمیه دراین زمینه تدریس نداشته باشد و حتی از ناسا پیش بیفتد. چرا شیمی و دیگر علوم در حوزه تدریس نشود؟ حوزه باید بالش را باز کند و به علوم روز نگاه نماید. هر چه در این علوم روز پیش برود، بیشتر این فخر و افتخار برای دین و طلبه و روحانیت می شود.

 

وی افزود: ممکن است اشکال شود که عمده ترین وظیفه روحانیت صیانت از دین است؛ چرا وقت و انرژی خود را صرف کسب علوم دیگر کند؛ در جواب باید گفت: اتفاقا اگر طلبه ای در علوم دیگر استاد شود، به کمک دین می آید و حقانیت دین را اثبات می نماید.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: ما در این زمینه نمونه های زیادی داریم؛ به عنوان مثال گفته اند: طلا بر مرد حرام است. امروز دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که تماس طلا با پوست مرد، موجب ترشح ماده ای می شود که برای مرد سرطان زا و برای زن شادی آور است. اگر یک گروه طلبه به این نتیجه برسند سبب می شود؛ زیبایی های دین و اسلام به خوبی نشان داده می شود. اسلام ما در چهارده قرن پیش چیزی گفته است که علم جدید آن را اثبات کرده است.

 

وی اضافه نمود: نمونه دیگر نامه انیشتین به آیت الله بروجردی رضوان الله علیه است؛ یک عتیقه فروش و کلکسیون دار بعد از چندین سال پنهان نگاه داشتن این نامه آن را به چند صد هزار دلار فروخت و این نامه که به زبان آلمانی است، در سال 1333 هجری شمسی، 1954 میلادی، یعنی حدود هفتاد سال پیش نگارش شده است.

چندین نامه بین این دانشمند آلمانی و آیت الله العظمی بروجردی ردّ و بدل شده است؛ در یکی از این نامه ها انیشتین بیان می کند: من به این نتیجه رسیده ام که دین اسلام، کامل ترین و معقول ترین دین است و این مطلب را آیات و روایات شما به دست آورده ام. شما یک روایت در بحار الانوار دارید که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وقتی به معراج می خواست برود، پایش به کوزه آب خورد و آب کوزه در حال ریخته شدن بود.

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به معراج رفت؛ تمام آن حوادث را دید؛ وقتی برگشت، هنوز آب کوزه به طور کامل خالی نشده بود. این روایت مؤید نسبیت زمانی است که من به اثبات آن می پردازم؛ زمان نسبی است. ممکن است زمانی که در زمین به اندازه یک ثانیه بوده است، در مکانی دیگر از این عالم معادل چندین سال بوده باشد. به این در حدیث بحار اشاره شده است.

من معاد جسمانی را از راه فیزیک اثبات می کنم که حتی اگر بدن ما به انرژی هم تبدیل بشود، باز هم دوباره این بدن عینا به ماده تبدیل می شود و می تواند روز قیامت زنده بشود.

 

وی افزود: اگر امثال انیشتین ها در لباس طلبگی در علوم دیگر پیشتاز باشند، به چنین مواردی دست خواهند یافت که فی المثل حدیث بحار می تواند نظریه نسبیت را بیان نماید.

در سوره معارج آیه 4 می خوانیم: «تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ» یا در سوره سجده آیه 5 آمده است: «يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ»؛ هزار سال شما مصادف با یک روز در روز قیامت است که بیانگر همان نظریه نسبیت زمان است.

 

استاد دیباجی خاطرنشان کرد: استاد شدن در علوم دیگر به کمک دین می آید؛ یعنی حقانیت دینی ما را ثابت می کند؛ از این رو برای کسی شبهه نشود که طلبه باید سرش در اصول و فقه باشد. هزاران مثال می توان بیان کرد که علم جدید می تواند اثبات کننده کلام دین باشد.

جرأت و جسارت ایجاد تغییر اساسی و بنیادی در روش های مرسوم و سنتی حوزه از اهمیت بالایی برخوردار است؛ این قسمت مهمترین و سخت ترین بخش در اصلاح ساختار حوزه است؛ چون همیشه در حوزه کسانی حضور دارند که مخالف هر نوع تغییری هستند.

 

وی در ادامه به بیان روایتی از امام صادق علیه السلام پرداخت: «العالِمُ بِزَمانِهِ لا تَهجُمُ عَلَیهِ اللَّوابِس» (الكافی، ثقة الاسلام كلینی، ج ۱، ص ۲۶ ؛ تحف العقول ،حسن بن شعبه حرانی، ص ۳۵۶؛ بحارالانوار، مجلسی، ج ۶۸ ص ۳۰۷) امام صادق علیه السلام فرمود: شبهات به کسی که زمانه خود را بشناسد هجوم نمی ‌آورد. اگر ما به همین روایت امام صادق علیه السلام عمل کنیم، ان شاء الله حوزه ای فعال و پویا خواهیم داشت.

 

استاد سید احمد دیباجی در کلام پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: این کرونا را یا عمدا درست کردند، یا حال که ایجاد شده است، دنیا فهمیده است که نیازی نبوده تا میلیاردها دلار خرج تولید بمب اتم نماید؛ از این به بعد هوشیار شدند برای تسلیم نمودن یک کشور می توانند ویروس هایی بسازند که برای ژن خاص مخصوص یک ملت خاص مؤثر واقع شود. یادمان نرفته است که می گفتند آب دهان را در یک پنبه قرار دهید و برای فلان شرکت در لندن ارسال نمایید. اینها می خواستند ژن های آسیایی ها را پیدا کنند.

 

وی افزود: وقتی طلبه ها علم به روز داشته باشند و بتوانند از چنین مسائلی جلوگیری کنند، طبیعتا این مطلب به نام دین تمام می شود و اقبال مردم به دین از این حیث بیشتر می گردد.

/270/260/20/

 

 

د, 09/03/1399 - 12:27