بسیار عالی است که انسان اهل مباحثه و جدال احسن باشد؛ اما در مراء قضیه بر این قرار است که شخص می خواهد خودش به هر نحوی چه حق و چه باطل بوده باشد، پیروز و غالب گردد
به مناسبت ولادت با سعادت و پر نور امام ابا محمد حسن بن علی العسکری علیهما السلام، استاد سید احد حسینی از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به شرح مختصر روایتی از این امام بزرگوار در زمینه «مراء» پرداخت.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم ضمن تبریک ولادت با سعادت این امام همام خاطرنشان کرد: بر طبق کتاب الارشاد، ولادت حضرت علیه السلام در سال 232 هجری قمری و شهادت ایشان در سال 260 هجری قمری بوده است و به این ترتیب عمر مبارکشان 28 سال و مدت امامتشان بعد از شهادت امام هادی علیه السلام، 6 سال بوده است. نام مادر مکرمه امام حسن عسکری علیه السلام، بانوی بزرگواری به نام حدیثه بوده است.
«و كان الإمام بعد أبي الحسن علي بن محمد علیهما السلام ابنه أبا محمد الحسن بن علي لاجتماع خلال الفضل فيه و تقدمه على كافة أهل عصره فيما يوجب له الإمامة و يقتضي له الرئاسة من العلم و الزهد و كمال العقل و العصمة و الشجاعة و الكرم و كثرة الأعمال المقربة إلى الله ثم لنص أبيه ع عليه و إشارته بالخلافة إليه. و كان مولده بالمدينة في شهر ربيع الآخر من سنة اثنتين و ثلاثين و مائتين. و قبض علیه السلام يوم الجمعة لثمان ليال خلون من شهر ربيع الأول سنة ستين و مائتين و له يومئذ ثمان و عشرون سنة و دفن في داره بسرمنرأى في البيت الذي دفن فيه أبوه علیه السلام. و أمه أم ولد يقال لها حديث. و كانت مدة خلافته ست سنين» (الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد؛ ج 2؛ ص 313؛ قم، چاپ: اول، 1413 ق.)
وی افزود: آنچه که در نکات مربوط به زندگانی حضرت علیه السلام نمود دارد، بحث تصریح به امامت ایشان از سوی پدر بزرگوارشان بوده است. این امر در موارد متعددی روی داده است که مرحوم شیخ مفید اعلی الله مقامه الشریف به بیان تعدادی از روایات در این زمینه اشاره نموده است:
نمونه اول:
«أخبرني أبو القاسم جعفر بن محمد عن محمد بن يعقوب عن علي بن محمد عن محمد بن أحمد النهدي عن يحيى بن يسار العنبري قال: أوصى أبو الحسن علي بن محمد إلى ابنه الحسن علیه السلام قبل مضيه بأربعة أشهر و أشار إليه بالأمر من بعده و أشهدني على ذلك و جماعة من الموالي.» (الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد؛ ج 2؛ ص 314)
ابن قولويه (بسند خود) از يحيى بن يسار عنبرى روايت كرده كه حضرت هادى چهار ماه پيش از مرگ خود به فرزندش حسن عليه السلام وصيت كرد و مرا با جمعى از دوستان بر آن وصيت گواه گرفت.
نمونه دوم:
«أخبرني أبو القاسم جعفر بن محمد عن محمد بن يعقوب عن علي بن محمد عن جعفر بن محمد الكوفي عن يسار بن أحمد البصري عن علي بن عمرو النوفلي قال: كنت مع أبي الحسن علیه السلام في صحن داره فمر بنا محمد ابنه فقلت جعلت فداك هذا صاحبنا بعدك فقال لا صاحبكم بعدي الحسن.»
و از على بن عمرو نوفلى روايت كرده كه گفت: من در خدمت حضرت هادى عليه السلام در صحن خانه اش بودم كه فرزندش محمد بر ما گذر كرد، من به آن حضرت عرض كردم: قربانت گردم امام ما پس از شما اين است؟ فرمود: نه امام و صاحب شما پس از من حسن خواهد بود.
نمونه سوم
«و بهذا الإسناد عن يسار بن أحمد عن عبد الله بن محمد الأصبهاني قال قال أبو الحسن علیه السلام: صاحبكم بعدي الذي يصلي علي قال و لم نكن نعرف أبا محمد قبل ذلك قال فخرج أبو محمد بعد وفاته فصلى عليه.» (الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد؛ ج 2؛ ص 315)
و از عبد الله بن محمد اصفهانى روايت كند كه گفت: حضرت هادى بمن فرمود: امام و صاحب شما پس از من كسى است كه بر (جنازه) من نماز بخواند، گويد: ما پيش از آن حضرت ابا محمد امام حسن را نمى شناختيم، و پس از اينكه حضرت هادى از دنيا رفت، حضرت ابا محمد آمد و بر پدر خويش نماز خواند.
نمونه چهارم
«و بهذا الإسناد عن يسار بن أحمد عن موسى بن جعفر بن وهب عن علي بن جعفر قال: كنت حاضرا أبا الحسن علیه السلام لما توفي ابنه محمد فقال للحسن يا بني أحدث لله شكرا فقد أحدث فيك أمرا.» (الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد؛ ج 2؛ ص 315)
و از على بن حفص روايت كند كه گويد: هنگامى كه فرزند حضرت هادى يعنى محمد از دنيا رفت من حاضر بودم كه به حسن (فرزند ديگر خود) فرمود: پسر جانم خدا را شكرى تازه كن كه در باره تو امر خود را تازه كرد (يعنى با بودن محمد گمان مي رفت كه او امام باشد و با مرگ او در تو متعين شد)
استاد سید احد حسینی از اساتید حوزه علمیه قم در ادامه گفتگو به مناسبت ولادت امام ابا محمد حسن عسگری علیه السلام به بیان روایتی از این امام همام پرداخت.
«تحف العقول عن أبي محمد علیه السلام قال: لا تمار فيذهب بهاؤك و لا تمازح فيجترأ عليك و قال ع من الجهل الضحك من غير عجب» (بحار الأنوار (ط - بيروت)؛ ج 73؛ ص 59)
جدال مکن که حسن و خوبی تو از بین می رود؛ و مزاح و حرف های رکیک نزن که بر تو جری می شوند.
وی در بیان توضیح این روایت بیان کرد: کسی که اهل مزاح و حرف های رکیک است، موجب می شود که شخصیت او در جامعه زیر سؤال برود؛ از این رو می گویند مراء بحثی است که انسان در آن می خواهد هر طور شده است، پیروز گردد.
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: بله! گاهی بحث در مجادله احسن است که این امر پسندیده مورد تأکید قرآن کریم است که در این باره می فرماید:
«ادْعُ إِلى سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدين » (النحل: 125)
وی افزود: بسیار عالی است که انسان اهل مباحثه و جدال احسن باشد؛ اما در مراء قضیه بر این قرار است که شخص می خواهد خودش به هر نحوی چه حق و چه باطل بوده باشد، پیروز و غالب گردد و از این رو روایتی است از رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم که می فرماید:
«و قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم من تعلم علما ليماري به السفهاء و يباهي به العلماء و يصرف به الناس إلى نفسه يقول أنا رئيسكم فليتبوأ مقعده من النار ثم قال إن الرئاسة لا تصلح إلا لأهلها فمن دعا الناس إلى نفسه و فيهم من هو أعلم منه لم ينظر الله إليه يوم القيامة.» (شیخ مفید؛ الإختصاص؛ النص؛ ص 251)
اگر کسی نکته ای یاد بگیرد که در مقابل سفهاء خودنمایی کند و یا در مقابل علماء خود را نشان دهد یا مردم را به سمت خودش دعوت نماید، ... خداوند در روز قیامت به او نگاه هم نمی کند.
استاد سید احد حسینی در کلام پایانی خاطرنشان کرد: امیدواریم که این روایت مهم که از امام حسن عسگری علیه السلام و رسول مکرم اسلام بیان گردیده است، در زندگی ما باشد؛ چنانچه بزرگان ما هر جا که ملاحظه می کردند بحث به مراء کشیده می شود، به راحتی خود را کنار می کشیدند.
/270/260/21/