اين قضيه و امثال اين قضايا براي ما درسی است؛ درس براي ما است که بتوانيم حرمت اين بي بي را نگه داريم و ساحت آن حضرت را با گناه و ترک ادب نيازاريم. و اين جملات زيارت حضرت را از دل و جان زمزمه کنيم: «اللهم اني اسألک ان تختم لي بالسعادة فلا تسلب ما انا فيه و لا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم.»
به مناسبت وفات حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها استاد سید جعفر حجازی فرد از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: روز دهم ماه ربيع الثاني بنابر نقلي که مشهور است، روز وفات يا شهادت حضرت معصومه عليها السلام است. البته مرحوم نمازي در مستدرک سفينه، این تاریخ را دوازدهم و در نقل ديگري هم که منسوب به شيخ حر عاملي هست، هشتم شعبان نوشته اند. اما نقلي که فعلا معروف و مشهور است دهم ماه ربيع الثاني است.
وی افزود: علی رغم وجود این اختلافات، به هر حال دهم ربیع الثانی بهانه اي است براي ياد کردن از اين بانوي با عظمت که واقعا منشأ برکات فراوان براي اهل قم و بلکه تمام دوستان و ارادتمندان ساحت قدس اهلبيت عليهم السلام است.
استاد سید جعفر حجازی فرد در ادامه بیان کرد: در باب سفر حضرت سلام الله علیها به ايران و به شهر ساوه و بعد از آن به شهر قم و تا از دنيا رفتن حضرت و دفن ايشان در قم مطالبي وارد شده است که بنده فعلا به آنها نمي پردازم. در اين مختصر مي خواهم اشاره کنم به روايتي که از کتاب شريف تاريخ قم از امام صادق عليه السلام نقل شده است. اين کتاب توسط حسن بن محمد قمي ره که در قرن چهارم مي زيسته به پيشنهاد صاحب بن عباد وزير فرهيخته و برجسته آن دوران که خود يک شخصيت علمي و مردمي برجسته بود، نوشته شده است؛ همانطور که شيخ صدوق ره هم کتاب عيون اخبار الرضا عليه السلام را به پيشنهاد وي نوشت.
وی اضافه نمود: کتاب تاريخ قم قديمي ترين و معتبرترين کتابي است که در تاريخ قم و شرح اين شهر نوشته شده است. اصل عربى كتاب قمى تاكنون به دست نيامده و آنچه از اين كتاب امروزه در دست است، ترجمه اى است از 5 باب كتاب كه در حدود سال 805 يا 806 ق نوشته شده است. در سده هاى گذشته نيز تنها همين ترجمه در دسترس مؤلفان بوده است. با اين همه به استناد بعضى شواهد مى توان گفت كه متن عربى و كامل كتاب تا اواخر دوره قاجاريه موجود بوده است. به هر حال از متن عربي کتاب که شايد تا چند صد سال قبل موجود بوده اين روايت در بحار و غيره نقل شده است:
«رُوِيَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَهْلِ الرَّيِّ: أَنَّهُمْ دَخَلُوا عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَ قَالُوا نَحْنُ مِنْ أَهْلِ الرَّيِّ فَقَالَ مَرْحَباً بِإِخْوَانِنَا مِنْ أَهْلِ قُمَّ فَقَالُوا نَحْنُ مِنْ أَهْلِ الرَّيِّ فَأَعَادَ الْكَلَامَ قَالُوا ذَلِكَ مِرَاراً وَ أَجَابَهُمْ بِمِثْلِ مَا أَجَابَ بِهِ أَوَّلًا فَقَالَ إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَكَّةُ وَ إِنَّ لِلرَّسُولِ حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِينَةُ وَ إِنَّ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ حَرَماً وَ هُوَ الْكُوفَةُ وَ إِنَ لَنَا حَرَماً وَ هُوَ بَلْدَةُ قُمَ وَ سَتُدْفَنُ فِيهَا امْرَأَةٌ مِنْ أَوْلَادِي تُسَمَّى فَاطِمَةَ فَمَنْ زَارَهَا وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ قَالَ الرَّاوِي وَ كَانَ هَذَا الْكَلَامُ مِنْهُ قَبْلَ أَنْ يُولَدَ الْكَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ.»
بعد گويد از عده اي از اهل ري، يعني شهر ري کنوني، روايت شده که خدمت امام صادق عليه السلام رسيدند. بعد از مطالبي که ردّ و بدل شد، حضرت فرمودند خداوند حرمي دارد و آن مکه است و رسول خدا صلی الله عليه و آله حرمي دارد و آن مدينه است و امير المؤمنين عليه السلام حرمي دارد و آن کوفه است و ما حرمي داريم و آن شهر قم است. و به زودي بانويي از فرزندان من در آنجا دفن خواهد شد که فاطمه ناميده مي شود، هر کس او را زيارت کند بهشت بر او واجب مي شود.
راوي جريان می گويد امام صادق عليه السلام اين جريان را موقعي فرمودند که امام کاظم عليه السلام، پدر حضرت فاطمه معصومه علیها السلام هنوز به دنيا نيامده بودند.
استاد سید جعفر حجازی فرد در ادامه بیان کرد: در اين روايت روي يک نکته دست مي گذارد و آن "وجبت له الجنة" است. يعني بهشت بر زائر حضرت معصومه سلام الله علیها واجب مي شود. اين مطلب از احاديث متعدد استفاده مي شود که زيارت حضرت و اتصال معنوي به حضرت بهشت را به دنبال دارد.
وی خاطرنشان کرد: در روايت ديگري که مرحوم قاضي نور الله شوشتري در کتاب مجالس المؤمنين آورده است؛ امام صادق عليه السلام درباره شهر قم تعبیر عجیبی دارد! مي فرمايد: مقام عظيم شفاعت حضرت که موجب بهشت است و شامل تمام شيعيان مي شود در اين روايت آمده است. «تقبض فيها امرأة من ولدي اسمها فاطمة بنت موسی و تدخل بشفاعتها شيعتي الجنة باجمعهم»
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: روايت ديگري هم مرحوم صدوق در عيون اخبار الرضا عليه السلام با سند صحيح از امام رضا عليه السلام خطاب به سعد بن سعد نقل مي کند: «من زارها فله الجنة».
اين روايت را ابن قولويه هم در کامل الزيارات با همان سند تقريبا ذکر مي کند و روايت ديگري هم با سند قوي از امام جواد عليه السلام نقل مي کند: «من زار قبر عمتي بقم فله الجنة»
وی افزود: در زيارتنامه حضرت هم مي خوانيم: «يا فاطمة اشفعي لي في الجنة فإن لک عند الله شأنا من الشأن». از حضرت درخواست شفاعت در رابطه با بهشت مي کنيم. اهميت اين مطلب وقتي واضح مي شود که به آيات قرآن درباره بهشت نگاه کنيم. خداوند در قرآن، رستگاري را در رسيدن به بهشت خداوند معرفي مي فرمايد:
«كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ إِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فازَ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُور» (آلعمران: 185)
استاد سید جعفر حجازی فرد در ادامه بیان کرد: امام حسين عليه السلام در روز عرفه بعد از آن همه اشک و آه و درخواست هاي گوناگون از خداوند، با حالتي که به گفته راوي اشک مثل ناودان از چشم حضرت جاري بود، وقتي به آخر دعا مي رسند، مي فرمايند: «اسألک حاجتي التي ان اعطيتنيها لم يضرني ما منعتني و ان منعتنيها لم ينفعني ما اعطيتني». يعني خداوندا از تو حاجتي را در خواست مي کنم که اگر به من بدهي هر حاجت ديگري که برآورده نشود ضرري به من وارد نمي شود و اگر آن حاجت را برآورده نکني هر چيز ديگري عطا کني نفعي به حال من ندارد. آن چيست؟ «فکاک رقبتي من النار» اينکه انسان از عذاب خداوند رها شود. يعني بر سر دو راهي بهشت و جهنم وارد بهشت شود.
وی خاطرنشان کرد: بهشت يعني رضوان الهي يعني وصال الهي و تنعم به نعيم الهي. وقتي در روايات مي خوانيم زيارت حضرت معصومه عليها السلام موجب بهشت است، يعني همه چيز در آن هست. طبيعي است که اين خاصيتي که بر زيارت حضرت مترتب است، در واقع اثر آن اتصال روحي است که بين زائر و مزور محقق مي شود. اتصالي که به انسان کمال و رشد و تعالی معنوي مي دهد به او طهارت روحي مي دهد و او را لايق ورود به بهشت الهي مي کند.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: از این رو آنچه مهم است اين است که اين نور و معنويتي که در سايه زيارت و اتصال به دست آمد، با ظلمت گناه از بين نرود و اين طهارت با آلودگي معصيت از دست نرود.
وی افزود: در زيارت حضرت مي خوانيم: «يا فاطمة اشفعي لي في الجنة»؛ اما در فقره ديگر مي خوانيم: «اللهم اني اسألک ان تختم لي بالسعادة فلا تسلب مني ما انا فيه». مهم اين است که از انسان سلب نشود اين حالت اتصال که با زيارت و امثال آن حاصل شده است، و انسان تا آخر عمر بر آن بماند تا از ميوه اين درخت ثمر بردارد.
استاد حجازی فرد خاطرنشان کرد: يکي از دعاهاي رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم اين است: «الهي لا تسلبني صالح ما انعمت علي به ابدا». ام سلمه گويد: شب ديدم رسول خدا صلی الله عليه و آله در بستر نيستند؛ رفتم به دنبال حضرت گوشه اي از خانه حضرت را ديدم که دست بلند کرده گريه کنان مي گويد: «اللهم لا تنزع مني صالح ما اعطيتني ابدا». (تفسير قمي) ببينيد مسأله چقدر مهم است که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم به خاطر آن تضرع مي کند. اين مطلب براي اين است که ما بفهميم و در واقع این مطلب هشداري براي ما است.
وی اضافه نمود: گاهي اوقات انسان در اثر گناه از عنايت محروم مي شود. چون ايام به امام عسکري عليه السلام هم تعلق دارد، اين جريان شنيدني است: شخصي است به نام باعر که پدر او ظاهرا خادم امام حسن عسکري عليه السلام بوده است. پدرش از دنيا مي رود. باعر می گويد: مادرم به من گفت کنار قبر امام حسين عليه السلام درخواست کن، خداوند تعالی به تو روزي خادم شدن برای امام عسکري عليه السلام را عنايت کند؛ همانطور که پدرت هم اين منصب را داشت. می گويد من دعا کردم و توسل به امام حسين عليه السلام جستم. سحرگاه نيمه شعبان خادم امام عسکري عليه السلام آمد؛ بالاي سر من و از ناحيه حضرت از من دعوت کرد که محضر حضرت بروم و خدمتگزار آن حضرت باشم. به کوفه رفتم ديداري با مادر کردم و به سمت بغداد رفتم. آنجا بر عمويم مهمان شدم. مراسم عيدي در دار الروميين برقرار بود ظاهرا مراسم مسيحي ها بوده. من شرکت کردم آنجا بساط شراب پهن شد و با اصرار از من خواستند شراب بنوشم. اين کار را کردم و .... بعد از گذشت چند روز حرکت کردم به سمت سامرا. در دجله غسل کردم و لباس طاهر پوشيدم. وارد مسجدي که کنار محل اقامت امام حسن عسکري عليه السلام بود شدم و نماز خواندم. خادم حضرت وارد مسجد شد. با خوشحالي بلند شدم و به طرف او رفتم. او به سينه من زد و مرا از خود راند. قدري دينار در دست من انداخت و گفت: مولاي من فرموده که پيش او نروي. از همانجا که آمده اي برگرد! اين هم مبلغي که خرج کرده اي از کوفه تا اينجا و خرج برگشت تو تا کوفه به استثناي آن مقداري که در دار الروميين خرج کردي!! با چشم گريان برگشتم. وقتي به شهرم رسيدم و حساب کردم ديدم دقيقا تمام مبالغي که خرج سفر من شد به استثناء آن مبلغ دار الروميين به من برگردانده شده است. (الهداية الکبری)
استاد حجازی فرد افزود: گناه موجب مي شود انسان قابليت خدمتگزاري آستان اهلبيت عليهم السلام را همانند این شخص از دست بدهد. گناه، باعث مي شود که انسان خدای ناکرده مطرود شود.
وی در ادامه به مناسبت ایام وفات بي بي حضرت معصومه عليها السلام به بیان ماجرایی پرداخت که در کتاب کرامات معصوميه حجت الاسلام و المسلمين آقاي مهدي پور آورده شده است؛ ماجرایی که واقعا عبرت انگيز است. ايشان اين جريان را از آية الله شيخ عبد الحسين رضوي هشترودي که به فرموده ايشان از علماي برجسته آذربايجان (متوفاي سوم شوال 1419 قمري) است، نقل مي کند که فرمودند:
در دوران طلبگي ما، زني غير منزّه در حرم در صدد اغفال بانوي پاکدامني بوده، چون با دو دستش ضريح مطهّر حضرت معصومه سلام الله عليها را گرفته بود، هر دو دستش به ضريح مطهّر چسبيده بود و به هيچ حيله اي نتوانسته بودند دستهايش را از ضريح جدا کنند.
به محضر مقدّس آيت الله حجّت مشرّف شده، حلّ مشکل را از محضر ايشان خواسته بودند. آيت الله حجّت فرموده بودند: مقداري از تربت حضرت سيّد الشّهدا عليه السلام در آب حل کنند و روي دست هاي آن زن بد فرجام بريزند، چون تربت امام حسين عليه السلام مشکل گشاي هر درد بي درمان است. هنگامي که آب محتويِ تربت را به روي دست هاي او ريخته بودند، دست هايش از ضريح جدا شده بود. ولي چون اين زن مورد غضب حضرت معصومه سلام الله عليها قرار گرفته بود، بعد از آن حادثه عقل خود را از دست داده بود، همواره در کوچه و بازار مي گرديد و مايه عبرت ديگران بود تا روزي که زير ماشين رفت و عمر ناميمونش به سرآمد.
استاد سید جعفر حجازی فرد در کلام پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید بیان کرد: اين قضيه و امثال اين قضايا براي ما درسی است؛ درس براي ما است که بتوانيم حرمت اين بي بي را نگه داريم و ساحت آن حضرت را با گناه و ترک ادب نيازاريم. و اين جملات زيارت حضرت را از دل و جان زمزمه کنيم: «اللهم اني اسألک ان تختم لي بالسعادة فلا تسلب ما انا فيه و لا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم.»
/270/260/20/