ظهور روايات مذكور اين است كه مصحف فاطمه مشتمل بر هر امر كوچك و بزرگى و رطب و يابس و همه مخلوقات خداوند در گذشته و حال و آينده است و همه دانش هاى كتاب هاى آسمانى را در بردارد.
استاد احمد خوانساری از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «مقامات حضرت فاطمه علیها السلام در کتاب و سنت» پرداخت.
مقام اول: منزلت فاطمه عليها السّلام در قرآن
این استاد درس خارج و سطوح عالی حوزه علمیه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: مقام و منزلت فاطمه زهرا عليها السّلام در قرآن كريم، به روشنى بيان شده است. بيش از 60 آيه از قرآن شاهد بر فضيلت و مقام بلند آن حضرت است كه بر هر مكلفى ايمان و تسليم بر آنها را واجب كرده است.
وی افزود: البته غير از آيات صريحى كه آن حضرت در فضائل با ساير اهل بيت عصمت و طهارت مشترك است. پس كتاب خداوند ما را كافى است و آيا بالاتر از شهادت و گواهى خداوند شاهد و گواهى وجود دارد؟ و آيا بالاتر از نيكوداشت او وجود دارد؟ گوارا باد بر آن نفس زكيه از ذكر مدام و نيكو باد آن طريقه مستدام و بلند مرتبه باد آن مقام الهى!
مقام دوم: فاطمه عليها السّلام و حجت بودن آن حضرت بر ائمه و انبياى الهى
حجت بودن فاطمه زهرا بر همه امامان
استاد خوانساری در این قسمت از گفتگو به حجت بودن حضرت زهرا سلام الله علیها بر همه ائمه علیهم السلام پرداخت و در این زمینه خاطرنشان کرد: علت و هدف نهايى خلقت و آفرينش همه موجودات همانا عبادت و پرستش خداوند است: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ»، عبادت و پرستش خداوند تمام نمى گردد، مگر در صورت شناخت او و معرفت و شناختش كامل نمى گردد مگر به وسيله انبيا و اولياى الهى، زيرا هم ايشانند كه حجت خداوند بر مردمانند در هر زمانى و هم ايشانند كه طريق و سبيل به سوى اويند.
وی در این راستا به بیان روایتی از امام صادق علیه السلام پرداخت: هشام بن حكم از امام صادق عليه السّلام روايت مى كند حضرت در جواب زنديقى كه پرسيد: پيامبران و رسولان را از چه راه ثابت مى كنى؟ فرمودند:
چون ثابت كرديم آفريننده و صانعى داريم كه از ما و تمام مخلوقات برتر است و سزاوار نباشد كه خلقش او را ببينند يا لمس كنند و بى واسطه با يكديگر برخورد و صحبت كنند ثابت شد كه براى او سفيرانى در ميان خلقش باشند كه خواست او را براى بندگانش بيان كنند و آنها را به مصالح و منافعشان و موجبات تباه و فسادشان رهبرى نمايند، پس وجود امر و نهى كنندگان از طرف خداى حكيم دانا در ميان خلقش ثابت گشت و ايشان همان پيامبران و برگزيدگان خلق اويند؛ حكيمانى هستند كه به حكمت تربيت شده و به حكمت برانگيخته گشته اند با آنكه در خلقت و اندام با مردم مساوى اند اما در احوال و اخلاق با مردم فرق دارند، از جانب خداوند حكيم دانا به حكمت و دانايى مؤيد باشند. سپس آمدن پيامبران در هر عصر و زمانى به سبب دلايل و براهينى كه آوردند ثابت شود تا زمين خدا از حجتى كه بر صدق گفتار و جواز عدالتش نشانه اى داشته باشد خالى نماند.
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: بنابراين، حجت يعنى دليل و نشانه به سوى خداوند كه با آن، مردم را از نافرمانى اش دور و هدايتشان مى كند پس حجيت الهى مقامى است كه از راه علوم لدنى الهى با مردم ارتباط پيدا مى كند.
وی افزود: اهل بيت عليهم السّلام حجت خداوند بر مردم هستند و مادرشان فاطمه زهرا عليها السّلام حجت خداوند بر ايشان است و روايت امام عسكرى عليه السّلام به اين مطلب تصريح مى كند آنجا كه مى فرمايد: «ما حجت خداوند بر خلق هستيم و فاطمه حجت بر ماست.»
استاد خوانساری خاطرنشان کرد: شاهد بر اين مطلب، رواياتى است كه در مورد مصادر و اساس علوم ائمه مانند جعفر و صحيفه و جامعه آمده است و مصحف فاطمه را از آن جمله برشمرده است. مدلول روايات آن است كه مصحف فاطمه واسطه علمى بين ائمه و خداوند تبارك و تعالى در علم محفوظ است و در آن، همه وقايع تا روز قيامت آمده است، در نتيجه فاطمه زهرا عليها السّلام با اين منبع فراگير علوم بر ائمه اطهار حجت است؛ همان گونه كه پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم به واسطه قرآن كريم حجت بر ائمه عليهم السّلام است.
وی در ادامه بیان کرد: البته واسطه بودن فاطمه زهرا بوسيله مصحف مذكور فقط از باب نقش، خط و وجود مكتوب آن نیست، زيرا وجود مكتوب مصحف فاطمه وجود تنزّلى و تنزيلى آن حقايقى است كه به قلب مطهر صديقه كبرى القا شده است پس وساطت آن حضرت به لحاظ ارتباط وى با عالم انوار است.
استاد خوانساری خاطرنشان کرد: در تفسير فرات كوفى از امام صادق عليه السّلام نقل شده است كه آن حضرت در تفسير سوره قدر فرمودند: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْر» شب، فاطمه است و قدر خداوند است، پس هر كس فاطمه را واقعا شناخت، شب قدر را درك كرده است و همانا فاطمه، فاطمه ناميده شد، زيرا مردم از درك و شناخت او عاجزند و اين آيات: «وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ* لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» يعنى فاطمه زهرا، از هزار مؤمن با فضيلت تر است و هم اوست كه مادر مؤمنين است: «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها.» «مراد از ملائكه مؤمنينى هستند كه علم آل محمد را ملكه خود قرار مىدهند و مراد از روح القدس همانا فاطمه زهرا است. «بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ* سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ» يعنى تا موقعى كه قائم قيام كند».
«فرات قال حدثنا محمد بن القاسم بن عبيد معنعنا عن أبي عبد الله أنه قال «إنا أنزلناه في ليلة القدر» الليلة فاطمة و القدر الله فمن عرف فاطمة حق معرفتها فقد أدرك ليلة القدر و إنما سميت فاطمة لأن الخلق فطموا عن معرفتها أو من معرفتها الشك [من أبي القاسم] و قوله «و ما أدراك ما ليلة القدر ليلة القدر خير من ألف شهر» يعني خير من ألف مؤمن و هي أم المؤمنين «تنزل الملائكة و الروح فيها» و الملائكة المؤمنون الذين يملكون علم آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم و الروح القدس هي فاطمة علیها السلام «بإذن ربهم من كل أمر سلام هي حتى مطلع الفجر» يعني حتى يخرج القائم عج» (كوفى، فرات بن ابراهيم، تفسير فرات الكوفي - تهران، چاپ: اول، 1410 ق؛ ص581)
این استاد درس خارج حوزه اضافه نمود: پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم هم مانند فاطمه زهرا سلام الله علیها واسطه علمى وصول قرآن به ائمه اطهار علیهم السلام است در روايتى صحيح از زراره نقل شد كه گفت از امام باقر علیه السلام شنيدم:
اگر علم ما افزايش پيدا نكند نابود مىشود و از بين مى رود.
عرض كردم: آيا به علم شما چيزى زياد مى شود كه پيغمبر آن را نمى دانست؟ فرمود: «هرگاه بناى افزايش علم باشد، اول آن را به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عرضه مى كنند؛ سپس به امامان تا به ما برسد».
استاد خوانساری خاطرنشان کرد: در روايت ديگرى امام صادق مى فرمايد: هيچ مقدارى از علم از نزد خداوند عزّ و جل خارج نمى شود، مگر اين كه ابتدا بر رسول خدا وارد شود؛ سپس به امير مؤمنان آن گاه به امامان ديگر يكى پس از ديگرى تا اين كه امام آخر از امام اول داناتر نباشد (يعنى علم همه مساوى است).
وی افزود: بنابراين، واسطه بودن پيامبر اكرم فقط در انتقال وجود مكتوب قرآن به ساير ائمه نبوده است بلكه آن حضرت واسطه انتقال حقايق نورانى قرآن به ارواح مقدس ائمه علیهم السلام است پس القا و قبول يك حقيقت نورى و ملكوتى است. اين آيت قرآنى به همين مطلب اشاره مى كند: « إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ* فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ.»
وی افزود: امام صادق در روايت ديگرى در مورد مصدر علوم الهى ائمه مى فرمايد: فاطمه بعد از رسول خدا هفتاد و پنج روز در دنيا زيست و از فراق پدر بسيار اندوهناك بود، جبرئيل او را در مرگ پدر تسليت مى داد و خوشدل مى ساخت و از احوال و مقام پدرش خبر مى داد و سرگذشت فرزندانش را پس از او مى گفت و على عليه السّلام اينها را مى نوشت و آن نوشته ها مصحف فاطمه است.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در روايت ديگرى امام عليه السّلام اين مصدر عظيم علوم الهى را از منظرى ديگر نمايان مى سازد و مى فرمايد: مصحف فاطمه كتابى است كه قرآن نيست و در آن، هر آن چه كه مردم به ما نياز دارند، موجود است و ما [با وجود آن كتاب] به هيچ كسى احتياج نداريم [از نظر علمى] حتى در آن كتاب حكم جلده و جريمه خراش نيز هست.
وی افزود:در روايت ديگرى امام عليه السلام جنبه ديگرى از اين مصدر الهى را نمايان مى سازد و مى فرمايد: «مصحف فاطمه در نزد ماست و مردم چه مىدانند كه مصحف فاطمه چيست» راوى مىگويد پرسيدم: مصحف فاطمه چيست؟ امام فرمود: «كتابى است به اندازه سه برابر قرآن و به خداوند سوگند كه حتى يك حرف از قرآن هم در آن موجود نيست».
استاد خوانساری خاطرنشان کرد: اينكه امام عليه السلام فرمودند حتى يك حرف از قرآن در آن مصحف نيست، مراد حضرت اين نيست كه قرآن كريم خالى از علومى است كه در مصحف فاطميه است، زيرا قرآن تبيان همه چيز است؛ بلكه مراد اين است كه الفاظ، آيات و كلمات قرآن در مصحف به كار برده نشده است، چون علوم فاطمه زهرا سلام الله علیها در مصحف فاطمى از جانب جبرئيل امين نازل شده است و بيان خواهد شد كه فاطمه زهرا، مطهره است و به كُنه قرآن كه در كتاب مكنون و هم چنين به لوح محفوظ كه در آن همه امور از آشكار و نهان و رطب و يابس همه و همه دسترسى دارد. پس در واقع علوم فاطمه زهرا علم به حقيقت علوى و ملكوتى قرآن است نه چيزى خارج و بيش از آن.
وی اضفه نمود: شاهد بر اين مطلب روايتى است كه طبرى در كتاب دلائل الامامه از ابى بصير نقل مى كند كه گفت: «از امام ابا جعفر محمد بن على عليه السلام در مورد مصحف فاطمه پرسيدم حضرت فرمودند: مصحف فاطمه كتابى است كه بعد از فوت رسول خدا بر فاطمه نازل شد.
- آيا در آن از قرآن هم آمده است؟
- خير؛ در آن چيزى از قرآن نيست.
- آن را براى من توصيف كن و بشناسان.
- آن مصحف دو جلد دارد و از ياقوت كبود است كه طول و عرض ورق آن، قرمز است.
- فدايت شوم ورق و كاغذ آن را براى من توصيف كن.
- كاغذ آن از درّى سفيد است كه هرچه بخواهى همان شود.
- فدايت شوم در آن مصحف چيست؟ و مطالب آنچه است؟
- همه اخبار و حوادث تا روز قيامت در آن است و هم چنين اخبار آسمان ها و آنچه در آن است و تعداد فرشتگان و ديگران و همچنين تعداد مخلوقات خداوند از پيامبران و غير آنها و اسامى همه پيامبران و اسامى همه كسانى كه پيامبران را تكذيب و يا دعوت آنها را اجابت كردند. اسامى همه مردم از مؤمنان و كافران از پيشينيان و پسينيان و نام همه شهرهاى شرق و غرب عالم و اوصاف همه آنها و تعداد مؤمنان و كافران هر شهرى و مشخصات و اوصاف تكذيب كنندگان و اوصاف قرون اوليه و داستان هاى آنها و هر كس از سركشان و طاغوت هايى كه حكومت كرده اند و مدت زمامدارى و تعداد آنها و اسامى پيشوايان و اوصاف آنها و همه زمامداران و بزرگان آنها و هر كسى كه در طول ادوار تاريخ زندگى كرده است.
- فدايت شوم ادوار تاريخ چند سال است؟- پنجاه هزار سال كه در هفت دوره است. در آن مصحف، اسامى همه خلق خدا و اجل آنها و نيز صفت بهشتيان و تعدادشان و تعداد داخل شوندگان آتش و اسامى همه آنها آمده است. هم چنين علم قرآن، چنان كه نازل شده است و علم تورات چنانكه نازل شده است و علم انجيل چنان كه نازل شده است و علم زبور و تعداد هر درخت و كلوخى در همه سرزمين ها در آن وجود دارد.
امام باقر عليه السلام فرمود: و چون خداوند اراده كرد، جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل بر او (حضرت زهرا) نازل فرمود تا آن مصحف را براى آن حضرت حمل كردند و به وسيله آن ملائكه كتاب را بر او نازل فرمود و اين واقعه در يك سوم آخر بعد از نيمه شب جمعه اتفاق افتاد پس هبوط كرد با مصحف مذكور درحالىكه او (فاطمه زهرا) ايستاده مشغول نماز بود، آنها (ميكائيل و جبرئيل و اسرافيل) ايستاده بودند (به احترام حضرت) تا او نشست و بعد از فراغ از نماز بر او سلام كردند و گفتند: خداوند به تو سلام مىرساند و بعد مصحف را در اتاقش قرار دادند.
فاطمه فرمود: همه سلام ها و ايمنى ها براى اوست و از اوست و به سوى اوست و بر شما اى فرستادگان خداوند سلام باد.
سپس آن سه فرشته به سوى آسمان عروج كردند، پس حضرت فاطمه، آن مصحف را بعد از نماز صبح تا موقع ظهر قرائت فرمود تا به آخر خواند و اطاعت از او بر جميع مخلوقات خداوند از جن و انس و پرندگان و وحوش و پيامبران و فرشتگان واجب است.
- فدايت شوم آن مصحف بعد از زمان فاطمه زهرا عليها السلام چه شد؟ و در دست كه افتاد؟
- آن را به امير المؤمنين سپرد و بعد از او به امام حسن و سپس امام حسين رسيد و بعد از او در نزد اهلش است تا به دست صاحب الامر خواهد رسيد.
- اين علم بسيار عظيم و كثيرى است؟
- اى ابا محمد آنچه برايت توصيف كردم در دو ورق اول آن كتاب است و حتى يك حرف بيش از آن نزدم. (يعنى همه آنچه ذكر شد فقط در دو ورق از كل كتاب است).
استاد احمد خوانساری خاطرنشان کرد: البته آنچه بايد به آن توجه كرد اين است كه اختلاف بيان روايات در مورد كيفيت مصحف مذكور يا به تعداد صفحات آن برمى گردد يا اوصاف آن و يا وجوه ديگرى که به تدریج پس از بیان مطالب روشن خواهد گشت.
وی اضافه نمود: به طور مسلّم، ظهور روايات مذكور اين است كه مصحف فاطمه مشتمل بر هر امر كوچك و بزرگى و رطب و يابس و همه مخلوقات خداوند در گذشته و حال و آينده است و همه دانش هاى كتاب هاى آسمانى را در بردارد. و از آنجا كه آن حضرت از همه زشتى ها و پليدى ها پاك و منزه است. از این رو همه حقايق ملكوتى قرآن را درك و لمس كرده است: «لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ»؛ حقايقى را كه در كتاب و لوح محفوظ كه «تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ» است «وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ» است و كتاب مبين يعنى همه اسرار پنهانى آسمان و زمين در آن است و هرچه در خشكى و دريا و هر تر و خشكى در آن است.
وی افزود: پس مضمون روايت مذكور دلالت مى كند بر اين آيات علاوه بر اينكه قرآن مهيمن بقيه كتب آسمانى است؛ از این رو معارف قرآن همه معارف ساير كتاب هاى آسمانى را در بر مى گيرد، پس كسى كه حقيقت ملكوتى قرآن را درك كند، همه حقايق كتاب هاى آسمانى را هم درك كرده است.
استاد احمد خوانساری خاطرنشان کرد: در روايتى ديگر امام صادق فرمودند: «مصحف فاطمه ظاهر خواهد گشت و در آن وصيت فاطمه است.»
وی اضافه نمود: از مجموع اين روايات چنين مى توان نتيجه گرفت كه مصحف فاطمه در يك رشته خاص علمى نيست؛ بلكه همه علوم و معارف را در بر مى گيرد كه ائمه به بعضى از آنها اشاره داشته اند، مانند همه حوادث و رخدادها تا روز قيامت و به طريق اولى احكام تكليفى مثل ارش خدشه.
/270/260/20/