استاد انزابی مطرح کرد؛

پیرامون جسارت یکی از حوزویان به مقام عظمای ولایت حفظه الله

با توجه به جسارتی که از سوی برخی از حوزویان نسبت به ساحت مقام معظم رهبری حفظه الله انجام شده است، استاد مصطفی انزابی از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.

 

این استاد سطوح عالی در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: بحث انحراف خواص از موضوعاتی نیست که تنها در سال های اخیر با آن مواجه بوده باشیم بلکه تاریخچه آن را از زمان خلقت حضرت آدم علیه السلام هم می توان دنبال کرد. امتناع از اطاعت فرمان خدا توسط ابلیس و سجده نکردن بر آدم و ماجرای قابیل از مصداق های نخستین این انحراف بوده است.

 

وی افزود: حسب روایات ریشه همه گناهان به تکبر و حسادت منجر می شود؛ آنچنان که همین تکبر بوده است که شیطان را که عالمی عابد بود، به نافرمانی کشاند و حسد بوده است که دستان قابیل را به خون هابیل آغشته نمود و این انحراف از مسیر حق امیر مؤمنان علیه السلام را نمی تواند در منصب واقعی خود ببیند و او را وادار به خانه نشینی می کند.

 

استاد انزابی خاطرنشان کرد: این انحراف که در طول تاریخ وجود داشته است، در تاریخ اسلام هم به چشم می خورد؛ انحراف خواص و اینکه گاهی پایشان را از گلیمشان درازتر کنند، تازگی ندارد در ماه های اخیر با برخی از این موارد مواجه شده ایم.

 

وی بعد از بیان کبر و حسد به عنوان دو عامل تأثیرگذار در زمینه انحراف خواص، اضافه نمود: عامل عوام گرایی هم در این میان مورد قابل توجه است.

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: باید بدانیم که شیطان عالمانه کبر می ورزید و باید بدانیم که از این دسته از خواص در تاریخ بودند و هستند و تازگی ندارد.

 

وی در همین راستا به کلامی حکیمانه از مقام عظمای ولایت آیت الله خامنه ای حفظه الله اشاره نمود: «خیال نکنید که اگر چهار نفر آدمی که سابقه انقلابی دارد، از کاروان انقلاب کنار رفتند، پس انقلاب غریب مانده است؛ این انقلاب تا آخر هست و به مهدویت وصل خواهد شد و هر کس پیاده شود باخته است.»

 

استاد مصطفی انزابی از اساتید حوزه علمیه قم در ادامه گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: ما با اشخاص کار نداریم؛ اما باید از این افراد عبرت بگیریم. عبرت از عبور است. از این مصداق ها باید عبور کنیم و در جستجوی ماهیت و علت باشیم و مراقب بود تا این بلاها بر سرِ خودمان نازل نشود.

 

وی افزود: ما بیمه نیستیم و البته اختیار دست خودمان است؛ اما کسی ضمانت نکرده است که تا آخر راه باقی بمانیم؛ مگر آنکه عوامل انحراف را بشناسیم و از خود دور نگاه داریم؛ تکبرهای درونی را باید از خود دور کرد. این تکبرها معمولا به سراغ اهل علم می آیند. چند کلاس درس خوانده است، فکر می کند صاحب نظر است.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم اضافه نمود: در طول تاریخ انقلاب از این موارد زیاد اتفاق افتاده است، چه بسیار از اهل علم که به حساب عالم بودن، با خود می گفتند که «من هم باید حرف بزنم!» و به این ترتیب با نظرات بزرگان و مقام عظمای ولایت مخالفت می کردند تا ابراز وجودی کنند! تکبری علمی در آنها بود و در برخی حسادت به منزلت و مقام بوده است؛ در صورتی که مقام های معنوی اصلا همانند مقام دنیوی نیست.

 

وی در ادامه به ماجرای جناب علی بن جعفر الصادق علیه السلام اشاره نمود؛ شيخ كلينى رضوان الله علیه از محمّد بن حسن بن عماد روايت می كند كه گفت:

«من در حضور على بن جعفر (عموى امام رضا عليه السّلام) در مدينه نشسته بودم، دو سال بود كه در مسجد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم، نزد او می ‏رفتم و احاديثى را كه از برادرش امام كاظم عليه السّلام شنيده بود، مى ‏فرمود و من مى ‏نوشتم، (و شاگرد او بودم) در اين هنگام ناگاه ديدم ابو جعفر (حضرت جواد عليه السّلام در سنين كودكى) در مسجد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بر او وارد شد، على بن جعفر [با آن سنّ و سال‏] تا حضرت جواد عليه السّلام را ديد، شتابان برخاست با پاى برهنه و بدون رداء، به سوى حضرت جواد عليه السّلام رفت و دست او را بوسيد، و احترام شايان به او نمود، حضرت جواد عليه السّلام به او فرمود: «اى عمو بنشين، خدا تو را رحمت كند».

على بن جعفر گفت: «اى آقاى من، چگونه بنشينم، با اينكه تو ايستاده‏ اى؟».

هنگامى كه على بن جعفر علیه السلام به مجلس درس خود بازگشت، اصحاب و شاگردانش، او را سرزنش كردند و به او گفتند: «تو عموى پدر او (حضرت جواد عليه السّلام) هستى، در عين حال اين گونه در برابر او كوچكى می ‏كنى (و دستش را می ‏بوسى) و ...؟».على بن جعفر گفت: ساكت باشيد، آنگاه ريش خود را به دست گرفت و گفت: «اگر خداوند اين ريش سفيد را شايسته (امامت) ندانست، و اين كودك را شايسته دانست و به او چنان مقامى داد، من فضيلت او را انكار كنم؟ پناه به خدا از سخن شما، من بنده او هستم» (اصول كافى، ج 1، ص 322)

 

استاد مصطفی انزابی در ادامه بیان کرد: این رفتار علی بن جعفر علیه السلام برای ما آموزنده است که هر چقدر انسان به مقام های علمی می رسد نباید تکبر علمی و عملی در او روی دهد.

 

وی افزود: نکته دیگر بحث عوام گرایی و عوام زدگی است که در این مسأله خیلی مشهود بود، هم چنان که در قضیه آیت الله منتظری هم همین بود. در دوران انقلاب از این اتفاق ها بسیار افتاده است. عوام زدگی و تحت تأثیر اطرافیان بودن سابقه فراوان دارد و دشمن هم واقعا در این زمینه کار می کند. نمونه هایی در این باره هست و نیاز هم نیست تا از آنها اسم ببریم.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: کلّ حرفم تذکر به خودم و امثال ما است که بزرگانی بوده اند که ریزش کرده اند. باید مراقب خودمان باشیم که اگر 10 سال بعد یا 30 سال بعد که به جایگاه قابل توجهی برسیم، این امر باعث نشود که انسان از خط ولایت و خط اصیل امامت و ولایت فقیه منحرف شود.

 

استاد مصطفی انزابی در بخش دیگری از گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به بیان برخی از ویژگی های بارز مقام عظمای ولایت دامت برکاته پرداخت.

 

وی در ادامه بیان کرد: مقام معظم رهبری حفظه الله دارای شخصیتی با ویژگی هایی جامع، از جمله در زمینه های اخلاقی، درایتی و مدیریتی است؛ اما نکته ای طلایی وجود دارد، شاید کسانی باشند که بیشتر از مقام معظم رهبری فعالیت های علمی داشته باشند، اما مقام معظم رهبری بصیرت و خلوص ویژه ای دارند.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم افزود: علما رهروان اهل بیت علیهم السلام هستند. از شاخصه های امامت بحث خلوص و عبودیتشان است. در بحث های عرفانی هم این بحث وجود دارد که وقتی به مقام فناء فی الله می رسند، در راستای این آیه شریفه می شوند که «ما ینطق عن الهوی» اولیاء الله از خودشان حرفی نمی زنند. در پایین تر از ائمه علیهم السلام که بزرگان و مراجع تقلیدمان هستند و به خصوص مقام معظم رهبری حسب درجات خلوص و بندگی شان دارای بصیرت و حکمت می گردند.

 

وی اضافه نمود: در روایتی است که از امام معصوم علیه السلام می پرسند: شما از کجا به این درک می رسید که به مقام امامت رسیده اید؟ می فرمایند: یک خضوع و تذلل خاصی در برابر باری تعالی در وجود ما ایجاد می شود.

 

استاد مصطفی انزابی خاطرنشان کرد: به این واسطه اهل بیت علیهم السلام عبد محض در پیشگاه خداوند متعال می شوند و توفیقات به خاطر خلوص است که به عبد اعطا می شود. خلوص و خضوع مقام معظم رهبری حفظه الله قابل وصف نیست. در برابر مردم هم خفض جناح وجود دارد و با تواضع با آنها برخورد می کند. اما آن اخلاص در برابر خداوند متعال، خود، شاخصه ای است که سایر توفیقات را در پی دارد.

 

وی افزود: در کافی در باب حجت روایتی جالب به این مضمون است که اگر خداوند سبحان موقعیتی معنوی برای کسی مقدر سازد، علمش را هم به او می دهد. روایتی عجیب است. انسان گمان می کند که ابتدا باید درس سیاستی بخواند، اما اخلاص باعث می شود که این عنایت از خداوند متعال به آن فرد داده شود. بعد از رسیدن به مقامِ رهبری، آن بصیرت، آن حکمت و آن عنایت های الهی که راه را نشان می دهد و هدایت های الهی نصیب ایشان می شود، فوق العاده است.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه افزود: بصیرت، اقتدار و حکمتی که در مقام معظم رهبری حفظه الله است، به خاطر اخلاص ایشان است که موجب شده است تا مورد عنایت الهی قرار بگیرند. حال اگر کسی به این عنایت و موهبت بخواهد تا حسد بورزد، این امر موجب انحراف می گردد.

 

استاد مصطفی انزابی در ادامه گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: برخی این بحث را به میان می کشانند که «ولیّ فقیه که معصوم نیست» این بحث از زمان خودِ حضرت امام رضوان الله تعالی علیه هم بوده است و البته مظلومیت و حملات به حضرت آقا بیشتر هم هست.

 

وی اضافه نمود: این مطلب واضحی است که ولیّ فقیه دارای عصمت کبری نیست؛ اما درجات بعد از مرحله عصمت را می توان بحث نمود؛ از جمله «عدالت»؛ عدالت یک امر تشکیکی است که از عدالت یک امام جماعت آغاز می شود و تا عدالت ولیّ فقیه قابل بحث است.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: وقتی حرف از عدالت ولی فقیه می شود، یعنی بحث از کمترین حدّ خطا و اشتباه چه در مسائل فردی و چه در مسائل اجتماعی و حکومتی است. اگر عدالت های فردی را کنار بگذاریم، باید بگوییم در مورد عدالت های اجتماعی ولی فقیه، فقهای مهذّب مجلس خبرگان مراقب تخطّی مقام رهبری هستند.

 

وی افزود: مقام معظم رهبری هم ادعای عصمت ندارند؛ گاه مشکلاتی پیش می آید؛ نکته در این است که همه خطاهای جامعه بر عهده ولیّ فقیه نیست؛ این نکته بحث های مفصّل کلامی و اجتماعی دارد؛ چرا که موضوع اختیار انسان ها و اراده الهی در میان است؛ جمهوریت برای نظام اسلامی ایران مهم است و موضوعیت دارد.

 

استاد انزابی در ادامه به نکته دیگری اشاره نمود: بحث اختلاف سلیقه پیش می آید؛ یک عالمی نظر می دهد که بر اساس سلیقه من اگر فلان کار اینگونه بود، بهتر بود؛ اما باید توجه داشت که ولیّ فقیه در بالا نشسته است و اطلاعات او مسلّما بیشتر از دیگران است و کلیات بحث را می بیند و تصمیم می گیرد. و این امر به صورتی است که اگر همین اطلاعات جامع را همان عالم هم می داشت، به راحتی قانع می گردید؛ اما مشکل در کمی اطلاعات او بوده است.

 

وی خاطرنشان کرد: موضوع دیگری که به میان می آید، بحث آزادی بیان در نظام اسلامی ایران است که اگر کسی بخواهد آزادانه بیان خود را داشته باشد، آیا حدود و ثغوری می توان برای او فرض نمود؟ انتقاد، اصول و آدابی دارد؛ می گویند اگر در بحث علمی هم اشکال می کنید، شاید استاد بگوید: اصل مطلب را بفهم، بعدا ببینیم به کجایش اشکال می کنی.

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: آزادی بیان مطلبی است؛ اما تحمیل عقیده و شبهه افکنی بحث دیگری است؛ در کتاب غریب و مظلوم، یعنی کتاب نهج البلاغه خطبه ای ناقص وجود دارد که البته خوب است خطبه کامل آن پیدا شود و بیشتر روی آن مداقّه صورت گیرد. از حضرت امیر صلوات الله علیه سؤال می شود و حضرت پاسخ می دهند؛ بعضی مواقع می شود که حضرت علیه السلام آن طرف را توبیخ می کنند و اجازه نمی دهند که او شبهه افکنی کند، این امر خود، یک نکته مهمی است. در خطبه نوزدهم، حضرت امیر علیه السلام، اشعث بن غیث را به خاطر اظهار نظرش توبیخ می کنند و می فرمایند:

«چه تو را دانا گردانيد (به اينكه) چه بر ضرر و چه بر نفع من است؟ لعنت خدا و لعنت و نفرين لعنت كنندگان بر تو باد اى جولا پسر جولا و اى منافق پسر كافر.»

 

استاد مصطفی انزابی خاطرنشان کرد: این برخورد خاصی است از برخورد با منافق، اما انتقادها توسط ما سوای منافقین باید نسبت به آزادی بیان و آزادی انتقاد، مدیریتی صورت بگیرد که نسبت به ارکان نظام آسیب رسانده نشود و مردم را منحرف نکند و شبهه افکنی برای عوام نباید صورت بگیرد.

 

وی افزود: از نظر بحث سیاستی و حکومتی هم هر حکومتی باید از سیستم حکومتی خود حفاظت کند. آزادی بیان مطلق نه در هیچ جایی معقول است و نه در هیچ جا به آن اجازه می دهند. بیان یک عقیده و بیان یک سلیقه نباید نظم اجتماعی را بهم بزند و نباید از این حیث ارکان نظام اسلامی مورد خدشه واقع شود. مثلا یک نفر بیاید در محضر امیر علیه السلام بلند شود به گونه ای عصمت و اقتدار حکومتی حضرت امیر سلام الله علیه را زیرِ سؤال ببرد. وقتی کسی می خواهد رکن اصلی جامعه را متزلزل کند، چگونه باید با او برخورد شود، عقل در اینجا حکم به این می کند که مدیریت بشود. به اندازه ای که از خط خارج نشود، حق ابراز نظر داشته باشد.

/270/260/20/

 

 

 

چ, 10/17/1399 - 11:10