آگاه بودن آن حضرت از خواستههاى خداوند و رضايت و غضب او وجود علم لدنّى نزد ايشان را تقويت مىكند، زيرا بين چنين علمى و آگاهى بر همه جزئيات به دقايق و اسرارش ملازمه وجود دارد و چنين علمى مخصوص اولياى الهى و حجتهاى مقرّب او مىباشد كه بارزترين نمونههاى آن فاطمه زهرا عليها السلام است.
استاد احمد خوانساری در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، در مورد موضوع خشنودی و غضب حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بیان داشت: از شيعه و سنى نقل گرديده كه رضايت فاطمه عليها السلام موجب رضايت خداوند و غضب آن حضرت موجب غضب خداوند است.
وی افزود: از كتاب مناقب روايت شده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود: «يا فاطمة إنّ اللّه ليغضب لغضبك و يرضى لرضاك». رک: عوالم العالم ص116«اى فاطمه خداوند از غضب و ناراحتى تو غضبناك و از خشنودى تو خشنود مىگردد» و از كتاب كشف الغمّة از امام حسين از پدرش از نبى اكرم روايت گرديده: «يا فاطمة إنّ اللّه ليغضب لغضبك و يرضى لرضاك».
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: اهل سنت هم از راههاى گوناگونى اين روايت را نقل كردهاند مانند طريق محب الدين طبرى از امير مؤمنان از رسول خدا نقل مىكند كه حضرت فرمود: «يا فاطمة إنّ اللّه عز و جل يغضب لغضبك و يرضى لرضاك». ذخائر العقبی:39
وی اضافه کرد: اين حديث شريف از جمله احاديثى است كه (علاوه بر آيه تطهير) در مورد اثبات مقام عصمت آن حضرت استفاده مىگردد. بنابراين، حديث شريف غضب و رضايت فاطمه عليها السلام دلالت مىكند بر رضايت و غضب خداوند؛ به عبارت ديگر، غضب و رضايت فاطمه فرع بر رضايت و غضب الهى است و بنابراين به دليل إنّى (از علت به معلول پىبردن) عصمت آن حضرت روشن مىگردد. زيرا رضايت و غضب انسان، رضايت و غضب الهى نمىگردد مگر در صورتى كه اين شخص معصوم و برى از هرعيبى باشد و همه زشتىها و پليدىها از او محال باشد تا رضايت و غضب او در حدّ رضايت و غضب الهى باشد و نايل شدن فاطمه زهرا به چنين مقامى بهترين دليل بر عصمت و طهارت و به طريق اولى حجّيت آن حضرت است.
استاد خوانساری اظهار داشت: همانطوركه اين حديث شريف دلالت بر پذيرش ولايت آن حضرت و وجوب اطاعتش بر همه مخلوقات دارد تا رضايت و خشنودى او حاصل گردد كه اگر چنين شود رضايت الهى نيز حاصل مىگردد و غضب الهى دور مىگردد كه اين مقام رفيع فقط براى كسى بهدست مىآيد كه به مقام حجيت و پاكى از همه پليدىها و زشتىها رسيده باشد.
وی افزود: استدلال ديگرى كه مىتوان در اين مقام بيان داشت اين است كه تعبير پيامبر اكرم در مورد فاطمه زهرا عليها السلام اشاره به واقعيت و ماهيت حجّيت در عقل عملى دارد كه بالاتر از عقل نظرى است كه در اشكال اربعه منطقى و يا اصول فقه در مورد آن بحث مىشود. سرّ مطلب هم اين است كه حجيت در عقل عملى مستلزم حجيت در عقل نظرى نيز هست اما عكس اين صادق نيست (حجيت در عقل نظرى مستلزم حجيت در عقل عملى نيست) و اين مقام حجيت و عصمت علمى و عملى حضرت فاطمه زهرا را ثابت مىنمايد.
این استاد حوزه علمیه قم در بيان استدلال این مسأله خاطرنشان کرد: بهطور كلى خاصيت حجيت نظرى با ماهيت حجيت در حكمت عملى تفاوت دارد. در علم منطق برهانها و قياسهايى ذكر شده كه اشاره به عقل عملى دارد؛ همانطوركه در علم اصول فقه نيز روشن گشته است كه حجيت ماهيت كاشفه و حاكيه و موصله (طريق به واقع) مىباشد اما حجيت عمليه داراى يك خصوصيت و هويّت جداگانهاى مىباشد كه لازمه آن عمل شخص است البته منظور تنها عمل جوارحى نمىباشد بلكه عمل جوانحى و قلبى را نيز شامل مىشود كه عبارت است از حجيت عمليهاى كه با صفات عملى در نفس ارتباط دارد بلكه حجيتى است كه فوق صفات عمليه و مربوط به قلب نيز مىشود مانند حبّ، بغض، رضايت، غضب، تولّى و تبرّى پس خاصيت حجيت عمليه ارتباطى با جانب فعل و عمل در راستاى قلب مىباشد كه بالاترين درجه ادراكات بسيط آدمى مىباشد. بههمينجهت است كه در مورد حجيت عمليه تعابيرى بكار برده شده است كه در مورد حجيت نظريه نيامده است مانند نور و يقين و بيان و غيره.
وی افزود: البته مراتب حجيت عمليه تفاوت دارد؛ مثلا پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم در مورد امير مؤمنان علیه السلام مىفرمايد: «علىّ مع الحقّ و الحقّ مع علىّ» يعنى «على با حق و حق همراه على است» و يا در مورد فاطمه زهرا مىفرمايد: «إنّ اللّه يرضى لرضا فاطمة و يغضب لغضبها» يعنى «خداوند با خشنودى فاطمه رضايتمند و با غضب او غضبناك مىگردد» يا اينكه در قرآن كريم تعبير شده است: «كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ» یوسف :24 «اينچنين كرديم تا بدى و فحشا را از او دور سازيم چرا كه او از بندگان مخلص ما بود» و همچنين آيه: «وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ» «همه انسانها را فريب خواهم داد مگر بندگان مخلص تو را» و يا « إِنَّهُ كانَ مُخْلَصاً وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا» كه تعبير به مخلص همان حجيت را مىرساند.
استاد خوانساری اظهار داشت: البته این مطالب در مورد حجيت عملى نه حجيت نظري است. همچنانكه عناوينى مانند تطهير و اصطفاء كه به عنوان صفات الهى آمدهاند اشارت به همين معنا دارد. مانند: «إنّهم عندنا من المصطفين الأخيار» و يا آيه شريفه: « إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً » و همچنين عنوان مقرّب در سوره واقعه:« وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ» كه همان حجيت عملى است و اگرچه عمل و فعل مىباشد اما عمل و فعلى است از صميم قلب و از عمل انسان برمی خیزد.
وی اضافه کرد: در نتيجه، حجيت عملى همان حجيت نظرى است كه به زيور عمل آراسته شده باشد و در مرتبهاى بالاتر از حجیت نظرى ايستاده است، زيرا حجيت و عصمت نظرى اگرچه ما را از خطاى فكرى در امن و امان نگه مىدارد اما چهبسا در سلوك عملى خطاكار باشيم و در حالىكه حجيت عملى تقواى نظرى و مصونيت از خطاى فكرى است علاوه بر اين در مقام عمل و تطبيق كردارى هم در امان و مصون از خطاست از اينجاست كه از جهت دورى از اشتباهات در مقامى بالاتر از حجيت نظرى قرار دارد.
این استاد حوزه علمیه قم در انتهای سخنانش بیان داشت: نتيجه كلام آنكه رضايت و غضبى كه پيامبر اكرم به آنها اشارت دارد ناگزير بايد تابعى از اراده خداى تبارك و تعالى باشد و رضايت و غضب حضرت فاطمه به دنباله غضب و رضاى الهى است نه اينكه بگوييم ما از رضايت و غضب آن حضرت غضب و رضايت خداوند را كشف مىكنيم زيرا رضايت و غضب الهى متبوع اصلى است و از اينجاست كه مىتوان استدلال كرد كه آگاه بودن آن حضرت از خواستههاى خداوند و رضايت و غضب او وجود علم لدنّى نزد ايشان را تقويت مىكند، زيرا بين چنين علمى و آگاهى بر همه جزئيات به دقايق و اسرارش ملازمه وجود دارد و چنين علمى مخصوص اولياى الهى و حجتهاى مقرّب او مىباشد كه بارزترين نمونههاى آن فاطمه زهرا عليها السلام است.
/260/260/21/