اسوه قرار دادن یعنی تنظیم زندگی بر اساس سبک زندگی آنها، الگو قرار دادن فقط به این نیست که ما به زبان از آنان یاد کنیم، مجالسی به نام آنها و یاد آنها برگزار کنیم و دیگر در متن زندگی ما، رنگ و بویی از حضور این سرمشق ها نباشد.
استاد معظم جناب آقای سید مجتبی نور مفیدی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید بیان داشت: امام عصر (عج) می فرماید: «إنَّ لِي في إبنَةِ رَسولِ اللّه ِ اُسوَةٌ حَسَنةٌ» در دختر رسول خدا برای من اسوه حسنه است. الگوی نیکو و سر مشق نیکو برای ما صدیقه کبری فاطمه زهرا(س) بنت رسول الله است. خود رسول گرامی اسلام به تصریح قرآن اسوه حسنه است: «لَقَد كانَ لَكُم في رَسولِ اللَّهِ أُسوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَن كانَ يَرجُو اللَّهَ وَاليَومَ الآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثيرًا»[1]به تحقیق برای شما در رسول خدا اسوه حسنه است
وی افزود: این اسوه حسنه برای چه منظوری است؟ برای چه هدفی است؟ این الگو و سر مشق نیکو برای کسی است که دنبال خداست، حَسَنَةٌ لِمَن كانَ يَرجُو اللَّهَ وَاليَومَ الآخِرَ، پس اسوه و الگو بودن رسول خدا و دختر رسول خدا جهت و مسیرش يَرجُو اللَّهَ وَاليَومَ الآخِرَ است، یعنی خدا و روز جزاء و روشن است این اسوه بودن یعنی اینکه اگر میخواهید به خدا نزدیک شوید به لقاء خدا برسید و به مقام قرب حق تعالی نائل شوید، راهش این است که در این دنیا اینها را الگو و اسوه قرار دهید.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: اسوه قرار دادن یعنی تنظیم زندگی بر اساس سبک زندگی آنها، الگو قرار دادن فقط به این نیست که ما به زبان از آنان یاد کنیم، مجالسی به نام آنها و یاد آنها برگزار کنیم و دیگر در متن زندگی ما، رنگ و بویی از حضور این سرمشق ها نباشد. اگر بخواهیم الگو پذیری و سرمشق پذیری را خیلی راحت تصویر کنیم و مجسم کنیم، این چیزی است که الان در اطرافمان میبینیم. کسی که خواسته یا ناخواسته با مطالعه و بی مطالعه جذب یک الگویی میشود، اصلا سبک و روش زندگی و رنگ و بوی زندگی او تغییر میکند، یک جوانی که مثلا یک هنر پیشه یا ورزشکاری را سر مشق خود قرار میدهد، از نوع حرف زدن و مو و پوشش و حرکات و سکناتش گرفته تا غایت زندیگش و آنچه در این دنیا برای رسیدن به آن تلاش میکند همه را با آن تنظیم میکند. یعنی هدفش به هدف او نزدیک میشود، حرکتش به حرکت او نزدیک میشود، وضع ظاهری او به وضع ظاهری او نزدیک میشود، معنای واقعی سرمشق و الگو این است.
استاد نور مفیدی اظهار داشت: اگر امام عصر میفرماید در دختر رسول خدا(ص) برای من اسوه حسنه است و اگر خداوند میفرماید: « لَقَد كانَ لَكُم في رَسولِ اللَّهِ أُسوَةٌ حَسَنَةٌ» یعنی زندگی شما در همه ابعاد رنگ و بوی اینها را به خود بگیرد. طبیعتا در زندگی برخی امور اصلی و برخی امور فرعی هستند، برخی از امور تأثیر جدی در عاقبت انسان دارند، چه از نظر روحی و چه از نظر مادی و بعضی از امور این چنین نیستند و چنین تأثیری را ندارند.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: روشن است در الگوپذیری هم امور اصلی و هم امور فرعی باید مطابق با الگو باشد اما متأسفانه مسلمانان در طول تاریخ به یک بلیهای مبتلا شدند که بیش از آنکه در امور اصلی حقیقی زندگی، رسول خدا و دختر رسول خدا را اسوه قرار دهند، در امور فرعی، آنها را اسوه قرار دادند و این یک تالی فاسد دارد، تالی فاسدش این است که امروز عدهای پیدا شوند که بگویند ما چگونه میتوانیم انسانی را که متعلق به 1400 سال پیش است؛ الگوی امروز قرار دهیم؟ این شبهه و سؤال و سؤالات و شبهاتی نظیر این، ناشی از یک اشتباه و خطا و انحراف بسیار بزرگ است.
وی افزود: تلاشهایی که برای معرفی این الگو صورت گرفته، بیشتر بر امور فرعی و ظاهری تکیه کرده است، در حالیکه شاید حتی ضرورتی برای الگوپذیری امور فرعی و ظاهری نباشد، آن جوهره شخصیت حضرت زهرا سلام الله علیها که متعلق به همه اعصار است، باید به عنوان الگو معرفی شود که اگر اینچنین شود دیگر هیچ کسی نمیگوید این شخصیت برای 1400 سال پیش است و به درد امروز ما نمیخورد. همه اینها ناشی از این است که به این ظواهر بسنده شده است و اگر هم نمونهها و مواردی از زندگی آن بانوی بزرگ گفته شده، استفاده درست و بجا از آن به عمل نیامده است.
استاد نورمفیدی بیان داشت: تصویری از حضرت زهرا سلام الله علیها ساخته شده که بانویی است که همیشه در حال خانه داری و بچهداری بوده با آن چرخ نخ ریسی و با یک لباس یا پوشش خاص، نه اینکه نباید این مسائل گفته شود، اما باید از آن برداشتها و استنباطهای درست شود، مشکل این است، ما این ظاهربینی، تغییر اولویتها و جابجایی اصل و فرع را در طول تاریخ اسلام می بینیم و یکی از معضلات اصلی جوامع اسلامی نیز همین است یعنی به جای اینکه بررسی کنند که روح زندگیشان را مطابق با روح زندگی رسول خدا قرار دهند؛ بیشتر متوقف شدند در اینکه چه می خورد و چگونه لباس میپوشد. این جمود باعث این مشکلات شده است.
وی افزود: داستانی را برای شما نقل کنم که خود ائمه هدات علیهم السلام مبتلا به چنین مشکلاتی بودند. از سفیان ثوری به عنوان یک از ارکان صوفیه نام میبرند. ما خیلی وارد بحث شخصیت شناسی او در سال 97 هجری متولد شد و صاحب کتاب نیز می باشد و احادیثی از او نقل شده است البته برخی او را به عنوان شیعه زیدی معرفی کردند. بنده فارغ از این مطالب به این نگاه کار دارم. یک داستانی با امام صادق(ع) دارد که در مورد پوشش ایشان به آن حضرت اعتراض میکند که این چه پوششی است که شما دارید در حالیکه رسول خدا(ص) چنین میپوشید، یک طعنی به امام صادق(ع) دارد. آمد پیش امام صادق و گفت: إِنَّ هذَا اللِّبَاسَ لَيْسَ مِنْ لِبَاسِكَ این لباس در شأن شما نیست شما فرزند رسول خدا هستی، رسول خدا چه لباسی میپوشید شما چرا این لباس را میپوشی؟ الگوی شما باید پیامبر(ص) باشد شروع کرد به اعتراض به امام صادق(ع).
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: امام صادق(ع) فرمود: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَانَ فِي زَمَانٍ مُقْفِرٍ جَدْبٍ فَأَمَّا إِذَا أَقْبَلَتِ الدُّنْيَا، فَأَحَقُّ أَهْلِهَا بِهَا أَبْرَارُهَا، لَافُجَّارُهَا[2] شرایط زمان پیامبر چنین بود و آن شرایط اقتضاء می کرد که پیامبر چنین لباس بپوشد و شرایط من اینچنین اقتضاء می کند. بعد در یک نقلی دارد که حضرت به او گفت تو خودت زیر این لباس چه پوشیدی؟ او خودش یک لباس پشمینه و زمخت پوشیده بود؛ حضرت صادق علیه السلام دست کردند و لباس او را کنار زدند و گفتند تو خودت زیر این لباس یک لباس نازک و نرم پوشیدی آیا پیامبر این کار را میکرد؟
وی افزود: یکی از نتایج جمود همین ظاهرسازی و فریب کاری میشود، اگر تکیه بر آن ظواهر و تهی از مغز و معنا شود، قطعا سر از فریبکاری و ظاهرسازی در میآورد و این چیزی است که اهل بیت علیهم السلام به شدت با آن مخالف بودند، الگو قراردادن اهل بیت علیهم السلام فقط این نیست که ما ظواهرمان را مطابق با ایشان کنیم و در و دیوار را با نام ایشان مزین کنیم، این روش باید در متن زندگی ما جاری شود.
استاد نورمفیدی اظهار داشت: سفیان ثوری یک داستان دیگری دارد. امام صادق(ع) میفرماید: كنت أطوف و سفيان الثوري قريب مني من در حال طواف بودم و سفیان ثوری نزدیک من بود. فقال يا أبا عبد اللّه كيف كان رسول اللّه (صلّى اللّه عليه) و آله يصنع بالحجررسول خدا نسبت به حجر الاسود در حین طواف چه میکرد؟ إذا انتهى إليه فقلت كان رسول اللّه (صلّى اللّه عليه و آله) يستلمه في كل طواف فريضة و نافلة قال فتخلف عني قليلا فلما انتهيت إلى الحجر جزت و مشيت و لم أستلمه فلحقني، فقال يا أبا عبد اللّه، أ لم تخبرني أن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كان يستلم الحجر في كل طواف فريضة أو نافلة قلت بلى قال فلقد مررت به و لم تستلم فقلت إن الناس كانوا يرون لرسول اللّه (صلّى اللّه عليه و آله) ما لا يرون لي كان إذا انتهى إلى الحجر أفرجوا له حتى يستلمه و إني أكره الزحام.[3]
این گفتگو بین سفیان ثوری و امام صادق در میگیرد. سفیان میگوید: رسول خدا با حجر الاسود چه میکرد؟ حضرت در پاسخ فرمود: پیامبر وقتی به حجرالاسود میرسید آن را استلام میکرد، یعنی میرفت و دستی به حجرالاسود میمالید. سفیان که این حرف را شنید رفت و فاصله گرفت و حضرت به طواف ادامه دادند. حضرت میفرماید: وقتی رسیدم به مقابل حجر و برای استلام حجر جلو نرفتم نزد من آمد و گفت مگر شما نفرمودید که پیامبر استلام حجر میکرد؟ شما که فرزند رسول خدا هستید چرا این کار را نمیکنید؟
وی افزود: حضرت صادق علیه السلام فرمود: من با رسول خدا فرق دارم، مردم برای رسول خدا احترام فوق العادهای قائل بودند، شأنی که برای ایشان قائل بودند برای من قائل نیستند، وقتی او به حجر الاسود نزدیک میشد راه را برای او باز میکردند ولی برای من اینچنین نیست، من باید وارد شلوغی شوم و به مردم فشار بیاید و به زور خودم را به حجرالاسود برسانم و من این کار را نمیکنم «انی اکره الزحام».
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: آدمهای ظاهر بین مثل سفیان میگویند: چون رسول خدا این کار را میکرد من هم به هر قیمتی که شده ولو به قیمت فشار به مردم باید بروم حجرالاسود را استلام کنم، فکر میکنند این یعنی اسوه قرار دادن رسول خدا، در امور ظاهری بدون درک حقیقی اسوه. اما امام صادق که خودش اسوه است و رسول خدا برای او اسوه است، حقیقت این اسوه را درک کرده است. استلام حجر خوب است به شرط آنکه آن مشقت را برای مردم ایجاد نکند، لذا ایشان نرفت استلام حجر بکند. ما دقیقا در این نقطه گرفتاریم، بسیاری از متدینین ما در این نقطه گرفتارند. یعنی اسوه قرار دادن فاطمه زهرا سلام الله علیها در ظواهر، اما روح این شخصیت را درک نمیکنیم، لذا شما میبینید سخنرانان در منابر بیشتر به چه سخنانی میپردازند.
وی خاطرنشان کرد: اینکه در ذهن نا آگاهان و کم اطلاعها گاهی میآید و خدای نکرده به زبان جاری میکنند، در نسل جوان نیز گاهی مطرح میشود که زنی که در 1400 سال پیش زندگی میکرد چگونه میتواند الگوی انسان امروز باشد؟ این مطلب برای این است که به جای معرفی این شخصیت و روح و جوهره این بانوی عالی مقام، به این ظواهر اکتفا کردیم، آن جنبههای اصلی آن اسوه و الگو را اگر به درستی و لسان امروز و به لسان قابل فهم برای نسل امروز بیان میکردیم، این نتیجهگیری حاصل نمیشد، گیر اصلی کار اینجاست.
استاد نورمفیدی اظهار داشت: سفیان ثوری یک نمونه است، ظاهر بینی و سطحی نگری او را به اینجا میرساند که برای استلام حجر به مردم فشار بیاورد، زیرا او از اسوه قراردادن رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، فقط اکتفا کرده به همین نوع پوشش و نوع استلام اما نزدیک به آن روح و شخصیت رسول خدا نشده، اخلاق رسول خدا را درک نکرده، اینکه رسول خدا حاضر نبود کوچکترین فشار و زحمتی به دیگران وارد شود را ندیده، او میگوید من برای اینکه به ثواب برسم، به هر قیمتی ولو تضییع حق دیگران، باید این کار را بکنم. این اتفاقا عین منیت و خودخواهی است. کسی که برای زیارت از سر و کول مردم بالا میرود که دستش را به ضریح بزند، این نهایت خودخواهی و منیت را دنبال میکند. این به امام حسین علیه السلام نزدیک نیست، این در فرعیات خودش را مشغول میکند، اما در اصل و اساس از آن شخصیت فاصله گرفته است.
وی افزود: ما باید در ایام فاطمیه و ایامی نظیر آن، این شخصیت ها را به درستی برای مردم معرفی کنیم، جوهره اصلی این شخصیت که متعلق به تمامی عصرها است، باید معرفی شود، اگر ایشان معرفی شود دیگر به ذهن کسی خطور نمیکند که چگونه ممکن است انسانی که مربوط به 1400 سال پیش بوده الگوی من شود؟ این مشکله اصلی ماست. روحانیت، خطباء و نویسندگان و دستگاههای تبلیغاتی، رسانهها، باید واقعا به این نکته و رسالت مهم توجه کنیم، ما وظیفه داریم که این مجالس و محافل و ایام و عزاداریها را در این جهت و به این سمت و سو حرکت دهیم که اسوه بودن و الگو بودن را بیشتر تعمیق ببخشد.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: اینکه امام زمان میفرماید: «إنَّ لِي في إبنَةِ رَسولِ اللّهِ اُسوَةٌ حَسَنةٌ» نوع تأثیرپذیری امام زمان (عج) از حضرت زهرا سلام الله علیها مثل نوع تأثیر پذیری امام صادق از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است. این شخصیت هیچ وقت کهنه نمیشود، این شخصیت متعلق به همه تاریخ و بشریت الی یوم القیامه است، این انسان کامل میتواند علم و پرچمی باشد برای اینکه انسان را به سوی قلههای کمال هدایت کند.
وی خاطرنشان کرد: فاطمه زهرا سلام الله علیها شخصیتی است که در علم، عمل، اخلاق، تحمل، صبر و مظلومیت در قله است، باید برویم ببینیم یک انسان چگونه در کشاکش دردها، غمها، بلاها و مصیبتها، استوار و محکم ایستاده و ارکان خانوادهاش را حفظ کرده و از شوهرش پاسداری کرده است، از مقام ولایت پاسداری کرده و جان خودش را در این راه داده است، هستی خودش را در این راه داده است و آن وقت وقتی در خانه هم هست، میگوید: من کنیز تو هستم، به حضرت علی میگوید: «البیت بیتک و الحرة زوجتک[4]».
استاد نورمفیدی اظهار داشت: نکته دیگری که باید بیان شود این است که همین ظاهر گرایی و سطحی نگریها، فجایع بسیاری در اسلام به وجود آورده است. تکفیریها و سلفیها و داعش محصول همین ظاهربینی و سطح نگریها هستند، در حالت خوش بینانه. یعنی آنهایی که این گروهها را عامدانه و با نقشه ایجاد میکنند که به اسلام ضربه بزنند که هیچ، اما آن تودههایی که جذب آنها میشوند به خاطر همین اشتباه در نحوه تأثیرپذیری و الگوپذیری از شخصیتهای اسلامی است. اگر داعش این همه جنایت مرتکب میشود، اگر داعش به دو سه قول و رفتار رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تأسی میکند و احساسات مسلمین را تهییج میکند و بهره برداری میکند و با این ابزار به قتل عام بقیه مسلمانان میپردازد، همه به خاطر این انحراف است.
وی افزود: آنها متوجه اسوه نشدند، گمان کردند که اسوه فقط در همین ظواهر است، به جای اینکه آن شخصیت را اسوه قرار دهند خود را محصور در این ظواهر کردند. اگر ما میبینیم در پاکستان، همین هفته پیش جنایت مرتکب شدند و شیعیان مظلوم پاکستان را مورد تعرض قرار دادند و جانشان را گرفتند، محصول همین نگاه است. ما از این نگاه ظاهر بین سطحی نگر کوتاه و عاری و دور از حقیقت اسلام و اسوههای آن آسیبها و ضربههای زیادی خوردیم البته این نگاه در داخل شیعه هم وجود دارد، فقط در اهل سنت نیست، بسیاری از شیعیان نیز متأسفانه مبتلا به این انحراف و مشکل هستند که بحث دیگری دارد. انشاء الله خداوند همه کسانی که قربانی این انحرافات شدند را مشمول رحمت و مغفرت قرار دهد و آنهایی که به دست اشرار به شهادت رسیدند انشاء الله همه را با اولیای خودش محشور بفرماید.
/260/260/20/