وقتى مريم مقدس، كه سيده زنان زمان خودش بود، چنين مقامات والايى را، كه قرآن كريم بدان گواهى مى دهد، احراز كرده باشد، رفعت و بلند مرتبگى مقام فاطمه زهرا سلام الله علیها سيده و سرور زنان در همه دوران ها روشن مى گردد.
استاد احمد خوانساری از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به ادامه بحث در موضوع «مقامات حضرت فاطمه سلام الله علیه» پرداخت.
شباهت بين مقام مريم و فاطمه
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای هفتمین قسمت از گفتگو خاطرنشان کرد: انگيزه ما از ذكر مقام حضرت مريم در اين گفتگو آن است كه با اولويت قطعى بين شيعه و اهل سنت، مقام حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها برايمان آشكار گردد.
وی افزود: بدين صورت كه وقتى مريم مقدس، كه سيده زنان زمان خودش بود، چنين مقامات والايى را، كه قرآن كريم بدان گواهى مى دهد، احراز كرده باشد، رفعت و بلند مرتبگى مقام فاطمه زهرا سلام الله علیها سيده و سرور زنان در همه دوران ها روشن مى گردد.
استاد خوانساری اضافه نمود: علاوه بر اينكه در قرآن كريم مقاماتى براى حضرت زهراى اطهر سلام الله علیها ثابت شده است كه بسيار بالاتر و بزرگتر از چيزهايى است كه در مورد مريم مقدس آمده است.
وی در ادامه بیان کرد: احتياجى به بيان و اثبات اولويت فاطمه زهرا سلام الله علیها نسبت به مريم مقدس وجود ندارد و اين واقعيتى است كه در روايات فريقين وجود دارد و بدعتى از جانب شيعه اماميه در مورد فاطمه زهرا سلام الله علیها نيست.
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: يكى از فضايل مريم مقدس كه در قرآن كريم به آن تصريح گشته است، حجيت او در يكى از اديان آسمانى (مسيحيت) است؛ در حالى كه فاطمه زهرا سلام الله علیها در قرآن كريم در زمره اهل بيتى شمرده مى شود كه پيامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم هم يكى ديگر از اعضاى آن است و اين يك مقام الهى است كه مختصّ اهل بيت است.
وی افزود: خداوند تبارك و تعالى مى فرمايد: «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً» خداوند فقط مى خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد.
استاد احمد خوانساری خاطرنشان کرد: همه مسلمين بر نزول اين آيه در مورد اهل بيت (محمد و على و فاطمه و حسن و حسين) علیهم السلام اتفاق نظر دارند.
وی اضافه نمود: سيوطى از ابن جريز و ابن ابى حاتم و طبرانى و ابن مردويه نقل مىكند كه ام سلمه يكى از زوجات پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خانه خودش، در حالى كه كساء خيبرى بر تن داشت در بستر آرميده بود كه فاطمه زهرا سلام الله علیها نزد ايشان آمد، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: همسرت (امير مؤمنان) و حسن و حسين عليهم السلام را به اينجا بخوان، فاطمه همه ايشان را فراخواند و در حالى كه غذا تناول مى كردند؛ آيه «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً» بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نازل شد، پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گوشه لباسش را گرفت و روى سر همه آنها پوشانيد؛ سپس دستش را از عبا (كساء) خارج نمود و به آسمان اشاره نمود و فرمود:
«خداوندا اينان اهل بيت من و خواصّ من هستند پس همه پليدى را از آنها دور نما و پاك و طاهرشان بفرماى». سه مرتبه اين دعا را تكرار فرمود. ام سلمه مىگويد سرم را داخل كردم و گفتم: اى رسول خدا آيا من هم با شما هستم (يعنى من هم اهل بيت شما هستم) رسول خدا فرمود: خداوند خيرت دهد. »
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: اين روايت را اهل سنّت در شأن نزول آيه تطهير بيان كردهاند و از ده ها طريق به تواتر روايت شده است.
وی افزود: البته در نزد شيعه اماميه عده زيادى از راويان حديث اين روايت را نقل كرده اند كه ما در اين مجال آنچه در تفسير برهان آمده است را انتخاب و بدان اكتفا مى نماييم.
استاد خوانساری خاطرنشان کرد: در تفسير مذكور آمده است كه ابى بصير از امام جعفر بن محمد الصادق عليه السلام نقل مى كند:
در مورد آيه «أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ» از امام سؤال كردم، فرمود: در مورد علىّ بن ابى طالب و حسن و حسين عليهم السلام نازل شده است.
گفتم: مردم مى گويند اسمى از على عليه السلام و اهل بيتش عليهم السلام در كتاب خداوند عزّ و جل نيامده است.
فرمود: به ايشان بگو بر رسول خدا نماز نازل شد، اما خداوند بديشان نفرمود سه ركعت است و يا چهار ركعت تا موقعى كه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خودش براى مردم اين مسئله را تفسير و بيان فرمود و [به ايشان بگو] زكات بر رسول خدا نازل شد، اما در قرآن نيامده بود كه از هر چهل درهم يك درهم بايد پرداخت كرد تا موقعى كه شخص رسول خدا آن را براى مردم تفسير و بيان فرمود و (آيه) حج نازل شد، اما بديشان گفته نشد كه هفت بار طواف كنيد و شخص رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود كه آن را بيان كرد.
آيه «أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ» هم نازل شد در حق على و حسن و حسين عليهم السلام به همين جهت بود كه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در مورد على فرمود: «هركس من مولاى اويم على هم مولاى اوست».
و فرمود: «شما را وصيت مى كنم به كتاب خدا و اهل بيتم كه من از خداوند عزّ و جل درخواست كرده ام كه بين اين دو جدايى نيفكند تا هر دو را در حوض بر من عرضه نمايد و خداوند هم درخواست مرا اجابت فرمود»
و رسول خدا فرمود: «به ايشان (اهل بيت) چيزى نياموزيد كه آنها از شما آگاه ترند»
و فرمود: «(اهل بيت) شما را از هيچ در هدايتى خارج نمى كنند و داخل هيچ ضلالتى نمى نمايند،»
پس اگر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ساكت مى ماند و معلوم نمى كرد كه مراد از اهل بيت علیهم السلام چه كسانى هستند. چه بسا فلان خاندان و فلان خاندان ادعا مى كردند كه ما اهل بيت هستيم و ليكن خداوند عز و جل در كتابش به جهت تصديق پيامبرش فرمود: «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً»
پس على و حسن و حسين و فاطمه خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رسيدند. در زير عبايى كه در منزل امّ سلمه بود.
سپس رسول خدا فرمود: «خدايا هر پيامبرى اهل و خانوادهاى دارد و اينان اهل و خانواده من هستند».
ام سلمه گفت: آيا من از اهل شما نيستم؟
پيامبر فرمود: «خدا خيرت دهاد اما اينان اهل و خانواده من هستند».
هنگامى هم كه رسول خدا وفات فرمود: «على از همه مردم اولى و افضل است» به جهت زيادى سفارش رسول خدا به او كه او را ميان مردم بلند فرمود و دستش را گرفت (و او را به مردم معرفى كرد) پس وقتى كه دوران على عليه السلام گذشت فرزندان او نتوانستند و نخواستند چنين كنند كه مثلا محمد بن على (ابن حنفيه) و يا عباس بن على (حضرت ابو الفضل) و نه هيچ كس ديگر از اولادش را موقعى كه حسن و حسين مى گفتند خداوند در حق ما آيه نازل فرموده در حق تو نيز اى پدر، خداوند امر به اطاعت ما فرموده چنان كه امر به اطاعت تو فرمود (يعنى هيچكدام از فرزندان على عليه السلام غير از حسنين خود را داخل در فضائل امير مؤمنان نمىدانستند).
استاد احمد خوانساری خاطرنشان کرد: آنچه مى توان از اين روايت طولانى درك كرد، اين است كه اهل كساء از جهت حجيت مشتركند و همه آنها حجت الهى اند كه آيه تطهير در مورد آنها نازل گشته است و روايات فريقين اشخاص مشمول آيه تطهير را منحصر كرده اند به رسول خدا و على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام.
وی افزود: از همين رو امام صادق مى فرمايد: «موقعى كه حسن و حسين گفتند خداوند در حق ما آيه نازل فرمود، در حق تو نيز اى پدر، و خداوند امر به اطاعت ما فرموده چنان كه امر به اطاعت تو فرمود ... و خداوند از ما پليدى ها را دور گردانيد همان طور كه از تو دور گرداند» يعنى دور گردانيدن رجس و پليدى از آنها خصوصيتى است كه حجت بودن آنها را ثابت مى كند و همان طور كه حسنين عليهما السلام براى اثبات حجّت بودنشان به آيه تطهير تمسّك مى نمودند فاطمه زهرا هم حجيتش منتزع از آيه تطهير است.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: خلاصه كلام آنكه همانگونه كه حجّيت حضرت مريم به اصطفا و تطهير آن حضرت ثابت گرديد: وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى نِساءِ الْعالَمِينَ» به طريق اولى اصطفاء و تطهير حضرت فاطمه زهرا ثابت مى گردد، زيرا فاطمه زهرا اصطفاء و تطهيرش از همه پليدى ها و زشتى ها به وسيله آيه اى ثابت مى گردد كه او را همراه پيامبر اكرم و امير مؤمنان و حسنين عليهم السلام ذكر مى كند كه در حجّيت آنها هيچ شك و شبهه اى نيست.
وی اضافه نمود: علاوه بر وصف حجّيت براى پاكان و مطهّران در بين امت اسلامى، صفت ديگرى هم آمده است كه همان مسّ كتاب مكنون و دستيابى به حقيقت آن است. اين صفت هم باز مخصوص مطهّرون است،
در سوره مباركه واقعه آمده است:
«فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ* وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ* إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ* فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ* لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ* تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ* أَ فَبِهذَا الْحَدِيثِ أَنْتُمْ مُدْهِنُونَ* وَ تَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ؛»
سوگند به جايگاه ستارگان، و اين سوگندى بسيار بزرگ است اگر بدانيد، كه آن قرآن كريمى است كه در كتاب محفوظى است و جز پاكان نمى توانند بدان دست زنند (دست يابند). آن از سوى پروردگار عالميان نازل شده است. آيا اين سخن را سست و كوچك مى شمريد و بهجاى شكر روزى هايى كه به شما داده شده آن را تكذيب مى كنيد؟!
وی افزود: در اين آيات شريفه خداوند به چندين وجه قسمهاى بزرگى ياد كرده است و كسى كه آگاه به تركيب الفاظ آيات باشد، مى تواند تا هفت وجه قسم دريابد كه همه براى توجه دادن به اهميّت ماجراست و در اين آيات به دو چيز خبر داده مى شد: يكى اينكه قرآن كريم داراى يك حقيقت ملكوتى خارجى است و اين كلام به صورت جمله خبريه و نه انشائيه ذكر مى شود، پس اين مصحف و كتابى كه در دست ماست يك وجود تنزيلى از آن حقيقت علوى ملكوتى است.
استاد خوانساری اضافه نمود: خبر دوم اين است كه فقط مطهّرون و پاكان در شريعت اسلام مى توانند آن حقيقت علوى ملكوتى را درك كنند و بدان دست بيابند.
وی در ادامه بیان کرد: كتاب مكنون كه عبارت باشد از حقيقت ملكوتى قرآن در سوره انعام توصيف شده كه كتابى است كه در آن هر تر و خشكى آمده است و هيچ چيزى در آن پنهان نيست يعنى شامل همه علوم است:
«وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ» كليدهاى غيب تنها در نزد اوست و جز او كسى آنها را نمى داند او آنچه را در خشكى و درياست مى داند هيچ برگى نمى افتد، مگر اينكه از آن آگاه است و نه هيچ دانه اى در تاريكى هاى زمين و نه هيچ تر و خشكى وجود ندارد، جز اينكه در كتاب مبين ثبت است.
این استاد سطوح عالی اضافه نمود: همين طور است قول خداوند تبارك و تعالى:
«يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ» خداوند هر چه را بخواهد، محو و هر چه را بخواهد، اثبات مى كند و امّ الكتاب در نزد اوست.
وی افزود: همين طور است قول خداوند تبارك و تعالى:
«وَ ما مِنْ غائِبَةٍ فِي السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ» و هيچ موجود پنهانى در آسمان و زمين نيست مگر اينكه در كتاب مبين ثبت است.
استاد خوانساری خاطرنشان کرد: آيه ديگر این است:
«وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمِينَ» و ما اين كتاب را بر تو نازل كرديم كه بيانگر همه چيز و مايه هدايت و رحمت و بشارت براى مسلمين است.
وی در ادامه به آیه ای دیگر اشاره نمود:
«عالِمِ الْغَيْبِ لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ وَ لا أَصْغَرُ مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْبَرُ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ» خداوندى كه از غيب آگاه است و به اندازه سنگينى ذرّهاى در آسمانها و زمين از علم او دور نخواهد ماند و نه كوچکتر از آن و نه بزرگتر، مگر اينكه در كتابى آشكار ثبت است.
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: قول دیگر خداوند تعالى است:
«وَ ما تَحْمِلُ مِنْ أُنْثى وَ لا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ وَ ما يُعَمَّرُ مِنْ مُعَمَّرٍ وَ لا يُنْقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلَّا فِي كِتابٍ إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ» هيچ جنس ماده اى باردار نمى شود و وضع حمل نمى كند، مگر به علم او و هيچ كس عمر طولانى نمى كند يا از عمرش كاسته نمى شود، مگر اينكه در كتاب ثبت است اينها همه براى خداوند آسان است.
وی در ادامه بیان کرد: در اين آيات خداوند اوصافى براى قرآن ذكر مى فرمايد كه شامل همه اخبار آشكار و نهان خلقت- چه در گذشته و چه در آينده- و همه غيوب در نشآت علوى و ملكوتى است.
استاد خوانساری خاطرنشان کرد: از اينجاست كه روشن مى گردد كه مصحف فاطمى- كه همه اخبار آينده در آن است- دلالت بر احاطه آن حضرت به حقيقت قرآنى مى كند كه در كتاب مكنون مستتر است، زيرا روشن گشت بنا بر آيه تطهير كه آن حضرت از همه زشتى ها و پليدى ها پاك است و سوره واقعه هم مى گفت كه هر مطهرى در اين شريعت فقط مى تواند كتاب مكنون را درك و لمس كند و اين مقامى است كه مريم مقدس با همه مقاماتش بدان دست نيافت؛ بلكه اين مقام مخصوص مطهّرون و پاكان در دين اسلام است و حتى معصومين و پيامبران گذشته را نيز شامل نمى گردد.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: فاطمه عليها السلام برفراز مقام ابرار است؛ خداوند در توصيف ابرار مى فرمايد:
«إِنَّ الْأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً* عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَها تَفْجِيراً* يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يَخافُونَ يَوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً* وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً* إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً» به يقين ابرار و نيكان از جامى مى نوشند كه با عطر خوشى آميخته است. از چشمه اى كه بندگان خاص خدا از آن مى نوشند و از هرجا بخواهند آن را جارى مى سازند. آنها به نذر خود وفا مى كنند و از روزى كه شرّ و عذابش گسترده است مى ترسند. و غذاى خود را با آنكه به آن علاقه دارند به مسكين و يتيم و اسير مى دهند. (و مى گويند) ما شما را براى خدا اطعام مى كنيم و هيچ پاداش و سپاسى از شما نمى خواهيم.
وی افزود: اين آيات، صفات ابرار و نيكانى است كه مشمول نعمت رضوان الهى شدهاند و كرامات و مقامات آنها را بيان مى فرمايد. آشكارترين مصداق اين مقام كريم (ابرار) اين است كه آنها از جامى مى نوشند كه با كافور آميخته است.
استاد احمد خوانساری خاطرنشان کرد: سپس در آيه بعدى چشمه اى توصيف مى شود كه مقرّبين از آن مى نوشد و آن چشمه اى است كه بندگان شايسته خدا مسئوليت آن را بر عهده دارند كه هر جا اراده كنند، همان جا جارى مى شود.
وی اضافه نمود: در اينجا سؤالى مطرح مى شود كه اين اشخاص چه كسانى هستند كه متولى چشمه اى هستند كه ابرار و نيكان از آن مى نوشند؟
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در آيات بعدى روشن مى شود كه «مقرّبين» متولى امر چشمه معطر، چه صفاتى دارند و از روى اين صفات و نشانه ها معرفت به آنها پيدا مى شود، صفات آنها اين است:
1. به نذر خود وفا مى كنند؛
2. از روز قيامتى كه شر و عذابش گسترده و هولناك است مى ترسند؛
3. با نيت هايى كاملا خدايى مسكين و يتيم و اسير را غذا مى دهند و از آنها در مقابل اين عمل انتظار هيچ پاداش و حتى تشكر هم ندارند.
وی افزود: اين عده چه كسانى هستند؟ شيعه و اهل سنت اتفاق نظر دارند كه اينان على، فاطمه، حسن و حسين هستند. حاكم حسكانى از 24 طريق نقل كرده است كه اين آيه در حق على، فاطمه و حسنين نازل شده است.
استاد احمد خوانساری خاطرنشان کرد: خلاصه قصه اين است كه اين چهار بزرگوار نذر كردند اگر حسنين از مرض عافيت پيدا كردند براى خداوند و خالصا لوجه اللّه سه روز روزه بگيرند، موقعى كه حسنين از بيمارى سلامت يافتند، به نذر خود عمل كردند و روزه گرفتند.
در روز اول مسكينى نزدشان آمد و درخواست غذا كرد، همه آنها غذاى خود را (افطارى) به او دادند،
در روز دوم يتيمى آمد و درخواست كرد باز هم غذاى خود را به او دادند،
در روز سوم اسيرى آمد و درخواست كرد باز هم غذاى خود را بخشيدند.
سه روز پياپى را در حالى كه روزه بودند بدون غذا سپرى كردند.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: اين آيات در حق آنها نازل شد. از اين آيات معلوم مى شود كه عباد اللّه كه متولى چشمه آب در بهشتند، چه كسانى اند. هم آنانند كه چشمه كافور را جارى مى سازند و ابرار از آن استفاده مى كنند؛ به اين صورت كه شراب آنها از مقدار كمى از آب اين چشمه، معطر و گوارا مى شود.
وی افزود: در واقع آنها واسطه فيض ابرارند و قيموميتى تام و كامل به اين امر دارند و در واقع آنها (مقربون) سرپرستى و ولايت بر ابرار دارند.
استاد خوانساری خاطرنشان کرد: در آيه كريمه آمده است:
«كَلَّا إِنَّ كِتابَ الْأَبْرارِ لَفِي عِلِّيِّينَ* وَ ما أَدْراكَ ما عِلِّيُّونَ* كِتابٌ مَرْقُومٌ* يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ» چنان نيست (كه آنها در مورد معاد مى پندارند) بلكه نامه اعمال نيات در علّيين است و تو چه مى دانى عليين چيست؟ نامه اى است رقم خورده و سرنوشتى قطعى است كه مقربان شاهد آنند.
وی اضافه نمود: اينكه مقربين گواه و شاهد بر كتاب و نامه اعمال ابرار هستند دليل بر ولايت مقربين بر آنهاست؛ از این رو در زيارت جامعه كبيره مى خوانيم:
«أنتم الصراط الأقوم و شهداء دار الفناء و شفعاء دار البقاء» شما راه راست، و گواهان در دنيا و شفيعان آخرت هستيد.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در جاى ديگر از زيارت مى خوانيم: «شهداء على خلقه و أعلاما لعباده»؛ و گواهان بر خلقش و بزرگان بندگانش.
وی افزود: اين همان شهادت و گواهى مقربين درگاه الهى بر اعمال نيكان و ابرار است و مقربين در جاى ديگر از قرآن به عنوان سابقون آمده اند و توصيف شده اند:
«وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ* أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ» و پيشگامان پيشگامند، آنها مقربانند.
استاد خوانساری خاطرنشان کرد: البته ادامه سوره دهر (الانسان) نيز اوصاف مقرّبين درگاه الهى را كه وفاى به نذر مى كنند بيان مى كند:
«إِنَّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا يَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِيراً* فَوَقاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذلِكَ الْيَوْمِ وَ لَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراً* وَ جَزاهُمْ بِما صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَرِيراً* مُتَّكِئِينَ فِيها عَلَى الْأَرائِكِ لا يَرَوْنَ فِيها شَمْساً وَ لا زَمْهَرِيراً* وَ دانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلالُها وَ ذُلِّلَتْ قُطُوفُها تَذْلِيلًا* وَ يُطافُ عَلَيْهِمْ بِآنِيَةٍ مِنْ فِضَّةٍ وَ أَكْوابٍ كانَتْ قَوارِيرَا* قَوارِيرَا مِنْ فِضَّةٍ قَدَّرُوها تَقْدِيراً* وَ يُسْقَوْنَ فِيها كَأْساً كانَ مِزاجُها زَنْجَبِيلًا* عَيْناً فِيها تُسَمَّى سَلْسَبِيلًا» ما از پروردگارمان خائفيم، در آن روزى كه عبوس و سخت است (به خاطر اين عقيده و عمل) خداوند آنان را از شرّ آن روز نگه مى دارد و آنها را مى پذيرد در حالى كه غرق شادى و سرورند. و در برابر صبرشان، بهشت و لباس هاى حرير بهشتى را به آنها پاداش مى دهد.
وی اضافه نمود: اين در حالى است كه در بهشت بر تخت هاى زيبا تكيه كرده اند، نه آفتاب را در آنجا مى بينند و نه سرما را. و در حالى است كه سايه هاى درختان بهشتى بر آنها فرو افتاده و چيدن ميوه هايش بسيار آسان است و در گرداگرد آنها ظرف هايى سيمين و قدح هاى بلورين مى گردانند. ظرفهاى بلورينى از نقره كه آنها را به اندازه مناسب آماده كرده اند و در آنجا از جام هايى سيراب مى شوند كه لبريز از شراب طهورى آميخته با زنجبيل است. از چشمه اى در بهشت كه نامش سلسبيل است.
استاد خوانساری خاطرنشان کرد: اين حال مقرّبين درگاه الهى است؛ در سوره مطففين هم اوصاف عباد اللّه و بلندى مقام آنها نسبت به ابرار را چنين ذكر مى فرمايد:
«كَلَّا إِنَّ كِتابَ الْأَبْرارِ لَفِي عِلِّيِّينَ* وَ ما أَدْراكَ ما عِلِّيُّونَ* كِتابٌ مَرْقُومٌ* يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ* إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ* عَلَى الْأَرائِكِ يَنْظُرُونَ* تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ* يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ مَخْتُومٍ* خِتامُهُ مِسْكٌ وَ فِي ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ* وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنِيمٍ* عَيْناً يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ» چنان نيست (كه درباره معاد مىپندارند) بلكه نامه اعمال ابرار در عليين است. و تو چه مى دانى علّيين چيست؟ نامه اى است رقم خورده و سرنوشتى است قطعى. كه مقربان شاهد آنند. مسلما نيكان در انواع نعمتند. بر تخت هاى زيباى بهشتى تكيه كرده و مى نگرند. در چهره هايشان طراوت و نشاط نعمت را مى بينى و مى شناسى. آنها از شراب زلال دست نخورده و سربسته اى سيراب مى شوند. مهرى كه بر آن نهاده شده از مشك است. و در اين (نعمات بهشتى) راغبان بايد بر يكديگر پيشى بگيرند. اين شراب (طهور) آميخته با تسنيم است همان چشمه اى كه مقربان از آن مى نوشند.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: اين آيات نيز اشاره دارند بر اينكه مقربين واسطه فيض ابرار هستند و هم ايشانند كه شراب طهور مخصوص ابرار را با مقدارى از «تسنيم» آميخته مى نمايند و چون آنها واسطه فيض به ابرارند لذا شاهد و گواه بر اعمال آنها نيز هستند و اين مقام دقيقا مانند آن چيزى است كه گفتيم در مورد مطهرين و پاكان در دين اسلام كه معصومينى هستند كه حقيقت كتاب را مس و درك كرده اند و از جمله حقايق مكنون در كتاب، لوح محفوظى است كه همه امور نهانى و از آن جمله اعمال بندگان در آن است.
وی افزود: پس مطهرين همان مقربين و يا عباد اللّه هستند كه ابرار و نيكان را هر جا بخواهند از چشمه مخصوص سيراب مى كنند و اين چشمه همان چشمه كافور است كه بالاتر از مقام ابرار قرار دارد و چشمه سلسبيل مخصوص مقرّبين است كه شخص رسول خدا با آن مقرّبين را سيراب مى فرمايد، زيرا رسول خدا قيّم و ولىّ مقربين (همان اهل بيتش) است.
لینک قسمت قبلی مصاحبه: https://www.neshasteasatid.com/node/5859
/270/260/20/