آيه شريفه مباهله از مهمترين آياتى است كه حجيت فاطمه زهرا سلام الله علیها را ثابت مى گرداند، زيرا در اين آيه حضرتش در مقام جدايى بين حقانيت دين اسلام و نسخ ساير اديان گذشته قرار مى گيرد.
استاد احمد خوانساری از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به ادامه بحث در موضوع «مقامات حضرت فاطمه سلام الله علیها» پرداخت.
فاطمه و حجيت آن حضرت در دين اسلام
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای نهمین قسمت از گفتگو خاطرنشان کرد: در اين فصل در دو جهت بحث مى شود: جهت اول بررسى آيه عظيم القدر مباهله است و جهت دوم بررسى حديث قدسى: «لولاك لما خلقت الافلاك ...».
جهت اول: بررسى آيه عظيم القدر مباهله:
استاد خوانساری در ادامه بیان کرد: آيه شريفه مباهله از مهمترين آياتى است كه حجيت فاطمه زهرا سلام الله علیها را ثابت مى گرداند، زيرا در اين آيه حضرتش در مقام جدايى بين حقانيت دين اسلام و نسخ ساير اديان گذشته قرار مى گيرد.
وی افزود: خلاصه داستان از اين قرار است كه نصاراى نجران كه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از راه هاى گوناگون حقانيت دين اسلام را براى آنها بيان فرمود، در ظاهر قانع نگرديدند و به تكذيب و تشكيك خود در مورد اسلام و دعوت نبوى ادامه دادند تا اينكه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آنها را دعوت به مباهله كرد تا دروغگو روشن گردد.
نصاراى نجران حتى با اين دعوت هم به حقانيت اسلام اذعان نكردند تا اينكه شخص رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بيت مكرّمش علیهم السلام براى مباهله از مدينه خارج گرديدند. در اينجا بود كه آنها تسليم حقيقت گرديدند و به آن اذعان كردند.
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: در سوره آل عمران آمده است:
«فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ» هرگاه بعد از علم و دانشى كه (درباره مسيح) به تو رسيد كسانى با تو محاجّه و ستيز برخيزند به آنها بگو: بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم شما هم فرزندان خود را ما زنان خويش را دعوت نماييم شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغ گويان قرار دهيم.
وی خاطرنشان کرد: سيوطى در الدرّ المنثور از جابر نقل مى كند كه: «عاقب و سيد (دو بزرگ نجران) خدمت پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم رسيدند و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آن دو را به اسلام فراخواند و گفت: اى محمد ما اسلام آورديم.
فرمود: دروغ مى گوييد؛ اگر بخواهيد شما را خبر خواهم داد از اينكه چه چيز مانع اسلام آوردن شما مى شود.
گفتند: چه چيزى؟
فرمود: محبت صليب و نوشيدن خمر و خوردن گوشت خوك.
بعد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: اى جابر آنها را به ملاعنه (لعنت كردن بر يكديگر) دعوت كن.
پس آن دو فرد را قرار دادند. روز بعد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دست على و فاطمه و حسن و حسين را گرفت و كسى را به سوى آنها فرستاد؛ ولى آنها از آمدن خوددارى كردند و به حقانيت اسلام اقرار نمودند؛
سپس فرمود: قسم به كسى كه مرا به حق مبعوث فرمود، اگر انجام مى دادند (يعنى براى مباهله مى آمدند) در بيابان بر آن دو آتش مى باريد؛
بعد به جابر فرمود: در مورد ايشان است كه نازل شد «تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ الخ».
جابر مى گويد: «أنفسنا و أنفسكم» رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و على علیه السلام هستند و «أبناءنا» حسن و حسين و «نساءنا» فاطمه زهرا سلام الله علیها است.
استاد احمد خوانساری خاطرنشان کرد: آنقدر اين قضيه مسلم است كه حاكم نيشابورى در كتاب شواهد التنزيل اين قصه را از نه طريق روايت مى كند. ابن كثير نيز در تفسيرش باز اين قضيه را از جابر نقل مى نمايد.
وی افزود: نتيجه اين قضيه كه عبارت باشد از مباهله نبى مكرم اسلام به همراه امير مؤمنان و فاطمه زهرا و امام حسن و امام حسين علیهم السلام در مقابل نصارى و احتجاج به اين بزرگان صدق دعوت نبوى و بعثت آن حضرت است.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: حقيقت مباهله اين است كه در واقع رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلم اين عده را شريك در دعوت خودش قرار داد.
وی اضافه نمود: به عبارت ديگر، مسئوليت دعوت خويش به واسطه حجيت و مقام آنها بر گردن آنان انداخت و اين اشارت دارد به اينكه نوعى تعاضد و تقسيم مسئوليتى بين آنان و نبى اكرم صلی الله علیه و آله و سلم وجود داشته است و حديث منزلت بدان دلالت دارد.
استاد خوانساری خاطرنشان کرد: اين روايت را فريقين از سعد بن ابى وقاص از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در مورد امام على امیرالمؤمنین علیه السلام نقل مى نمايد: «أنت منّى بمنزلة هارون من موسى إلّا أنّه لا نبىّ بعدى» تو نسبت به من همانند هارون نسبت به موسى هستى فقط بعد از من پيامبرى نيست.
وی افزود: پس منزلت و مقام امير مؤمنان علیه السلام مانند هارون برادر موسى است و همان طور كه هارون در دعوت و رسالت موسى شريك او بود امير مؤمنان هم چنين است.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: همان طور هم مشاركت على و فاطمه و حسنين عليهم السلام در مباهله به همراه پيامبر دليل بر حجيت و تشريك مساعى آنان با پيامبر در تبليغ حقانيت بعثت نبوى است.
وی اضافه نمود: تا اينجا از طريق برخى آيات قرآنى و تفاسير آنها روشن گرديد كه به صريح و نص قرآن كريم فاطمه زهرا، صدیقه طاهره سلام الله علیها مانند انبياء و پيامبران الهى يكى از حجت هاى بزرگ الهى است.
استاد احمد خوانساری خاطرنشان کرد: از امام ابى جعفر حسن بن على العسكرى نيز نقل شد:
«و لقد كانت فاطمة مفروضة الطاعة على جميع من خلق اللّه من الجنّ و الانس و الطير و الوحوش و الأنبياء و الملائكة» اطاعت فاطمه بر همه مخلوقات خدا از جنّ و انس و پرندگان و وحوش و انبيا و فرشتگان واجب است.
وی افزود: حاصل كلام آنكه بنا بر آيه مباهله فاطمه زهرا سلام الله علیها به نصب خداوند يك حجت و برهان بر حقانيت دين اسلام است كه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم به وسيله وجود شريف او بر نصارى و اهل كتاب احتجاج مى نمايد؛
و خداوند حجيت خويش را در دين اسلام منحصر به نبى اكرم نمى فرمايد، بلكه همه پنج تن آل عبا را حجت بر دين خودش قرار مى دهد؛
و مقتضاى اين كلام آن است كه همراهى على، فاطمه و حسنين عليهم السلام با پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و تصديق او به تنهايى دليل كافى و وافى بر حقانيت دعوت نبوى و دين اسلام است مانند قول خداوند:
«كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ» كافى است كه خداوند و كسىكه علم كتاب نزد اوست ميان من و شما گواه باشد.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در اين آيه گواهى و شهادت كسى كه علم الكتاب دارد، بر صدق دعوت نبوى را از قبيل گواهى و شهادت معجزه عظيم قرآن كه همان شهادت و گواهى خداوند باشد قرار مى دهد.
وی اضافه نمود: اين آيه سوره رعد كه مكى است، در مورد امير المؤمنين على عليه السلام نازل شده است، زيرا از اهل كتاب هيچ كس در مكه به اسلام ايمان نياوردند؛ بلكه بر شخص زيرك و نكته سنج مخفى نيست كه صاحبان علم كتاب، پاكان و مطهّرين در شريعت اسلام هستند كه مفاد آيه تطهير نيز هست، زيرا فقط آنهايند كه حقيقت كتاب را مسّ و درك كرده اند و سوره واقعه بدان اشارت دارد و مفصلا گذشت.
استاد خوانساری خاطرنشان کرد: از اينجاست كه در مى يابيم آيه: «كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً» مفادش همان مفاد آيه مباهله است و آن جمع مقدس و مطهر خصوصا فاطمه زهرا سلام الله علیها حجت بر بعثت نبوى هستند و واقدى هم به همين معنا اشارت دارد كه على عليه السلام يكى از معجزات پيامبر اسلام است؛ همان طور كه عصاى موسى و دم عيسى معجزات آنان بود.
وی افزود: به همين علت است كه در مقام احتجاج بر اهل اديان گذشته خداوند پيامبرش را به دعوت همسرانش- كه ام المؤمنين اند- يا به دعوت هيچ كدام از اصحاب يا بنى هاشم فرمان نمى دهد. مخفى نيست كه تعيين پنج تن براى مباهله به اختيار پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم نبوده، بلكه به امر صريح خداوند كه در قرآن كريم نازل شده بوده است و پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم فقط مأمور به دعوت آن چهار تن ديگر از جانب خدا بوده است.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: به عبارت واضح تر، مباهله در لغت به معناى ملاعنه و نفرين هر طرف بر طرف ديگر است و موقعى اين عمل انجام مى شود كه هرطرف حجتش را بر طرف ديگر تمام كرده باشد؛ نه اين كه حجتى وجود نداشته باشد و به اين مطلب صدر آيه «فَمَنْ حَاجَّكَ» اشاره دارد؛ يعنى در مقام احتجاج هر طرف در مقابل ادعاى طرف ديگر، بلكه براى جواب ندادن و بى پاسخ ماندن يكى از دو طرف و عناد و لجاجت بر حرف باطل خود، مباهله آخرين كار است.
وی اضافه نمود: در واقع نوعى حكم از طرف خداست و يك نوع تعجيل در اجراى حكم اخروى دروغ گو در اين نشئه دنيوى است. بى شك اهميت مباهله بستگى به اهميت مطلبى دارد كه در مورد آن درخواست مباهله مى شود؛ پس هر مقدار كه مطلب مهم باشد، حكم الهى و فصل خصومت از جانب پروردگار مهم تر مى شود و همان طور كه ماهيت مباهله اين است كه هر طرف مدّعى دعوت مخصوص به خودش است، هرطرف هم ادعا و دعوت طرف آخر را تكذيب مى نمايد كه البته اين طبيعت همه منازعات و دشمنى هاى بين اشخاص و گروه ها است كه هر طرفى اگر ادعايش درست باشد و ثابت گردد صاحب حق مى گردد،
استاد خوانساری خاطرنشان کرد: در مقام حلف و سوگند گفتن، هيچطرفى نمىتواند نايب بگيرد و شخصا بايد در مورد ادعايش سوگند بخورد. و مباهله هم از اين قبيل است فقط از اين جهت فرق دارد كه دو طرف خداوند را حاكم بين خودشان قرار مى دهند.
وی در ادامه بیان کرد: حال كه ماهيت مباهله هم از جهت حكمى و هم از جهت موضوعى و متعلق آن واضح گرديد روشن مى گردد كه پنج تن اهل كساء- صلوات اللّه عليهم- اصالتا و نه نيابتا همگى صاحب دعوت به دين اسلام بوده اند و هر كدام صاحب شأن در حقانيت دين اسلام و دعوت نبوى بوده اند.
این استاد حوزه علمیه قم افزود: اينكه مى گوييم هر كدام در ادعايشان صادق بوده اند، يعنى هر كدام با علم خودشان خبر مى دادند به درستى رسالت و نزول وحى بر نبى اكرم صلی الله علیه و آله و سلم و مبعوث شدنش به دين اسلام از اينجاست كه معلوم مى شود دانش ها و علوم لدنّى و خداداده آنها اهليت چنين مقامى را به آنها بخشيده بود، زيرا فقط به وسيله علم لدنّى است كه مى توان اطلاع به نزول وحى الهى داشت و در نتيجه مسئوليت حفظ دين و حمايت از آن بر عهده همه آنان گذارده شده كه روشن مى سازد مقام و منصب شرعى آنان از يك سنخ است - غير مقام نبوت حضرت رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلم- كه همان ولايت شرعيه آنان در دين اسلام است.
لینک قسمت قبلی مصاحبه: https://www.neshasteasatid.com/node/5861
/270/260/20/