استاد خوانساری مطرح کرد؛

مقامات حضرت فاطمه سلام الله علیها از منظر کتاب و سنت «قسمت دهم»

استاد احمد خوانساری از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به ادامه بحث در موضوع «مقامات حضرت فاطمه سلام الله علیها» پرداخت.

 

این استاد درس خارج و سطوح عالی حوزه علمیه قم در قسمت های گذشته ابتدا به بیان منزلت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها در قرآن پرداخت و سپس به حجت بودن آن حضرت، بر ائمه و انبیای الهی علیهم السلام اشاره نمود. در ادامه به بیان مقامات حضرت مریم سلام الله علیها به عنوان تمثیلی از حضرت زهرا سلام الله علیها پرداخت.

 

وی در ادامه به «حجت بودن حضرت زهرا سلام الله علیها در دین اسلام» پرداخت و در این رابطه به جهت اول آن، یعنی «آیه مباهله» اشاره نمود.

 

استاد خوانساری در قسمت دهم از گفتگو به بیان حجیت حضرت زهرا سلام الله علیها از جهت حدیث «لولاک» می پردازد.

 

جهت دوم: [بررسى حديث قدسى لولاك‏]

این استاد درس خارج حوزه حوزه علمیه در ابتدای این قسمت از گفتگو به این حدیث قدسی اشاره نمود: «لولاك لما خلقت الأفلاك و لولا علىّ لما خلقتك و لولا فاطمة لما خلقتكما جميعا؛ اگر به‏ خاطر تو نبود، جهان را خلق نمى ‏كردم و اگر به‏ خاطر على نبود، تو را (اى پيامبر) نمى‏ آفريدم و اگر به ‏خاطر فاطمه نبود، شما دو تن را آفرينش نمى ‏كردم.»

 

وی افزود: براى تفسير اين حديث گرانقدر سه وجه علم کلام، وجه حکمی و فلسفی و در نهایت وجه عرفانی بيان مى‏ شود.

 

وجه اول: از منظر علم كلام‏

استاد احمد خوانساری در بیان این حدیث قدسی از منظر علم کلام خاطرنشان کرد: در نظر اول طبق اين حديث چنين به نظر مى ‏رسد كه على و فاطمه سلام الله علیهما از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم افضل هستند؛ و لكن معناى حديث چنين نيست، بلكه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم افضل كائنات و سيد اولين و آخرين است؛ چنان چه آیه شریفه می فرماید: «ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى* فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى‏» سپس نزديك‏تر و نزديك‏تر شد تا آن‏كه فاصله او (با پيامبر) به اندازه فاصله دو كمان يا كمتر بود.

 

وی در ادامه بیان کرد: حتى خود امير مؤمنان علیه السلام درباره رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مى ‏فرمايد: «أنا عبد من عبيد محمد صلّى اللّه عليه و آله» يعنى «من يكى از بندگان محمد هستم»؛ و اطاعت از فرمان‏ هاى‏ رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم حتى بر امير مؤمنان علیه السلام نيز واجب است؛ بلكه معناى حديث قدسى نظير اين روايت است كه از شيعه و سنى از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل گرديد: «علىّ منّى و أنا من على» يا «حسين منّى و أنا من حسين» است؛ با توجه به اين مطالب، روايت را مى‏ توان به يكى از اين ‏وجوه معنا كرد.

 

معنای اول:

این استاد حوزه علمیه قم تصریح کرد: غرض و غايت از آفرينش جسم و بدن مطهر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در اين نشئه دنيوى و مبعوث گشتن آن حضرت كامل نمى ‏گردد، مگر به وجود امام على علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها، كه دين را برپا داشتند و معارف دينى را كه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آورده بود، تفسير و توضيح نمودند و طريق هدايت را ادامه دادند؛ نظير آيه ‏اى كه در مورد غدير خم نازل شد و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، امير مؤمنان علیه السلام را به امامت نصب نمود:

«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ» اى پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملا (به مردم) برسان و اگر نكنى، رسالت او را انجام نداده ‏اى؛ خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم نگاه مى‏ دارد و خداوند جمعيت كافران (لجوج) را هدايت نمى ‏كند.

 

وی در همین راستا افزود: خداوند رسالت نبى اكرم صلی الله علیه و آله و سلم را موقوف به نصب امير مؤمنان، علی علیه السلام به امامت مى ‏فرمايد تا على علیه السلام، ادامه دهنده راه نبى الله صلی الله علیه و آله و سلم باشد.

 

استاد خوانساری در ادامه به آیه ای دیگر اشاره نمود: «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ‏ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً» امروز كافران از (زوال) آيين شما مأيوس شدند بنابراين از آنها نترسيد و از (مخالفت) من بترسيد، امروز دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آيين شما پذيرفتم.

 

وی اضافه نمود: اين آيه شريفه نيز در مورد غدير خم نازل شده است و شرط رضايت خداوند در مورد قبولى اسلام براى مسلمين به آن روز منوط شده است، زيرا فقط در اين‏ صورت بود كه كفار از نابودى اسلام نااميد مى ‏شدند و براى اينكه اقامه امر دين با وفات نبى اكرم صلی الله علیه و آله و سلم گسسته نمى‏ گشت؛ بلكه تا دنيا دنياست، باقى مى ‏ماند؛ چنان ‏كه چنين شد.

 

این استاد حوزه درس خارج حوزه در همین راستا به آیه کریمه ای دیگر اشاره نمود: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبی» بگو من هيچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى‏ كنم، جز دوست داشتن نزديكانم (اهل بيت).

 

وی افزود: در اين آيه، رسالت را در يك‏ طرف و محبت اهل بيت علیهم السلام را در طرف و كفه‏ اى معادل آن قرار داده است.

 

استاد احمد خوانساری خاطرنشان کرد: خداوند در جاى ديگر مى‏ فرمايد: «ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ» هر اجر و پاداشى از شما خواسته‏ ام، براى خود شماست.»

 

وی در ادامه به بیان آيه ديگر در این رابطه پرداخت: «ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى‏ رَبِّهِ سَبِيلًا» من در برابر آن هيچ‏ گونه پاداشى از شما نمى ‏طلبم، مگر كسى‏ كه بخواهد راهى به سوى پروردگارش برگزيند (اين پاداش من است)».

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: پس در واقع ايشان سبيل و طريق به سوى خداى تعالى و رضوان او هستند و جايگاه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در اين ميان روشنگر طريق هدايت در زمانى است كه فتنه ‏اى عظيم، مسلمين را فرا گرفته بود و هيچ‏ كس نيز مانند آن حضرت نمى‏ توانست شبهات را دور نمايد و تاريكى ‏هاى گمراهى را نابود سازد.

 

وی افزود: همين خصوصيت است كه ايشان را در ميان همه مسلمين و همه دوران ‏ها ممتاز مى ‏سازد، زيرا هم او بود كه در حقش آيه تطهير و سوره دهر  نازل گرديد؛ و هم او بود كه ام ابيها لقب گرفت و مادرىِ پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم مقامى است كه با مادرىِ مسلمين (لقب همسران پيامبر) قابل قياس نيست؛ و هم او بود كه روح پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم در كالبدش بود و همه اين آيات و احاديث در مرئى و منظر مسلمين است.

 

استاد احمد خوانساری خاطرنشان کرد: با توجه به مطالب گفته شده، حديث قدسى مذكور، شبيه مفاد این آیه کریمه است: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ «3» «من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اين‏كه عبادتم كنند»؛ يعنى اول شناخت و معرفت پيدا كنند، بعد عبادت و طاعت كنند و اين نيست، مگر به واسطه هدايت رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلم و دين حنيف كه به مجاهدت معصومين و ائمه عليهم السلام برپا داشته شد.

 

وجه دوم براى تفسير حديث قدسى: از منظر حكمت و فلسفه‏

استاد احمد خوانساری خاطرنشان کرد: يكى از مسائل حكمت و فلسفه متعالى «تعدّد غايات» است. من جمله غايت نهايى و غايت متوسط و ثابت گرديده كه ممكن است علت غايى در يك‏ جا علت متوسط در جاى ديگر باشد؛

مثلا ممكن است محصّلى بگويد: «من به مدرسه مى ‏روم تا دانش فرابگيرم و دانش فرامى‏ گيرم تا دانشمند گردم»،

درست است كه چنين كسى بگويد: اگر به مدرسه نمى ‏رفتم، چيزى فرانمى ‏گرفتم و اگر چيزى فرا نمى ‏گرفتم، صاحب علم نمى ‏شدم»؛

 و اگر چنين هم بگويد، باز درست است كه: «اگر شوق و رغبت دانشمند شدن نبود، چيزى فرا نمى‏ گرفتم و به مدرسه نمى ‏رفتم»

 

وی افزود: نتيجه آنكه ما از اين گفتار افضليت و برتريت رفتن به مدرسه از دانش آموختن و نه برترى دانش آموختن از مرتبه بالاى دانشمند شدن را نمى‏ فهميم، بلكه اين تعليل در واقع بيان يك سلسله غايات و وسائط است و اثرپذيرى غايات و اهداف نهايى از اهداف و غايات پايين ‏تر را مى ‏رساند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: پس آن‏ چه در ظاهر حديث قدسى مذكور به نظر مى ‏رسد كه حضرت فاطمه سلام الله علیه را علت غايى آفرينش و بالاتر از پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم ذكر مى‏ كند، مراد واقعى حديث نيست؛ بلكه اشارت دارد به اينكه آن حضرت سلام الله علیها از وسائط و غايات شريفه‏ اى است كه بعد از آن هدف و غايت نهايى خلقت، يعنى آفرينش رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلم مى ‏آيد.

 

وجه سوم: از منظر عرفان‏

استاد احمد خوانساری خاطرنشان کرد: حاصل اين وجه آن است كه حديث اشارت دارد به اينكه به واسطه وجود نورانى خمسه طيبه خداوند بقيه مخلوقات را آفريد؛ مانند رواياتى كه از شيعه و سنى نقل شده: «أوّل ما خلق اللّه نور نبيّك يا جابر» و در روايت ديگر تعبير به «العقل» شده و در قرآن به «ماء» آمده است: «وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْ‏ءٍ حَيٍّ» و ما از آب هر چيز زنده‏ اى را آفريديم».

 

وی افزود: در حديث قدسى هم شرط در جمله شرطيه اول ذات نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله قرار داده شده، نه خلقت و آفرينش آن حضرت: «لولاك لما خلقت الأفلاك». منظور از آن، نور مبارك و شريف رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلم است كه از عالم «أمر» است و مخلوق به معناى اعم است. (اعم از خلقت در اين نشئه دنيوى و يا در عالم انوار) نه به معناى اخص (فقط نشئه دنيوى) كه آياتى به آن اشارت مى ‏فرمايد: «لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ و يا إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ* فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: بنابراين مخلوقات خداوند بر دو گونه‏ اند: از عالم انوار و از عالم خاك و ماده غليظ كه نشئه دنيوى است، در جمله شرطيه اول، ذات نورى رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلم را واسطه فيض خلقت افلاك معرفى مى‏ نمايد و در جمله شرطيه دوم «لولا علىّ لما خلقتك» نور مبارك امير مؤمنان سلام الله علیه را واسطه فيض آفرينش بدن و جسد مطهر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله معرفى مى‏ فرمايد و در جمله‏ شرطيه سوم «و لو لا فاطمة لما خلقتكما» نور مبارك حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را واسطه فيض آفرينش بدن دنيوى پيامبر اكرم و امير المؤمنين سلام الله علیهما مى ‏شناساند.

 

وی افزود: پس اين حديث قدسى در نهايت ظرافت و دقت، شرط را در جملات شرطيه سه ‏گانه، خلقت آن سه وجود مطهر قرار نداده است؛ بلكه شرط را ذوات نوريه آنها و جزاى شرط را خلقت قرار داده است؛ و تعبير روايت اين نيست كه: «لو لا خلقك لما خلقت الأفلاك و لو لا علىّ لما خلقتك و لو لا خلق فاطمة لما خلقتكما»؛ بلكه اسلوب اين حديث و هم‏ انگيز، اشاره به مقامات فاطمه زهرا سلام الله علیها است و اينكه آن حضرت تلو نبىّ و وصىّ عليهما السلام است و از همه انبيا و مرسلين مقدم است.

 

استاد خوانساری خاطرنشان کرد: حاصل كلام آنكه اول مخلوقات خداوند نور پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم است، سپس نور امير مؤمنان و بعد از آن، نور فاطمه زهرا عليها السلام؛ و در مرتبه بعد، نور بقيه عوالم و نشئات خلقت كه شامل بدن‏ هاى معصومين نيز مى ‏گردد.

 

وی اضافه نمود: بنابراين، نور مبارك امير مؤمنان و صديقه طاهره واسطه بين نور نبى اعظم و اجساد شريفه معصومين در سلسله عوالم آفرينش است. و اين همان معناى كلام ما است كه مى ‏گوييم نور على و فاطمه عليهما السلام واسطه فيض خلقت بدن نبى مكرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم است همان‏ طور كه نور فاطمه واسطه خلقت بدن آن دو بزرگوار است.

 

 

ج, 03/14/1400 - 12:03