استاد خوانساری مطرح کرد؛

مقامات حضرت فاطمه سلام الله علیها از منظر کتاب و سنت «قسمت سیزدهم»

استاد احمد خوانساری در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به ادامه بحث در موضوع «مقامات حضرت فاطمه سلام الله علیها از منظر کتاب و سنت» پرداخت.

 

مقام هشتم: فاطمه عليها السلام معيار امامت‏

این استاد درس خارج و سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای سیزدهمین قسمت از گفتگو خاطرنشان کرد: در همان ساعت‏ هاى اوليه بعد از رحلت نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله، مسابقه‏ اى بى ‏رحمانه بين جناح‏ هاى قدرت ‏طلب درگرفت و بعد از اندك مدتى نتيجه آنكه همانا توزيع قدرت و مناصب حكومتى بود به انجام رسيد و سرانجام آن، دورى از شريعت الهى متمثل در امام على علیه السلام بود.

 

وی افزود: البته اين مرحله دشوار به آسانى بر امام نگذشت و صاحبان سقيفه كوشيدند با گرفتن بيعت، ولو به شكل ظاهرى، از آن حضرت و اصحاب نيكوكردارش تأييدى بر جريان سقيفه بگيرند تا ظاهرى شرعى بر عمل خود درست كنند و ساير مسلمانان را نيز اقناع نمايند.

 

استاد خوانساری در ادامه بیان کرد: صد البته اين فريبكارى با وجود فاطمه زهرا عليها السلام ميسر نمى‏ گشت؛ به ‏همين ‏جهت بيعت گرفتن از امير مؤمنان علیه السلام و اصحابش مدتى طول كشيد، زيرا در اذهان مسلمين دختر پيامبر علیهما السلام داراى حجيت الهيه بود، چون هنوز مسلمانان فراموش نكرده بودند كه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم چه احترام و منزلتى براى او قائل بود.

 

وی اضافه نمود: از كتاب ابى اسحاق ثعلبى از مجاهد منقول است كه گفت: «رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در حالى ‏كه فاطمه سلام الله علیها را به دست گرفته بود، فرمود: هر كس اين را مى‏ شناسد كه مى ‏شناسد و هركس نمى ‏شناسد، بداند كه او فاطمه دختر محمد است و او پاره تن من است و او روح من در كالبد من است؛ پس هر كس او را اذيت كند، مرا آزرده است و هر كس مرا بيازارد، خداوند را ناخشنود كرده است».

 

این استاد حوزه علمیه  قم تصریح کرد: همچنين جابر بن عبد اللّه مى ‏گويد: «رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: فاطمه سلام الله علیها مانند موى سر من مى ‏ماند؛ هركس يك موى مرا (بكَند) مرا آزرده و هركس مرا اذيت كند، خداوند را آزرده و كسى‏ كه خداوند را بيازارد، خداوند او را به اندازه همه زمين و آسمان ‏ها لعنت فرستد».

 

وی افزود: از این رو مسلمانان اذيت فاطمه زهرا سلام الله علیها را با اذيت پيامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم و اذيت و آزار و ناخشنودى خداوند يكى مى ‏دانستند كه موجب لعنت و عذاب اليم الهى مى ‏شود.

 

استاد خوانساری خاطرنشان کرد: اين فقط در صورتى ممكن است كه مقام حجيت الهيه فاطمه زهرا را قبول نماييم در غير اين صورت نمى‏ توان معتقد بود كه آزار و اذيت فاطمه سلام الله علیها آزار و اذيت خداوند است و اين برهان بر حجّيت فاطمه سلام الله علیها بين مسلمين است.

 

وی اضافه نمود: ابن ابى الحديد از استادش نقيب ابى يحيى جعفر بن يحيى بن ابى زيد بصرى نقل مى‏ كند: آيا ابو بكر بعد از خطبه فاطمه سلام الله علیها به على عليه السلام در كناياتش‏ اهانت كرد؟

استاد پاسخ داد: بله و اين همه به خاطر ملك و حكومت است اى فرزندم.

گفتم: انصار چه گفتند؟

گفت: از ترسشان هيچ در مورد على نگفتند (و حق او را كتمان كردند).

 

وی افزود: همچنين روايتى كه خواهد آمد، اندازه تأثير مقام فاطمه زهرا سلام الله علیها را در اذهان عمومى مشخص مى‏ نمايد و اين افزون بر آيات متعدد قرآن كريم و روايات نبوى است كه در مورد مقام آن حضرت آمده است؛ مانند «سيده بودن زنان اهل جنت»؛ پس چگونه ممكن است كه سيده زنان اهل بهشت با امام زمانش بيعت نمى ‏نمايد و آيا سيده زنان اهل بهشت با بيعت نكردنش به مرگ جاهلى مرده است؟ زيرا از پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم مكرر شنيده بودند كه مى ‏فرمود: «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة الجاهلية» در حالى ‏كه آن حضرت عليها السلام نه تنها با ابو بكر بيعت نفرمود، بلكه با امير مؤمنان على علیه السلام بيعت فرمود؛ در حالى ‏كه در خلافت شرعيه آن حضرت تأكيد مى ‏فرمود.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: آ‏نچه اهميت جايگاه فاطمه زهرا سلام الله علیها در آن برهه از تاريخ اسلام بر ما روشن مى‏ سازد، قضيه ‏اى است كه ابن قتيبه در كتاب الامامة و السياسه نقل مى ‏كند كه عمر به ابو بكر پيشنهاد ملاقات با فاطمه زهرا سلام الله علیها را داد، زيرا آن حضرت سلام الله علیها از آن دو شخص غضبناك بود؛ اما آن حضرت سلام الله علیها به آن دو اجازه نمى ‏دهد؛ نزد امير مؤمنان علیه السلام آمدند و او را واسطه قرار دادند تا به نزد آن حضرت آمدند اما آن حضرت صورت خود را از آنها برگرداند؛ پس سلام كردند، اما جواب سلام آنها را نداد.

 ابو بكر گفت: اى حبيبه رسول خدا به خداوند سوگند كه نزديكان و فرزند رسول خدا را از نزديكان خودم‏ بيشتر دوست مى ‏دارم و تو را بيش از عايشه دخترم دوست مى‏ دارم، اى كاش روزى كه پدرت وفات كرد، من هم مى ‏مُردم و بعد از او نمى ‏ماندم؛ آيا نمى ‏نگرى كه من تو را مى‏ شناسم و به فضيلت و شرفت آگاهم و اينكه حقّت را از ميراث رسول خدا مانع شدم، فقط به اين جهت است كه شنيدم از رسول خدا كه مى‏فرمود: «ما ارث نمى‏ گذاريم و هرچه از ما باقى مى ‏ماند، صدقه است».

آن حضرت فرمود: اگر حديثى از رسول خدا بگويم، آيا قبول مى‏ كنيد و بدان عمل مى‏ كنيد؟

گفتند آرى!

فرمود: آيا نشنيديد از رسول خدا كه مى‏ فرمود: رضايت فاطمه رضايت من است و ناراحتى او ناراحتى من است؛ هركس فاطمه دخترم را دوست بدارد مرا دوست داشته است و هركس فاطمه را راضى نمايد، مرا راضى نموده است و هركس فاطمه را ناراحت و ناراضى نمايد، مرا ناراحت و ناراضى گردانيده است.

گفتند: بله، ما همين را از رسول خدا شنيده ‏ايم.

فرمود: من خداوند و ملائكه الهى را شاهد و گواه مى ‏گيرم كه شما دو نفر مرا ناراحت كرديد و مرا راضى نكرديد و در حالى پيامبر را ملاقات مى‏ كنم كه از شما دو نفر شكايت كنم.

ابو بكر گفت: به خدا پناه مى ‏برم از نارضايتى خدا و نارضايتى تو اى فاطمه.

سپس ابو بكر آنقدر گريه كرد كه نزديك بود جان از بدنش خارج شود، در حالى‏ كه فاطمه زهرا مى ‏فرمود: «به خدا قسم در هر نمازم تو را نفرين مى ‏كنم».

سپس ابو بكر در حالى‏ كه گريه مى ‏كرد از نزد آن حضرت خارج شد، مردم اطراف او جمع شدند؛

ابو بكر گفت: من احتياجى به بيعت شما ندارم‏؛ بيعتتان را پس بگيريد.

 

استاد بزرگوار، احمد خوانساری خاطرنشان کرد: اين است جايگاه رفيع فاطمه عليها السلام؛ زيرا اگر آن حضرت چنين جايگاهى را در اعماق اعتقادات مسلمين نداشت، عذرخواهى شيخين از ايشان بى‏ معنا بود و آن حضرت مقام الهى خود را به آنها تذكر داد و آنان هم اين كلام رسول خدا را اقرار كردند: «رضا فاطمة من رضاى و سخط فاطمة من سخطي».

 

وی افزود: به همين جهت، اعلام عدم رضايت آن حضرت از آن دو، ابو بكر را گريان كرد و اگر فاطمه زهرا سلام الله علیها آن جايگاه شامخ را در نزد مسلمانان نداشت، شيخين نيازى به اعتذار نداشتند تا رضايت آن حضرت سلام الله علیها را به دست آورند كه در نتيجه رضايت خداوند فراهم گردد و از این رو چون به نارضايتى فاطمه زهرا سلام الله علیها يقين پيدا كردند، از آن عدم رضايت خداوند نيز آشكار گشت؛ از این رو ابو بكر از مسلمين درخواست كرد كه بيعت او را پس بگيرند، زيرا ناراحتى فاطمه سلام الله علیها از آنها مشروعيت حكومتشان را از بين مى ‏برد.

 

استاد خوانساری خاطرنشان کرد: اين مخالفت آشكار حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها موجب شد كه موقتا از گرفتن بيعت اجبارى از امام امیرالمؤمنین علیه السلام صرف‏ نظر كنند. از این رو به ابو بكر گفتند: اى خليفه رسول خدا اين امر (خلافت) محكم نمى ‏گردد (مگر با بيعت على عليه السلام) و تو بهتر از ما مى ‏دانى به جز اين كار، دين خدا اقامه نمى ‏گردد. ابو بكر گفت: به خدا سوگند اگر غير از اين بود و از گسسته شدن اين ريسمان نمى‏ ترسيدم، بر عهده هيچ مسلمانى بيعتم را قرار نمى ‏دادم، بعد از آنچه از فاطمه ديدم و شنيدم.

 

وی افزود: ابن قتيبه مى ‏گويد: «على كرّم اللّه وجهه تا بعد از موت فاطمه رضى اللّه عنهما بيعت نكرد.»؛ اين مى‏ رساند كه دستگاه حاكمه از آثار غضب فاطمه سلام الله علیها خوفناك بود؛ از این رو اصرارى به بيعت امير مؤمنان على علیه السلام نكرد؛ اما بعد از آن حضرت به شدت امير مؤمنان سلام الله علیه را براى بيعت تحت‏ فشار قرار دادند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: فراموش نمى‏ كنيم كه خليفه اول بيعت على عليه السلام را تا موقعى كه فاطمه عليها السلام در كنار او بود، به تأخير مى ‏اندازد.

عمر گفت: آيا در مورد خودت (بيعت) به او امر نمى ‏كنى؟

ابو بكر جواب مى‏ دهد: او را براى هيچ‏ چيزى اكراه نمى‏ كنم تا موقعى كه فاطمه [سلام الله علیها] در كنار اوست.

 

استاد خوانساری خاطرنشان کرد: چيزى كه ما در صدد اثبات آن هستيم، اين است كه حجّيت فاطمه زهرا سلام الله علیها تأثيرى بزرگ بر حقانيت على عليه السلام داشت كه امامت او را در راستاى نبوت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و به كمال رسيدن دعوت نبوى اثبات مى ‏نمود، چنين است كه ظهور و بقاى دعوت نبوى و رسالت حضرت، احتياج تامّ به جايگاه حجّيت الهى فاطمه زهرا سلام الله علیها داشت.

 

وی تصریح کرد: به همين جهت است كه موقف و جايگاه آن حضرت از يك طرف موجب رسوايى مخالفان هم از جهت شرعى و هم قانونى مى‏ گردد و از سوى ديگر حقوق غصب شده اهل بيت عليهم السلام را نمايان مى ‏سازد، زيرا نظريات حضرتش هر حكومتى كه به حقوق اهل بيت تعدى نمايد، مخاطب‏ مى‏ فرمايد، به عبارت روشن‏ تر، جايگاه رفيع فاطمه زهرا عليها السلام به عنوان يك دليل شرعى و ذخيره الهى در مقابل دشمنان اهل بيت استفاده مى ‏شود؛ به همين دليل است كه بعضى از مورخان، وقايع اين برهه از تاريخ اسلام را عمدا مشوش جلوه مى‏ دهند و سعى در حذف آن حضرت دارند، كار بعضى ديگر هم به انكار آن وقايع مسلم منجر شده است تا مبادا موجب خدشه در مشروعيت حكومت شيخين گردد و اين همه فقط به سبب اثبات حجيت الهى فاطمه زهرا سلام الله علیها در نزد آنان است.

 

خلاصه‏

استاد احمد خوانساری در بخش پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: موقعيت سياسى- الهى حضرت فاطمه سلام الله علیه در نزد غاصبين خلافت و احتجاج على عليه السلام به آن حضرت در مواجهه با آنان مقام و منزلت آن حضرت و حجيتش را در نزد آحاد مسلمين و دين اسلام برايمان روشن مى‏ سازد، زيرا همه آنچه از پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم شنيده بودند، يا در آيات قرآنى در مورد امير المؤمنين علیه السلام آمده بود و يا حتى معجزاتى كه به دست تواناى على عليه السلام به وقوع پيوسته بود، آنها را نفعى نبخشيد و پذيراى حق نكرد و تنها محاجه آن حضرت باقى ماند كه هيچ‏ كدام در مقابل آن جوابى نداشتند، زيرا فاطمه زهرا عليها السلام يك حجّت شرعى بود و به آسانى نمى‏ شد از گفتار او گذشت.

 

وی افزود: به همين جهت اولى و دومى و بسيارى از صحابه از تبرّى آن حضرت خوف داشتند و بسيار تلاش كردند كه رضايت او را به دست آورند كه البته موفق به اين كار هم نشدند؛ از اينجاست كه روشن مى ‏شود چرا بسيارى از علماى عامه و اهل سنت مواجهه آن حضرت را با اهل سقيفه و نارضايتى‏ او را از آنان انكار مى ‏كنند؛ زيرا از بحران مشروعيت اهل سقيفه بيمناك هستند و ناخودآگاه اين همه تصديق اهل سنت به حجيت همه افعال و اعمال حضرت فاطمه زهرا عليها السلام است.

/270/260/20/

 

س, 04/08/1400 - 15:11